نامه‌ای از لندن؛ «در حکایت و شکایت زبان فارسی!»

تصویر روی جلد «کتاب انسان کامل»، نوشتۀ عبدالعزیز بن محمد نَسَفی معروف به عزیزالدین نسفی، از عارفان برجسته قرن هفتم هجری.
Image caption تصویر روی جلد «کتاب انسان کامل»، نوشتۀ عبدالعزیز بن محمد نَسَفی معروف به عزیزالدین نسفی، از عارفان برجسته قرن هفتم هجری.

فرهنگستان‌های پر نفره و تک نفره

سلام بر همۀ فارسی زبان‌ها و فارسیدان‌های سراسر دنیا. هنوز صحبت از شاخۀ اوّل «زبان» در کارگاه «اجتماعی» است. نوبت پرداختن به دو شاخۀ دیگر، در کارگاه‌های «علمی» و «فلسفی»، به وقت خود خواهد رسید.

در کارگاه «اجتماعی» زبان است که استقلال و آزادی «کلمه» عین استقلال و آزادی «فرد» در «اجتماع» است، و اجتماع ِ هر زبانی روح و طبیعت و خلق و خویی دارد که جامعۀ گویندگانش، در یک دورۀ دراز تاریخی، به آن زبان داده است، و عجبا! که حالا می‌بینی در حیطۀ زبان، نمی‌دانم با چه نیتی، دو نوع «فرهنگستان» پیدا شده است که «عمل» بانیان آنها، که ظاهراً هدایت و ارشاد زبان فارسی به سر منزل سلامت و کمال است، با حرفشان نمی‌خواند. یکی از آنها فرهنگستان «پُر نفرۀ» رسمی و تشکیلاتی (۱) است، و دیگری فرهنگستان «تکنفرۀ» شخصی و خانگی (۲).

Image caption تصویر روی جلد کتاب «تاریخ بیهقی»، تألیف ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی، مورّخ و نویسندۀ معروف ایرانی در دربار غزنوی.

مهمّ‌ترین کاری که این هر دو، به یکسان، وظیفۀ چشمگیر و گوش رُبای خود می‌دانند، یافتن یا ساختن کلمه‌هایی «تازه وارد»، برای جانشینی کلمه‌هایی است که یا از دید آنها «اجنبی» شمرده می‌شود، یا در «خودی» بودن از مُد افتاده است. مثلاً یکی از صاحب منصبان فرهنگستان رسمی، که زبان را ظاهراً فقط با «کلمه» می‌شناسد، آن هم، تنها و برهنه و مبهوت از صحنۀ زندگی اجتماعیِ «کلام» بیرون کشیده، و در محبس لغتنامه‌ها، از حرکت و همراهی و همنشینی با همکلام‌ها محروم مانده، ناگهان به کلمۀ «آسانسور» (۳) نگاه می‌کند، و به یاد «پلّه» می‌افتد، که فارسی و اصیل و خودی است، و ناگهان از دک و پزُ «آسانسور» که اختراع بیگانه است، دچار سکسکۀ کسر شأن می‌شود.

و این‌جاست که عطسۀ غیرت، آن هم باز ناگهانی، او را به خود می‌آورد و همّتش را بلند می‌کند (۴) تا با نیت اخراج «آسانسور»، برای جانشینی ِ نه خودِ این بیگانه، بلکه برای جانشینی اسمش، نه یک فروند، بلکه دو فروند کلمۀ فارسی و اصیل و «خودی» اختراع کند و آنها را با حکم «مُصَوّب فرهنگستان»، در میدان غرور ملّی به خدمت بگمارد، یکی با نام «آسان بَر» (برای حمل انسان) و دیگری «بالا بَر» (برای حمل بار). و آن‌وقت باید هویت «آپارتمان» را هم به «کاشانه» بدهد، تا جامعۀ سرگردان را در «برجِ بالا رفت» به «اشکوب» ملکوتی در سماوات هدایت کند.

Image caption تصویر روی جلد «رسالۀ نفس ارسطاطالیس»، ترجمۀ افضل‌ الدین محمد مَرَقی کاشانی معروف به بابا افضل کاشانی عارف، فیلسوف، شاعر و مترجم قرن هفتم هجری، با مقدّمه ای از محمّد تقی بهار.

این از «فرهنگستان پُر نفرۀ رسمی و تشکیلاتی». و حالا برویم، از یکی از «اَبَر» فرهنگستان‌های تکنفرۀ شخصی، با عرض ادب و احترام، بپرسیم: «آیا مثلاً در تمام این چهارده قرنی که از عمر زبان فارسی دری می‌گذرد، ذهن و شعور و آدمیت همۀ ایرانی‌ها، از عامی امّی گرفته تا علاّمه‌های ادبیات و علم و فلسفه، از مفهومی که آن حضرت، با الهام از کلمۀ انگلیسی «اَپروچ» (approach)، به قالب «رهیافت» یا «رویکرد» ریخته است، خالی و بی‌خبر مانده بود، یا آن مفهوم را بی‌خبر از وجود کلمۀ خرد نمون و معنی گشای «اَپروچ»» و بی‌اطّلاع آن حضرت، با کلمه یا ترکیبی دیگر بیان می‌کردند؟

نه خیر! ما بزرگوارانِ اکثریت دارِ عصر جدید، منهای کوچکواران ناظر همیشه در اقلیتِ خاموش و پراکنده، از تاریخ و فرهنگ زبان خود بریده‌ایم و با کلمه‌های زنده در جامعۀ متن‌های به جامانده از استادان «معنی» و «کلام» گذشته (۵) بیگانه شده‌ایم و گمان کرده‌ایم که تاریخ گویندگان زبان فارسی با ما شروع شده است، و «فرهنگ» با لغت‌هایی که ما بسازیم «معنی» پیدا خواهد کرد.

بیاییم به جای «کارگاه لغت سازی»، یک پژوهشگاه «گذشته شناسی فرهنگ زبان فارسی» بر پا کنیم و در آن آثار فارسی سخنوران حیطۀ فکر و فلسفه و علوم و ادبیات یازده قرن گشته را با دقت بخوانیم و ببینیم چه کلمه‌ها و ترکیب‌هایی را برای چه مفهوم‌ها و معنی‌هایی به کار برده‌اند. شاید به جای اینکه زبان فارسی را از روی زبان انگلیسی بازسازی کنیم (۶)، بسیاری از «گمشده» ها، یا در واقع «گُمکرده» هامان را در جمعیت آنها پیدا کنیم.

زبانتان همواره دارا و دانا و توانا باد.

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
نامه‌ای از لندن - شمارۀ بیستم؛ سال یازدهم، جمعه ۶ اکتبر ۲۰۱۷

زیرنویس‌ها:

۱- فرهنگستان «تک نفره» به «شخص»های منفردی گفته می ‌که در آیینۀ عشق حاکمیت، خود را به تنهایی «عقل کل» جامعه می‌بینند، مثل آن بزرگواری که صاحب اختیار «لغتنامۀ دهخدا» در قالب «پارسی ویکی» شده است و برای همۀ لغت‌های عربی فارسی شده از زیر سنگ جانشین پارسی پیشنهاد می‌کند، مثلاً در تعریف کلمۀ «تعریف» می‌فرماید: «تعریف (= شناساندن) این واژه اربی است و پارسی آن این‌هاست: زِئان zeãn (اوستایی: زِئانتی zeãnti) ویمَند vimand (پهلوی) پَرژید paržid (سنسکریت: پَریچّهید pariĉĉhid) پَروید parvid (اوستایی: فْرَوید fravid)، و «عربی» را هم نه با «ع»، بلکه با «الف»، به صورت «اربی» می‌نویسد، امّا خطّ «بیگانه صورتِ» عربی را به صاحبانش پس نمی‌دهد! و فرهنگستان «پُر نفره» به نوع ایرانی انجمنی گفته می‌شود که لابد می‌خواهد از حرف و عمل «آکادمی فرانسه» (l'Académie française) تقلید مجتهدانه بکند.

۲- صفت «خانگی» به این دلیل به فرهنگستان‌های «تکنفره» گفته می‌شود که تولیدات «صنایع خانگی» فقط برای مصرف اهل خانه‌ای است که آن «چیز» در چهار دیواری آن «خانه» تولید می‌شود و مصرف همگانی ندارد.

۳- تعریف کلمۀ فرانسوی «آسانسور» (ascenseur)، که در انگلیسی به آن «لیفت» (lift) می‌گویند و در انگلیسی آمریکایی و کانادایی «اِلِویتور» (elevator)، این است: «دستگاهی ماشینی که از آن برای بالا رفتن و پایی آمدن عمودی، بدون پلکان، استفاده می‌شود.» حالا ببینید که فرهنگستان پر نفره در زمانی که سرمایه دارهای جدید جامعۀ آشفته حال همۀ خانه های دو طبقه را می‌خرند و خراب می کنند و به جای آنها برجهای ده طبقه، بیست طبقه، به بالا می سازند و «آسانسورها» و «لیفتها» و «الویتورها»ی آنها را از اجنبیهای کافر می خرند، پیشنهاد می کند که برای پیشرفت فرهنگ ملّی و آبروی صنعتی، به جای «آسانسور» بگوییم «آسان بَر» (برای حمل انسان) و دیگری «بالا بَر» (برای حمل بار). نَسمَعُ و نَطیع َ!

۴- اشاره‌ای به این بیت است که ضرب المثل شده است: «همّت بلند دار [آر] که مردان روزگار / از همّت بلند به جایی رسیده‌اند»! صائب تبریزی همین معنی را این طور منظوم کرده است: «همّت بلند دار که با همّت بلند / هر جا روی به توسن گردون سواره‌ای.»

۵- منظور از مطالعۀ دقیق آثار استادانِ «معنی» و «کلام» گذشته، سر و دل سپردن به همۀ افکار و عقاید آنها نیست، بلکه ملاحظۀ این واقعیت است که در آثار بسیاری از آنها می‌توانیم ببینیم که در کاربرد زبان واقعاً استاد بوده‌اند. در این گفتار تصویر روی جلد سه کتاب از سه تن از آنها عرضه شده است، با این زیرنویس‌ها: «کتاب انسان کامل»، نوشتۀ عبدالعزیز بن محمد نَسَفی معروف به عزیزالدین نسفی، از عارفان برجسته قرن هفتم هجری»، کتاب «تاریخ بیهقی»، تألیف ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی، مورّخ و نویسندۀ معروف ایرانی در دربار غزنوی »، «رسالۀ نفس ارسطاطالیس»، ترجمۀ افضل‌ الدین محمد مَرَقی کاشانی معروف به بابا افضل کاشانی عارف، فیلسوف، شاعر و مترجم قرن هفتم هجری، با مقدّمه‌ای از محمّد تقی بهار».

۶- این که می‌گویم بعضی از نویسندگان و مترجمان نسل جدید رسانه‌های جمعی، زبان فارسی را از روی زبان انگلیسی باز سازی می‌کنند، به این دلیل است که برای کلمه‌های انگلیسی کلمه‌های برابر فارسی اختراع می‌کنند، نه اینکه برابرهای مفهومی آن کلمه‌ها را در میان کلمه‌ها و ترکیب‌های موجود فارسی پیدا کنند.

موضوعات مرتبط