حال و روز سینما در عصر اینترنت

Christian Darkin / Science Photo Library

تا دو سه دهه پیش، اتاق های بسیاری از دوست داران سینما و تلوزیون شبیه به لانه پرنده ها بود: با قفسه های بزرگ و بلندِ پر از نوار های ویئو(که بعد ها به دی.وی.دی تبدیل شدند)، کاست (که بعد ها سی.دی جانشین شان شد)، کتاب و ... . فیلم ها، آلبوم ها و کتاب هایی که در قفسه ها می نشستند نمایان گر سلیقه صاحبانشان بودند – و حتی، تا حدودی، هویت صاحب لانه ها را تعریف می کردند. و برای همین کاملا طبیعی بود که کسی به خانه ی دوست اش برود و چند ساعتی مشغول دیدن و گشت زدن در قفسه ها باشد.

این سبک گشت زدن ها برای بسیاری وسیله ای بود که با همدیگر بهتر آشنا شوند و یا خاطرات شان را مرور کنند. اما این روز ها، که خیلی ها فیلم ها و آلبوم های شان را از اینترنت داونلود میکنند و همه چیز دیجیتال است و در کامپیوتر ها ذخیره شده، دیگر گشت و پرسه زدن در قفسه ها ممکن نیست. هرچند که سایت های ایترنتی ای – مثل «شلفاری» (Shelfari) امکان ساخت قفسه های مجازی را ممکن می سازند، و یا سایت هایی مثل «فیسبوک» (Facebook) بخش های ویژه ای را دارند که مشترک عنوان فیلم ها، سریال ها، کتاب ها، و... مورد علاقه اش در آن ها ذکر میکند و دیگران میتوانند ببینند؛ اما تاثیری که خواندن عنوان یک فیلم دارد کجا، و فیلم ها از قفسه برداشتنس و در دست گرفتن کجا.

البته تاثیرات اینترنت بر دنیای سینما و صنعت تفریح بسیار فراتر از تغیر دکوراسیون خانه ها ست و میتوان از زاویه های مختلف به آن پرداخت. در این مطلب، تاثیر اینترنت بر سینما و صنعت تفریحات را مورد برسی قرار میدهیم. به ویژه ساختار های توزیع فیلم ها مورد برسی قرار میگیرد. علاوه بر این، نگاهی خواهیم داشت به فرصت هایی که اینترنت برای صنعت سینما، استفاده از فیلم، و مخاطبان آن به وجود می آورد.

الان مدت هاست که مردم فیلم و سریال های تلوزیونیی که می بینند را از طریق اینترنت به دست می آورند. اما هالیوود و صنعت سینما تا همین چند سال پیش اینترنت را به عنوان یک رسانه جدید نمی شناخت و آن را به عنوان شیوه ای نوین برای توزیع فیلم جدی نمی گرفت. صنعت سینما ترجیح می داد (و می دهد) و سعی می کرد (و میکند) که با به سوی اینترنت رفتن توزیع و استفاده از فیلم جلوگیری کنند. دلیل اش هم قابل درک است: صنعت سینما، به ویژه هالییود و به ویژه استودیو های بزرگ آن، سال هاست که از راه قدیمی توزیع و پخش فیلم استفاده کرده اند و به اش عادت کرده اند. آن ها سرمایه گذاری های فراوانی در سیستم و ساختار توزیع کرده اند، ملیارد ها دلار خرج توسعه و بهبود اش کرده اند، و چندین و چند سال است که با استفاده از ساختار قدیمی و جواب پس داده شان پیشرفت و سود کرده اند.

پس، طبیعی و بدیهی ست که بخواهند جلوی حرکت به سوی اینترنت محور بودن توزیع را بگیرند، و در این مبارزه عزم شان را جزم کنند. که تا سال ها هم این کار را کردند. اما، در اواسط دهه گذشته اتفاق مهمی رخ داد: چند سال بعد از اینکه صنعت موسیقی مبارزه با توزیع اینترنتی را کنار گذاشت و با به راه اندازی سایت هایی ویژه – که شاخص ترین شان «آیتونز» (iTunes) است – اینترنت را به عنوان یک مدیوم/رسانه جدید برای توزیع محصولات خود، و فرصتی مناسب برای گسترش بازارهای موسیقی پذیرفتند، صنعت سینما هم تصمیم گرفت اینترنت را بپذیرد و آن را خوش آمد گوید. نتیجه ی این پذیرش، برنامه ریزی و راه اندازی سایت های مشابه به «آیتونز» با هدف توزیع و پخش فیلم از طریق اینترنت بود. اهمیت این پدیده در امکان داونلود کردن فیلم ها نبود. چراکه، همواره در طول دهه پیشین بسیاری از مخاطبان سینما بار ها و بار ها به داونلود کردن فیلم روی آورده بودند. اهمیت این پدیده در حاشه های آن بود: اینترنت به عنوان یک مدیوم جدید برای توزیع، پخش و دیدن فیلم از سوی صاحبان صنعت سینما – و منتقدین سینما – پذیرفته شده بود.

حالا دیگر منتقد ها و محقق های سینمایی می توانستند به طور علنی و بدون تعارف و رودربایستی راجع به تاثیرات اینترنت در سینما حرف بزنند. دیگر نمیشد فقط گفت که اینترنت مساوی ست با معظل داونلود غیرقانونی محصولات فرهنگی. حالا دیگر اینترنت به یک مدیوم و مرکز تجارت جدید – با خاصیت های ویژه خود – تبدیل شده بود. رسانه ای که می توانست صنعت سینما را هم – همانگونه که صنعت موسیقی را دموکراتیزه کرد – دموکراتیزه کند، از فضای ذخیره ای نامحدود اش استفاده کند، دسترسی به فیلم های کمیاب را آسان کند، امکان انتخاب را وسعت دهد، به مرحله توزیع سرعت بخشد و هزینه اش را پایین آورد، و ... .

با این حال، هنوز بسیاری – یا حتی شاید اکثریت صاحبان صنعت سینما و تهییه کنندگان – اینترنت را به عنوان دشمنی که در حال نابودی سینماست می بینند. دشمنی که نه تنها نابود کننده سینماست، بلکه نابود کننده شبکه های تلوزیونی و پخش ویدئویی نیز خواهد بود. اما، سینما همواره در طول حیات خود مقاومت و پایداری زیادی از خود نشان داده، و ثابت کرده که راز بقا را می داند: استفاده از رقیب ها برای گسترش بازار های خود. در واقع این یک داستان تکراری ست. سینما همیشه با کنار آمدن و خود را به شرایط و رسانه های جدید تطبیق دادن مشکل داشته. اول تلوزیون رقیب سینما بود، بعد رایدو، بعد وی.اچ.اس.، و بعد هم دی.وی.دی. اما، سینما بعد از مدتی آموخت که خودش را چگونه با هر کدام از این رقبا تطبیق دهد و از آنها برای گسترش بازار های خود، توزیع، و تبلیغات استفاده کند – به استثنا رادیو که به دلیل ماهیت غیربصری اش کمتر از آن استفاده شد. البته در این رقابت ها، سینما معمولا برتری هایی نسبت به رقیبان اش داشته. به عنوان مثال تا چند سال پیش که کیفیت تصویر سینما بهتر از تلوزیون بود، سینما با استفاده از فیلم 35میلیمتری، واید اسکرین (widescreen) و... برتری خود را به رخ میکشید و مخاطبان فیلم را تشویق به تماشای فیلم نشتن در سینما ها می کرد.

Image caption سینمای سه بعدی تنها برتری تکنولوژیک سینمای این روز هاست

لیکن، این روز ها که هزینه زیادی خرج ترمیم و بهبود سالن های سینما نمی شود، تلوزیون های اچ.دی کیفیت تصویر شان و سیستم های صوتی کیفیت صدای شان بهتر کیفیت تصویر و صدا در بسیاری از سینما هاست، سینما برگ برنده خود را از دست داده است. و اکنون شاید تنها برگ برنده اش سینمای سه بعدی ست. چیزی که نمی توان آن را در خانه به دست آورد. برای همین هم است که این روزها بسیاری از فیلم های سه بعدی بیشتر حال و هوای اتفاق هایی را دارند که باید تجربه شان کرد و نه فیلم هایی که باید دیدشان.

مشکل صنعت سینما ایجاست که هر رویداد و اتفاقی فقط چند بار تجربه کردن اش جذابیت دارد و پس از چند بار تکراری و خسته کننده میشود. و برای همین است که سینما با یک تضاد رو به روست: از طرفی هنوز از تاثیرات اینترنت بر اقتصاد اش واهمه دارد، و از طرفی به سوی توزیع و مصرف اینترنت محور رفتن را نمی تواند انکار کند و آن را نادیده بگیرد. در نتیجه توزیع کننده کان فیلم ها در تلاش اند که در زمینه ی توزیع اینترنتی سرمایه کذاری کنند، اما تا حد ممکن ساختار های قدیمی و ریشه دار توزیع را حفظ کنند. و از سوی دیگر سینماگران شروع به در نظر گرفتن تاثیرات جهان اینترنتی بر مخاطبان و تجربه ی فیلم دیدن کرده اند. اندازه صفحاتی که مخاطب روی/در آن ها فیلم پخش میشود و فضایی که مخاطب در آن فیلم را میبیند از جمله نکاتی هستند که تهییه کنندگان صنایع فیلم و تلوزیون این روز ها به طور جدی به شان فکر می کنند. به عنوان مثال، برای کسی در مترو و روی پی.اس.پس (PSP) یا آیپاد (iPod) فیلم دو ساعته دیدن انتخاب مناسبی نیست. اما، همان مسافر مترو میتواند که از این دستگاه ها و در آن شرایط برای دیدن اخبار، طنز های 20 تا 30 دقیقه ای، سریال های سی دقیقه ای، برنامه های تحلیلی نیم ساعته و یا دیدن فیلم های کوتاه استفاده کند. این بازار میتواند که موقیت مناسبی برای رشد برنامه های تحلیلی و یا فیلم های کوتاه باشد.

در نتیجه اینترنت میتواند که موقعیت خوبی برای رشد بازار هایی که این روز ها عقب افتاده اند را فراهم آورد. اینترنت حتی میتواند آزادی بیشتری را برای فیلمساز ها به ارمغان آورد. به عنوان مثال، زمان بندی جدول های سئانس های مختلف سینما ها همیشه از مهم ترین تعیین کننده گان مدت زمان طول فیلم ها بوده است. اما با رشد بازار های مختلف – که نیاز به داشتن فیلم ها با طول های زمانی مختلفی اند – فیلمساز ها می توانند که با آزادی بیشتری طول فیلم های شان را تعیین کنند. به خصوص اگر که توزیع فیلم اینترنت محور شود و مخاطبان اکثر فیلم ها در خانه های شان ببینند، دیگر دست فیلمسازان باز خواهد بود که طول زمانی مورد علاقه شان را انتخاب کنند و فیلم های شان را آنطور که دوست دارند تدوین کنند – و نه آنطور که سئانس سینما ها دیکته می کند.

Image caption استفاده از آیپاد و وسائل مشابه بیشتر از آنکه برای تماشای فیلم مناسب باشند، برای خواندن خبر مناسب است

اما،علاوه بر زمان و ماهیت محصولات، تهییه کننده ها باید به تکنیک و زبان سینمایی/تلوزیونی آثار خود نیز فکر کنند. به عنوان مثال، برای مخاطبی که پی.اس.پی یا آیپاد برای تماشای ویدئو استفاده میکند، دکوپاژ قاب های باز، استفاده از لانگ شات و... انتخاب مناسبی نیست. برای این دست مخاطبین استفاده قاب های بسته، کلوز آپ و... که در صفحه های کوچک هم تاثیر گذار اند اتخاب مناسب تری ست.

همانطور که میبینیم شاید اینترنت مشکلات اقتصادی ای را برای صاحبان صنعت سینما و تفریح به وجود آورد، اما موقعیت ها، بازار ها، و شرایط بسیار زیاد جدیدی را نیز برای شان به همراه می آورد. علاوه بر این، اینترنت میتواند که منافع زیادی برای مخاطبان داشته باشد: میتواند که سینما را دموکراتیزه کند، می تواند که دسترسی به آثار قدیمی و یا هنری کمیاب را امکان پذیر کند، میتواند که فیلم دیدن را برای کسانی که در شهر های کوچک زندگی میکنند آسان سازد، می تواند که فرصت ها و امکان انتخاب را برای مخاطب توسعه دهد، میتواند که به توسعه ی بازارهای فراموش شده کمک کند؛ میتواند که... .