نامه‌ای از لندن؛ «در حکایت و شکایت زبان فارسی!»

ضمیر موصولی داریم یا نداریم؟

سلام بر همۀ فارسی زبانها و فارسی دانهای سراسر دنیا. صحبت همچنان از زبان فارسی ست، که در چند دهۀ اخیر، بسیاری از گویندگان تحصیلکردۀ انگلیسی آموختۀ آن، برداشتشان از «ماهیت» زبان انگلیسی شبیه همان برداشتی است که از «موقعیت» علمی و صنعتی و بازرگانی و دیپلوماسی انگلستان در جهان امروز دارند. شاید اینها پیش خودشان می گویند:

«مگر همین انگلیسیها نبودند که انقلاب صنعتی دنیا را شروع کردند؟ آن هم کی؟ در حدود دویست و پنجاه سال پیش! در طول این مدّت اقّلاً یک سوّم کشورهای دنیا صنعتی شده اند و بعضیهاشان از انگلستان هم جلو افتاده اند! ما چه کرده ایم؟ همه چیز را یا ساخته وارد کرده ایم، یا نیمساخته آورده ایم، مونتاژ کرده ایم! خوب، واضح است که زبانمان هم در مقایسه با زبان انگلیسی عقب افتاده ست!»

حق نشر عکس Getty Images
Image caption تصویر جیمز کلارک مکسول (James Clerk Maxwell)، فیزیکدان بزرگ اسکاتلندی(۱۸۳۱-۱۸۷۹) که یکی از بزرگترین شخصیتهای علمی عصر انقلاب صنعتی بریتانیاست و از لحاظ سهمی که در پیشرفت علمی جهان دارد، او را همردیف «اسحاق نیوتن» و «آلبرت اینشتین» می دانند.

نه! هیچ هم واضح نیست! بله، می توانیم بگوییم که زبان انگلیسی از حیث دامنۀ لغت نسبت به زبان فارسی پیشرفتش خیلی بیشتر بوده است، امّا دستگاه زبان فارسی عیبی نداشته است (۱). عیب از خود ماست که زبان انگلیسی را خوب یاد می گیریم، با قاعده های دستوریش خوب آشنا می شویم، به ریزه کاریهای ساختمانیش خوب توجّه می کنیم، امّا زبان خودمان را، پیش از آنکه اصلاً با چند و چونش کمترین آشنایی ای پیدا کرده باشیم، ننگ عقب ماندگی روش می گذاریم و، همان طور که قبلاً هم گفته ام، «فارسی عقب مانده» را با تقلید از «انگلیسی پیشرفته» باز سازی می کنیم.

اگر بخواهیم در زمینۀ زبان چیزی از انگلیسیها یاد بگیریم، باید ببینیم که اینها در زمینۀ شناخت زبانشان چه تحقیقهایی کرده اند، و به چه اصلها و نکته هایی پی برده اند. باید مثل انگلیسیها با دریافت این واقعیت که زبان یک «ارگانیسم» است و مثل خود انسان یک «کالبد» دارد و یک «روان»، بیاییم زبان فارسی را «کالبد شکافی» و «روانکاوی» کنیم. با مطالعۀ کشفهایی که انگلیسیها در دستور و نظام زبان خودشان کرده اند، ردّ این کشفها را در زبان فارسی پیدا کنیم و از اصلها و قابلیتهای زبان خودمان آگاه بشویم.

حق نشر عکس Public Domain
Image caption تصویر ادوارد براون (Edward G. Browne)، شرق شناس انگلیسی (۱۸۶۲-۱۹۲۶)، که فارسی و عربی یاد گرفت، و برای «ادبیات فارسی» از آغاز تا عصر قاجاریه تاریخی مفصّل در چهار جلد به زبان انگلیسی نوشت

مثلاً شما «استاد ممتاز» زبان و ادبیات فارسی نیستید، امّا از زبان قومی خودتان آن قدر شناخت دارید که در صحبت از حذف ناروای «کۀ موصول»، برای نوعها و معنیهای کلمۀ «که» به متنهای معتبر «لغتی» و «دستوری» فارسی، در صدر آنها به «لغتنامۀ دهخدا» ، مراجعه کنید و ببینید که در هیچکدام کشفی و دریافتی و حرفی بیش از این نیست که «که» یا «موصول» است، یا «حرف ربط»، یا از «ادات استفهام».

و شما که مطمئنّ هستید که باید «که» ای هم در حالت «ضمیر موصولی» (۲) داشته باشیم، می روید از وبسایتهای فارسی سراغ آن را می گیرید و می بینید در حدود پانصد تایی از آنها مقاله های مفصّل دربارۀ «ضمیرهای موصولی» دارند، امّا نه در زبان فارسی، بلکه در زبان انگلیسی. مختصرترین آنها از پنج تا «ضمیر موصولی» اسم می برد: ۱)- «هو» who)) برای شخص در حالت فاعلی ۲)- «هوم» (whom) برای شخص در حالت مفعولی ۳)- «ویچ» (which) برای غیر شخص در هر دو حالت ۴)- «ذَت» (that) برای شخص و غیر شخص، و ۵)- «هوز» (whose) ضمیر موصولی ملکی، و ما در فآرسی هر پنج تا ضمیر موصولی انگلیسی را با همان یک «کۀ ضمیر موصولی» بیان می کنیم. حالا چرا اکثریت قریب به اتّفاق استادان زبان فارسی این کاربردهای پنجگانۀ «که» در زبان فارسی را از وظیفه ها و مفهومهای متفاوت آن در جمله درنیافته اند، شاید به این دلیل باشد که ... که چی؟ (۳)

حق نشر عکس ettelaat.com
Image caption تصویر دکتر خلیل خطیب رهبر (۱۳۰۲-۱۳۹۳)، نویسنده، ادیب، شاعر، محقق و استاد دانشگاه تهران، مؤلّف «دستور زبان فارسی - کتاب حروف اضافه و ربط» که گفته اند: تنها دستور نویسی است که به وجود داشتن «ضمیر موصولی» در زبان فارسی اعتقاد دارد.

بله، دقّت را از استادان زبان انگلیسی یاد می گیریم و در زبان خودمان کشف می کنیم که علاوه بر «که» در حالت «حرف ربط» یا «موصول»، یا «ادات استفهام»، یک «کۀ» دیگر داریم که «ضمیر موصولی مشترک» است برای حالت فاعلی و مفعولی شخص، حالت فاعلی و مفعولی غیر شخص و حالت موصول ملکی. زبانتان همواره دارا و دانا و توانا باد.

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
نامه‌ای از لندن

زیرنویسها:

۱- مثلاً این عیب دستگاه زبان فارسی نبوده است که گوینده های این زبان، از هر صنف و طبقه ای که بوده اند، اگر نه تا چهل، پنجاه سال پیش که آغاز دورۀ ظهور کارخانه های خصوصی «مونتاژ لغت» بوده است، بلکه تا هفتاد سال پیش که «علی اکبر دهخدا» تقریباً کار تدوین و تنظیم و تألیف لغتنامۀ کبیرش را به آخرهایش رسانده بود، یک عمر حرف زده بودند و نوشته بودند، و نمی دانستند که خودشان یک عمر و اجدادشان دست کم از عهد رودکی تا حالا، یعنی بیش از هزار سال، دو تا «فکر» توی انبار کلّه هاشان لال مانده بوده است و خاک می خورده است و انتظار «کلمه» می کشیده است، یا اینکه اصلاً در زندگی معنویشان جای دو تا «مفهوم» انسانی و جهانی خالی بوده است، تا اینکه حالا یکدفعه می بینند مؤسّس یکی از کارخانه های «مونتاژ لغت» برایشان آن دو تا «فکر» یا دو تا «مفهوم» را از روی «approach» و «attitude» انگلیسی در قالب «رهیافت» و «رویکرد» مونتاژ کرده است و پیششان گذاشته است. حیف که نمی دانیم چرا شخص مونتاژگر این دو لغت آسمانی و سحر آمیز را با کلمه های پیشامدرن و کُهن عهدِ «برخورد» و «دید» مترادف اعلام کرده است؟ شما می دانید چرا؟ و می دانید که اگر عیب از دستگاه زبان فارسی نیست، از کیست و از چیست؟

۲- در متنهای لغتی و دستوری معتبری مثل لغتنامۀ دهخدا، فرهنگ فارسی معین، دستور زبان فارسی پنج استاد، و دستور جامع زبان فارسی، تألیف عبدالرحیم همایون فرخ، جایی و تعریفی برای «ضمیر موصولی» (relative pronoun) پیدا نشد، فقط در تحلیل مفصّلی که یک پژوهشگر دیگر بر «تعریفها و کارکردهای ضمیر در زبان فارسی» نوشته است، ملاحظه شد که «خلیل خطیب رهبر»، محقق و استاد دانشگاه تهران، مؤلّف کتاب «حروف اضافه و ربط»، این طور معرّفی شده است: «تنها دستور نویسی که به ضمیر موصولی قائل می باشد»!

۳- نه! واقعاً می پرسیم که چی؟ در مملکتی که در حدود سه قرن پیش از دورۀ «علامه علی اکبر دهخدا»، مؤلّف «لغتنامۀ کبیر» در دهها جلد، علاّمۀ دیگری به نام «محمد باقر مجلسی» در جمع آوری و توضیح «حدیث»های «شیعی» صد و ده جلد کتاب تدوین و تألیف می کند، انتظار داری که غیرِعلامه ای هم پیدا بشود که مثلاً تعریفی جامع و آبرومند از «معرفه» و «نکره»، در حدّی که با دریافت جهانی از زبان و جزئیاتش هماهنگ باشد، پیش بچّه های دبستانی و دبیرستانی بگذارد، چون دانشگاه که جای «زبان» نیست، جای «دانش» است! نه؟

موضوعات مرتبط