نامه‌ای از لندن؛ «در حکایت و شکایت زبان فارسی!»

کارگاه‌های سه گانۀ زبان

Image caption آیا انسان تلاش می‌کند که با آفرینش «آدم وارۀ سیبرنتیک» (L'homme cybernétique) سکوت خدای نادیده را بشکند، یا چی؟

سلام بر همۀ فارسی زبان‌ها و فارسیدان‌های سراسر دنیا. صحبت از زبان است که با یک «ریشه» در زندگی دوگانۀ انسان، سه «شاخه» دارد. چرا زندگی دوگانه؟ برای اینکه انسان در «جسم» با زندگی همۀ جانداران جهان همگونه است و در این زندگی با هیچیک از آنها، از آمیب و فایتوپلنکتون (۱) گرفته تا میمون و نهنگ، هیچ تفاوتی ندارد. حیات در همۀ جانداران گوهر، یا جوهرش یگانه است.

امّا اگر به همان زندگی جسمی قانع شده بود و با آن ساخته بود و سؤالی نمی‌داشت و قرار گرفته بود و می‌گذراند، از بهشت جنگل بیرون نمی‌آمد. طغیان او با خوردنِ میوۀ «معرفت»، یا «دانش»، یا «شناخت»، سر پیچی از قانون زندگی‌ای بود که فقط «جسمی» باشد، برای جسم باشد و در جسم شروع بشود و در جسم بماند و در جسم تمام شود، یعنی زندگی «گوسفندی». او حیوانی بود که «انسان» شده بود و شروع کرده بود به فکر کردن، و تأمّل کردن، و سؤال کردن، و رفته رفته صاحب «ذهن» شده بود، صاحب «شعور»، صاحب «روح» شده بود، یعنی که حالا دو تا زندگی داشت، یکی جسمی و «مادّی» و دیگری روحی و «معنوی».

Image caption پیداست که دارد فکر می‌کند که چرا نمی‌تواند فکر کند، ولی نومید نمی‌شود، و همچنان در آرزوی فکر کردن می‌ماند تا ناگهان می‌گوید: من فکر می‌کنم!

و حالا «زبان»، که در زندگی دوگانۀ انسان، آیینۀ «فکر» و مظهر «انسانیت» او بود، از لحاظ نوع کلمه‌ها، از لحاظ شیوۀ ترکیب کلام، و از لحاظ خصوصیت‌های بیانی، باید از کیفیت و موقعیت نیازهای فردی و اجتماعی او پیروی می‌کرد. ما انسان‌ها امروز، در دهۀ دوّم قرن بیست و یکم میلادی، از هر ملّتی باشیم و در هر جای جهان زندگی بکنیم، از زبان ظاهراً در موقعیت‌های بسیار مختلف استفاده می‌کنیم، امّا اگر با دقّت به بررسی ماهیت و کیفیت این موقعیت‌ها بپردازیم، می‌بینیم که انسان در این موقعیت‌های مختلف زبان را در سه «کارگاه» (۲) متفاوت به کار می‌گیرد.

کاربرُدِ زبان در «کارگاه اوّل» بَرآوردنِ نیازهای زندگی روزمرّۀ یک یک همۀ هفت هزار و چهارصد میلیون نفر جمعیت روی زمین در همۀ ارتباط‌های اجتماعی آن‌ها در خانواده و در جامعه است. در این کارگاه، زبان ساده و صریح و همه فهم و همگانی است و بنا بر این می‌توانیم آن را «زبان اجتماعی انسان» بنامیم.

Image caption کلمۀ علمی و بین‌المللی «کامپیوتر» به هجده زبان به علاوۀ یک زبان

در «کارگاه دوّم» زبانی به کار گرفته می‌شود که مثل زبان اجتماعی، «عامّ» نیست و یک یک همۀ هفت هزار و چهارصد میلیون نفر جمعیت روی زمین در زندگی روزمرّۀ خود به آن نیاز پیدا نمی‌کنند و در موقعیتی که جامعه‌های انسانی از آغاز تاریخ تا به امروز داشته است، بخش کم و بیش وسیعی از جامعه‌ها، مخصوصاً در طبقه‌های پایین، در طول زندگی خودشان، تقریباً هیچ‌وقت به گفتن و شنیدن و خواندن و نوشتنِ آن وادار نمی‌شده‌اند. زبان، با کلام و شیوه و هدفی که در این کارگاه دارد، خود کاربرد «خاصّ» پیدا می‌کند و در وابستگی به علم‌ها و فنّ‌های مختلف «زبان علمی انسان» نامیده می‌شود.

و امّا زبان در «کارگاه سومّ» می‌کوشد که خود را با پروازهای ذهنی و روحی انسان در بیرون و در ورای افق‌های جهان مادّی که همبستۀ نیازهای جسمی و اجتماعی اوست، هماهنگ کند و به بیان حالات و خیالاتی از زندگی معنوی او بپردازد، که غیر از «حیرت» او از هستی، و اشتیاق او در جستن «حقیقت» و لذّت بردن او از «زیبایی» سرچشمۀ دیگری ندارد، و او را در این پرواز معنوی، با آفرینش‌های هنری، همسایۀ خدا می‌کند. از آنجا که آفرینش‌های هنری ره آورد پروازهای فلسفی است، زبان آن هم که با اعجازهای کلامی فرد در بیان به اوج توانایی و زیبایی می‌رسد، «زبان فلسفی انسان» (۳) می شود. برای هر یک از این سه زبان گفتارهایی خواهیم داشت.

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
نامه‌ای از لندن - شمارۀ چهاردهم، سال یازدهم، جمعه ۲۵ اوت ۲۰۱۷

زبانتان همواره دارا و دانا و توانا باد.

زیرنویس‌ها:

۱- «Amoeba» اُرگانیسم تک یاخته ای «جانور وار» و «phytoplankton» اُرگانیسم تک یاخته‌ای «گیاه وار».

۲- می‌توانیم زبان را در سه «دسته»، «گروه»، «گونه» یا «نوع» طبقه بندی کنم، امّا من هیچ‌یک از این‌ها را برای طبقه بندیِ «کار بُردهای سه گانۀ» زبان مناسب نیافتم. «کار» زبان چیست؟ زبان چه «کاربُرد»هایی دارد؟ زبان در «کارگاه» ذهن انسان و با هنر «اندیشه نگاری» انسان «ساخته» می‌شود. به این دلیل برای طبقه بندی زبان ترکیب «کارگاه» به کار برده شد.

۳- می‌پرسید با چه منطقی سخن گفتن و سخن نوشتن به صورتی که در متن‌های آیینی، فلسفی، شعر، ترانه، داستان، نمایشنامه، حدیث نفس، و حتّی نقد ادبی ملاحظه می‌شود، همه را جمعاً حاصل کارگاه «فلسفی» زبان می‌دانم؟ می‌گویم به این دلیل که همۀ اندیشه‌ها و بیان‌های انسان در وادی حیرت‌های وجودی و حقیقت جویی و آفرینش زیبایی در «جنبۀ فلسفی» زندگی انسان واقع می‌شود، نه در جنبه‌های دیگر آن.

موضوعات مرتبط