نامه‌ای از لندن؛ «در حکایت و شکایت زبان فارسی!»

Image caption تصویر خانم «سیلیا سندیز»(Celia Sandys)، نوۀ «وینستون چرچیل» در مراسم پنجاهمین سالگرد درگذشت او، که چند سال پیش در یک سخنرانی گفته بود: «باید سیاست چرچیل را زنده کنند!» و برای «سیاست» کلمۀ «politics» را که عنوان کتاب «ارسطو» ست، به کار برده بود، نه کلمۀ «policy» را که در «سیاست اجتماعی» (social policy) به کار می‌برند

نظام گسیختگی‌های زبانی

سلام بر همۀ فارسی زبان‌ها و فارسی دان‌های سراسر دنیا. صحبت همچنان از زبان است، از زبان فارسی، که با آگاهی و اعجاز خداوندان «سخن» در آفرینشکدۀ «معنی» در طیّ چند هزار سال، از پچپچۀ نیازهای «تن» به سمفونی پروازهای «روح» تبدیل شد و نظامی پیدا کرد که «آفرینندۀ» آن، انسان، خود از کمال و شکوهِ زیباییِ آن سر مستِ شگفتی و حیرت شد.

و حالا بعضی از ما بر و بچّه‌های «رسانه‌ای»، با خوشحالی و خوشخیالی، در نشئۀ بی‌جنبگی و بی‌طاقتی، داریم با چماقِ فنّ آوریِ خالی از فلسفۀ بود و باش روح انسانی، نظام چنین زبانی را به گسیختگی می‌کشانیم. در خِطاب به شخصِ سرزنش پذیر و سرزش سزای خودم گفتم: «نمونه‌هایی از این نظام گسیختگی‌ها را نشانت خواهیم داد، پیر مرد!»

حالا فرض کنیم که این چند جمله را که سه سطر از یک مقالۀ صد سطری است، منِ پیر مرد نوشته باشم: «سیاست اجتماعی دمکرات‌ها سیاست هویتی و جنس- جور- سازی است که در تقابل با شایسته سالاری است. این سیاست (تبعیض مثبت برای حضور اقلیت‌ها در هر کار و رشته حتی بدون شایستگی) به تفرق‌های خود ساخته و تنفر دامن می‌زند. تنوع حقنه‌ای و از بالا (تبعیض مثبت دولتی) همچنین به تنبلی تحلیلی دامن می‌زند.» (۱)

کلمه به کلمه، با حوصله و دقّت، آن را می‌خوانم و از خودم ایرادهای کوچک و بزرگ و خیلی بزرگ می‌گیرم. نوشته‌ام «سیاست اجتماعی دموکرات‌ها»، منظورم دموکرات‌های آمریکاست در مقابل جمهوریخواه‌ها. تعارف که نداریم. در عصر جدید (۲)، ما اوّل با اسم فرنگی خیلی چیزها آشنا شدیم و اسم‌ها را ترجمه کردیم و بعدها سعی کردیم و می‌کنیم که معنی آنها را بفهمیم.

وقتی که می‌گوییم «سیاست اجتماعی دموکرات‌ها»، منظورمان همان سیاستی نیست که عنوان یکی از کتاب‌های مهمّ «ارسطو»، فیلسوف یونانی قرن چهارم پیش از میلاد مسیح است. می دانم که در زبان فارسی بیشتر تحصیلکرده‌ها مثلاً می‌گویند: «نخست وزیری که سیاست سرش نشود، باید برود آشپزی کند»، یا «آمریکای ابرقدرت، با این سیاست خارجی، نه برای خودش خیری دارد، نه برای دنیا!»

Image caption به این وسیلۀ درمانی در فارسی می‌گویند اماله، تنقیه، حقنه که ظاهراً هر سه در اصل عربی است. در انگلیسی به آن «enema» می گویند. رابطه‌اش را با «تنوع حقنه‌ای و از بالا» نفهمیدیم

در انگلیسی به «سیاست» در مثال اوّل می‌گویند «پُلیتیکس» (politics)، و به دوّمی می‌گویند «پُلیسی» (policy). ما فارسی زبان‌ها هم، تا هنوز «رسانه‌ای» و «پسا مدرن» نشده بودیم، مثلاً به جای «سیاست اجتماعی»، می‌گفتیم: «خطّ مشی اجتماعی»، مفهوم آن به «تدبیر» خیلی نزدیک‌تر است تا به «سیاست». حالا تو پیرمرد، مثل اکثریت تحصیلکرده‌ها می‌خواهی به هر دو بگویی «سیاست»، بگو (۳).

امّا پیر مرد، با این ترکیب «سیاست ماهیتی و جنس - جور - سازی» چی می‌خواهی بگویی؟ (۴) همان را بگو. اگر آن را، با تقلید محض، از روی انگلیسی فارسی کرده‌ای، انگلیسیش را ضمیمه کن تا معنیش را بفهمیم. ضمناً این ترکیب «تفرّق‌های خود ساخته» اگر غلط تایپی باشد، درستش هم که «تفرقه‌های خود ساخته» باشد، باز هم فاقد نظام معنایی است. برو از هر فارسی دانی می‌خواهی بپرس، پیر مرد!

از همۀ این‌ها بدتر: «حقنه‌ای» می‌دانی یعنی چی؟ (۵) یعنی چیزی را از مقعد اماله کردن، تنقیه کردن! می‌خواهی بگویی زورکی، جبری؟ و دستِ آخر، با این «تنبلی تحلیلی» آتشمان زدی! پیر مرد، «دامن زدن» اگر استعاره هم باشد، باید با «آتش» ارتباطکی داشته باشد تا با «دامن زدن»، یعنی باد زدن، شعله ورتر بشود! چی بگویم، آی گوش‌های هوش‌های حقیقت جو؟

زبانتان همواره دارا و دانا و توانا باد.

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
نامه‌ای از لندن - شمارۀ سی و ششم؛ سال یازدهم، جمعه ۲۶ ژانویه ۲۰۱۸

زیرنویس‌ها:

۱- در این‌جا از یک متن صد سطری که در آن موردهای گسیختگی نظام زبانی بسیار است، فقط سه سطر، با توضیحی مختصر آمده است. از این پس هر گفتار به یک مورد از نادرستی‌ها و ناهنجاری‌ها اختصاص داده خواهد شد.

۲- از «عصر جدید» منظور دورۀ بعد از رنسانس و خردگرایی در اروپاست که حدوداً از قرن پانزدهم میلادی شروع شد، وگر نه ایران در قرن‌های پنجم تا هفتم یک دورۀ طلایی علم و فرهنگ به خود دیده بود و بعد تا امروز و هنوز، چه عرض کنم!

۳- با مطرح کردن تفاوت معنایی «politics» و «policy»، خواستم بر موضوع لزوم دقّت در کاربرد کلمه‌ها تأکید کرده باشم، چون با اینکه هر کلمۀ سابقه داری به مرور زمان بار معنیهایی متفاوت، امّا نزدیک به هم به خود گرفته است، نویسندۀ دقیق متوجّه این تفاوت‌های معنایی هست، و مثلا خط مشی و سیاست را «مترادف» نمی‌گیرد.

۴- در زبان انگلیسی که آن را با الفبای لاتینی می‌نویسند، گاهی از چند کلمه با پیوستن آنها با علامت «تیره» یا «hyphen» یک کلمۀ مرکّب می‌سازند، مثل «mother-in-law» (مادر زن، مادر شوهر)، یا «mother-of-pearl» (صدف). امّا با الفبای عربی تبار فارسی نمی‌شود این کار را کرد، چون «تیره» به جای اینکه کلمه‌ها را به هم پیوند بدهد، از هم جدا می‌کند، مثل همین «جنس - جور- سازی».

۵- معنی «حقنه» به نقل از لغتنامۀ دهخدا: «فروبردن مایعی از مخرج زیرین به معده تا سده‌ها و بادها بگشاید. با دستور یعنی محقنه از فروسوی مایعی را به معده درآوردن. احتقان. تنقیه کردن. اماله کردن. داروی ریختنی با محقنه. هر دوا که بیمار را از زیر دهند.

موضوعات مرتبط