نامه‌ای از لندن؛ «در حکایت و شکایت زبان فارسی!»

ظرف سبزیجات
Image caption تصویر چیزهایی که آن‌ها را در ایران از «سبزی فروشی» می‌خریم و به جمع آن‌ها نمی‌گوییم «سبزی‌ها» و «جمع نوع» به کار می‌بریم که از «جمع مؤنّث سالم» عربی اقتباس کرده‌ایم که شده است «سبزیجات»

سبزیجات، جمع سبزی نیست!

سلام بر همۀ فارسی زبان‌ها و فارسی دان‌های سراسر دنیا. صحبت از «ابداع‌های اقتباسی» از قاعده‌های دستوری زبان عربی بود، که از دو تای آن‌ها، یکی «اسم جمع معکوس» با نمونۀ «حقوق» به معنای «کارمزد ماهانه» و دیگری «اسم جمع اصطلاحی» با نمونۀ عبارت مصطلحِ «امور اداری»، تعریف و توضیحی به اختصار شنیدیم (۱).

سوّمین «ابداع اقتباسی» که در زبان روزمرّۀ فارسی، مخصوصاً زبان «اَخباری» یا «رسانه‌ای»، کاربردی وسیع و فراوان پیدا کرده است، از «جمع مؤنّث» عربی برداشت شده است. در زبان فارسی «اسم» و «ضمیر» و «صفت» و «فعل» از قید جنسیت آزاد است (۲)، یعنی «مؤنّث» و «مذکّر» ندارد، امّا در عربی نه تنها انسان‌ها و حیوان‌ها، اسم و ضمیر و صفت و فعلشان «مؤنّث» و «مذکّر» دارد، بلکه «شیء» هم، هر چه باشد، مجازاً یا مذکّر فرض شده است، یا مؤنّث. قاعدۀ ساختنِ «جمع سالم» برای همۀ اسم‌های «مؤنّث» هم این است که به «مفرد» آن‌ها پسوند «ات» (ẩt) اضافه می‌کنند.

در نوشته‌های فارسی کلمه‌هایی را که در زبان عربی «جمع مؤنّث سالم» حساب می‌شود، فراوان به کار می‌برند، از آن جمله «اطّلاعات»، «مالیات»، «ادبیات» (۳)، و گاهی هم به کلمه‌های فارسی ای بر می‌خوریم که آن‌ها را به جای «ها» با «ات» (ẩt) جمع بسته‌اند، مثل «باغات»، «دهات»، «پندیات». از «لغتنامۀ دهخدا» دربارۀ کلمۀ «اطّلاعات» می‌پرسیم. می‌گوید: «جمع اطّلاع؛ رجوع به اطّلاع شود.» رجوع به اطّلاع می‌کنیم، برایش این معنی‌ها داده می‌شود: «علم، وقوف، آگاهی، هُوش و دانایی». به همین قیاس «مالیات» جمع «مالیه» معرّفی می‌شود، و «ادبیات» جمع «ادبیه». والسّلام.

Image caption تصویر روی جلد کتاب «دستور زبان پنج استاد» تألیف عبدالعظیم قریب، رشید یاسمی، ملک‌الشعراء بهار، بدیع‌الزمان فروزانفر، و جلال‌الدین همایی، که «جمع نوع» با اقتباس از «جمع مؤنّث سالم» عربی، با پسوند «ات» را «ناصواب» دانسته‌اند

امّا اگر در ماهیت این به ظاهر «جمع مؤنّث سالم» عربی در زبان فارسی تأمّل کنیم، می‌بینیم که مثلاً «اطّلاعات» در معنی با «اطّلاع‌ها» فرق می‌کند، و «مالیات» با «مالیه‌ها» و «ادبیات» با «ادبیه‌ها». از مفهومی که این کلمه‌ها به ذهن ما می‌آورد، این برداشت را می‌کنیم که این‌ها برای فارسی زبان یک «ابداع اقتباسی» است، و به جای اینکه «جمع اسم» (noun in plural form) باشد، حالت «اسم جمع» (collective noun) پیدا کرده است.

آن‌وقت تازه بر ما کشف می‌شود که چرا فارسی زبان «باغ» فارسی را با «ات» (ẩt)، که پسوند «جمع مؤنّث سالم» عربی است، جمع می‌بندد، و نمی‌گوید «باغ‌ها»، چون در این مورد هم، فارسی زبان با یک «ابداع اقتباسی» دیگر از پسوند «ات» (ẩt)، نه برای «جمع اسم»، بلکه برای «جمع نوع» استفاده کرده است.

مثلاً می‌گوییم «باجۀ اطّلاعات بیمارستان»(hospital's information desk)، و نمی‌گوییم «باجۀ اطّلاع‌های بیمارستان»(hospital's desk of informations!). چرا؟ برای اینکه «اطّلاعات» را نه در حالت «جمع اطّلاع»، بلکه در حالت «اسم جمع» به کار می‌بریم، که در اصل به اسمی می‌گوییم که در صورت مفرد است، و در معنی جمع، و در این مورد «معکوس» شده است، یعنی «در صورت جمع» است و «در معنی مفرد».

کاربرد «باغات» در حالت «جمع نوع» هم مورد دیگری از «ابداع اقتباسی» است، چون فارسی زبانِ آزاده، فارغ از امر و نهی «دستوریان» و «لغت پژوهان»، به هدایت روح زبان است که می‌گوید: «محصول این باغات شامل زردآلو، انار، سیب ترش و شیرین، آلوچه، و مرکبات است»، و نمی‌گوید «محصول این باغ‌ها» و در موردی دیگر می‌گوید: «با بارش تگرگ سیصد هکتار از باغ‌های سیب این شهرستان آسیب دید.» در این مورد «باغ‌های سیب» صورت جمع «باغ سیب» است، نه «جمع نوع» باغ‌های مختلف. فارسی زبانی که به هدایت روح زبان، سخن می‌گوید، بی‌آنکه نیازی به دانستنِ چیزی به اسم «ابداع‌های اقتباسی» پیدا کرده باشد، می‌داند که کجا بگوید «باغات» و کجا بگوید «باغ‌ها» و نمی‌تواند باور کند که پنج استاد معتبر زبان و ادبیات فارسی در «دستور پنج استاد» گفته باشند: «باغات، دهات، و میوه جات را بر خلاف قیاس مانند عربی به «ات» جمع بسته‌اند و صواب آن است که بعدها این گونه جمع‌ها را ترک نمایند!» (۴)

زبانتان همواره دارا و دانا و توانا باد!

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
نامه‌ای از لندن - شمارۀ پنجاهم، سال یازدهم، جمعه ۴ مه ۲۰۱۸

زیرنویس‌ها:

۱- در نامۀ قبلی گفته شد که یکی از خصوصیات طبیعی زبان فارسی، این است که گویندۀ آن برای افزایش توانایی خود در بیان وسیع‌تر و دقیق‌تر مفهوم‌هایی که از حیطۀ «لغت» فراتر می‌رود و به حیطۀ «دستور» وارد می‌شود، با «اقتباس» از یک قاعدۀ دستوری زبان عربی، به «ابداع » یک قاعدۀ دستوری جدید فارسی می‌پردازد، و دیدیم که چگونه فارسی زبان به واسطۀ انگیزه‌ای طبیعی به ابداعِ «اسم جمع معکوس» در گرفتن معنایی «مفرد» از صورت «جمع» یک کلمۀ عربی هدایت شد، و به این ترتیب، مثلاً «حقوق»، که در عربی به معنیِ «حق‌ها» ست، در فارسی «کارمزد ماهانه» شد، و چگونه فارسی زبان از «جمع مکسّر» یک کلمۀ عربی، مثلاً «امور»، در یک عبارت اصطلاحی، مثل «امور اداری»، معنایی گرفت که از جمع فارسی آن، یعنی «امرها» نمی‌توانست بگیرد و بگوید: «امرهای اداری»، و به این ترتیب، یک «ابداع اقتباسی» دیگر صورت گرفت و «اسم جمع اصطلاحی» به وجود آمد.

۲- «از قید جنسیت آزاد بودنِ اسم و ضمیر و صفت و فعل» در زبان با «آزاد بودن انسان از قید جنسیت در جامعه» اندکی تفاوت دارد!

۳- کلمه‌هایی مثل «اطّلاعات»، «مالیات»، «ادبیات» در حالت «جمع مؤنّث سالم» عربی، با فارسی شدۀ این کلمه‌ها تفاوت دستوری و معنایی دارد. برای دریافت روشن این تفاوت‌ها، بیاییم کلمه‌های «information» و «tax» و «literature» انگلیسی را که هر سه صورت «مفرد» دارد، به فارسی ترجمه کنیم. آیا شما آن‌ها را به چیز دیگری جز «اطّلاعات»، «مالیات»، و «ادبیات» ترجمه می‌کنید؟ بنابر این چون این کلمه‌ها «صورت جمع دارد» آیا می‌توانیم آنها را در فارسی «جمع مؤنّث سالم» اطّلاعیه، مالیه، و ادبیه بدانیم؟ اگر این کلمه‌ها در ذهن فارسی زبان کیفیت «جمع اسم» می‌داشت، چنین جمله‌هایی را در رسانه‌های چاپی و اینترنتی نمی‌دیدیم: *** «رئیس جمهور افزود: امروز همۀ اطلاعات‌ها به ما می‌‌گویند که مردم غزه با وجود تقدیم بیش از ۱۰۰۰ شهید و ۷۰۰۰ مجروح از لحاظ روحیه با روز اول هیچ تفاوتی نکرده‌اند.*** «برخی‌ها می ‌گویند که چرا این روزها شاهد بازگو کردن تعطیلی واحدهای صنفی و توزیعی از سوی دستگاه‌های مسوول نیستیم؛ دلیل آن نیز واضح است که بیان این نوع اطلاعات‌ها خوشایند نیست.» *** «چنین برداشتی از تقسیم بندی مالیات‌ها، دارای سابقۀ طولانی وهمچنین موضوع بحث و مجادلۀ علمی سابقه داری است.» *** «مالیات‌ها عموما به دو گروه مالیات‌های مستقیم و مالیات‌های غیر مستقیم تقسیم می‌شوند [می‌شود].» *** «تنوع ادبیات‌ها در جهان، تابعی از وضعیت فرهنگی و معرفتی جوامع آن است.» *** «ادبیات تطبیقی یعنی بررسی روابط و مناسبات ادبیات‌ها با یکدیگر.»

۴- در مورد «جمع نوع» هایی مثل سبزیجات، میوه جات، دسته جات، نوشته جات، که «دستور پنج استاد» جمع بستنِ مفرد آن‌ها با «ات» (ẩt) را «ناصواب» اعلام کرده است، با این توصیه که «صواب آن است که بعدها این گونه جمع‌ها را ترک نمایند»، در لغتنامۀ دهخدا، در تعریف «جات» آمده است: «جات -(پسوند) علامت جمع در فارسی. تازیان بعضی کلمات فارسی مختوم به «ه» غیرملفوظ را تعریب کرده به «ات » جمع بسته‌اند، و ایرانیان این گونه جمع معرب را از آنان اقتباس کرده و کلمات دیگر (اعم از فارسی و عربی و غیره) را نیز به همان سیاق استعمال کرده‌اند... از این قبیل است: روزنامجات، دستجات، رقعجات، کارخانجات، علاقجات، حوالجات، میوجات، نوشتجات، رقیمجات، ادارجات و غیره». لابد نخواسته‌اند تشخیص بدهند که در عربی و فارسی پسوند «جات» نداریم. صوت «ج» در همۀ این موردها یک «صوت نرم خوانی» است، و قضیه این است که بین کلمه‌های مختوم به مصوّتِ (vowel) «ـِ» به صورت «ـه» غیرملفوظ و پسوند «ات» که با مصوّت (vowel) «ا» شروع می‌شود، صوت «ج» گذاشته می‌شود: سبزیجات، کارخانه جات؛ همان‌طور که بین «به» و «این» و بین «به» و «آن» صوت نرم خوانی «د» گذاشته می‌شود: «بدین»، «بدان»؛ و همان‌طور که بین «دیوانه» و «بیحوصله» و «بیعلاقه» و پسوند «ی» (ee) اسم مصدر (یا سازندۀ اسم معنی از صفت)، یک صوت نرم خوانی «گ» گذاشته می‌شود: دیوانگی، بیحوصلگی، بیعلاقگی، و همان‌طور که بین «همسایه» و «فرومایه» و پسوند جمع «ان» یک صوت نرم خوانی «گ» گذاشته می‌شود: همسایگان، فرومایگان؛ و همان‌طور که در لهجۀ تهرانی بین «به» و «ات» و «اش» و «ام» و «مان» و «تان» و «شان» یک صوت نرم خوانی «ه» گذاشته می‌شود: بهت، بهش، بهم، بهمان، بهتان، بهشان؛ و در لهجۀ خراسانی در همین مورد یک صوت نرم خوانی «ز» گذاشته می‌شود: به زت، به زش، به زم، بزمان، به زتان، به زشان؛ و همان‌طور که بین کلمه‌های مختوم به «ا» (aa)، و«و» (oo) و پسوند «ی» نسبت، یک صوت نرم خوانی «ی» (y) گذاشته می‌شود: دریا، دریایی؛ شیدا، شیدایی؛ زیبا، زیبایی؛ خوشبو، خوشبویی؛ راستگو، راستگویی.

موضوعات مرتبط