نامه‌ای از لندن؛ «در حکایت و شکایت زبان فارسی!»

حق نشر عکس Mehr
Image caption صحبت همچنان از زبان فارسی است، فارسی کوزه گر نیشابور، فارسی رودکی و فردوسی، فارسی محمّد تقی بهار و صادق هدایت، فارسی نانوای شیراز

درست می‌گوییم، غلط می‌نویسیم

سلام بر همۀ فارسی زبان‌ها و فارسی دان‌های سراسر دنیا. صحبت همچنان از زبان فارسی است، فارسی دری، فارسی رودکی و فردوسی، فارسی محمّد تقی بهار و صادق هدایت، فارسی کوزه گر نیشابور و نانوای شیراز، فارسی ای که ظهور تدریجی آن با زوال تدریجی زبان پهلوی ساسانی یا فارسی میانه همزمان بود.

آدم باید گرفتار «دل» نباشد و «سر» ش برای کشف «واقعیت» ی نهفته درد بکند تا بخواهد بداند که زبانش کِی و از کجا سرچشمه گرفته است. این بعضی از همین اروپایی‌های بیقرار و اهل شکّ و سؤال بودند که بالاخره پی بردند که زبان‌هاشان از اوّل مثلاً انگلیسی، یا فرانسوی، یا آلمانی، یا اسپانیایی نبوده است. ردّ آنها را که گرفتند، رسیدند به زبان قوم «آریا» (۱)، مادر زبان‌های هندی و ایرانی.

حق نشر عکس Tasnim
Image caption صحبت همچنان از زبان فارسی است، فارسی نانوای شیراز، فارسی رودکی و فردوسی، فارسی محمّد تقی بهار و صادق هدایت، فارسی کوزه‌ گر نیشابور

حالا هم همان بعضی از همین اروپایی‌ها هستند که می‌گویند در حال حاضر دنیای ما دست کم ۴۴۵ تا زبان زندۀ «هند و اروپایی» دارد که بیش از دو سوّم آنها شاخۀ «هند و ایرانی» آن زبان مادر را تشکیل می‌دهند (۲). برای مثال ردّ یک لغت انگلیسی را می‌گیریم، لغت «فادر» (father)، آلمانیش هست «فاتر» (vater)، هلندیش «فادر» (vader)، فرانسویش «پِر» (pere)، اسپانیاییش «پادره» (padre)، ایتالیایی و یونانی قدیمش «پاتر» (pater)، که در اصل می‌رسد به زبان مادرِ زبان‌های هند و اروپایی، که «پتِر» (pəter) بوده است، و در فارسی باستان «پیتَه» (pita)، و در سانسکریت یا هندی قدیم «پیتَر» (pitar). این ردّ «پدر» در «۹» تا از «۴۴۵» زبان خانوادۀ «هند و اروپایی».

به هیچ‌یک از شمایانی که حرفه‌تان، به قول خودتان، «رسانه‌گری» است، نمی‌گویم. به شخصِ سرزنش پذیر و سرزنش سزایِ خودم می‌گویم: آهای، پیر مرد، این زبان را، که مادر همۀ زبان‌های هندی و ایرانی و اروپایی است، قومی به نام «آریا»، در دوره ای تدریجاً به وجود آورد که نه خطّی در کار بود، نه مکتب و مدرسۀ انتفاعی یا غیرانتفاعی‌ای، نه دانشگاهِ تحتِ سُلطه یا آزادی، نه دستور زبان فارسی پنج یا پنج هزار استادی.

بله، پیرمرد، هیچ زبانی را یک یا چند نفر از آدم‌های پُر مُدّعای هر قومی از خودشان در نیاورده‌اند، بلکه مثل یک قابلیت و استعداد تازه در وجود افراد هر قوم پدیدار شده است. از این حیث همۀ زبان‌های بشری یکسانند. «استیون پینکر» (۳)، پژوهشگر فعّالیت مغز و ذهن انسان و دانشور حوزۀ روانشناسی و زبان شناسی و همکارش، «پل بلوم» (۴)، استاد روانشناسی در دانشگاه ییل، هر دو آمریکایی کانادایی تبار، در رسالۀ «زبان طبیعی و انتخاب طبیعی» (۵) می‌گویند:

Image caption صحبت همچنان از زبان فارسی است، فارسی صادق هدایت، فارسی رودکی و فردوسی، فارسی محمّد تقی بهار، فارسی کوزه گر نیشابور، فارسی نانوای شیراز

«دستور زبان در جامعه‌های صنعتی امروز دارای دستگاهی پیچیده‌تر از دستگاه دستور زبان بَدَوی انسان عصر جنگل (۶) نیست... در هر جامعه‌ای، افراد، صرف نظر از میزان هوش، موقعیت اجتماعی، یا درجۀ تحصیلات، همه در کاربرد زبان استادند. بچّه‌ها در سنّ سه سالگی، بدون اینکه کسی درست حرف زدن را به آن‌ها تعلیم داده باشد، جمله‌هایی را روان و روشن بیان می‌کنند که ترکیب دستوری پیچیده‌ای دارد.»

بله، پیرمرد، تو بدون اینکه متوجّه باشی، وقتی که در خانه، در محلّ کار، یا در کوچه و خیابان، در کار عادی و طبیعی «حرف زدن» هستی، صحیح و فصیح و طبیعی حرف می‌زنی؛ وقتی که در کار ساختگی و غیر طبیعی «سخن راندن» هستی، لغوه و لغزش زبان می‌گیری؛ و وقتی که درکار «نوشتن رسانه‌ای» برای خواندن یا چاپ کردن هستی، آن قابلیت و استعداد ذاتی گویندگی فراموشت می‌شود، و گاهی جمله‌هایی می‌نویسی که اگر بعداً آنها را برایت بخوانند، معنییش (۷) را نمی فهمی. نمونه های این جور نظام گسیختگیهای زبانی را نشانت خواهیم داد، پیر مرد!

زبانتان همواره دارا و دانا و توانا باد.

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
نامه‌ای از لندن - شمارۀ سی و پنجم؛ سال یازدهم، جمعه ۱۹ ژانویه ۲۰۱۸

زیرنویس‌ها:

۱-« آریا»، به نقل از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد: (سانسکریت: آ-ریا āˊrya، ایرانی باستانی: اَریا arya، فارسی باستانی: اَرییا ariya، اوستایی: اَیرییا airiia)، نامی است که به مهاجران هندواروپایی زبان که در طول هزاره دوم پیش از میلاد به فلات ایران و شبه قاره هند کوچ کردند، داده شده است.

۲- به نقل از مقالۀ «Indo-European languages» در « Wikipedia, the free encyclopedia»

۳- «استیون پینکر» (Steven Pinker)، روانشناس تجربی و از معروترین نویسنده‌های پژوهشگر در زمینۀ ماهیت مغز و ذهن و زبان انسان.

۴- «پل بلوم» (Paul Bloom) استاد روانشناسی و بررسی‌های علمی ذهن و هوش انسان در دانشگاه ییل (Yale) آمریکا.

۵- «زبان طبیعی و انتخاب طبیعی» (Natural Language and Natural Selection) برای مطالعۀ متن این مقاله می توانید به این نشانی مراجعه کنید:

www.yumpu.com/en/document/view/۱۷۱۱۹۰۳۲/pinker-bloom-natural-language-and-natural-selection

۶- به دوره‌ای که هنوز انسان با شکار بعضی از جانورهای وحشی و جمع‌آوری بعضی از میوه‌ها و دانه‌ها و سبزی‌های وحشی زندگی می‌کرد، در فرهنگ انگلیسی «hunting-gathering era» می‌گویند و به انسان آن عصر «hunter-gatherer». حالا چون ما بیشتر اهل عالم «عُلویّ» بوده‌ایم و کمتر به عالم «سُفلیّ» پرداخته‌ایم، خودمان حقّ نداریم با پیروی از خرد طبیعی زبان و فرهنگ خودمان اسمی به این عصر بدهیم و خودمان را مجبور ندانیم که عین اسم انگلیسی آن را، تحت‌اللفظی، به فارسی برگردانیم و مثلاً بگوییم: « شکارچی- گردآورنده»؟ در نوشته‌های اینترنتی فارسی هرجا که این اصطلاح «شکارچی- گردآورنده» را آورده اند، ناچار شده اند که انگلیسی آن را هم در پرانتز بیاورند، چون تا به حال ترکیب «گردآورنده» برای آنها از این قبیل کاربردها داشته است: «مقالاتی پیرامون نهج البلاغه و گردآورندۀ آن ... گردآورندۀ پوستر کتاب «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند» گفت ... گذری بر زندگی گردآورنده کتاب «گلستان حاتمی»... این کتاب که فاقد نام گردآورنده، ویراستار و ناشر است...» با این توضیح می‌خواهم بگویم که اصطلاح انگلیسی « hunting-gathering era» را می‌توانیم به «عصر جنگل» ترجمه کنیم و « hunter-gatherer» را به «انسان عصر جنگل».

۷- به این دلیل معنیش را نخواهد فهمید که متن انگلیسی آن همراهش نیست تا ببیند آن کلمه‌ها و عبارت‌ها در متن اصلی چه بوده است که او آنها را لغت به لغت ازانگلیسی به لغت به لغت فارسی بازسازی کرده است: «تبدیل تولید دانش به فرآیندی فرامرزی ... سیاستمداران هم توانایی ارائه راهکردهای مناسب برای خروج از این انفعال را ندارند... این فـعّالان رویکـرد گـروهی خـود - به تفـکیـک از رویکـرد جنبشی - به جای تقدّم مبارزه مادّی کارگران بر تشکّل آنان، تشکّل را بر مبارزه مقدّم شمرده و می شمرند...[مشتی نمونۀ هزارها خروار!]

موضوعات مرتبط