نامه‌ای از لندن؛ «در حکایت و شکایت زبان فارسی!»

Image caption تصویر علاّمه محمّد عبدالوهّاب قزوینی (۱۳۲۸-۱۲۵۶)، ادیب و پژوهشگر زبان و تاریخ و فرهنگ ایران که یکی از کتاب‌های سودمند و خواندنی او کتاب «بیست مقاله» است، با این نشانی برای دریافت نسخۀ پی دی اف رایگانی آن: www.afghandata.org:۸۰۸۰/xmlui/handle/azu/۷۸۶۹

ابداع‌های اقتباسی

سلام بر همۀ فارسی زبان‌ها و فارسی دان‌های سراسر دنیا. در صحبت از رابطۀ زبان فارسی و زبان عربی، گفته شد که داد و ستد لغت بین این دو زبان در معرکۀ زور و ظلم شمشیرِ صورت نگرفته است و برای اهل دو زبان تحوّلی فرخنده بوده است. صحّت این موضوع برای آن‌هایی که از زندگی زبان، شناختی فلسفی و جهانی دارند، معلوم و مسلّم است (۱).

در توجّه به ماهیت و جنبه‌های مختلف این داد و ستد، دقیق‌تر و عمیق‌تر که نگاه کنیم، می‌بینیم که زبان فارسی جدید، علاوه بر لغت، چند تایی از عنصرهای ساختاری زبان عربی را گرفته است و به آنها در نظام دستوری خود وظیفه‌ای داده است که با وظیفۀ اصلی آنها در زبان عربی فرق نمایان دارد. البتّه این قضیه را نباید با قضیۀ اعتقاد غیر علمی و غیر منطقی بعضی از مدرّس‌های سنّتی به رعایت نظام دستوری عربی در مورد کاربرد کلمه‌های عربی تبار در زبان فارسی، اشتباه کرد.

مثلاً چون «عرب» در پیروی از نظام دستوری خود حکم «مطابقۀ صفت و موصوف» را رعایت می‌کند، حتّی ادیب دانشور گرانمایه‌ای مثل «محمّد تقی بهار»، شاید به نیت مصون ماندن از هوچی‌گری فضل فروش‌ها، از این بیراهه می‌رفت و در رعایت «مطابقۀ صفت و موصوف» می‌نوشت: «قواعد و مقرّرات نظمیه»(۲)، به جای «قواعد و مقرّرات نظم »؛ یا «مزایای اخلاقیه» به جای «مزایای اخلاقی»؛ یا «ادوار متفاوته» به جای «ادوار متفاوت»(۳)؛ یا «احساسات عالیه» به جای «احساسات عالی» (۴).

Image caption تصویر روی جلد کتاب «بهار و ادب فارسی» در دو جلد، شامل صد مقاله از استاد محمّد تقی بهار، ملک الشّعراء [۱۳۳۰-۱۲۶۵]، شاعر، ادیب، پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی، روزنامه نگار، سیاستمدار، مؤلّف کتاب ارزشمند «سبک شناسی» در سه جلد

بیاییم «ابداع»هایی را که بر اساس «اقتباس» از دستور عربی برای توسعۀ نظام ساختمانی زبان فارسی به حکم طبیعت زبان صورت گرفته است، «ابداع اقتباسی» بنامیم و تعریف و توضیح آن‌ها را با «ابداع اقتباسی از جمع مکسّر عربی» شروع کنیم. می‌دانیم که عرب «مفرد» اسم را به دو صورت به حالت «جمع» در می‌آورد:

یکی جمع «سالم» که به آخر مفرد، اگر مذکّر باشد، پسوند «ین» (een) یا «ون» (oon)، و اگر مؤنّث باشد، پسوند «ات» (aat) اضافه می‌کند، مثل مؤمن، مؤمنین، مؤمنون، مؤمنات. دیگری جمع «مکسر» است که در آن «مفرد» شکسته می‌شود و هر دسته از مفردها به صورتی که قاعدۀ مشخّصی ندارد و باید شنید و به خاطر سپرد، به حالت جمع در می‌آید. تعداد این صورت‌های جمع مکسّر، این طور که صاحبنظرها گفته‌اند، کمتر از هفتاد نیست، از آن جمله فکر، افکار؛ عقیده، عقائد؛ نسخه، نُسخ؛ ، عالم، عوالم؛ اسم، اسامی؛ و ده‌ها صورت دیگر.

در زبان فارسی برای کلمه‌های مفرد عربی‌ای که گرفته‌ایم، به هیچ دلیلی نباید آنها را با قاعده‌های عربی به صورت جمع در بیاوریم. چرا به جای «ُکتُب» نگوییم «کتاب‌ها»؟ یا به جای «معلّمین» نگوییم «معلمّان»؟ امّا اگر برای « جمع مکسّر» بعضی از کلمه‌های عربی، با «ابداع اقتباسی»، وظیفۀ دستوری دیگری بر قرار کرده باشیم، قضیه فرق می‌کند.

Image caption تصویر روی جلد کتاب «الواعد» فرهنگ فارسی - عربی، تألیف الدکتور عبدالوهّاب علوب، لالفاظ و التّعبیرات و التراکیب الفارسیة المعاصر، با این نشانی برای دریافت نسخۀ pdf رایگانی آن: www.arabiforall.com/post/۱۶۴

به چند نمونه از جمع‌های مکسّر عربی که در فارسی برای مفهومی معیّن وظیفۀ دستوری غیر عربی‌‎ای به خود گرفته است، نگاه می‌کنیم: حقوق، مواجب، عوارض، اسباب، عوالم، عمله، طلبه، آداب، لوازم، اخلاق، اشراف، اعیان، احوال. این‌ها درست حالتی بر عکس «اسم جمع» پیدا کرده است: اسم جمع در صورت مفرد است و در معنی جمع. این‌ها در صورت جمع است و در معنی مفرد، یعنی به نوعی «اسم جمع معکوس» تبدیل شده است (۵).

مثلا «حقوق ماهانه» برابر با «حق‌های ماهانه» نیست؛ «آداب زیارت» برابر با «ادب‌های زیارت» نیست؛ «عوارض گمرکی» برابر با «عارضه‌های گمرکی» نیست. با عمل «ابداع اقتباسی» شمار زیادی از جمع‌های مکسّر عربی، که به گوش فارسی زبان «آهنگ جمع بودن» ندارد، با کیفیت «مفرد» معنایی پیدا کرده است که با معنای اصلی آنها در عربی متفاوت است. در این باره باز هم صحبت خواهیم داشت.

زبانتان همواره دارا و دانا و توانا باد.

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
نامه‌ای از لندن - شمارۀ چهل و هشتم، سال یازدهم، جمعه ۲۰ آوریل ۲۰۱۸

زیرنویس‌ها:

۱- یعنی آن‌هایی که از زندگی زبان، شناختی فلسفی و جهانی دارند، در این باره توضیحی نمی‌خواهند، و آن‌هایی که بخواهند، هر توضیحی بدهی، به جایی از گنبد آسمانشان ترک می‌اندازد.

۲- حتماً در زمانی که رعایت «مطابقۀ صفت و موصوف» عربی در زبان فارسی نویسنده را مجبور می‌کرد که مفهوم قاعده‌های سخن منظوم یا نظم فارسی را بگذارد توی عبارت «مقرّرات نظمیه»، موقعی است که هنوز فرهنگستان اوّل «نظمیه» را به «شهربانی» و «عدلیه» را به «دادگستری» و «بلدیه» را به «شهرداری» تبدیل نکرده بود و «مقرّرات نظمیه» برای خیلی‌ها می ‌توانست معنای «آیین نامۀ شهربانی» هم داشته باشد.

۳- فکر کردم بگردم و در میان بزرگانی که واقعاً به زبان و ادبیات فارسی در دورۀ خود خدمت‌های اساسی و درخشانی کرده‌اند، کسی همپایۀ استاد محمّد تقی بهار پیدا کنم و ببینم او هم «مطابقۀ صفت و موصوف» را رعایت کرده است یا نه. «علاّمه محمّد قزوینی» را پیدا کردم، در کتاب «بیست مقاله»، با این چند نمونه : احادیث مکرّره (حدیث‌های مکرّر)، نُسَخ متعدّده (نسخه‌های متعدّد)، کلمات مشکوکه (کلمه‌های مشکوک)، ملاحظات جزئیه (ملاحظات جزئی)، تعلیمات متداوله (تعلیمات متداول)، فهارس مطبوعه (فهرست‌های چاپ شده)، اُمَم و اقوام مجاوره (امّت‌ها و قوم‌های همسایه یا همجوار)، کلمات مستعمله (کلمه‌های مستعمل).

۳- (الف): امّا دیدم که این پژوهشگر آگاه و صاحبدل، چه نگاه تیزی در ملاحظۀ وضع بی‌هنجار زبان فارسی در نزد اهل مطبوعات زمان خود داشته است، و چه تشحیص درستی از بیماری لغت سازی و زبان تخریبی پارسینه گرایان میهن پرست نمای عربی ستیز! از بعضی خصیصه‌های کلامی امروز از کاربرد افتادۀ او که بگذریم، گفتارهای او، بعد از گذشت هشتاد، نود سال، از حیث توجّه دقیق او به زندگی فلسفی و جهانی زبان دانشورانه و سودمند و خواندنی است. دورۀ کامل بیست مقالۀ محمّد قزوینی (جلد اوّل و دوّم) را می‌توان رایگانی از سایت کتابناک، به نشانی www.ketabnak.com/comment.php?dlid=۶۰۲۲۲ دریافت کرد.

۳- (ب): این هم بندی از یک گفتار در کتاب «بیست مقاله» : «... کلمات عربی که قریب هزار سال است داخل زبان فارسی شده‌اند و به واسطۀ قدم مهاجرت و کثرت استعمال هزار ساله و طول مدّت اقامت در زبان فارسی ، ملّیت خود را از دست داده، تبعیت لسان ثانوی را قبول نموده، «حقّ همشهریگری» (Droit de cite) در زبان فارسی به دست آورده‌اند و دیگر عنصر خارجی محسوب نمی‌شوند...»

۴- بسیاری از جمع‌های مکسّر عربی را که فقط در معنای «جمع» به کار برده می‌شود، می‌توانیم به مفرد آنها پسوند «ها» یا «ان» اضافه کنیم، مثل «مزایای اخلاقیه»: «مزیت‌های اخلاقی»؛ «ادوار متفاوته» : «دوره‌های متفاوت»؛ «کتب نفیسۀ نادره»: «کتاب‌های نفیس و نادر»؛ «قصاید مدحیه»: «قصیده‌های مدحی».

۵- شما وقتی که کلمۀ مفرد «سپاه» را می‌شنوید، از آن معنای «جمع» می‌گیرید و عدّه‌ای نظامی به ذهنتان می‌آید، و به این نوع اسم می‌گویید «اسم جمع»، که در انگلیسی «collective noun» است. امّا وقتی که کلمۀ «جمع مکسّر» حقوق به معنای دریافتی ماهانۀ کارمند یا کارگر را می‌شنوید، از آن معنای «مفرد» می‌گیرید، مثل اینکه شنیده باشید «دستمزد». پس با توجّه به این «شباهت معکوس» به «اسم جمع»، این جمع‌های در معنی مفرد را می‌توانیم «اسم جمع معکوس» بنامیم که انگلیسی آن می‌شود «collective noun in reverse»، که البتّه چنین چیزی در دستور زبان انگلیسی وجود ندارد و در دستور زبان فارسی برای اوّلین بار آن را می‌شنویم.

موضوعات مرتبط