هنر و فرهنگ در هفته‌ای که گذشت: از زندگی نامه زیدآبادی تا منتخب اشعار سایه

آوانتاژ حق نشر عکس پریچهر ژیان/ تیوال

سالروز صلح جهانی در همین هفته بود که با حادثه تلخ اهواز آغاز شد، شلیک گلوله هایی که در لحظه ای صدها تن را با مرگ سینه به سینه کرد. انعکاس این حادثه در رسانه های ایران و جهان، اهمیت اجلاس سازمان ملل و جلسه ویژه شورای امنیت را زیر تاثیر گرفت. هنر و فرهنگ اما در مقابل خشونت متوقف نمی ماند.

نمایشی ضد جنگ

آوانتاژ قصه نرسیدن هاستِ، قصه اتفاق های رخ نداده. تماشاگران آن را پسندیدند. یک نمایش ضد جنگ. نویسنده متن کامران شهلایی است که کارگردانی را همراه با کامران محمد لارتی به عهده داشت. بازیگران هم الهام نامی، امین وحیدی پور، رضا بهرامی، ابوذر ساعدی، شادی صیادی، ترانه کوهستانی، احمد جعفری، آرزو کریمی زند، ایلیا بکریان بودند.

سیما داوودی در نقد نمایش نوشته: از هیچ نمایشی با تم جنگ اینهمه لذت نبرده بودم . البته جنگ فقط بخشی از موضوع کار هست . یک کار خیلی خوب ضد جنگ که به آرزو های از دست رفته مردم سرزمینم اشاره می کند. تابستان گذشته از همین نویسنده (کامران شهلایی) نمایش تو مشغول مردنت بودی را دیدم . در تاتر شهر. که اونهم عالی بود . در نمایش آوانتاژ ایرادی اگر هست این است که گاهی متن از اجرا جلو می زند . بازی ها همه خوبند و قابل قبول . مخصوصا نقش مونا .

صدرا دهقانی هم از احساس مستند بودن نمایش گفته و این که تصاویر نوستالژیکش خیلی تاثیرگذار بود. نمایشنامه خیلی عالی بود . مخصوصا صحنه های دختر و پسر . حسام و منا. و سربازا . تجربه متفاوتی بود.

دو کتاب هفته

در هفته ای که گذشت دو کتاب دلنشین و دلخواه منتشر شد. هدیه کتاب شکیل و مختصری از هوشنگ ابتهاج ه. الف. سایه و جلد دوم خاطرات احمد زیدآبادی با عنوان بهار زندگی در زمستان تهران. اولی را انتشارات موقوفات افشار منتشر کرده و دومی را نشر نی.

هدیه، منتخبی است از اشعار سایه به انتخاب شاعر که در حقیقت هدیه ای است که وی پنجاه سال قبل، پیش از مرگ نابهنگام خانم هما اعلم همسر عموی خود، به او هدیه داد. این متن نفیس در زمان خود، به دست یکی از چیره‌دست‌ترین خوشنویسان روزگار، عبدالله فرادی، شکل گرفته است.

کتاب دوم که در حقیقت بخش دیگری از مجموعه پنج گانه زندگی نامه احمد زیدآبادی متفکر و نویسنده سرشناس است، در ادامه بخش اول، از زمانی حکایت آغاز می کند که نویسنده برای رفتن به دانشگاه از سیرجان راهی تهران شد. که مصادف با روزهای سخت زمستانی بود.

در بخشی از این کتاب نویسنده از سفر خود به خراسان می نویسد: از کنار قبر کمال‌الملک گذشتم و پا به دورن مقبره‌ی عطار گذاشتم. به محض ورود، چشمم به سنگ‌نبشته‌ای کهن افتاد که بر سر مزارِ عطار به حال ایستاده نمایان بود. سنگ‌نبشته‌ی سیاه و کهن گویی مرا در خود کشید و به ژرفای تاریخ فرو برد. لحظه‌ای حس کردم کسی که در آن گور آرمیده از اجداد من است؛ رگ و ریشه‌ی من است؛ هویت من است؛ خود من است! احساس غنا و نشاط و آرامشی ابدی و مطلق کردم. غرق در این احساس از مقبره بیرون زدم. اردیبهشت‌ماه بود. سبزه‌ها رسته، گل‌ها شکفته، شکوفه‌ها بردمیده و درختان سبزفام سر به آسمان داشتند و مرغان و بلبلان بر فراز آن‌ها از نغمه و آواز غوغایی به پا کرده بودند. زیر سایه‌ی صبحگاهی درختان گام زدم و سر به آسمان زلال و آبی داشتم. وصف آن حال لطیف و نشاط و شکوه آن از توانم خارج است.

بهارآفرین، ویژه بانوان

در شبی خوش که زنان با روسری های رنگ به رنگ فضا را رنگ زده بودند در سالن خلیج فارس در فرهنگسرای نیاوران گروه بهار آفرین به نوشته یکی از حاضران «در آستانه خزان، بهار آفرید». سرپرستی کنسرت را بهاره میرزاآقا (ناموسی) به عهده داشت که خود خواننده هم بود. قطعاتی از ساخته‎های هنرمندانی همچون غلامحسین مین‎باشیان، انوشیروان روحانی و همایون خرم از جمله «خوش آمدی»، «شکوفه‌ها»، «گل سنگ»، «باز آمدی» اجرا شد. بخشی هم به اجرای ترانه‎های محلی و فولکلوریک اختصاص یافته بود. همه ترانه ها برای حاضران گوش آشنا بود.

حق نشر عکس اشکان آزادبخت/ آریا

در تالار رودکی

کنسرت گروه موسیقی ایرانی تیدا یک روز پاییزی در تالار رودکی تهران برگزار شد. گروه با رپرتواری شامل ۱۲ قطعه با کلام و بی‌کلام روی صحنه رفتند.

سرپرستی گروه و نوازندگی تار به عهده ترگل خلیقی بود و قطعاتی از سیاوش ولی‌پور، حمید یوسفی و یزدان یکرنگیان را به خوانندگی نوید نوروزی و فایضه کامیاب اجرا شد. عسل ملک‌زاده، سروش کمالیان، سمانه گلکار، امیرناصر رنجبر، سیاوش ولی‌پور، بیتا قاسمی و مهسا شهبازیان نوازندگان در این کنسرت بودند.

تالار رودکی که پنجاهمین سال عمر خود را سرمی کند همچنان سربلند بود، گرچه یکی از حاضران نوشت که ساختمان نیاز به تعمیر و بازسازی دارد. اما فضایی در خدمت خوش نوازان تیدا بود که هیچ کم نداشت.

حق مالکیت ادبی؛ آری یا نه؟

فاطیما احمدی در گزارشی در صفحه کتاب روزنامه آرمان نوشته: تقریبا ۱۱۴ سال از کنواسیون برن که به کنوانسیون حق مالکیت آثار هنری ادبی معروف است، می‌گذرد. در این تاریخِ بیش از یک قرن، تاکنون ۱۸۶ کشور به این کنوانسیون پیوسته‌اند، اما هنوز نامی از ایران در جمع این کشورها نیست. نام ایران در کنار کشورهایی چون سومالی، عراق، کره‌شمالی، اوگاندا، کامبوج، مالدیو و چند کشور کوچک دیگر قرار دارد.

با این مقدمه گزارش یادآور می شود که بعد این همه سال و اینهمه گفتگو درباره پیوستن یا نپیوستن به کنوانسین حق مالکیت هنری و ادبی نوشته اینک کنفرانسی برپا شده در قمصر کاشان با حضور نمایندگانی از مجلس و دولت و چند صاحب نظر. اما سمیه مهرگان داستان نویس در مقاله ای در همین صفحه کپی را برای جامعه ای که قانون را برای دیگران می خواهد، گردابی حایل دیده است.

گزارش کپی رایت آری یا نه؟ از محمود صادقی نماینده مجلس نوشته گفته است یکی از دلایلی که داوطلب شرکت در انتخابات مجلس شدم همین مساله مالکیت صنعتی و فکری است. رضا هاشمی‌نژاد مدیر نشر افق خرید کپی‌رایت کتاب را تبدیل آن به ارزش افزوده توسط ناشر دیده و گفته: «با درج عنوان ویژه «خرید حق رایت» روی جلد کتاب به مرور امتیاز ویژه‌ای برای انتشارات ایجاد شد و زمینه‌ای را فراهم کرد تا مخاطب برای خرید کتاب گران‌تر آمادگی داشته باشد.»

امیرحسن چهلتن با اشاره به ضرورت فوری پیوستن ایران به کنوانسیون برن، گفت: «ما در انزوا قرار گرفته‌ایم و باید عضو این باشگاه جهانی شویم. سیاست‌هایی وجود دارد که این انزوا تشدید می‌شود. از سوی دیگر ما با جریان‌های موازی تقلبی روبه‌رو هستیم که نویسندگان مستقل را به کنجی برانند.». آبتین گلکار، مترجم ادبیات روس هم علت موافقت با این امر را مساله اخلاقی دانسته و گفت: «با توجه به اینکه ایران به این کنوانسیون نپیوسته، شاید مرتکب قانون‌شکنی نشده باشیم، اما از نظر قانونی این مساله به ما آسیب زده و بخشی از دزدی‌هایی که در پایان‌نامه‌های دانشگاه‌ها رخ می‌دهد.

مهشید میرمعزی که از آلمانی ترجمه می‌کند و بسیاری از ترجمه‌هایش با خرید کپی‌رایت صورت گرفته، اولین و مهم‌ترین دلیل خود برای پیوستن به کنوانسیون برن را‌ مساله اخلاق دانست و گفت از امتیازاتی که کپی‌رایت به ما می‌دهد،‌ داشتن ارتباط مستقیم با نویسنده است. مواردی بوده که با ایرادی در متن مواجه شدم و با نویسنده ارتباط گرفتم و این مساله باعث شده ترجمه اعتبار بیشتری بگیرد. حسین سناپور از نویسنده‌های برجسته معاصر، با بیان اینکه همدلی، همزبانی و حساس‌شدن نسبت به حقوق مولفان و مترجمان بسیار ارزش دارد، گفت: «ما از مخالفت بزرگانی چون شاملو، ساعدی، دریابندری و... به اینجا رسیده‌ایم که سمینار تشکیل می‌دهیم و پیوستن به کنوانسیون برن را پیگیری می‌کنیم.

جواد مجابی نویسنده سرشناس با بیان اینکه معتقد است در شرایط فعلی سخن‌گفتن از کپی‌رایت لازم اما بی‌نتیجه است، گفت: «بی‌گمان مساله مالکیت فکری در این مملکت به هیچ وجه مورد استفاده نیست و اعتباری ندارد. بسیاری از آثار خارجی در زمینه موسیقی، سینما و ادبیات مورد تعرض و تجاوز قرار می‌گیرد و کسانی هستند که منافع آنها اقتضا می‌کند که در برابر مصلحت کشور و مصلحت فرهنگی و اعتبار و آبروی مملکت جبهه بگیرند.

آخرین بار یک سال پیش از انقلاب بود که همایشی برای کپی رایت برپا شد که کسانی مانند ایرج افشار، انجوی شیرازی، احسان نراقی، جواد مجابی، کریم امامی و نجف دریابندری در آن شرکت داشتند و کسانی مانند احمد شاملو همزمان در مقاله ها و مصاحبه هایی با پیوستن ایران به کنوانسیون کپی رایت به شدت مخالفت کردند. اینک بعد چهل سال در اولین گام برای برخورد بهتر با این ماجرا، کنفرانس قمصر هم چندان خبرهای خوش نداشت و به تکرار سووال انجامید گرچه آقای صادقی وعده داد که در مجلس موضوع را همچنان پی گیرد.

کارتون هفته: روز صلح