متیو شپارد: قتلی که آمریکا را عوض کرد

بیست سال پیش مرگ دانشجویی همجنس‌گرا پس از شکنجه و بسته شدنش به حصار در دشتی در وایومینگ، آمریکا را تکان داد.

خاکستر متیو شپارد اخیرا به خاک سپرده شد. کسانی که او را می‌شناختند از میراث او می‌گویند.

هشدار:‌ این مقاله ممکن است برای برخی خوانندگان ناخوشایند باشد


متیو را با ارتدنسی دندان‌هایش شناختند.

از این طریق بود که جودی و دنیز شپارد تشخیص دادند این پسر آن‌هاست که روی تخت بیمارستان است.

جودی می‌گوید: "باند و بخیه همه‌ صورتش را گرفته بود و دور سرش پر از باند بود، جایی که آخرین ضربه، ساقه‌ مغز او را خرد کرده بود."

"انگشت‌های دست و پایش از همان موقعی که به کما رفته بود، در هم پیچ خورده بود. همه جا لوله وصل کرده بودند تا او را زنده نگه دارند. یکی از چشم‌هایش نیمه‌باز بود و می‌شد چشمان کبودش را دید، و لوله‌هایی که در دهانش بود."

"سیم‌های دندانش هم معلوم بود، بنابراین مطمئن شدیم که پسرمان است. صورتش به حدی ورم داشت که از دور غیرقابل شناسایی بود."

دو شب پیش از آن، در سه‌شنبه ۶ اکتبر ۱۹۹۸، متیو شپارد به تنهایی وارد باری بدنام در لارامی شده بود.

Image caption جود و دنیز شپارد، پدر و مادر متیو در بنیاد متیو شپارد در دنور

متیو، یک تازه وارد دانشگاه وایومینگ که همجنس‌گرایی خود را علنی کرده بود به دیدار دوستانش رفته بود تا برای هفته‌ اطلاع‌رسانی در مورد دگرباشان در دانشگاه برنامه‌ریزی کنند.

اما دوستانش با او به بار نرفتند.

در بار فایرساید، متیو ۲۱ ساله مشغول گپ زدن با دو کارگر شد؛ راسل هندرسون و ارون مک‌کینی که هر دو هم‌سن او بودند.

این دو نفر سوژه‌ای آسان برای تلکه کردن این دانشجوی باریک اندام با قد ۱۶۷سانتیمتر دیدند.

دیو اومالی، کلانتر بخش آلبانی، که مسئول این پرونده بود می‌گوید: "خود مک‌کینی دراعتراف‌های خود می‌گوید که او و راسل به دستشویی بار فایرساید رفتند و قرار گذاشتند که وانمود کنند همجنس‌گرا هستند تا اعتماد متیو را جلب کنند."

"بنابراین مسئله‌ گرایش جنسی از همان ابتدای ماجرا مطرح بود."

حق نشر عکس Getty Images
Image caption کلانتر دیو اومالی امضای همکار دیرین خود که بازجوی پرونده‌ شپارد بود را روی بازوی خود تتو کرده است

قاتلان به پلیس گفتند می‌خواستند با تله شپارد را به وانت مک‌کینی ببرند تا جیب‌ او را بزنند.

همین‌که وارد ماشین شدند، مک‌کینی تفنگش را درآورد، شپارد را زد و کیف‌پول او را گرفت، که در آن ۲۰ دلار پول بود.

کمی در بیرون شهر به یک جاده خاکی رفتند که که به دشتی سنگی پوشیده از برنجاسپ و چمنزار منتهی می‌شد.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption حصاری که متیو شپارد به آن بسته شده و رها شده بود تا بمیرد. عکس در سال ۱۹۹۸ گرفته شده

هندرسون با طناب رختشویی شپارد را به یک حصار چوبی بست.

مک‌کینی بی‌رحمانه شروع به شلاق زدن متیو کرد.

کلانتر اومالی می‌گوید این دانشجو "بین ۱۹ تا ۲۱ بار با ته قنداق یک تفنگ خیلی بزرگ در ناحیه سر و صورت ضربه خورده بود."

"تنها زمانی که چنین صدمه‌های وحشتناکی دیده‌ام در تصادف‌های سرعت بالا است، وقتی که شکستگی‌های بسیار شدید جمجمه اتفاق می‌افتد."

مک‌کینی و هندرسون کفش‌های چرمی نو قربانی خود را دزدیدند و او را رها کردند تا بمیرد.

شپارد برای ۱۸ ساعت در سرمای وحشتناک در همان‌جا در حالی که به حصار بسته شده بود باقی ماند.

عصر روز بعد یک دوچرخه‌سوار نوجوان از روی دوچرخه خود به زمین خورد و به نظرش آمد یک مترسک یا لباس هالووین در همان نزدیکی افتاده است.

اما بعد متوجه شد که یک انسان است.

راگی فلاتی پلیسی بود که در صحنه حاضر شد.

افسر گشت سابق در حالی که در محل حادثه ایستاده بود به یاد می‌آورد: "متیو به پشت افتاده و بازوهایش از پشت بسته شده بود. به سختی و با فاصله‌های زیاد نفس می‌کشید."

"و من فکر کردم خیلی جوان‌تر از سن واقعی‌اش است چون جثه‌اش خیلی کوچک بود."

فلاتی، که حالا ۵۷ سال سن دارد و بازنشسته شده، سعی کرد دهان شپارد را باز کند تا راه تنفسش بازشوند. اما بسته‌ بسته بود.

او به یاد می‌آورد که سعی داشت او را احیا کند: "پسر جان، من اینجام، خوب می‌شی، مقاومت کن، تسلیم نشو، تو می‌تونی."

حق نشر عکس Matthew Shepard Foundation
Image caption متیو دانشجوی علوم سیاسی بود و آرزو داشت دیپلمات شود

امروز حصارهای چوبی که شپارد به آن بسته شده بود و کتک خورده بود دیگر آن‌جا نیستند.

صحنه جرم سابق همچنان دشتی در معرض باد است که با کاکتوس و ردپای بز کوهی مزین شده است.

اما هیچ نشانه‌ای نیست که نشان دهد این‌جا همان جایی است که یک حمله‌ مرگبار رخ داده که آمریکا را برای همیشه عوض کرد.

شپارد علاوه بر این‌که ساقه‌ی مغزش خرد شده بود، از چهار شکستگی در جمجمه‌اش نیز رنج برده بود که نتیجه‌ ضربات هفت‌تیر مگنوم ۳۵۷ مک‌کینی بود.

پدر و مادرش به سرعت خود را از عربستان سعودی، جایی که دنیز شپارد به عنوان بازرس نفتی مشغول به کار بود، به بیمارستان کلرادو رساندند.

پسر آن‌ها دیگر هیچ‌وقت هوشیاری خود را بازنیافت. او پنج روز بعد از حمله درگذشت.

شیوه‌ به قتل رسیدن او باعث انفجار موجی از خشم در آمریکا شد. نیویورک تایمز آن را برگرفته از رسوم وسترن دانست که در آن جنازه‌ یک قاچاقچی مهاجر‌های غیرقانونی مکزیکی به حصار بسته می‌شد تا مزاحمان را پس براند.

حق نشر عکس CBS News
Image caption راسل هندرسون (چپ) و آرن مک‌کینی

دو روز پس از مرگ شپارد، سیاستمداران و افراد شناخته‌شده با صورت‌های گریان روی پله‌های کنگره جمع شدند تا در یکی از هزاران شب زنده داری‌هایی که برای او برگزار شد شرکت کنند.

بیل کلینتون،رئیس‌جمهوری وقت، مهاجمان را محکوم کرد و آن‌ها را افرادی "سرشار از نفرت یا پر از ترس یا هر دو" خطاب کرد.

در سراسر کشور شب‌ زنده‌داری برگزار شد و به یاد متیو شمع روشن کردند.

متیو شپارد در حالی مرد که عصر معصومیت فرهنگی، یا به گفته برخی جهل وحشیانه، در آمریکا برای قشر جوان آن رو به پایان بود.

صدای اینترنت‌های دایل‌آپ کم‌کم از خانه‌های سراسر کشور شنیده می‌شد. دو ماه پیش از آن بیل کلینتون به داشتن رابطه با یکی از کارآموز‌های کاخ سفید اعتراف کرده بود. مرلین منسون که خود را "ابرستاره‌ ضد مسیح" خوانده بود، با آلبومش به صدر آلبوم‌های پرطرفدار رسیده بود. کشتار همگانی مدرسه کلمباین هفت ماه بعد از آن اتفاق افتاد.

Image caption افسر گشت سابق رگی فلاتی در محلی که شپارد رها شده بود تا بمیرد

آن‌زمان کمتر کسی به ویژه پدر و مادر شپارد، می‌توانست تصور کند، که مردم همچنان امروز هم در مورد او صحبت کنند.

برخی از وسایل شخصی او به تازگی در موزه‌ ملی تاریخ آمریکا در پایتخت این کشور به نمایش گذاشته شده است.

کارهای دانشگاهش، نوشته‌های تئاتر، عکس‌ها و صندل‌هایش از جمله چیزهایی است که به نمایش گذاشته شده است.

ماه پیش خاکستر او در کلیسای ملی واشنگتن که خانه معنوی ملت است به خاک سپرده شد.

شپارد در سردابه‌ این ساختمان با معماری نئوگوتیک در کنار افرادی چون وودرو ویلسون، رئیس‌جمهوری پیشین، هلن کلر، و جورج دیوئی، افسر دریایی قرن نوزدهم که برای او درجه‌ دریابد ساخته شد، آرمیده است.

این افتخاری بسیار مهم است که حتی نصیب سیاستمدار برجسته همجنس‌گرای سانفرانسیسکو، هاروی میلک، که در سال ۱۹۷۸ به قتل رسید نشد.

جودی، مادر متیو در دفتر مرکز شهر دنور که بنیاد حقوق دگرباشان به نام پسر او نامگذاری شده، به سختی جلوی اشک‌های خود را می‌گیرد.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption مراسمی برای متیو شپارد در نیویورک سیتی در سال ۱۹۹۸

مراسم ختم متیو در شهر وایومینگ زادگاه این خانواده در ۱۶ اکتبر ۱۹۹۸ و در زیر بارش شدید برف برگزار شد و با اعتراض کشیش ضد همجنس‌گرایی از ایالت کانزاس روبرو شد.

کشیش فرد فلپس از کلیسای وستبرو باپتیست و پیروانش، که شامل کودکان هم می‌شد، پلاکاردهایی را با شعارهای همجنس‌گراستیزانه در دست گرفته بودند و بر سر شرکت‌گنندگان در مراسم فریاد می‌زند که "فرد مرده در حال سوختن در جهنم است."

دنیز شپارد ۶۹ ساله به یاد می‌آورد که مجبور شده بود برای بیرون رفتن از کلیسا جلیقه‌ ضدگلوله بپوشد و با سگ‌های بمب‌یاب اسکورت شود.

یگان‌های ویژه پلیس در جلو و پشت ساختمان مستقر شده بودند و نیروهای تک تیرانداز پلیس نیز روی پشت بام ساختمان‌های مجاور بودند.

این زوج تا به این اواخر گلدان حاوی خاکستر پسرشان را در خانه نگه داشته بودند، بیشتر به این دلیل که نگران بودند هر مراسم یادبودی به بی‌حرمتی کشیده شود.

جودی می‌گوید: "این‌که می‌دانیم او برای همیشه در امان خواهد بود و از او مراقبت خواهد شد بار بزرگی را از دوش ما برمی‌دارد."

او به یاد می‌آورد که وقتی متیو کوچک بود از او می‌پرسید: "فکر می‌کنی من روزی معروف شوم؟" و اضافه می‌کند: "فکر کنم به جایی که می‌خواست رسید."

حق نشر عکس AFP
Image caption جود و دنیز شپارد در مراسم خاکسپاری پسرشان

این زوج زمانی را به یاد می‌آورند که پسرشان در نوجوانی به آن‌ها گفت که همجنس‌گراست و آن‌ها راحت با آن مواجه شدند. خودشان هم حدس‌هایی زده بودند.

جودی می‌گوید زمانی که به قتل رسید تازه داشت از آزار جنسی که در سفری که از طرف مدرسه به مراکش داشت بهبود می‌یافت. شپارد در آن سفر مورد تجاوز گروهی عده‌ای از افراد محلی قرار گرفته بود.

مادر او می‌گوید: "ما تازه داشتیم فکر می‌کردیم که بالاخره دارد دوباره خودش می‌شود و بعد این اتفاق افتاد."

شپارد دانشجوی علوم سیاسی بود و آرزو داشت برای وزارت امور خارجه آمریکا به عنوان یک دیپلمات کار کند.

خانواده‌ او در مورد این که او به "قدیسی سکولار" تبدیل شده احساس متناقضی دارد. آنها معتقدند او با تقدس سازی و "نماد کمال" بودن راحت نبود.

جودی اشاره می‌کند برخلاف برخی گزارش‌های نادرست، زمانی که پسر او را پیدا کردند صلیب‌وار به حصار بسته نشده بود.

وایومینگ، که تقریبا به تعداد آدم‌ها بز کوهی دارد ( حدود نیم میلیون نفر)، یک منطقه محافظه‌کار است.

قتل شپارد به این باور که این منطقه و به طور کلی سرزمین زیر پرواز (مناطق بین سواحل شرقی و غربی آمریکا) منطقه‌ای خطرناک برای همجنس‌گراها است، دامن زد.

اما دیون کوستیس، وکیل مک‌کینی در دفترش در شهر شاین معتقد است که این یک دزدی بود که به جای بدی رسید، اما در عین حال می‌پذیرد که گرایش جنسی نیز یکی از عوامل بوده است.

"آنها -مک‌کینی و هندرسون- در واقع دو بچه‌ سردرگم بودند که روزانه یا حداقل هفتگی برای مدت زیادی شیشه مصرف می‌کردند."

"کسانی که شیشه مصرف می‌کنند، منطق خود را از دست می‌دهند و انواع و اقسام مشکلات روانی دارند."

اما تاخت و تازهای پر از لفاظی مک‌کینی به همجنس گراها باعث شده که خیلی‌ها او را متهم بدانند.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption هزاران نفر پس از مرگ شپارد بیرون کنگره جمع شدند

او در اعتراف‌های خود به پلیس گفته بود به شپارد حمله کرده بود چون در ماشین دستش را روی پای او گذاشته بود.

مک‌کینی می‌گوید او در جواب گفته بود:«می‌دونی چیه؟ ما همجنسگرا نیستیم، و به حسابت می‌رسیم."

در جایی دیگر به پلیس گفته بود که شپارد "به نظر می‌رسید" که می‌خواهد به او تعرض کند.

پس از دستگیری، از قرار معلوم مکی‌کینی از زندان برای همسر یکی دیگر از زندانیان نوشته بود: "در حالت بد مستی و همجنس‌گراستیزی جوش آوردم و شروع کردم با هفت تیری که دم دستم بود همجنس باز رو کتک زدن."

در دادگاه، وکیل مک‌کینی استدلال کرده بود که شپارد با دست مالیدن روی پای موکل‌اش او را عصبانی کرده بود.

اما قاضی این ادعای "ترس از همجنس‌گرایی" را رد کرد.

موسسه ویلیامز در مدرسه حقوق یو‌سی‌‌ال‌ای میگوید این گونه روش‌ها- که در آن مدافعان متهمان استدلال می‌کنند موکلشان از تعرض جنسی ناخواسته هم جنس‌شان عصبانی شده بود - در همه ایالت‌های آمریکا به استثنای ۳ ایالت هم‌چنان پذیرفته می‌شود.

کلانتر اومالی هرگونه تلاش برای کم‌ جلوه دادن عنصر ضد همجنس‌گرایی در قتل را رد می‌کند.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption فرد فلپس و پیروانش در سال ۱۹۹۹ در لارامی تظاهرات کردند

او می‌گوید: "ما هرگز انگیزه‌ اولیه را به دزدی تقلیل ندادیم. انگیزه‌ دزدی در همان ابتدا از بین رفت."

"به نظر من این یک جرم برآمده از نفرت بود."

هر دو قاتل به دو بار حبس ابد به جرم انسان‌ربایی و قتل محکوم شدند و در حبس به سر می‌برند.

اداره زندان‌های وایومینگ گفت هیچ‌کدام از این دو موافقت نکردند مصاحبه کنند.

جریان دادگاه در ذهن‌ها با ماجرایی دیگر نیز ثبت شده است؛ تظاهرات مخالفان که اکنون یاد آن با یک نقاشی دیواری در لارامی، در نزدیکی جایی که ماجرا شکل گرفت زنده نگه داشته می‌شود.

پس از آنکه هندرسون در آوریل سال ۱۹۹۹ اتهامات وارده را پذیرفت، دوستان شپارد نمی‌خواستند به کلیسای وستبری اجازه دهند مجددا همه توجه‌ها را به خود جلب کنند.

جیم اوزبرن که در زمان قتل این دانشجو رئیس دفتر دگرباشان وایومینگ بود می‌گوید : "ایده‌ ما این بود همه پلاکاردها را بپوشانیم."

حق نشر عکس Getty Images
Image caption رومانی پترسون تظاهرات فرشته‌ای را رهبری می‌کند

با لباس‌هایی که از ملافه‌های سفید، چسب نواری و لوله‌های پی وی سی درست کرده بودند، در مقابل فلپس و اعضای کلیسای او ایستادند تا کوته فکری آن‌ها را با نیکی پاسخ دهند.

اسبرون به یاد می‌آورد که کشیش و پیروانش می‌گفتند: "شما مغضوبید. می‌توانیم بوی گوگرد شما را بشنویم."

یکی دیگر از تظاهرات‌کنندگان مخالف، نیکول بنودرانت، می‌گوید می‌توانست به معنای واقعی کلمه نفس‌های فلپس را پشت گردنش حس کند.

این عمل که جنبش فرشته نام گرفت، دو سال پیش در اورلاندوی فلوریدا، زمانی که کلیسای باپتیست وستربورو سعی کرد مراسم خاکسپاری عده‌ای همجنس‌گرا که در یک تیراندازی دسته‌جمعی در کلاب شبانه‌ پلاس کشته شده بودند را به هم بزند، مجددا تکرار شد.

مرگ شپارد الهام‌بخش چندین تئاتر، موزیکال و شعر بوده است. التون جان ترانه‌ای به نام مثلث آمریکایی نوشت که در آن این کشتار را به حمله دو گرگ صحرایی به یک آهو تشبیه کرد.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption دنیز و جودی شپارد در یکی از دادگاه‌های قاتلان

خانواده‌ این دانشجوی کشته شده بنیاد متئو شپارد را راه‌اندازی کردند. این بنیاد کمک کرد تا جرایمی که برآمده از گرایش جنسی، جنسیت یا معلولیت هستند را به قانون جرایم برآمده از نفرت اضافه کنند. جودی و دنیز هنگامی که در سال ۲۰۰۹ رئیس‌جمهور وقت، باراک اوباما لایحه پیشگیری از جنایت‌های برآمده از نفرت متئو شپارد و جیمز برد را امضا می‌کرد در کاخ سفید بودند.

جیمز برد مرد سیاه‌پوستی بود که در ژوئن سال ۱۹۹۸ در تگزاس توسط سه سفید پوست نژادپرست که او را به پشت یک وانت کشیدند به قتل رسید.

شپاردها به شهرهای مختلف آمریکا و بیش از بیست کشور دیگر سفر کرده‌اند و در زمینه حقوق دگرباشان فعالیت کرده‌اند.

وقتی پسر آن‌ها مرد، ازدواج همجنس‌گراها در همه‌ی ایالت‌های آمریکا ممنوع بود اما امروزه چنین کاری قانون کشور و آزاد است.

Image caption جیمز اوزبورن (سمت چپ) در اولین تظاهرات جنبش فرشته‌ها و امروز در کنار نقاشی دیواری در شهر لارامی که خاطره‌ آن را گرامی می‌دارد

اما فعالان می‌گویند نبرد برای برابری هم‌چنان ادامه دارد.

وایومینگ جزو پنج ایالتی است که در آن‌ قانون جرایم برآمده از نفرت وجود ندارد.

در ۱۵ ایالت دیگر، بنا به گفته‌ کمپین حقوق بشر، قوانین جرایم برآمده از نفرت به صراحت قربانیان گرایش جنسی را پوشش نمی‌دهد.

این کمپین اضافه می‌کند که دگرباشان آمریکایی می‌توانند در ۲۹ ایالت به دلیل گرایش جنسی خود از کار اخراج شوند.

جودی احساس می‌کند که حقوق همجنس‌گرایان در زمان ترامپ "بازگشت به عقب" داشته است.

او در مورد کابینه‌ آمریکا می‌گوید "همه‌شان در دایره‌ نگرش‌های مذهبی راست افراطی هستند،‌ به طور خاص در مورد همجنس‌گرایان و هر کسی که دگرجنس‌گرای سفیدپوست کاتولیک نباشد."

بسیاری از ساکنین لارامی- که به خودشان اسم لارامیگوس داده‌اند- معتقدند شهر‌شان به دلیل ماجرای شپارد به طور غیرمنصفانه‌ای بدنام شده است.

برخی از شهروندان ادعا می‌کنند که قتل در واقع یک معامله مواد مخدر بوده که ختم به خیر نشده، زیرا در دادگاه گفته شد که شپارد- مانند بسیاری دیگر از دانشجوها- به مواد غیرقانونی تمایل داشته.

با این حال، کلانتر اومالی صراحتا اعلام می‌کند که شاهدی برای این ادعا وجود ندارد.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption جود شپارد (سمت چپ) در کاخ سفید در سال ۲۰۰۹ به مناسبت تصویب لایحه جرایم ناشی از نفرت به نام پسر او و مرد سیاهپوستی که توسط سفید‌پوست‌های نژادپرست به قتل رسید

بار اولد باکهرن در لارامی آینه‌ای دارد که با گلوله سوراخ شده، و دیواری که پوشیده از بزکوهی، بوفالو و گربه است.

یکی از مشتری‌ها، جاستین برومه که با افتخار خود را "سفید پوست بی‌سر و پا درجه سه" توصیف می‌کند می‌گوید باید از پیشرفت آمریکا در حقوق همجنس‌گرایان پس از مرگ شپارد تقدیر کرد.

اما او و دوستش بریس، که چوبکار است،‌ به این که قتل شپارد جنایت ناشی از نفرت باشد شک دارند. برومه ۲۹ ساله، نجار، در حالی که بیرون از بار سیگار می‌کشید می‌گوید: "در مورد وایومینگ همه چیز داستان و افسانه است."

"چه کسی می‌داند واقعا چه اتفاقی افتاده؟ یک طرف ماجرا را دارید که فکر می‌کنند جنایت ناشی از نفرت بوده، و فکر می‌کنم که احتیاج داشتند جنایت ناشی از نفرت باشد."

"طرف دیگر هم اتفاق‌های مزخرفی است که تمام مدت در این ایالت اتفاق می‌افتد."

در سطح شهر اما دنیای دیگری است. در وسط محوطه‌ دانشگاه وایومینگ به ارزش یک میلیارد دلار، تنها بنای یادبود عمومی متئو شپارد قرار دارد: یک نیمکت.

راضی کردن خانواده او برای این یادبود آسان نبود زیرا نگران بودند که آن را ویران کنند .اما این اتفاق تا به امروز نیفتاده است.

برخی از دانشجو‌های دگرباش که دور نیمکت جمع شده بودند می‌گویند به طور کلی در لارامی احساس امنیت می‌کنند، هرچند وقت‌هایی که بیرون از محوطه‌ امن دانشگاه هستند بیشتر احتیاط می‌کنند.

جس فلسینگ از راک اسپرینگز، وایومینگ، می‌گوید جرات ندارد در شهر دست در دست شریک زندگی‌اش قدم بزند.

این شهر بار مخصوص همجنس‌گراها ندارد هرچند دومین فستیوال سالانه پراید در تابستان گذشته موفقیت‌آمیز بوده است.

فلسینگ ۲۲ ساله که خود را همجنس‌گرا معرفی می‌کند و همجنس‌گرایی خود را یک سال پیش علنی کرده است می‌گوید: "در وایومینگ می‌توانید هر طور که می‌خواهید زندگی کنید و هر کس که می‌خواهید باشید، به شرط آن‌که آن را در چشم کسی فرو نکنید."

در اواخر قرن بیستم، بسیاری از مردمان وایومینگ فکر می‌کردند همجنس‌گراها همان‌قدر نادر هستند که خرگوش شاخدار افسانه‌ای آمریکا به نام جکلوپ.

Image caption از چپ به راست- جس فسلینگ، کارلس گنزالس و ریهانا کولور، دانشجویان دانشگاه وایومینگ.

قتل شپارد و داستان عاشقانه‌ی کابوی همجنس‌گرا، کوهستان بروکبک، در سال ۲۰۰۵ این تصور غلط را از بین برد.

کتی کنولی، مدرس مطالعات زنان و جنسیت در دانشگاه وایومینگ می‌گوید: "فکر می‌کنم ۲۰ سال پیش برخی از مردم در وایومینگ واقعا معتقد بودند کسی را که گی یا لزبین باشد نمی‌شناسند."

"امروز اما این‌طور نیست. همه متوجه هستند که در اطراف‌شان گی و لزبین وجود دارد."

"اما به این معنی نیست که به گی و لزبین‌ها احترام گذاشته می‌شود و پذیرفته شده هستند."

در سال ۲۰۰۸، پروفسور کنولی به عنوان اولین عضو همجنس‌گرای مجلس قانونگذاری ایالتی، که همجنسگرایی خود را علنی اعلام کرده، انتخاب شد.

او می‌گوید سال گذشته که مصوبه‌ای در رابطه با حقوق همجنس‌گرایان ارائه کرده بود با واکنش "خشن" رای‌دهنده‌ها مواجه شده بود.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption جاده‌ای خاکی در نزدیکی مکانی که شپارد رها شده بود تا بمیرد

او که یک دموکرات است، از معدود زنانی است که در وایومینگ نماینده مجلس است. این ایالت به خود نام ایالت برابری را داده است، زیرا در سال ۱۸۶۹ اولین ایالتی بود که به زنان حق رای داد. اما در حال حاضر این مجلس قانون‌گذاری ایالتی کم‌ترین تعداد نمایندگان زن در کشور را دارد.

اغلب گفته می‌شود که قتل شپارد موجب شد مردم احساسات و انگیزه‌های خود را بازنگری کنند.

حداقل یک آمریکایی به انکار پیشداوری دیرین خود پایان داد.

کلانتر اونالی پا پیش می‌گذارد.

این قانون‌گذار سیبیلو اعتراف می‌کند که "پیش از رسیدگی به این پرونده من به مقدار زیادی همجنس‌گراهراسی داشتم. نسبت به همجنس‌گراها بی‌ملاحظه بودم."

"اولین نفری بودم که جوک‌های مربوط به همجنس‌گراهای آمریکایی تعریف می‌کردم و از کلمه همجنس‌باز به راحتی استفاده می‌کردم."

"زمانی که وارد این پرونده شدم، مجبور بودم با دوست‌های متئو، که بسیاری از آن‌ها گی و لزبین بودند، ارتباط برقرار کنم."

"و خیلی زود جهالتم از بین رفت."

اگر همچین تغییری در قلب یک نفر میراث شپارد در زمان به خاک سپاری‌اش باشد، نام "ایالت برابری" می‌تواند با این اسم به زندگی خود ادامه دهد.

حق نشر عکس Getty Images