BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 17:09 گرينويچ - پنج شنبه 25 مارس 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
سیاست خارجی ایران از 1357 تاکنون؛ چرخش ها و چالش ها - بخش دوم
 

 
 
پس از مرگ آيت الله خمينی سياست خارجی جمهوری اسلامی به سمت عمل گرايی حرکت کرد
پس از مرگ آيت الله خمينی سياست خارجی جمهوری اسلامی به سمت عمل گرايی حرکت کرد
انقلاب سال 1357 که به ایجاد حکومتی اسلامی در ایران منجر شد؛ در عرصه سياست خارجی نيز مانند ساير عرصه ها، تحولی ريشه ای به همراه آورد. اساس سیاست خارجی و هویت انقلاب ایران بر شعار "نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی" استوار شد و مقرر شد که همين شعار مبنای تعريف سياست خارجی قرار گيرد اگرچه تحولاتی که بعدها رخ داد، از ديد برخی ناظران راه را برای تاثيرگذاری قدرت های خارجی در ايران باز کرد.

در بخش نخست اين مقاله، به بررسی سياست خارجی جمهوری اسلامی در زمان حيات آيت الله خمينی، پرداختيم و در اين بخش نگاهی خواهيم داشت به سياست خارجی ايران پس از مرگ آيت الله خمينی.

بر اساس تقسیم بندی استراتژیک دو محوری، مبتنی بر آرمان گرایی و عملگرایی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی پس از درگذشت آیت الله خمینی و پایان جنگ وارد مرحله ای شد که سعی داشت از روند دشمن تراشی های قبلی فاصله بگیرد.

پروفسور انوشیروان احتشامی، استاد علوم سیاسی در دانشگاه دارام در بریتانیا، معتقد است که علت این تحول، در گذار از یک روند طلبکارانه به روند واقع بینانه تر مربوط بود.

آقای احتشامی می گويد: "سالها خواسته های جمهوری اسلامی خیلی ماکسیمالیست (حداکثرطلب) بود. شعار نه شرقی، نه غربی؛ این معنی را در خود داشت که ایران یک قطب جدید باشد برای آرایش نیروهای جهان سوم، يا جهان اسلام. این حالت البته هزينه زیادی داشت. برای همین در طول زمان و کم کم، روند ماکسیمالیسم کوتاه شد؛ ولی جوری کوتاه شد که ایران هربار صدمه خورد. به عنوان مثال در سال 1982، نه تنها عراق تمام شرایط ایران برای صلح را قبول کرده بود، بلکه کویت و عربستان سعودی حتی حاضر شده بودند که ضامن صلح باشند و خرج بازسازی ایران را بدهند. (ايران اين پيشنهاد را نپذيرفت) جنگ و فاجعه شش سال بعد ادامه يافت."

با وجودی که پس از جنگ و درگذشت آیت الله خمینی روند عملگرایی و واقع بینی تا اندازه زیادی به نسبت دوران قبل در دستور کار قرار گرفته بود؛ اما هنوز هم طرز تفکر آیت الله خمینی از سوی بخش محافظه کار سیستم در سطوح مختلف حفظ می شد و سیاست خارجی نیز از این روند مستثنی نبود.

عمادالدین باقی می گوید این روند به گونه ایی افراطی قابل مشاهده بود که هر آنچه رهبر جمهوری اسلامی حتی به صورت کلی مطرح می کرد توسط لایه های دیگر به قانون تبدیل می شد.

آقای باقی می گويد: "در واقع ایشان (آیت الله خمینی) به لحاظ فیزیکی حضور نداشت، اما اندیشه و روحش بر دستگاه حکومتی وسیاست خارجی حاکم بود. لذا بعضی از مواضعی که وی مطرح کرد مثل مخالفت با رابطه با آمریکا همچنان بقوت خود باقی ماند. اما از آن طرف اتفاقات دیگری هم افتاد که خیلی مهم است. به عنوان مثال فرض کنید که امام در زمان جنگ می گوید که ما اگر از صدام بگذریم از فهد (پادشاه عربستان سعودی) نمی گذریم، ولی بعد از ایشان دولت جمهوری اسلامی با عربستان سعودی روابط حسنه برقرار می کند و پیمان امنیتی منعقد می کند. یا اینکه یک روز گفتند رژیم صهیونیستی مصر و رژیم صهیونیستی مبارک، عامل کمپ دیوید. اما امروز شما می بینید که با دولت مصر روابط دوستانه برقرار می شود و حتی نام خیابان خالد اسلامبولی هم توسط شورای شهر مرتبط با جناح محافظه کار تغییر می کند.

فتوايی که بايگانی شد

با وجودی که تحولاتی مانند بایگانی شدن فتوای مرگ سلمان رشدی (نویسنده انگلیسی رمان "آیات شیطانی")، صادره توسط آیت الله خمینی يش از دوران رياست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی اتفاق افتاد؛ اما دولت او نيز از جهات مختلفی همان تنگناها و محدودیت های سابق در سیاست خارجی را احساس می کرد. به عنوان مثال هرگاه در جهت بهبود روابط با آمریکا گام هایی برداشته می شد، لایه های محافظه کار، تندرو و انقلابی در مقابل سیاست های وی سد می شدند.

به نظر دکتر ابراهیم متقی، استاد دانشگاه و عضو محقق در مرکز اسناد انقلاب اسلامی یک علت مهم ناکارآمدی استراتژی های مبتنی بر عملگرایی آن بود که اصل "سیاست خارجی ادامه سیاست داخلی است"، در جمهوری اسلامی مورد "بی مهری" قرار داشته است.

وی می گويد: "روندهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نشان می دهد که در فضاهای مختلف تلاش لازم را برای هماهنگ سازی سياست ها با یک سری ضرورت های داخلی و همچنین هنجارهای بین المللی را به انجام رسانده است، اما این روند به گونه ای ناقص شکل گرفته است. وقتی به عرصه سیاست خارجی نگاه می کنیم شاهد این هستیم که سیاست خارجی در مقایسه با سیاست داخلی از انعطاف پذیری محدودتری برخوردار بوده است. در حالیکه در فضای بین المللی تغییرات گسترده ای انجام شده است. در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی اگرچه اهداف سیاست خارجی ایران گسترش پیدا می کند، اما ابزارهای سیاست خارجی ایران (بجای گسترش) کاهش پیدا می کنند."

تنش زدايی در روابط خارجی

در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی پس از روی کار آمدن وی در سال 1376، سیاست خارجی دولت وی ابتدا با تحولاتی انفجاری آغاز شد. مصاحبه آقای خاتمی با شبکه تلویزیونی سی ان ان آمریکا و سخنرانی وی در سازمان ملل که بیل کلینتون رییس جمهوری دموکرات ایالات متحده در صف نخست شنوندگان حضور داشت و نیز سفرهای آقای خاتمی به اروپا و اعمال سیاست تنش زدایی جدی با اعراب، همگی از جمله چنین تحولاتی بودند. اما ابتکارات محمد خاتمی در ارائه پیشنهاد "گفتگوی تمدنها" و نیز سیاست تنش زدایی خارجی وی، به سرعت با دو مانع درونی و بیرونی برخورد کرد.

روحيه انقلابيگری در سياست خارجی رفته رفته جای خود را به واقعيت گرايی داده است اگرچه همواره موانعی در راه وجود داشته و دارد
روحيه انقلابيگری در سياست خارجی رفته رفته جای خود را به واقعيت گرايی داده است اگرچه همواره موانعی در راه وجود داشته و دارد

فشارهای شدید محافظه کاران بر سیاست های داخلی محمد خاتمی و اصلاح طلبان همواره تاثیرات منفی خود بر سیاست خارجی دو دولت وی را نیز به خوبی نشان داده است و باعث شده که آقای خاتمی هرگز نتواند از این سیاست (تنش زدایی) برای ایجاد تحولات بنیادین در سیاست خارجی جمهوری اسلامی استفاده کند. بهبود روابط با آمریکا به همان وضعیت قبل بازگردانده و محدود شد و روابط با اتحادیه اروپا نیز همواره در معرض چالش های ناشی از اوضاع داخلی ایران و سیاست های منطقه ای جمهوری اسلامی در قضیه فلسطین و اسراییل و برنامه اتمی ایران قرار داشته است. عوامل اخیر میزان تاثیرگذراری فشارهای بیرونی بر سیاست خارجی دولت محمد خاتمی را به شدت افزایش داده است، تا آنجا که دولتمردان جمهوری اسلامی در قضیه امضای پروتکل الحاقی پيمان منع توليد و گسترش سلاح های اتمی تا مرز بحران جدی پیش رفتند.

دکتر ابراهیم یزدی، وزیر خارجه نظام جمهوری اسلامی در دولت موقت پس از انقلاب معتقد است که این اوضاع ناشی از فقر شناخت در نگاه استراتژیک حاکمان جمهوری اسلامی بوده و هست.

وی می گويد: "به نظر من تصمیم گیرندگان سیاست خارجی در ایران به برخی از نکات کلیدی و تغییرات و تحولاتی که در بیست سال گذشته در مناسبات جهانی رخ داده یا بی اطلاع یا بی توجهند. پایان جنگ سرد به این معناست که حداقل برای کشوری مثل ایران، موقعیت استراتژیک آن پس از شاید بیش از یکصد و پنجاه سال تغییر پیدا کرده است. بنظر می رسد که برخی از تصمیم گیرندگان ایران هنوز بر این تصورند که ما در دوران جنگ سرد زندگی می کنیم و بنابراین (آنان) می توانند با نزدیک شدن مثلا به روسیه دل آمریکایی ها را خالی بکنند یا بتوانند با نزدیک شدن به این قدرت از یک قدرت دیگری امتیاز بگیرند."

دکتر یزدی معتقد است که عامل استراتژیک دیگر آسیب زننده به سیاست گذاری در حوزه سیاست خارجی در 25 سال گذشته، اختلال عملکرد دستگاههای متعدد تاثیرگذار در میدان سیاست خارجی هم باید مد نظر قرار داده شوند. وی می افزايد: "در همه کشورهای جهان، بخصوص در کشورهایی که حتی دموکراتیک هم هستند، نهادهای مختلف در تنظیم سیاست ها دخالت می کنند و نمی شود وجود آنها را نادیده گرفت. اما جهان کنونی بر اثر تجربه، نهادهایی را بوجود می آورد که در آن نهادها اندیشه ها و نظریات متفاوت عرضه شده و آن نهاد تصمیم گیری می کند. مشکل ایران این است که ما هنوز یک چنین نهادهايی نداریم."

آقای يزدی می گويد: "مشکل این است که ایران نتوانسته است سقف انتظارات و مطالبات خودش از جهان بیرون را، از جمله در مورد آمریکا، تعریف کند."

با تمام این تفاصیل، کمتر کارشناس و تحلیلگری را می توان یافت که حرکت سیاست خارجی جمهوری اسلامی در طول 25 سال گذشته را یک حرکت ارتجاعی و رو به عقب تصویر کند. گری سیک معتقد است سیاست خارجی جمهوری اسلامی با سال های گذشته بسیار متفاوت است. وی می گويد: "سیر حرکتی سیاست خارجی ایران پس از انقلاب، روند کاملا پیوسته و پویایی بوده است. شروعی با تندروی افراطی در دهه 1980 میلادی و بتدریج حرکت بسمت اعتدال گرایی با مشاهده بی فایدگی سیاست های قبلی از طریق همکاری مثبت با همسایگان و دیگر کشورها و حضور موثر در سازمان ملل متحد. پس از انقلاب، جمهوری اسلامی اعلام کرد که با سازمان ملل کاری ندارد؛ چون این سازمان را تحت نفوذ و سلطه غرب می دانست. اما آنها می دانستند که این سیاست بر علیه خود ایران است. لذا جمهوری اسلامی اکنون در سازمان ملل متحد بسیار فعال است."

اولويت های سياست خارجی ايران چيست؟

جستجو در بطن تحولات در سياست خارجی جمهوری اسلامی بار دیگر به این پرسش ختم می شود که جمع بندی اساسی در نگاه حاکمان جمهوری اسلامی از اولویت بندیهای سیاست خارجی چگونه بوده است؟ دکتر هوشنگ امیر احمدی از کارشناسان برجسته در حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی، اولویت بندی مورد بحث را چنین خلاصه می کند: "جمهوری اسلامی در اوائل زندگی اش یک اولویت بندی برای سیاست خارجی خود تدوین نمود. در این فرایند اولویت اول را کشورهای اسلامی داده شد، یعنی هم کشورهای اسلامی و هم حرکت های اسلامی. اولویت دوم به کشورهای همسایه داده شد، یعنی کشورهایی که هم مرز با ایران هستند. اولویت سوم کشورهای منطقه، کشورهایی که ورای همسایگی هستند. منطقه در اینجا وسیع تر از مثلا خلیج فارس است و کل خاورمیانه و آسیای مرکزی و قفقاز را در بر می گیرد و حتی بخشی از اروپا و آفریقا را در بر می گیرد. اولویت چهارم را هم دادند به کشورهای ورای منطقه، که منظور اروپای غربی است و بویژه آمریکا. به همین دلیل اولویت رابطه با آمریکا و حل مشکلات ایران با ایالات متحده در اولویت آخر بود."

 مشکل این است که ایران نتوانسته است سقف انتظارات و مطالبات خودش از جهان بیرون را، از جمله در مورد آمریکا، تعریف کند
 
ابراهيم يزدی

اما به اعتقاد دکتر امیر احمدی این اولویت بندی در طول 25 سال گذشته مشمول یک چرخش 180 درجه ای شده است.

وی می گويد: "اولویت ها دارند تصادفا عکس اولویت بندی اولیه حرکت می کنند، یعنی اولویت رابطه با آمریکا دارد به اولویت اول جمهوری اسلامی تبدیل می شود، رابطه با اروپا دارد عمده تر می شود، سپس همسایگان و در آخر اسلامی ها در اولویت قرار می گیرند. این یک نوع اولویت بندی است که از دور به نزدیک می آید. شاه (محمد رضا پهلوی) هم از آمریکا و اروپا سیاست خارجی اش را آغاز می کرد و سپس به کشورهای اسلامی می رسید."

اما در این میان موج عظیمی که حمله تروریستی یازدهم سپتامبر به خاک آمریکا ایجاد کرد، بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی نیز فشار زیادی وارد آورده است. زنجیره تغییر رژیم ها در افغانستان و عراق، قرار گرفتن جمهوری اسلامی در فهرست محور شرارت در کنار کره شمالی و عراق و افزایش کم سابقه فشار بر حاکمان تهران از پیامدهای فوری این حادثه بوده است. این فشارها سیاست خارجی جمهوری اسلامی را بیشتر واکنشی و کمتر ابتکاری کرده است. ابوالحسن بنی صدر، رییس جمهوری سابق ایران می گوید که اکنون عامل ترس بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی سایه بزرگتری افکنده است.

آقای بنی صدر می گويد: "سیاست خارجی ایران نه تنها واکنشی است، بلکه از حمله سپتامبر (حملاتی که به ساختمان های مرکز تجارت جهانی و پنتاگون صورت گرفت) به بعد مقداری ترس و تهدید هم بدان اضافه شده است. ولی در طول این مدت (25 سال)، محرک سیاستها نیاز است و بابت این نوع نیاز به خارج است که نوع رابطه را معین می کنند مثلا با روسیه، اروپا و یا با خود آمریکا، با انگلستان و دنیای عرب."

همسايه جديد ايران

اما سقوط طالبان و صدام در افغانستان و عراق و از بین رفتن میدان مانور سازمان مجاهدین خلق مستقر در عراق، البته جوانب مثبتی را هم برای امنیت استراتژیک جمهوری اسلامی ایجاد کرده است. دراین میان تحولی اساسی که در سایه چنین تغییرات مهمی ایجاد شده آن است که به قول گری سیک به همسایه شدن ایران و ایالات متحده آمریکا و پیامدهای آن مربوط می شود.

آقای گری سيک می گويد: "البته ایران مجبور شده تا با این حقیقت کنار بیاید که آمریکا به دو کشور همسایه ایران حمله کرد و در این فرایند دو نظام، يکی طالبان و يکی صدام را که دشمنان انقلاب اسلامی بودند از بین برد. بنابراین از این زاویه، آمریکا خدمات بزرگی در حق ایران انجام داد و البته جمهوری اسلامی از این بابت ممنون آمریکا نیست؛ چون آمریکا این کارها را برای نفع جمهوری اسلامی انجام نداد و نفع خودش را در نظر داشت. اما ایران جنبه مثبت قضایا را درک کرد و درک خود را از طریق همکاری سازنده با آمریکا نشان داد. نخست در افغانستان از طریق کمک به ایجاد حکومت جدید به ریاست حامد کرزی و سپس در عراق، از طریق اتخاذ سیاست مناسب در قبال شیعیان بروش مسالمت جویانه که طی آن از تحریک شیعیان عراق برای دردسر درست کردن در سر راه نیروهای اشغال کننده عراق اجتناب کرد."

وی می گويد: "ایران بروشی عملگرایانه و عاقلانه با تحولات جدید در منطقه برخورد کرده است. از طرفی این را هم باید در نظر داشت که دولتمردان جمهوری اسلامی نمی توانند در مقابل این واقعیت بایستند که آنها اکنون توسط آمریکا محاصره شده اند و آمریکا برای مدتی طولانی همسایه ایران شده است. در واکنش به این حقیقت، دولتمردان جمهوری اسلامی درجه مخاصمه طلبی نسبت به آمریکا در گذشته را به حداقل کاهش داده و از در همکاری وارد میدان شده اند. با این فکر و امید که این سیاست به منافع بلندمدت ایران خدمت خواهد کرد. "

در جمع بندی نهایی از ارزیابی عملکرد 25 ساله سیاست خارجی در دوران حیات جمهوری اسلامی می توان گفت سیاست خارجی جمهوری اسلامی در سالهای اولیه و بویژه پس از قضیه گروگانگیری در سفارت آمریکا، صورتی تهاجمی و ایدئولوژیک بخود گرفت که پس از جنگ با عراق بسمت عملگرایی تغییر مسیرجدی داد.

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران