نامه‌ای از لندن؛ «در حکایت و شکایت زبان فارسی!»

Image caption تصویر یکی از خبرنگاران بی‌بی‌سی در حال فرستادن گزارش شفاهی از محلّ واقعه، و همان‌طور که ملاحظه می‌کنید، کلمۀ «مطبوعات» (Press) با خطّ درشت و چشمگیر روی سینه‌اش خود نمایی می‌کند که طرف‌های درگیر در جنگ او را عوضی نگیرند

صلاحیت فکری و بیانی در ترجمه

سلام بر همۀ فارسی زبان‌ها و فارسی دان‌های سراسر دنیا. صحبت از زبان «وسایل ارتباط جمعی» بود، زبان نوشتن در روزنامه و گفتن در رادیو و تلویزیون، برای همه، نه فقط برای هیئت تحریریۀ روزنامه و جمعیت نویسنده و گویندۀ رادیو و تلویزیون، و نه فقط برای کسانی که با زبان بین‌المللی انگلیسی به اندازۀ زبان بومی خودشان آشنایی دارند، و اگر مترجمی کلمه‌ای یا عبارتی را درست و قابل فهم ترجمه نکرده باشد، با لبخند اصلِ آن را به ذهن بیاورند و در دلشان بگویند: «این چه جور ترجمه‌ای است!»(۱)

بله، امروزه کار یک «وسیلۀ ارتباط جمعی»، یعنی روزنامه، رادیو، و تلویزیون، در مرتبۀ اصلی رساندن خبر واقعه‌های عمومی مهمّ «جهان» به گوش «جهانیان» است، (۲) و در مرتبه‌های حاشیه‌ای، پرداختن به تهیه و عرضۀ برنامه‌های فرهنگی و هنری و تفریحی، و در چنین کاری، با توجّه به ارتباط زبانهای بومی ملتّ‌های جهان در صحنۀ روابط بین‌المللی، «ترجمه کردن» اهمیتی کمتر از «نوشتن» ندارد. مثلاً یک خبرنگار انگلیسی که دارد از یک واقعۀ «داخلی» گزارشی تهیه می‌کند، خود به زبان بومی خود این گزارش را «می‌نویسد» یا «می‌گوید» و احتیاج به «ترجمه کردن» ندارد. امّا در گزارش وقایع «خارجی» بدیهی است که «ترجمه» بخش عمده‌ای از کار «وسایل ارتباط جمعی» را تشکیل می‌دهد.

حق نشر عکس yjc.ir
Image caption برای ملاحظۀ نمونه‌هایی عالی از «هنر بهره‌گیری خلاّقه از لغات»، می‌توانیم این بار «گلستان سعدی»، اگر همه‌اش را وقت نداریم، «باب دوّم، در اخلاق درویشان»، و اگر اصلاً وقت نداریم، حکایت ششم این باب را چند بار بخوانیم

در کار «ترجمه» است که آشنایی وسیع و عمیق با زبان «بومی» برای مترجم بیش از احاطۀ او بر زبان «خارجی» ای که می‌داند، اهمّیت و ضرورت دارد. اگر مترجمی با اتکّای به این واقعیت که زبان مادری هر کس زبان روز مرّۀ اوست و با آن زندگی و تحصیل کرده است و احتیاج ندارد که آن را مثل یک زبان خارجی وسیعاً و دقیقاً و عمیقاً بیاموزد، مرتکب بزرگ‌ترین اشتباه در کار ترجمه می‌شود.

بسیارند مترجم‌های ماهر و کارآمدی که از لحاظ درستی و روانی ترجمه‌هاشان شهرت به حقّ دارند، ولی صحبت کردن به زبان خارجی‌ای که می‌دانند، برایشان دشوار است و فقط می‌توانند آن زبان را خوب بخوانند و خوب ترجمه کنند. چیزی که در ترجمه موفّقیت آنها را ممکن می‌کند، آشنایی عمیق آنها با زبان بومی خودشان است، و این آشنایی مسلّماً حاصل تنوّع زمینه‌های فکری و وسعت افق‌های جهان بینی آنهاست، که آنها را در کوششی که برای بیان دریافت‌های عمیق و پیچیدۀ خود از زندگی و هستی می‌کنند، با گسترش دامنۀ لغات و هنر بهره‌گیری خلاّقه از لغات (۳) یاری می‌دهد.

Image caption تصویر روی جلد کتاب «سرگذشت حاجی بابای اصفهانی»، نوشتۀ «جیمز موریه» (۱۷۸۰-۱۸۴۹)، دیپلمات و نویسندۀ انگلیسی، ترجمۀ میرزا حبیب اصفهانی، ادیب، روشنفکر، مترجم و شاعر ایرانی (۱۸۹۳-۱۸۳۵)، که روحش به مترجم‌های امروز توصیه می‌کند که آن را با دقّت بخوانند

با شناختی که در سه، چهار دهۀ گذشته در مصاحبت با عدّه‌ای از جوانان حیطۀ وسایل ارتباط جمعی از دانش حرفه‌ای و طرز تفکّر آنها پیدا کرده‌ام، به این نتیجه رسیده‌ام که اکثریت آنها زبان انگلیسی را از لحاظ خواندن و نوشتن و فهمیدن، از ممتازترین فارغ‌التّحصیلان چهل، پنجاه سال پیش رشتۀ زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه تهران به مراتب بهتر می‌دانند و به آسانی می‌توانند جذب جامعۀ انگلیسی بشوند و انگلیسی زندگی کنند و در همسان زیستی با انگلیسی‌ها از حیث زبان هیچ مشکلی نداشته باشند.

امّا با اطمینان می‌توانم بگویم که در میان همان فارغ‌التّحصیلان کم دانش رشتۀ زبان انگلیسی چهل، پنجاه سال پیش ایران مترجمانی بودند که نظیرشان در میان این مترجمان نسل جدید که با زبان انگلیسی آشنایی وسیع و عمیق دارند، بسیار کمیاب است، چون این‌ها زبان بومی خودشان را خوب نمی‌دانند و برای ترجمه به فارسی صلاحیت کافی ندارند.

علّت این ناتوانی این است که وسعت فکری و قدرت بیانیِ شخصیت فارسی زبانشان رشد پیدا نکرده است، و برای ترجمه از فارسی به انگلیسی صلاحیت بیشتری دارند. شعار نیست و تأمّل خواهیم کرد و خواهیم دید که چرا قدرت بیانی هرکس به اندازه لغت‌ها و ترکیب‌ها و اصطلاحات و استعاراتی است که با آنها فکر کرده است.

زبانتان همواره دارا و دانا و توانا باد.

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
نامه‌ای از لندن - شمارۀ بیست وهشتم؛ سال یازدهم، جمعه اول دسامبر ۲۰۱۷

زیرنویس‌ها:

۱- مثلاً این دو جملۀ ظاهراً فارسی را بخوانیم و بپرسیم این چه جور ترجمه‌ای است؟ کلمه‌های انگلیسی را خود مترجم در پرانتز آورده است تا اگر خواننده فارسی آنها را نفهمید، به لغتنامۀ انگلیسی مراجعه کند: «این بار اما پاسخ مسکو به پیشروی‌های ناتو از حد واکنش صرف در قالب ایجاد منازعات خرده پا (small-scale) فراتر رفت» ... «در حسّاسیت مضاعفی نسبت به مسائل مربوط به جایگاه و منزلت (status) در جهان نشان می‌دهند، نظر دیگر بازیگران بین‌المللی مورد تحقیر و مایه ننگ (stigma) قرار گرفته ‌اند!»

۲- معمولاً خود کسانی که در وسایل ارتباط جمعی کار می‌کنند، می‌گویند کارشان «اطّلاع رسانی» است، ولی کلمۀ «اطّلاع» که انگلیسی آن «اینفورمیشن» (information) است، نمی‌تواند مبیّن تعریفی باشد که آنها برای آن در ذهن دارند. در وبسایت آزاد «واژه یاب»، کاربران برای «اطّلاع رساتی» این تعریف را داده‌اند: «مجموعۀ فرایند تولید، گردآوری، سازماندهی، ذخیره، بازیابی، ترجمه، تبدیل، کاربرد و انتقال اطلاعات، معادل information در انگلیسی.»

۳- «هنر بهره‌گیری خلاّقه از لغات» کاری است که نمونه‌های ممتاز آنها را شاعران سخن شناسی مثل سعدی و حافظ در آثار خود آورده‌اند. یک نمونه، این حکایت از گلستان سعدی است: «زاهدی مهمان پادشاهی بود. چون به طعام خوردن بنشستند، کمتر از آن خورد که ارادت او بود، و چون به نماز برخاستند، بیشتر از آن کرد که عادت او. تا ظنّ صلاحیت در حقّ او زیادت کنند ... چون به مقام خویش آمد، سفره خواست تا تناولی کند. پسری صاحب فراست داشت، گفت: «ای پدر، باری به مجلس سلطان در طعام نخوردی؟» گفت: «در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید.» گفت: «نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید!» و یک نمونه، این دو بیت از یک غزل حافظ است: «در میخانه ببستند خدایا مپسند / که در خانۀ تزویر و ریا بگشایند ... اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند / دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند!»

موضوعات مرتبط