کارکرد رسانه ای وبلاگستان برای جنبش سبز

نوع، دامنه، و ماهیت تاثیر جامعه فارسی زبان آنلاین و کارکرد آن در حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران، از طرف گرایش های مختلف سیاسی به گونه های متفاوتی تفسیر شده است. آنچه از سوی حکومت ایران و طرفداران آن و دیگران، ابزار انتقال انقلاب مخملی به ایران نامیده شده است، برای بسیاری از علاقه مندان و فعالان حرکتی که به نام کلی "جنبش سبز" خوانده می شود به مثابه بلندگوی رسای آزادی بیان نقش بازی کرده است.

برای این گروه اجتماعی، وبلاگ ها، وبسایت ها و شبکه های اجتماعی مجازی عملا بعنوان تنها رسانه های آزاد از کنترل حکومتی تلقی می شوند. با اینحال، و علی رغم این اختلاف دیدگاه، به نظر می رسد در برهه زمانی فعلی اتفاق نظر بر سر اهمیت نقش وبلاگستان در وضعیت جامعه ما در بین بخش عمده ای از فعالین سیاسی و اجتماعی وجود داشته باشد.

مقدمه

فضای مجازی فارسی زبان، یا بخش هایی از آن، به نام هایی چون وبلاگستان، فضای آنلاین فارسی زبان، وب فارسی، و شبکه های اجتماعی فارسی زبان خوانده شده اند. در یک نگاه دقیق تر هر یک از جامعه های مجازی گفتمان و کارکرد مخصوص به خود را دارد. برای مثال حتی ادبیات مورد استفاده در دو شبکه اجتماعی گوگل ریدر(Google Reader) و فرندفید (FriendFeed) به خوبی از هم قابل تمایز هستند.

بطور خاص، در فرندفید فعالیت هواداران نظام حکومتی ایران بسیار آشکارتر است. در مقایسه، مکالمه در گوگل ریدر بطور غالب در گروه های کوچک انجام می گیرد. افراد این گروه ها در بسیاری موارد یکدیگر را در دنیای حقیقی می شناسند یا دوستی ِ مجازی طولانی تری داشته اند. این تفاوت های ظاهری همبستگی قابل توجهی با جزییات فنی و نحوه کاربری این شبکه های اجتماعی دارد: فرندفید یک شبکه ی کاملا علنی است و مطالب تولیدی در آن، درصورتی که کاربر عامدا انتخاب دیگری نکرده باشد، برای هرکسی قابل دسترسی است. از نظر رابط کاربری، یک کاربر فرندفید صفحه کاربریی دارد که در آن همه مطالب منتشر شده توسط او و هر اظهار نظری که درمورد مطالب دیگران کرده باشد به سادگی قابل دسترسی است.

Image caption مکالمه در گوگل ریدر بطور غالب در گروه های کوچک انجام می گیرد. افراد این گروه ها در بسیاری موارد یکدیگر را در دنیای حقیقی می شناسند یا دوستی ِ مجازی طولانی تری داشته اند

در مقایسه با تاکید فرندفید روی لینک مطالب به اشتراک گذاشته توسط کاربر، طراحی گوگل ریدر به نحوی بوده است که روی نقل متن کامل مطالب تمرکز شده است. نکته بسیار مهم آن است که حتی این مقایسه نیز نادقیق است، زیرا هریک از این شبکه های مجازی امکانات متفاوتی برای نوع استفاده کاربر عرضه می کنند. بررسی شبکه های اجتماعی گوناگون بدون ملاحظه کامل این تفاوت های ماهوی دقیق نبوده و تنها روی بخشی از کارکردهای این فضاهای مجازی متمرکز خواهد بود. در این نوشته از توجه به جزییات کنش و واکنش داخلی در بخش های گوناگون فضای مجازی آنلاین صرف نظر کرده و تنها به کلیت این فضا و نوع نقش آفرینی آن در رخدادها می پردازیم. به این ترتیب، در این نوشته کلمه ی "وبلاگستان" به کلیت فضای آنلاین اطلاق می شود.

وبلاگستان؛ میدان مجازی رقابت

دوستداران و دشمنان وبلاگستان در یک نکته ی کلیدی توافق دارند: آنها می خواهند این فضا را فتح کنند. در کنار اخباری مبتنی بر آموزش وبلاگ نویسی به گروه هایی از طرفداران سنتی حکومت ایران، رشد و سربرآوردن هر روزه وبسایت های منتقد نظام ایران شاهدی بر این مدعا است. به این ترتیب، نظام حاکم بر ایران و گروه های مخالف آن برای تربیت نیرو در وبلاگستان و تغییر گفتمان آن به نفع خود بطور مخفیانه و علنی سرمایه گذاری می کنند.

این تمرکز روی وبلاگستان به نظر می رسد ناشی از نگاه طرفین روی کارکرد رسانه ای این فضای آنلاین باشد. در چنین نگاهی، سرمایه گذاری روی گسترش استفاده ایرانیان از ابزارهای آنلاین، از سوی گروه هایی که نظام ایران آنها را وابسته به "دشمن" می داند، به مثابه ایجاد روزنه ای برای انتقال اخبار از ایران و متعاقب آن ایجاد فضای مناسب برای اعمال فشار روی این ساختار حکومتی تلقی می شود.

این یک حقیقت است که وبلاگستان به دلیل ماهیت ارتباط گرای خود به سادگی می تواند به یک ابزار انتقال اطلاعات تبدیل شود. رخدادهای اخیر ایران و نوع نقشی که وبلاگستان در آنها به عهده گرفت بر امکان پذیر بودن این استفاده ابزاری از وبلاگستان صحه می گذارد. در یک نگاه دقیق تر، وبلاگستان می تواند در سه بازه زمانی پیش از اتفاق، در حین اتفاق و پس از اتفاق نقش رسانه ای بازی کند.

اطلاع رسانی در مورد راهپیمایی ها و برنامه های گروه های مخالف حاکمیت نمونه هایی از نقش هایی هستند که وبلاگستان به خوبی بازی کرده است. علاوه بر این، روند حوادث نشان داده است که توییتر و ایمیل قابلیت ایجاد ارتباط بین کنشگران در حین رخ دادن وقایع را دارند. تلفن همراه و پیام کوتاه ابزارهای غیروبلاگستانی هستند که برای کارکردهای مشابهی مورد استفاده قرار گرفته اند. بعنوان سومین کارکرد، وبلاگستان پس از اتفاقات به عنوان رسانه افشاگر وارد عمل شده و اخبار دستگیری ها و رفتارهای غیردموکراتیک حاکمیت را علنی می کند.

تلاش حکومت در تسخیر وبلاگستان

Image caption تشکیل گروه های خرابکار اینترنتی که شک ارتباط غیررسمی آنها با نهادهای حکومتی می رود نیز تایید دیگری بر اهمیت نقش وبلاگستان در رخدادها و هراس حاکمیت از آن است.

اهمیت وبلاگستان در حدی بوده است که ساختار حاکم در ایران به اقداماتی نظیر قطع و کاهش شدید سرعت اینترنت در روزهای بحرانی اقدام کرده است. تشکیل گروه های خرابکار اینترنتی که شک ارتباط غیررسمی آنها با نهادهای حکومتی می رود نیز تایید دیگری بر اهمیت نقش وبلاگستان در رخدادها و هراس حاکمیت از آن است. با این وجود، و علاوه بر این کارکردها، از اهمیت ویژه وبلاگستان در ایجاد فضای گفتگو نباید بی توجه گذشت.

در نگاهی که ذکر شد وبلاگستان به مثابه ابزار پشتیبانی خط مقدم عمل می کند. در چنین چهارچوبی، درگیری اجتماعی بین گروه هایی از مردم با هم و همینطور با حاکمیت اتفاق می افتد و وبلاگستان به عنوان ابزار ارتباطی بین همدلان با جنبش مورد استفاده قرار می گیرد. محدود کردن کارکرد وبلاگستان به چنین نقش پشت صحنه ای به اعتقاد نویسنده بخش بزرگ، و بسیار با اهمیتی، از پیامدهای حضور وبلاگستان در فضای کنونی را نادیده می گذارد.

راهپیمایی به عنوان یکی از ابزارهای نشان دادن حجم جمعیت هم فکر و یارگیری برای گروه تنها یکی از رفتارهایی است که در وبلاگستان رخ می دهد. حمله و ایجاد رعب و وحشت و رفتن تا مرز ترور فیزیکی، و حتی انجام آن، اتفاق دیگری است که سابقه تمسک به آن در وبلاگستان وجود دارد. در عمل، تحلیل اتفاقات روزانه در وبلاگستان نشان می دهد که ایجاد و شکسته شدن گروه بندی های سیاسی یک رخداد معمول در این فضا است. در این نوع نگاه، وبلاگستان یک فضای اجتماعی متشکل از گروه هایی با اختلاف سلیقه در زمینه های متفاوت است که، نظیر جامعه مادر، خود نیز چهارچوبی برای رفتارهای مختلف اجتماعی می شود. تغییر همزمان عنوان وبلاگ ها در واکنش به یک رخداد، انتشار همزمان یک نامه سرگشاده در چندین وبلاگ، علنی کردن اطلاعات شخصی حساس برای ضربه زدن به وبلاگ نویسان، و حملات دسترسی و هک سرور وبلاگ ها نمونه هایی از چنین رفتارهای اجتماعی در وبلاگستان هستند.

شبکه های اجتماعی در جعبه ابزار نسل جوان

در مقایسه با رسانه های سنتی، وبلاگستان از چند خاصیت ماهوی برخوردار است که کارکرد آن برای ایجاد ارتباط بین گروه های مختلف اجتماعی را تسهیل می سازد. وبلاگستان بطور ساختاری ابزاری است که استفاده از آن نیاز به مهارت ویژه فنی یا سرمایه گذاری اقتصادی قابل توجه ندارد. به این ترتیب هر شهروند یا گروه اجتماعی می تواند با سرمایه اندک قدم اولیه برای سهم خواهی در فضای عمومی را بردارد.

با توجه به کنترل حداقلی که ساختارهای حکومتی قادر به اعمال در این فضا هستند، مرگ یک عملگر در وبلاگستان بیش از آن که به شرایط بیرونی مبتنی باشد، بر توان آن عملگر در ادامه ارتباط و جذب مخاطب متکی است. تحلیل های متعددی نشان می دهد که مدل اقتصاد هدیه Gift Economy تشریح گر مناسبی برای دادوستد در وبلاگستان است. به این ترتیب، یک عضو وبلاگستان تا زمانی که توان تولید محصولی که برای جامعه مجازی باارزش شناخته می شود را داشته باشد توان بالقوه برای باقی ماندن در فضا را دارد. روند وقایع نشان داده است که حتی مداخله مستقیم ساختار حکومتی در این ارتباط اجتماعی، برای مثال دستگیری وبلاگ نویسان و فیلتر کردن وبسایت ها، نیز صرفا تاثیر محدودی در تغییر معادلات به نفع یکی از طرفین دارد.

با ورود اینترنت به ایران این رسانه به سرعت به یک ابزار ِارتباطی صرف تبدیل شد. در روزگاری که هنوز اتصال به اینترنت بصورت غالب به کمک رابط های کاربری متنی، و نه ابزارهای پیشرفته گرافیکی امروزی، انجام می شد، ابزارهای ساده ای نظیر ارسال جملات کوتاه یا چت بخش عمده زمان صرف شده با این پدیده نوین را تشکیل می دادند. موج چنین استفاده های "نامناسبی" از اینترنت و تکونولوژی شبکه، به زعم ساختارهای تصمیم گیرنده، چنان بالا گرفت که برخی دانشگاه ها اقدام به بستن این امکانات ارتباطی روی دستگاه های عمومی کردند.

رشد سریع سخت افزاری-نرم افزاری در تکنولوژی شبکه منجر به دسترسی ایرانیان بیشتری به نمایی از اینترنت شد که ما امروزه به استفاده از آن خو گرفته ایم. در چنین سالهایی شبکه اجتماعی اورکات یکی از اولین نقاط تلاقی مجازی جمعیت زیادی از ایرانیانی شد که بسیاری از آن دانشجویان دانشگاه های مختلف بودند. این طبقه اجتماعی به سرعت از پدیده جدید وبلاگ نویسی نیز استقبال کرده و بر آن مسلط شدند. در سالهای بعد با ظهور هر شبکه اجتماعی طبقه جوان ایرانی به سرعت این ابزارهای جدید را به جعبه ابزار مجازی خود اضافه کرد.

شبکه های اجتماعی= چت + تولید مطلب

در این روند، اینترنت نخست به عنوان ابزار ارتباط اجتماعی زودگذر و دو یا چند نفره، چت، مطرح شده و سپس برای انتشار عمومی، وبلاگ نویسی، مورد استفاده قرار گرفت. در همین حین شبکه های اجتماعی نظیر فیسبوک و بالاترین با ادغام ایده چت و تولید مطلب، این دو علاقه کاربران ایرانی را به هم مرتبط کردند. یکی از دستاوردهای این فرایند ایجاد فضایی اجتماعی بود که در آن سرعت بازخورد بسیار بالاتر از معمول رسانه های سنتی است. علاوه بر این، این فضا از لایه های مختلفی با تعریف های متفاوت برخوردار است. برای مثال یک وبلاگ نویس که مطلبی تحلیلی نوشته است با اتصال خوراک وبلاگ خود به فیس بوک شبکه اجتماعی خود روی فیس بوک را نیز به خوانندگان وبلاگش اضافه می کند.

اعضای این شبکه قادر هستند با مطلب منتشر شده برخوردی انتقادی و غیر شخصی انجام دهند یا زیر لینک مطلب از نویسنده احوال پرسی کنند. این کارکرد وبلاگستان، به معنی جمعی آن، آن را به یک ابزار ایجاد ارتباط اجتماعی منحصر به فرد تبدیل کرده است. در چنین چهارچوبی است که بسیاری از اعضای وبلاگستان ارتباطات اجتماعی بسیار مستحکمی با افرادی دارند که هرگز آنها را ملاقات نکرده اند.

استفاده ی موثر از شاخصه های فنی اینترنت، کارکرد رسانه ای را تنها به یکی از حیطه های فعالیت در وبلاگستان تبدیل کرده است. شهروندان این جامعه مجازی در این فضا ارتباطات اجتماعی مستحکم و دیرپا ایجاد می کنند و با دیگران کنش اجتماعی انجام می دهند. در این شبکه اجتماعی مفاهیم و ارزش ها مورد بحث و نظریه پردازی قرار می گیرند و افراد امکان ارتباط با کسانی خارج از گروه معمول فکری و فیزیکی خود را پیدا می کنند.

با توجه به اینکه بسیاری از جوانان ایرانی در بخش های گوناگون این فضا فعال هستند، وبلاگستان یکی از نقاط مهم ایجاد و ترویج ذهنیت های نو در زمینه ی مسایل اجتماعی است. این کارکردهای مهم اجتماعی در یک تصور رسانه ای صرف از وبلاگستان مد نظر قرار نمی گیرند. به نظر می رسد یک سوال مهم و اساسی برای کسی که وبلاگستان را از نزدیک و بصورت دقیق مورد بررسی قرار داده است این است که کدام کارکرد وبلاگستان اثر دیرپاتر و درونی تری در جامعه ایرانی دارد: ابزاری که خبر و ویدئو برای استفاده رسانه ها و شهروندان خارج از ایران به بیرون صادر می کند، یا یک موتور درونی تغییر که به شهروندان این فضای مجازی امکان انجام گفتگو و تمرین ارتباط اجتماعی دموکراتیک را می دهد؟ اینکه وبلاگستان تا چه حد از کارکردهای متفاوت خود و امکاناتی که پیش پا دارد با خبر است سوال دیگری است که تنها با بررسی بیشتر وبلاگستان و نقش آفرینی آن در وقایع اخیر می توان به آن پاسخ داد.