جابه جایی پایتخت ایران؛ هشدار با دستگاه های آمریکایی

Image caption گسترش حدود شهر تهران و افزایش جمعیت آن بدون توسعه متناسب زیرساخت های امدادی و کمک رسانی باعث شده کارشناسان خسارت مالی و جانی زلزله احتمالی در این شهر را فاجعه باز پیش بینی کنند

مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران مصوبه ای دارد که در جهت بهبود و اصلاح استقرار جمعیت و فعالیت در ایران، مرکز سیاسی این کشور تا پایان برنامه چشم‌انداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران یعنی تا سال ۱۴۰۴ خورشیدی به مکان دیگری منتقل شود.

اظهار نظر درباره انتقال پایتخت ایران از تهران به یک شهر دیگر و حتی ساختن پایتختی جدید برای ایران مدت ها است که از سوی کارشناسان و دولتمردان ایرانی مطرح است اما هیچگاه عزمی جدی برای تغییر پایتخت در میان نبوده است.

بهرام عکاشه یکی از برجسته ترین متخصصان زمین شناسی و زازله شناسی در ایران با هشدار نسبت به احتمال زیاد وقوع زلزله ویرانگر در تهران از مدافعان جا به جایی پایتخت ایران است.

او مکانی امن از نظر زمین شناسی را هم برای انتقال پایتخت در نظر دارد و به مقام های ایرانی پیشنهاد داده است.

آقای عکاشه، متولد سال ۱۳۱۵ است و سابقه سی سال تدریس در مقام استادی دانشگاه تهران را دارد. او همچنین دارای ده ها تالیف درباره زمین شناسی و زلزله است.

او از حدود ۳۵ سال پیش و در سال های آخر عصر پهلوی به مقام های ایران درباره ضرورت انتقال پایتخت از تهران هشدار داده بود.

آقای عکاشه بر چه اساسی شما سه دهه پیش پیشنهاد جا به جا کردن تهران را مطرح کردید؟

من این پیشنهاد را در زمان محمد رضا پهلوی با مدرک مطرح کردم. در سال ۱۹۷۴ یکی از مهمترین و دقیق ترین شبکه های زلزله نگاری دنیا توسط آمریکا در اطراف تهران نصب شد. این تجهیزات برای رد گیری انفجار های اتمی در شمال سیبری در زمان اتحاد جماهیر شوروی نصب شده بود.

بزرگنمایی این دستگاه بسیار بالا بود و ما از رکوردهای آن برای ثبت زلزله های تهران استفاده می کردیم. این شبکه آن زمان در آسیا فقط در ایران وجود داشت و مشابه آن هم در اروپا در نروژ نصب شده بود. ما از روی رکورد این دستگاه ها متوجه شدیم که تهران فوق العاده زلزله خیز است و از سال ۱۹۷۴ به مقام ها هشدار می دادیم که همه گسل های تهران فعال است.

در واقع به شکل اتفاقی متوجه زلزله خیزی تهران در این ابعاد شدید؟ اگر ما این دستگاه های بسیار حساس را که برای ردگیری انفجار های اتمی شوروی را نداشیم، به هیچ وجه به حساسیت موضوع پی نمی بردیم. مشخصه زلزله ها در تهران این است که دوره بازگشت و وقوع آن طولانی است. دستگاه های آمریکایی زلزله یک ریشتری را هم ثبت می کردند و این موضوع را متوجه خطر در تهران کرد.

Image caption آقای عکاشه از مدافعان جابه جایی پایتخت ایران است و می گوید بیش از سه دهه است درباره ضرورت آن به مقام ها هشدار می دهد

اما ظاهرا مقام ها هشدار شما چندان جدی نگرفتند.

چرا، واکنش آنها مثبت بود، اما متاسفانه آن را مخفی می کردند و می گفتند مردم را نترسانید. اما مخفی کردن موضوع علاج مساله نبود. آنها نباید می گذاشتند شهر توسعه پیدا کند و به این گستردگی و جمعیت ۱۴ میلیونی برسد. اما عوامل متعددی مانع آن شد و سپس وقوع جنگ هم عامل دیگری شد تا مهاجرت به تهران افزایش پیدا کند و در عین حال فرصت برای یافتن راه حلی برای تهران باقی نماند. اما حالا خوشبختانه موضوعی که ما از سال ۱۹۷۴ می گفتیم را مجمع تشخیص مصلحت نظام به این تنتیجه رسیده که راهی جز آن نیست.

در دوران شهرداری غلامحسین کرباسچی، ایشان می گفت که برای حل مشکل تهران و مهیا بودن زمینه کار برای نیروی های امدادی در صورت وقوع زلزله اتوبان و پل و جاده می سازیم اما این راه حل مساله نبود. حالا ماشین نیروهای امدادی هم به علت حجم بالای ترافیک قدرت مانور چندانی ندارد.

شما پیشنهاد کرده اید که منطقه ای میان دلیجان تا قم را به عنوان پایتخت جدید ایران انتخاب کنند. علت این انتخاب از سوی شما چه بوده است؟

من نامه ای به آقای خاتمی در دوران ریاست جمهوری اش نوشتم و گفتم که ایران مرکزی زلزله خیز نیست و مطالعات ما نشان می دهد که در ۲۰۰۰ سال گذشته زلزله بزرگی نداشته است. مثلا اصفهان در این مدتی که ساخته شده زلزله شدیدی به خود ندیده است.

به عقیده زمین شناسان و متخصصان زلزله ایران مرکزی منطقه ای بین البرز جنوبی و کوه های زاگرس، یک صفحه کوچک مقاوم است. من هم به همین دلیل گفتم که بین قم و دلیجان به طرف اصفهان امن ترین منطقه از دیدگاه زلزله شناسی است. در قم هم ما زلزله های بزرگ داشته ایم اما بین این شهر تا دلیجان مطالعات تاریخی ما نشان می دهد که طی نزدیک به ۳۰۰۰ سال هیچ زلزله ای رخ نداده است. شما اصفهان و بناهای آن را نگاه کنید. ساختمان های تاریخی همه سالم هستند و تاکنون زلزله ای در آنجا نشده است.

آیا طرحی به مقام های ایران برای جابه جایی پایتخت به حد واسط قم و دلیجان ارائه کردید یا طرح شما صرفا یک پیشنهاد شفاهی است؟

من به رئیس جمهور وقت ایران نامه نوشتم و ایشان هم این نامه را به وزاریش محول کرد اما من شنیدم که آقای کرباسچی در آن دوره مخالف انتقال پایتخت از تهران بود. آقای کرباسچی ساخت راه و اتوبان را چاره مشکل می دانست اما همین الان ما برای کارهای روزمره و عادی در اتوبان های شهر گرفتار هستیم و جا به جایی در آن سخت است چه برسد به مواقع بحرانی.

منطقه ای را که شما برای انتقال پایتخت پیشنها کرده اید که از نظر زلزله ایمنی دارد و خطری از این بابت پایتخت احتمالی را تهدید نمی کند اما این موضوع یکی از مولفه های مهم است. تامین آب آشامیدنی، مسائل آب و هوایی، اقتصادی بودن و به صرفه بودن ساخت شهر جدید و هزینه های انتقال پایتخت به آن و مسائل کلانی از این دست هم موضوعاتی است که در انتخاب نهایی محل جدید پایتخت تعیین کننده است. شما دیگر کارشناسان را برای قبول کردن طرح تان چگونه توجیه می کنید؟

من فقط از دیدگاه زلزله پیشنهاد کردم. باقی موارد در صلاحیت من نیست. البته لازم نیست پایتخت همه چیز داشته باشد. مثلا لازم نیست کارخانه داشته باشد. ما می توانیم صرفا یک مرکز سیاسی داشته باشیم. مگر مرکز ایالات کالیفرنیا چقدر جمعیت دارد؟ یا مرکز ایالات تگزاس همین طور؟ من در هر دوی این شهرها زندگی کرده ام.

مشکل ما این است که همه اش شهرهای بزرگ داریم و نه شهرهای کوچک پیشرفته. می تواند مرکز فرهنگی یا مرکز صنعتی و اقتصادی ما در جایی غیر از پایتخت باشد. قرار نیست پایتخت و مرکز استان مرکز همه چیز باشد. مشکل ما اینجا است که ساختار کشوری و شهری و توزیع جمعیتان مشکل دارد. با این حال من متخصص جمعیت یا شهر سازی نیستم فقط می توانم بگویم که ایران مرکزی از نظر زلزله منطقه امنی است.

مطالب مرتبط