'آینده ایران در واشنگتن و یا لندن رقم نخواهد خورد'

Image caption آنتونی لونشتاین در سال 2007 به ایران سفر کرد و ملاقات هایی با عده ای از وبلاگ نویسان و روزنامه نگاذان ایرانی داشت. او بعد ها نتایج این سفر را در کتابی به نام "انقلاب وبلاگ نویسی" منتشر کرد.

چهره ندا آقا سلطان، زن جوان ایرانی که بر اثر اصابت تک گلوله ای به قتل رسید در سراسر جهان پژواک یافت. وی در جریان روزهای ناآرام تظاهرات علیه نتایج مورد اختلاف انتخابات ریاست جمهوری ایران به قتل رسید. تصویر ندا و بخش اعظم تصاویر تاریخی دیگری که از ایران به دنیای خارج راه یافت توسط شهروندان و به وسیله تلفن های موبایل یا دوربین های دیجیتال کوچک ضبط شده اند. این تصاویر خام ، بی رحم ، سردرگم و نیرومند بودند. هدف آنها مستند ساختن حوادث و فراهم کردن امکان برای روزنامه نگاران و تاریخ دانان بود، تا از میان این آشوب و سردرگمی روال و نظمی را بیابند.

جامعه چنان به چالش کشیده شد که پایه های حکومت را به لرزه درآورده است.

کاسپین ماکان، نامزد ندا که مدت کوتاهی پس از مرگ او از ایران گریخت در مصاحبه ای در نوامبر 2009 به روزنامه گاردین گفت که مرگ ندا او را مجبور ساخت تا سیاسی شود و علیه رژیم ایران افشاگری کند. او گفت :« همزمان با ترک تهران من به مردم خوب ایران نگاه می کردم که همیشه بسیار مهربان و صبور اند. تمام آنها زیر بار فشار عظیمی بودند.»

این دقیقا همان توصیفی است که من درجریان سفر خود به ایران در سال 2007 آن را حس کردم. من برای تحقیق در مورد کتاب خود به نام "انقلاب وبلاگ نویسی" به تهران رفته بودم. در آن سفر با تعدادی از وبلاگ نویسان، سردبیران رسانه ها و دگر اندیشان و مخالفان حکومت صحبت کردم تا با جزییات و میزان تاثیر اینترنت بر جامعه مدنی ایران آشنا شوم. این تجربه ای بسیار عمیق و در عین حال کلافه کننده بود. بدون شک در چند سال گذشته وبلاگ های بیشماری به موضوعاتی می پردازند که در گذشته صحبتی از آن نمی شد؛ گویا وجود خارجی نداشتند. موضوعاتی مثل برابری حقوق همجنسگرایان و حتی دوست یابی. اما با وجود طبیعت آزادی گستر این تکنولوژی هیچکس از بکارگیری اینترنت برای توسعه دمکراسی صحبت نمی کرد.

دیدگاههای باز و مدرن مردم در شمال تهران، ذهنیت کل مردم ایران نیست

علاوه بر این بسیاری از ایرانیان هنوز از اینترنت استفاده نمی کنند و یا با مشکلات بزرگ زندگی روزمره مثل کار و مسکن نامناسب درگیر اند. اکثریت نخبگان آزادی خواه ایران با الگوی محافظه کارانه و تندرو احمدی نژاد از شیعه سیاسی مخالف اند و طرفدار تحول هستند، اما رییس جمهور ایران از حمایت بخشهایی از جامعه بخصوص در مناطق فقیر برخوردار است. بسیاری از خبرنگاران غربی در سفر به ایران فقط وضعیت شمال شهر تهران را لمس می کنند و فکر می کنند که دیدگاههای باز و مدرن در برخورد با مسائل سیاسی و جنسی که در شمال شهر تهران رایج است واقعا انعکاسی از ذهنیت کل مردم ایران است.

روحانیون محافظه کار ایران پس از دوره ای تاخیر در درک قدرت اینترنت در شکل دادن به افکار عمومی، با تمام قوا شروع کرده اند به بهره برداری ازاین وسیله. در ماههای گذشته گزارشهای متعددی در مورد هک شدن وب سایت های مخالفان حکومت توسط ارتش سایبری ایران منتشر شده است. در یکی از پیامهای این گروه چنین نوشته شده است:« آمریکا فکر می کند که با دسترسی گسترده خود اینترنت را کنترل و مدیریت می کند اما چنین نیست. ما با قدرت خود اینترنت را کنترل و مدیریت می کنیم.»

توهم انقلاب تویتری در غرب

یک تحلیل و ارزیابی نادرست از تظاهرات سال گذشته ایران بسیاری را در غرب به این نتیجه غلط رساند که گویا یک انقلاب تویتری در حال شکل گیری است و در نهایت حکومت ایران را ساقط خواهد کرد. خبرنگاری از رسانه « آتلانتیک» چند ماه پس از حوادث و ناآرامی های خرداد ماه از شهر مذهبی قم دیدن کرد و در آنجا نشانی از بحران سیاسی ندید. آنچه که او به چشم خود دید "نظم کامل و مطلوب نظام تک حزبی" بود.

هدف از ذکر این مسائل تردید و یا نادیده گرفتن مقاومت مردم علیه نظام دیکتاتوری جمهوری اسلامی نیست. آنچه که من یافتم نوعی بی شکیبایی بود که یا خود را در خروج از ایران و یافتن فرصت های بهتر نشان می دهد، و یا در قالب اعتراض و نوشتن به صورت ناشناس در وبلاگ ها و تریبون های دیگر اینترنتی بروز می یابد. با وجود هراس از شناسایی و دستگیری توسط حکومت، شجاعت برای عبور از "خط قرمزها " در جامعه رو به افزایش است. در گذشته شاید حتی انتقاد از رهبر کشور غیرممکن بود ولی در ماههای اخیر شاهدیم که مردم در تظاهرات شعار "مرگ بر دیکتاتور" سر می دهند.

روزنامه نیویورک تایمز در جریان پوشش حوادث خرداد ماه در تهران سعی کرد از استفاده از عبارت "انقلاب تویتری" پرهیز کند. نیویورک تایمز در این مورد شش تجربه و درس از تکنولوژی را یادآوری می کند: "تویتر یک ابزاری است که خود را تصحیح می کند ولی در عین حال گمراه کننده است. تویتر یک ابزار بسیار نامناسب و فقیر برای قضاوت در مورد اعتراضات سیاسی ایران است". مسلما اکثر اقشار مدرن و آشنا با بکارگیری ابزارهایی مثل تویتر با احمدی نژاد مخالف هستند و از تویتر برای گردش اطلاعات و سازماندهی حرکات خیابانی استفاده می کردند. اما این به آن معنا نیست که اکثریت مردم از این حرکات حمایت می کنند.

پوشش بیش از حد ناآرامی های سیاسی ایران در رسانه های غربی نشانه ای از انعکاس گسترده آرزوی محافل سیاسی آمریکا بود که خواستار "تغییر رژیم" یا حداقل یک تغییر بنیادی در سیاست های حکومت ایران هستند. در حال حاضر مسئله غنی سازی اورانیوم بر سر هر موضوع مربوط به ایران سایه انداخته است. وبلاگ نویسان در داخل و خارج از ایران سعی دارند گام های بعدی حکومت ایران را تحلیل و پیش بینی کنند. اما بدون شک اعمال تحریم های شدیدتر علیه ایران به سرکوب شدیدتر و سانسور بیشتر در عرصه اینترنت منجر خواهد شد.

صدور تکنولوژی و نرم افزار جهت کمک به جنبش اعتراضی ایران

به گفته راجر کوهن یکی از مفسران نیویورک تایمز راه مناسب تر حمایت از جنبش اعتراضی ایران حمایت از درخواست وزارت خارجه آمریکا برای اجازه صدور تکنولوژی و نرم افزارهای مدرن کامپیوتری به ایران است. راجر کوهن می نویسد:« صدور این جواز برای صادرات این نوع کالاها از سوی دولت و حمایت شرکت هایی مثل گوگل و مایکروسافت از این اقدام می تواند راه را برای دسترسی ایرانیان به تازه ترین محصولات و شبکه های ارتباطی فراهم کند.» اما اینکه چقدر از ایرانیان واقعا به وزارت خارجه آمریکا اعتماد دارند خود موضوع و سئوال دیگری است.

اتان زاکرمن از اساتید دانشگاه هاروارد نیز معتقد است که دولت آمریکا هنوز به ارزش ایجاد یک سیستم ارتباط اینترنتی جایگزین برای کشورهایی مثل ایران و یا چین پی نبرده است. این سیستم ها می توانند از خارج کنترل شده، منابع و صفحات سانسور شده را در اختیار کاربران قرار داده بدون آنکه وب سایت های و شبکه های داخلی را شامل شوند.

اما سئوال اصلی هنوز بر جای خود باقی است و آن اینکه نقش اینترنت در مبارزه با حکومت ایران تا چه حد مهم است؟ ایوگنی مورزف یکی از مفسران اینترنت در ماه ژانویه در مجله "پروسپکت" نوشت که قائل شدن نقش محوری برای رسانه های مدرن گروهی و اجتماعی (فیس بوک، تویتر ، توتیوب و امثال آن) در جنبش سبز عاقلانه نیست. استدلال او این است که حکومت ایران نه تنها از این بحران جان سالم به در برده و حتی سرکوبگر تر شده است بلکه با به کارگیری فعال ابزارهای مخالفان، اعمال و اقدامات آنها را زیر نظر گرفته و آنها را به دام می اندازد. او در مطلب خود افزود:« حتی یک زمانی ممکن است که حکومت با استفاده از همین ابزارها نه تنها فعالیت مخالفان را مسدود کرده بلکه با تحریک و پخش اطلاعات مسموم هویت فعالان را کشف و آنها را بازداشت کند.»

روزنامه وال استریت جورنال نیز در مطلبی در ماه دسامبر گذشته روشهای جدید حکومت ایران برای شناسایی، تعقیب و کنترل مخالفان خود درخارج از مرزهای ایران را بررسی کرده و به عنوان نمونه نوشت که از برخی از ایرانیان که به تهران باز می گردند در فرودگاه بازجویی می شود و بخشی از این بازجویی ها مرور صفحات شخصی این افراد در فیس بوک است.

به کارگیری ابزارهای انقلاب علیه انقلابیون

افزایش قدرت و گسترش احاطه سپاه پاسداران بر بخشهای بیشتری از جامعه ایران در آینده قطعی به نظر می رسد. حقیقت ساده این است که رژیم های سرکوبگر و بی رحم می توانند استفاده از پیامک، ایمیل و سایت های جستجو گر و ارتباطی را مسدود کنند و حتی مخالفان را شکنجه، زندانی و اعدام کنند. همانطور که در چین و یا برمه شاهد بوده ایم و در کوتاه مدت مخالفان در برابر این فشارهای شدید نمی توانند اقدامات چندانی انجام دهند.

Image caption افزایش قدرت و گسترش احاطه سپاه پاسداران بر بخشهای بیشتری از جامعه ایران در آینده قطعی به نظر می رسد.

من از منابع گوناگونی شنیده ام که بسیاری از وبلاگ نویسانی که زمانی فعال بودند اکنون در هراس از جان خود مخفی شده اند. بنابراین آنچه که ما اکنون از طریق اینترنت از ایران به دست می آوریم یا صدای طرفداران پر و پا قرص احمدی نژاد است و یا معدود صداهای مخالف وی که مسلما به خاطر عدم برخورداری از امکانات دولتی در موضع ضعیف تر قرار دارند. ولی همین گروه با تکیه به حمایت و قدرت مردم و استفاده خلاقانه از اینترنت دستاوردهای بزرگی داشته اند.

آینده ایران در واشنگتن و یا لندن رقم نخواهد خورد. با نظر و تحلیل هر منبع غربی که مدعی است می داند مردم ایران دقیقا چه می خواهند باید با احتیاط و هوشیاری برخورد کرد. اغراق در نقش و نفوذ اینترنت در جامعه ایران خطرناک است و به همین نسبت نادیده گرفتن نقش آزادی گستر آن.

من به خوبی به یاد دارم که برای بسیاری از ایرانیان عدم دسترسی به اینترنت و نداشتن امکان تماس با دوستان، معشوقان و یا همفکران و شاگردان واقعا غیرقابل تصور بود. پیش بینی در مورد زمان سقوط حکومت اسلامی کار نابخردانه ای است . اما می توان به افکار و خواسته ایرانیانی که آرزوی آینده ای بهتر را دارند گوش سپرد؛ چه آنهایی که این آرزو را در اینترنت منعکس می کنند و چه میلیونها نفری که این آرزو را در سر می پروراند.

لینک های اینترنتی مرتبط

بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست