افسانه اراده آزاد

  • 12 مهٔ 2017 - 22 اردیبهشت 1396
پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
افسانه اراده آزاد

آیا ما اراده آزاد داریم یا نداریم؟ این سؤال خیلی خوبی است. و سؤالی است بسیار قدیمی‌. در واقع از شاخه‌های سؤال قدیمی جبر و اختیار است. و مشکل‌اش همان مشکل جبر و اختیار است: اینکه اگر شما به اختیار معتقد باشید، به تعبیری می‌شود گفت عملا به علیت معتقد نیستید.

هر یک از عضلات من که حرکت می‌کند، نورونی در مغزم آن عضله را تحریک کرده. و یک نورون دیگر آن نورون را تحریک کرده. بین این نورون‌ها یک زنجیره علّی وجود دارد. من نمی‌توانم به علّیت بین این نورون‌ها معتقد باشم، و بعد معتقد باشم هر وقت هر کار دلم بخواهد می‌توانم بکنم.

بحث دیگری (که در پاسخ به این حرف) طرح می‌کنند، بحث آماری و عدم قطعیت است. می‌گویند اینکه نورونی فعالیت کند و نورون دیگری به آن جواب بدهد، قطعی نیست. گاهی یکی فعالیت می‌کند دیگری جواب نمی‌دهد. و نوعی توزیع آماری دارد. یعنی این اتفاق تا حدی تصادفی پیش می‌آید. اما حتی اگر این فرض را هم بپذیرید، در واقع دارید بین اینکه مجبور هستید یا تصادفی رفتار می‌کنید انتخاب می‌کنید - که باز هم جای زیادی برای اراده آزاد به آن مفهوم سنتی‌اش باقی نمی‌ماند.

آزمایش‌های زیادی در این زمینه در عصب‌شناسی انجام شده. از قدیمی‌ترین‌ آزمایش‌ها آزمایش‌های آقای لیبت است. آزمایش از این قرار است:

اهرمی به شما می‌دهند و می‌گویند هر وقت خواستید این اهرم را تکان بدهید. یک ساعت بسیار بزرگ هم جلوی شماست که یک نقطه نورانی رو آن حرکت می‌کند - که بتوانید زمان را با دقت گزارش کنید. شما باید به نقطه نورانی نگاه کنید و به خاطر بسپرید که در کدام لحظه تصمیم گرفتید اهرم را حرکت بدهید. (و آن زمان را در پایان آزمایش گزارش کنید). از طرف دیگر، یک ساعت هم زیر این اهرم قرار دارد که لحظه حرکت آن را ثبت می‌کند. و می‌دانیم شما کی تصمیم گرفتید. فعالیت مغزی‌تان را هم ثبت می‌کنیم. در واقع می‌توانیم حساب کنیم کی فرمان حرکتی آن حرکت در مغز شما صادر شده. خب توالی زمانی این‌ها - اگر به شکل سنتی آن در نظر بگیریم - این خواهد بود: من اراده کردم، مغزم فرمان حرکتی داد، و بعد اهرم حرکت کرد. اما وقتی در عمل نگاه می‌کنیم می‌بینیم ترتیب برعکس است: فرمان حرکتی در مغز صادر می‌شود، من اراده می‌کنم - یا فکر می‌کنم اراده می‌کنم - و بعد اهرم حرکت داده می‌شود.

کارهای دیگری هم بر اساس تحریک الکتریکی مغز انجام شده. مثلا در مغز نواحی‌ای هست که اگر تحریک کنید، یک عضله حرکت می‌کند. و نواحی‌ای وجود دارد که اگه تحریک کنید، من احساس می‌کنم می‌خواهم آن عضله را حرکت بدهم. عصب‌شناس‌هایی که این آزمایش را انجام دادن (مثلا بنجامین لیناس) می‌گویند «چون می‌دانستم قرار است مغزم را تحریک کنند که من دستم را به یک سو حرکت بدهم، تصمیم گرفتم علیه این اراده عمل کنم». تحریک الکتریکی می‌کنند و دستش را به همان جهتی که قرار بوده می‌برد. می‌پرسند «پس چرا دستت را این طرف بردی؟» می‌گوید «نمی‌دانم. آخرین لحظه نظرم عوض شد. ولی خودم تصمیم گرفتم این کار را بکنم». در حالی که این تصمیم مستقیما با تحریک الکتریکی در مغزش القا شده بوده.

از سوی دیگر، گاه پیش می‌آید حرکتی می‌کنیم که نسبت به آن حس أراده نداریم. مثل بیماری نگلکت یا غفلت یک‌سویه، که عضلات بدن بیمار حرکت دارد، اما نسبت به نصف بدنش إحساس تعلق نمی‌کند. فکر می‌کند بدنش را خودش حرکت نمی‌دهد. بعضی از این بیمارها شب که می‌خوابند، نصف بدن‌شان را از پتو بیرون می‌اندازند. یا گاهی از تخت پایین می‌افتند، چون فکر می‌کنند به خودشان تعلق ندارد، در حالی‌که خودشان آن را حرکت می‌دهند.

نتیجه‌ای که می‌خواهم بگیرم این است که اراده آزاد به آن مفهوم سنتی‌ سؤالی است تقریبا بی‌معنی‌. اما این احساس از کجا می‌آید و چرا باید باشد؟

برای اینکه مغز ما باید بتواند خود را با دنیای خارج هماهنگ کند - یا با اطلاعات حسی‌ که از دنیای خارج می‌آید. در واقع سیستم عصبی ما این تصمیم‌ها را می‌گیرد، این حرکت‌ها را انجام می‌دهد، و قسمتی از فرایند این است که به اطلاع بقیه مغز برساند که خودش این کار را کرده. نظیر درونی این احساس این می‌شود که من فکر می‌کنم اراده آزاد دارم، من این کار را کرده‌ام. خب با تعریفی من این کار را کرده‌ام، چون من که جز مغز خودم نیستم. مغز من این کار را کرده و فکر کرده خودش کرده. با این تعبیر، شاید حرف بی‌معنایی نباشد، اما نه بیش از این.

کل برنامه‌ها را اینجا ببینید و بخوانید


نفرین نفت، پروین علیزاده

درآمدی بر خوراک ایرانیان، هوشنگ شهابی

رساله یک کلمه، ماشالله آجودانی

ماکیاولی، رامین جهانبگلو

افسانه اراده آزاد، آرش افراز

اینترسکشنالیتی چیست؟، آزاده کیان

اخلاق حافظی، عبدالکریم سروش

جامعه‌شناسی تطبیقی، سعید امیرارجمند

انقراض ساسانیان و تداوم فرهنگی ایرانیان، پروانه پورشریعتی

انسداد فکری در دوران رضا شاه، مهرزاد بروجردی