نامه‌ای از لندن؛ «در حکایت و شکایت زبان فارسی!»

حق نشر عکس Reuters
Image caption تصویری زنده و تاریخی برای دادن تجسّم شخصیت انسانی به دو «اسم معنی» شادی و غم در جملۀ «شادیها دل مردم را ترک کردند و جای آنها را غمها گرفتند.»

وضعیت آشفتۀ اسم معنی

سلام بر همۀ فارسی زبانها و فارسی دانهای سراسر دنیا، فارسی زبانهایی که اگر همین الآن یک «خبرگزاری اینترنتی» را باز کنند و ببینند در گزارشی نوشته شده است: «امروز رئیس جمهوری حرفهایی زد که قطعاً حرفهای نادرستی بودند»، ناگهان دچار سرگیجه و دل به هم خوردگی می شوند! چرا؟ برای اینکه فارسی زبانند و با روح زبان فارسی آشنایند، و بنا بر این روحشان با زبان فارسی حرف می‌زند. برای اینکه نمی‌توانند باور کنند که یک فارسی زبان در مورد کلمۀ «حرف» که «سخن» است و جسمیت ندارد، و انسان نیست، حیوان نیست، یک شیء مادّی نیست، یعنی وجود خارجی ندارد، شخصیت مادّی و انسانی قائل بشود و مثلاً بگوید:

«حرف او معنی داشت، امّا حرفهای دیگران مهمل بودند!» یا بگوید: «همه آن حرفهایی که به نجوا به زبان آمده بودند، از یادم رفته بودند!» یا بگوید: «حرفهای بیشتر سیاستمدارها شش من یک غاز هستند!» یا بگوید «ما سعی خودمان را کردیم، ولی حرفهای ما به گوش او فرو نرفتند!» یا بگوید: «با اینکه تمامی حرفهای شما منطقی به نظر می آیند امّا، هنوز سؤالهایی وجود دارند که برای آنها پاسخهای قانع کننده داده نشده اند!» (۱)

اگر گویندگان این جمله ها انگلیسی می‌بودند، شنیدن جمله‌هاشان هیچ فارسی زبان انگلیسی دانی را دچار سرگیجه و دل به هم خوردگی نمی کرد. در زبان انگلیسی، قاعدۀ طبیعی این است که همۀ اسمها، چه ذات باشد که وجود خارجی دارد، چه معنی باشد که وجود خارجی ندارد، در حالت مفرد «فعل مفرد» و در حالت جمع، «فعل جمع» می گیرد. مثلا یک انگلیسی زبان و همۀ انگلیسی زبانهای دنیا می‌گویند: «نظر شما منطقی است، امّا نظرهای آنها غیر منطقی هستند.»(۲)

حق نشر عکس Solum, Stian Lysberg/AFP/Getty Images
Image caption تابلو «جیغ» (Scream)، اثر «ادوارد مونک» (Edvard Munch)، نقاش نروژی که با صورت یک انسان در حال جیغ کشیدن، به «فریاد» که اسم معنی است، تجسمّ شخصیت انسانی داده است، که هیچ ربطی به کاربرد فعل جمع برای «اسم معنی» ندارد.

البتّه گویندگان همۀ زبانهای دنیا می‌دانند که «شخصیت بخشی» (۳) در زبانِ گفت و گویی و ادبی چه معنایی دارد. در عربی به آن «تَشخیص» می گویند، یعنی دادن شخصیت انسانی به اشیاء بیجان یا اسمهای معنی. در انگلیسی در تعریف مختصر و سادۀ «شخصیت بخشی» گفته اند که این کاربرد مجازی و استعاری در زبان نسبت دادنِ خصوصیات و صفات انسانی به اشیاء و اسمهای معنی است.» ساده ترین تعریف در فارسی برای «شخصیت بخشی»، نسبت دادن ویژگیهای انسان به غیر انسان است، که چیزهای بیجان و اسمهای معنی را شامل می شود.

خوب است که به این کاربرد مجازی در زبان، بگوییم «صنعت بدیعی شخصیت بخشی» و چند تا مثال برای این صنعت بیاوریم. مثلاً در گفت و گوی روزمرّه می گوییم: «بخت آمد در خانه اش را زد و او در را به رویش باز نکرد.» خوب، «بخت» یک اسم معنی است. در بیرون از ذهن و قوّۀ خیال انسان وجود ندارد، ولی در این کاربرد مجازیِ زبان، شخصیت انسانی پیدا می کند. یا مثلاً می گوییم: «شادیها دل مردم را ترک کردند و جای آنها را غمها گرفتند.» و در این مورد برای «شادیها» و «غمها» که شخصیت انسانی پیدا کرده اند، در حالت جمع، مثل انسان «فعل جمع» به کار رفته است.

امّا در همۀ موردهای دیگری که «اسم معنی» با مفهوم عادّی خود به کار برود، در حالت جمع هم «فعل مفرد» می گیرد. مثلاً در مورد اسم معنی «حرف»، در حالت مفرد می گوییم: «این حرف او مهمل است» و در حالت جمع هم می گوییم: «همۀ حرفهای او مهمل است» و نمی گوییم: «همۀ حرفهای او مهمل هستند!» که اگر بگوییم، وای بر ما، که بر زبان فارسی ستم کرده ایم!

این هم بیتی از یک غزل خواجوی کرمانی که در آن به «غم» و «دل» شخصیت انسانی بخشیده شده است: «چون توانم شد از اینجا که غمش موی کشان / دلم آورد و به زنجیر فرو بست اینجا!»

زبانتان همواره دارا و دانا و توانا باد.

حق نشر عکس PHILIPPE DESMAZES/AFP/Getty Images
Image caption تصویر مجسّمۀ مرمری «بهار جاویدان» (L'Éternel Printemps)، اثر «اوگوست رودن» (Auguste Rodin)، مجسّمه ساز فرانسوی (۱۸۴۰-۱۹۱۷)، که اخیرا در حراج به مبلغ نزدیک به بیست میلیون دلار فروخته شد.

زیرنویس‌ها:

۱- امّا این نکته برای تفریح خاطر گویندگان فارسی با اصالت گفته شود که بسیاری از نویسندگان و مترجمانی که برای اسم معنی در حالت جمع، بر خلاف قاعدۀ طبیعی زبان فارسی، فعل جمع می آورند، در نوشته های خود، برای یک اسم معنی معیّن در حالت جمع، هم «فعل مفرد» به کار می برند، هم «فعل جمع»، که یعنی میان ذهن و زبانشان هماهنگی وجود ندارد. برای این که موردهایی از این ناهماهنگی در پیش گذاشته شود، عبارت «گناهانی هست» و «گناهانی هستند» را به گوگل فارسی دادم و این نمونه های قابل تأمّل و مُفِرّح خاطِر را گرفتم:

«برخی از گناهان هستند که جزو کبائر نیستند *** گناهانی هستند که از نگاه به نامحرم بالاتر است *** زبان سرمنشأ بسیاری از گناهان است؛ چراکه برخی از گناهان به سبب ویژگی خاصی که دارند بیشتر در جامعه منتشر می‌شوند و از جمله آنها گناهان مربوط به زبان است *** گناهان زبانی در سطح جامعه توسعه بیشتری دارد *** گناهانی وجود دارد که سریع العقوبتند *** ممکن است منظورتان از سریع العقوبه، گناهانی هستند که مرگ را به جلو می اندازند *** گناهان کبیره چند تاست ؟ آیا گناهان کبیره گناهان مشخصی هستند؟ *** برخی گناهان دارای آثار ویژه‌ای هستند ... چگونه از گناهانی که آنها را به آتش می‌افکند، پرهیز نمی‌ کنند ... گناهانی که مانع استجابت دعا می‌شوند ... گناهانی که پشیمانی به بار می ‌آورد ... گناهانی که مانع روزی می‌شوند ... گناهانی که آبرو و حیثیت را از بین می‌برد *** گناهانی هستند که فردی و پنهان است ...»

۲- جملۀ مرکّب «نظر شما منطقی است، امّا نظرهای آنها غیر منطقی هستند» را به زبان انگلیسی این طور می گویند: «Your comment is logical, but their comments are illogical.»

۳- اصطلاح «شخصیت بخشی» در انگلیسی با اسم فعل «personification» بیان می شود. این اصطلاح هم به «دستور زبان» مربوط می شود، هم به ادبیات و هنرهای تجسّمی. در دستور زبان، همان طور که گفته شد، «نسبت دادن ویژگیهای انسان به غیر انسان است، که چیزهای بیجان و اسمهای معنی را شامل می شود»، و در هنرهای تجسّمی «نشان دادن یک صفت، خصوصیت، یا فکر در قالب یک شخص است.» مثلاً «اوگوست رودن» (Auguste Rodin)، مجسّمه ساز فرانسوی، از یک زن و مرد در حال در آغوش داشتن و بوسیدن همدیگر مجسّمه ای ساخته است و آن را «بهار جاویدان» نامیده است.

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
نامه ای از لندن - شمارۀ بیست و سوّم؛ سال یازدهم، جمعه ۲۷ اکتبر ۲۰۱۷

موضوعات مرتبط