افغانستان آنلاین:بامیان؛ تولدی دیگر

بامیان
Image caption گزارش هایی از زندگی کسانی مثل حلیمه و کودکانشان هر روز توسط افرادی مثل بتول با اینترنت به کابل فرستاده می شود

در بامیان هستم ، در قلب کوههای هندوکش در مرکز افغانستان. جای بوداهای هزارو پانصد ساله خالی است. بوداهایی که مردم جهان، بامیان را با آن می شناختند و طالبان خرابشان کردند وبا جهل خود دنیا را به حیرت فرو بردند.

در دامنه کوهها زنان مشغول شستن لباس در آب رودخانه اند و حلیمه زنی که همسرش را در دوران طالبان از دست داد، با هفت فرزندش در یکی از غارهای کوچک و تاریک در دل کوه زندگی می کند. خانه اش برق، آب و گاز ندارد. پنجره خانه، سوراخ کوچک غار است که با پلاستیک چند لایه پوشانده شده تا از ورود سرما جلوگیری کند.

چند صد متر دورتر از حلیمه بتول زندگی می کند. بتول از ایران آمده. در دانشگاه تهران تحصیل کرده. خانه بتول به خانه حلیمه خیلی نزدیک است ولی دنیایش از او دور. مثل هر مهاجر دیگری با تصویری که بتول از افغانستان در ذهن داشته بازگشت به وطن بزرگترین ترس زندگی اش بوده است.

بتول چند سال پیش برای شرکت در یک سمینار به کابل دعوت شد. و آنجا با مهدی آشنا شد. مهدی همشهری خودش بود، جوانی اهل بامیان.

مهدی هیچ وقت افغانستان را ترک نکرده بود. دیدار بتول و مهدی سه روزبیشتر طول نکشید. مهدی به بامیان برگشت و بتول به ایران. اما به لطف اینترنت دیدار به خاطره تبدیل نشد و دوستی اینترنتی سه سال طول کشید تا بالاخره به ازدواج منجر شد.

بتول حالا یک پسر کوچولو دارد و در یک موسسه حقوق بشری مشغول کار است. اینترنت که اسباب ازدواج بتول را فراهم کرد تبدیل به بزرگترین ابزار کاراو هم شد.

اوحالا هر روز گزارشهایی از وضع زندگی کسانی مثل حلیمه و بچه هایش را از طریق اینترنت به پایتخت می فرستد.

بامیان جمیعت اندکی دارد. کمتر از چهارصد هزار نفر. در مقایسه با این جمیعت اندک بزرگترین گروه وبلاگ نویسان افغانستان در بامیان زندگی می کند. وبلاگ نویسان بامیان از همه چیز می نویسند. از برف سنگین زمستان گرفته تا شرکت مردم روستاهای اطراف درانتخابات.

مردم بامیان اکثرا هزاره اند و شیعه و در طول تاریخ پر و فراز و نشیب افغانستان از اقوامی بوده اند که مورد ظلم و ستم بسیار واقع شدند. زمانی تحصیل آرزوی این قوم بود اما حالا به اولویت فرزندان آنها تبدیل شده است.

اکثر مهاجران افغان که در ایران به دانشگاهها راه یافته اند هزاره هستند. شاعران و نویسندگان فراوانی در این سالها در میان اقوام هزاره پرورش یافته است.

بامیان زیباست اما خیلی فقیر، ولی وبلاگ نویسان اینجا فکر می کنند فقر باعث نمی شود بامیان جایی در اینترنت نداشته باشد.

طالبان مجسمه های بودا را خراب کرده و خیلی از مردم بامیان را قتل عام کردند. آنها بازار اصلی شهر را به خاکستر تبدیل کردند وهمه اینها برای این بود که فرهنگ بامیان از بین برود.

اما طالبان رفتند. بامیان ماند. زمانه عوض شد . بتول می گوید بامیانی ها شاید دوباره نتوانند بودا را بسازند اما می خواهند بامیان را با هر چه در توان دارند بسازند.

اولین بار که به فکر ساختن فیلمی در مورد اینترنت در افغانستان افتادم بامیان را در گوگل جستجو کردم. وبلاگ زندگی در بامیان را دیدم. وقتی به بامیان رفتیم و محمد ظاهر نظری نویسنده وبلاگ را در تنها کافی نت شهر دیدم به او گفتم ما به خاطر وبلاگ تو اینجاییم. شادی را می شد در برق چشمهایش دید.

مطالب مرتبط