'حریم خصوصی در اینترنت در خطر است'

Image caption آنتونی سی گریلینگ: شکی نیست که تحت تاثیر انقلاب دیجیتال نحوه انتقال کلمات و مفاهیم به خوانندگان دچار تحولات شگرفی خواهد شد

آنتونی سی گریلینگ( Anthony C Grayling) استاد فلسفه در دانشگاه لندن، نویسنده و مفسر است. تیم "انقلاب دیجیتالی" در دیداری با وی موضوع تاثیر اینترنت بر حریم خصوصی مردم را به بحت گذاشت و اینکه شاید در انتشار اطلاعات شخصی خود روی اینترنت ما باید هوشیارانه تر عمل کنیم.

آنتونی سی گریلینگ: حریم خصوصی مهم است چون همه ما به حدی از این حریم حائل نیاز داریم تا بتوانیم زندگی خود را کنترل کنیم. حقیقت این است که ما از مدتها پیش وقتیکه استفاده از تلفن همراه و ای میل را شروع کردیم بخشی از اطلاعات خصوصی خود را برملا کرده ایم.

تصور کنید که چه حالتی پیش خواهد آمد اگر فرضا همسایه شما بتواند به اطلاعات مالی و جزییات وضع سلامتی شما دسترسی پیدا کند و حتی بگو مگوهای شما را با همسر و خانواده تان بشنود. این مسلما موجب نگرانی خواهد بود چون مثل این است که شما اطلاعات و کنترل عرصه هایی از زندگی خود را از دست می دهید که فقط متعلق به شماست. به این خاطر حریم خصوصی بسیار مهم است و نگرانی بزرگ این است که در عصر دیجیتال ما بخش مهمی از این اطلاعات را در اختیار موسسات خصوصی و دولتی قرار داده ایم.

به چه شکلی ما اطلاعات شخصی خود را روی اینترنت برملا می کنیم؟

هر بار که ما به اینترنت مراجعه می کنیم، هر بار که وب سایتی را نگاه می کنیم ، هر بار که ای میل می فرستیم و هر بار که با تلفن موبایل خود تماس می گیریم ما به شکلی خود را در مقابل کسانی که به دنبال اطلاعات ما هستند عریان کرده ایم. موسسات خصوصی و تجاری با بررسی رفتار و علاقه ما می خواهند روش تبلیغاتی خود را برای ما تکمیل کنند، دولتها در سراسر جهان و از جمله کشورهای غربی به بهانه پیشگیری از جرائم و یا جلوگیری از تروریسم به دنبال اطلاعات در مورد افراد و موضوعاتی هستند که ما در تماس های تلفنی روزانه خود دنبال می کنیم.

اطلاعات شخصی ما چقدر ارزشمند است؟

Image caption آنتونی سی گریلینگ: تاثیر انقلاب دیجیتال بر برخی از عرصه های رسانه های سنتی، بخصوص نشر و مطبوعات بسیار کندتر از آن چیزی بوده که سابقا حدس زنده می شد

اگر به جنبه های مختلف زندگی خود فکر کنید مثل وضعیت مالی و درآمد ، وضعیت پزشکی ، مناسبات کاری و حرفه ای و روابط خانوادگی تمام اطلاعات مربوط به این موارد بخشهای مهمی از شخصیت شماست. با همین اطلاعات است که شما می توانید عرصه های مختلف زندگی خود را کنترل کنید، خود را به نحوی که می خواهید به دیگران معرفی کنید و ایده ها و تصمیمات خام و اولیه خود را در حریم خصوصی و بدون دخالت دیگران بپرورانید. در تمامی این عرصه ها ما به یک حریم حائل برای حفظ جنبه های خصوصی زندگی خود نیاز داریم و اگر دیگران بدانند که در فکر و اندیشه ما چه می گذرد و اطلاعات شخصی ما را به دست بیاورند کار ما برای کنترل زندگی خود بسیار دشوارتر خواهد شد.

آیا جمع آوری اطلاعات خصوصی افراد نگران کننده است؟ چرا نگران کننده است؟ و چرا مهم است؟

بله ما باید خیلی نگران باشیم که انبوهی از اطلاعات شخصی و خصوصی ما اکنون در معرض دید عموم قرار گرفته و موسسات خصوصی و نهادهای دولتی به آن دسترسی دارند. به دلایل گوناگون ما باید نگران این وضعیت باشیم ولی دلیل اصلی این است که تمام این اطلاعات به شکل دیجیتال در محلی و یا مرکزی انبار شده است. خود ما به هیچ وجه به این اطلاعات دسترسی نداریم ولی دیگران یا به دلیل سهل انگاری و اشتباه و یا به دلیل سوء استفاده به سادگی می توانند آن را تغییر دهند.

در حال حاضر اطلاعات شخصی ما به شکل خیلی ساده ای می تواند به گردش درآید و به این ترتیب برای هر نهادی خیلی ساده تر خواهد بود که ما را به هر دلیل و با هر سوء ظنی زیر کنترل بگیرد. به زبان دیگر به دلیل حجم وسیع اطلاعات خصوصی که از تک تک افراد جمع آوری شده است امکان سوءاستفاده ، بهره برداری برای فساد مالی و کلاهبرداری و وقوع اشتباه در مورد اطلاعات فردی ما به شدت افزایش یافته است. ناکارآمدی و ناکافی بودن اطلاعات همواره یک عامل مهم در حفاظت از افراد و حریم خصوصی آنها در مقابله با نهادها و سیستم های قدرتمند بوده است و هر چقدر که گنجینه اطلاعات و سیستم گردآوری و مصرف آن پیچیده تر شود احتمال سوءاستفاده و اشتباه بیشتر خواهد شد.

می توانید در این مورد یک مثالی بزنید؟

ما اخیرا در بریتانیا چند نمونه بارز از مواردی را داشتیم که اطلاعات خصوصی جمعیت وسیعی از مردم مثل اطلاعات پزشکی و یا پرونده های پلیس و ارتش گم شده، چون این اطلاعات که روی یک CD ذخیره شده بودند در صندوق عقبل اتومبیلی فراموش شده بودند. در موارد دیگر ما شاهد بودیم که برخی توانسته اند شبکه های بسیار مهم اینترنت موسساتی را که قاعدتا باید بسیار محفوظ باشند هک کنند. در حال حاضر پرونده استرداد یک شهروند بریتانیایی که شبکه اینترنت ناسا، ارتش و وزارت دفاع آمریکا را هک کرد در حال بررسی است.

یک چنین مواردی بسیار نگران کننده است. می شود تصور کرد که فرضا اگر پلیس، یا کارآگاه خصوصی و یا یک تبهکار بخواهد به اطلاعات خصوصی و مالی هر کسی دست پیدا کند و یا از مشخصات مالی شما سوء استفاده کند تا چه حد ساده خواهد بود. مشکل در این است که اطلاعات فراوانی در مورد همه ما انبار شده و متاسفانه حفاظت از آن کار ساده ای نیست. نمونه دیگر تعداد بی شمار کلاهبرداریهایی است که طبق اسناد بانکهای بریتانیایی هر ساله ازطریق همین چرخه اطلاعات خصوصی ما روی اینترنت صورت می گیرد.

اهمیت این چیست؟

مشکل در این است که بسیاری از مردم نمی دانند که تا چه حد از نظر اطلاعات شخصی خود را برملا کرده اند. گاهی اوقات با جوانترها که صحبت می کنیم، به عنوان مثال آنهاییکه وب لاگ های شخصی دارند و یا در فیس بوک و یوتیوب خود را عرضه کرده اند، می بینیم که بسیاری از انتشار عکس ، فیلم و مطالب خود روی اینترنت پشیمان هستند. بخصوص زمانی که این افراد به جستجوی شغل تازه ای می روند معمولا صاحب کار سابقه و پرونده دیجیتال این افراد را بررسی کرده و کارها و نوشته های آنها را در این حریم های عمومی می بینند.

هر روز و هر بار که ما از طریق دیجیتال انجام یک کاری می دهیم ردپایی و اثری از خود به جا می گذاریم و اگر کسی بخواهد بفهمد که به عنوان مثال سلیقه و نحوه خرید کردن ما چطور است و یا با چه کسانی و چه مراجعی در ارتباط هستیم به سادگی می تواند به هدف خود برسد. عرصه دیجیتال رسانه ای بسیار باز است و اگر با دقت و هوشیاری به خطرات آن فکر کنیم واقعا باید خواهان امنیت بیشتری برای عرصه های خصوصی ارتباطات خود باشیم.

تاثیر انقلاب دیجیتال بر برخی از عرصه های رسانه های سنتی، بخصوص نشر و مطبوعات بسیار کندتر از آن چیزی بوده که سابقا حدس زنده می شد. ده سال پیش بسیاری از ناشران واقعا نگران بودند که عمر این صنعت و رسانه به زودی به پایان خواهد رسید ولی در کمال تعجب هنوز این عرصه ها فعال هستند.

مطبوعات هم اکنون نیز به شدت از تاثیرات دیجیتال شدن گردش اطلاعات آسیب دیده اند. از حجم تبلیغات آنها و در نتیجه درآمدشان کاسته شده است و تیراژ آنها کاهش یافته است. اکثر روزنامه های معتبر در کشورهای غربی در فکر تعطیل کردن انتشارات و حفظ یک نسخه دیجیتال هستند و به دنبال راهی هستند که بتوانند به این شکل جدید به بقا خود ادامه دهند.

در صنعت نشر اوضاع کمی متفاوت است چون کتاب در حقیقت وسیله انتشار داستان، تاریخ ، فرهنگ و یا مطالب دیگری است و نوشتن و تهیه این مطالب هنوز به نویسنده نیاز دارد. یکی از نقاط منفی بزرگ اینترنت تولید و گردش انبوه بزرگی از مطالب چرند و بی استفاده و یا اطلاعات نادرست و گمراه کننده است. این اغراق نیست اگر بگوییم که حدود 95 درصد از مطالب در شبکه اینترنت واقعا قابل اتکا نیستند و یا اگر خوب دقت کنیم می بینیم به هیچ وجه برای فرد مراجعه کننده قابل استفاده نیستند. بنابراین همیشه به یک نوع فیلترهای کارشناسانه نیاز هست.

در صورتیکه به عنوان مثال در مورد نشر کتاب حداقل تحقیق و تلاش نویسنده ای در میان هست، سر دبیر یا مصححی آنرا بررسی می کند و اگر به این نتیجه برسند که ارزش ویژه ای دارد این کتاب را چاپ می کنند و امیدوار خواهند بود که با فروش خوب مخارج خود را تامین کند. همین فیلتر کارشناسی تعیین می کند که چه کتابهایی چاپ شوند و در نتیجه کار در حد قانع کننده ای است. در صورتیکه کسانی که خود راسا نوشته های خود را روی اینترنت منتشر می کنند چنین مسیری را طی نکرده و هر چه که به فکرشان می رسد و حتی در مواردی آشغال را به خواننده عرضه می کنند. درست است که معدود وب لاگ های با ارزشی وجود دارد ولی اکثریت بزرگی از این ها ارزش مطالعه ندارند.

بنابراین به نظر من این سه عامل مهم که همیشه وجود داشته ، یعنی نویسنده ، فیلتر و مرجع کارشناس و بالاخره خواننده که تشخیص نهایی را می دهد، همیشه باقی خواهند ماند. چیزی که تغییرکرده نحوه عملی و فیزیکی عرضه مضامین است یا به زبان دیگر وسیله تغییر کرده است. باید دید کدام وسیله برای مطالعه کتاب دوام خواهد یافت یا محبوبیت بیشتری پیدا خواهد کرد. کتاب ، صفحه کامپیوتر و یا کتاب های الکترونیک. برخی معتقدند که کتاب کاغذی هیچگاه از بین نخواهد رفت.

مثالی بزنم. اگر یادتان باشد چند سال پیش جسد یک انسان ده هزار ساله در یخ های کوهستان آلپ کشف شد. این مرد به دور گردن خود یک وسیله ای داشت مثل کیف های امروزی. کیف یک وسیله ساده ولی بسیار مفید است و بنابراین هزاران سال است که با ماست. احتمال دارد کتاب کاغذی هم که حدود پانصد سال از عمر آن می گذرد برای همیشه باقی بماند چون یک وسیله ساده و قابل حمل و بسیار لذت بخش است.

اما در عین حال سادگی حمل اطلاعات در ابزارهای دیجیتال مثل ذخیره کردن و حمل صدها و هزاران کتاب در یک کامپیوتر کوچک و دستی در آینده می تواند به وسیله محبوبتری بدل شود. بنابراین شاید هر یک از این وسایل بخشی از بازار موجود را پر کند. کتاب کاغذی برای گردآورندگان و کلکسیونرها جاذبه خود را حفظ خواهد کرد وشاید به شئی بسیار پر ارزش بدل شود و مسلما نسل های قدیمی تر ترجیح می دهند که کتاب را در شکل کاغذی آن بخوانند.

اما شکی نیست که تحت تاثیر انقلاب دیجیتال نحوه انتقال کلمات و مفاهیم به خوانندگان دچار تحولات شگرفی خواهد شد. هم اکنون نیز تغییراتی صورت گرفته هر چند از نظر اقتصادی و تکنولوژیک هنوز شکل نهایی این تحول مشخص نشده است. شاید در آینده وسیله ای ساخته شود که شبیه همین کتابهای کاغذی باشد و خواننده با جا دادن یک کارت حافظه و یا سی دی در گوشه ای از جلد یا ستون کتاب، متن مورد نظر خود را در صفحه یی الکترونیکی که شبیه به کاغذ باشد بییند و بخواند. در یک چنین وسیله ای انبوهی از کتابها قابل دسترس خواهد بود و خواننده در هر زمانی می تواند با فشار دادن یک دکمه از کتابی به کتابی دیگر سفر کند.