در عصر اینترنت می توان از جامعه خود گریخت؟

Image caption عکس: Joe Pugliese، منبع: wired.com

یاغی ها، هیجان انگیزترین شخصیت فیلم های هالیوودی، همیشه تنها بوده اند.

با این حال، تجربه ای نوین که اخیرا توسط ماهنامه وایرد (Wired) انجام شد بار دیگر نشان داد که چرا هالیوود کارخانه ای است که محصول آن صرفا جنبه تفریحی دارد.

این ماهنامه در فاصله پانزدهم ماه اوت سال 2009 تا پانزدهم سپتامبر این سال یکی از گزارشگران خود را واداشت تا در طی این مدت –در عصری که داشتن هویت مجزا از هویتی در فضای اینترنت تقریبا ناممکن است، هویتی تازه برای خود ایجاد کند و با اتکا به هویت تازه از دام شکارچیانی که به دنبال او هستند بگریزد.

تجربه وایرد، جدای از نتیجه آن، نشان داد که یاغی مدرن – کسی که نه در برابر حکومت، بلکه دربرابر نظام اجتماعی ایجاد شده بر پایه اینترنت طغیان می کند، به گونه ای ترسناک، بیش از هرچیز احساس انزوا خواهد کرد تا تنهایی.

هویت تازه

اوان رتلیف (Evan Ratliff)، گزارشگر وایرد پس از چند ماه برنامه ریزی، تدابیری را در پیش گرفت که در فضای کنونی ارتباطات، خارق العاده تلقی نمی شوند.

او علاوه بر کنار گذاشتن تلفن همراه منتسب به نام و آدرس واقعی خود و خارج کردن باتری این تلفن جهت قطع ارتباط کامل با شبکه، با استفاده از پول نقد ارتباط خود را با نظام بانکی، که به راحتی از طریق باجه های خودپرداز موقعیت یک کاربر را آشکار می کنند، به صفر رساند و برای اتصال به اینترنت، یک سرویس بی سیم را به کارگرفت که ارائه دهنده آن نیازی به احراز هویت کاربران نداشت.

این گزارشگر همچنین چهره خود را (با بلند کردن مو و ریش) تغیر داد، نام تازه ای را برای خود برگزید و با استفاده از چک های تضمینی از پیش تهیه شده شرکتی صوری تحت نام جدید خود ایجاد کرد.

اما از بین بردن ردپایی که موقعیت کنونی او را به هویت پیشین او متصل می کرد ساده نبود.

آغاز تعیقب و گریز

Image caption تلفن های همراه ثبت شده به نام افراد به راحتی موقعیت یک فرد را برملا می کنند.

هر شکار با شناسایی هدف از سوی شکارچی آغاز می شود؛ از این رو وایرد، از طریق وبلاگی ویژه، اقدام به انتشار مشخصات رتلیف و تازه ترین ردپاهای الکترونیکی برجای مانده از او (خریدها با کارت اعتباری، موقعیت اتومبیل و تازه ترین آدرس اینترنتی که از آن برای اتصال به اینترنت استفاده شده) کرد.

کمتر از یک هفته شکارچیان تصویری تقریبا کامل از علائق شخصی، عادات غذایی، اعضاء خانواده و حتی فردی که از گربه او در هنگام فرار مراقبت می کند به دست آوردند، اما کماکان موقعیت او آشکار نشده بود.

طبیعی است که اوان رتلیف پیش از هر چیز به مخقی کردن آدرس اینترنتی خود (IP) که موقعیت مکانی او را برملا می کرد، نیاز داشت؛ او در دفتر جدید کار خود در لاس وگاس دو کامپیوتر را مستقر کرد که از طریق نرم افزاری به نام TOR به اینترنت وصل می شدند.

این نرم افزار بجای اتصال مستقیم به اینترنت، درخواست های اطلاعات را به کامپیوترهای دیگر در کشورهای دیگر می فرستد و در نتیجه شکارچی در صورت کشف مبداء درخواست اطلاعات، به جای دیدن آدرس واقعی کامپیوتری در لاس وگاس، آدرس کامپوتری (مثلا) در ژاپن را مشاهده می کند. با این حال از آنجا که این حربه غیرقابل خنثی شدن نیست، اوان رتلیف بصورت از راه دور به کامپیوترهای لاس وگاس، و سپس اینترنت متصل می شد (Remote Connection).

ئی میل، ساده ترین و قدیمی ترین نوع ارتباط در فضای اینترنت، نیز از مکانیزم هایی استفاده می کند که مسیر اینترنتی (و بالطبع فیزیکی) انتقال پیام را آشکار می سازد، از این رو او همچنین برای جلوگیری از برملا شدن آدرس اینترنتی خود، به ئی میل های دریافتی هم پاسخ نمی داد.

با این وجود این تدابیر باعث نشد که در طی مدتی که "شکار" در جریان بود او بیش از 10 بار موقعیت مکانی خود را تغییر ندهد.

عامل انسانی

کاوه فرداد، کارشناس مسائل امنیتی در اینترنت معتقد است بزرگترین تهدید علیه افراد در جوامع کنونی، "عامل انسانی" است؛ یعنی اطلاعاتی است که خود آنها درباره خود به اشتراک می گذارند.

جالب اینکه همین عامل باعث شکست تجربه نشریه وایرد دقیقا یک هفته پیش از به پایان رسیدن مهلت فرار شد؛ اوان رتلیف در تلاش برای ایجاد هویتی جدید (در سایت هایی مثل تویتر و فیس بودک) عادات و علائقی را برملا کرد که از شاخص های اصلی هویت پیشین او بودند، مانند علاقه به فوتبال یا حساسیت به غذاهایی که در آنها گلوتن وجود دارد.

بر ملا شدن این علائق از طریق تویتر صورت گرفت که رتلیف در این سایت به دنبال کردن تویتر یک پیتزافروشی عاری از گلوتن در نیواورلئان پرداخت و حساسیتی به "دنباله رو"های جدید خود که نوشته هایشان شبیه به نوشته روبات های بازاریاب بود نشان نداد.

نکته دیگر اطمینان به مشخصه های امنیتی سایت هایی همچون تویتر بود که با اتکا به آنها، رتلیف تنها کسانی را که به تایید او رسیده باشند مجاز به خواندن نوشته های خود قلمداد می کرد، اما یکی از شکارچیان موفق شد بایگانی نسبتا به روز شده ای از نوشته های "محرمانه" او در تویتر را از طریق سایت گوگل پیدا کند.

دولت ها؛ شکارچیانی با برتری هایی ویژه

Image caption شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک یا تویتر به راحتی جنبه های مختلف هویت یک کاربر را برملا می کنند.

بر خلاف تجربه وایرد، به ندرت افراد از خود می گریزند و این گریز، که مشابه آن درمورد برخی روزنامه نگاران ایرانی پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران رخ داد، گاه از سیطره دولت هاست.

کاوه فرداد یادآور می شود که در این گریز شرایط به مراتب دشوارتر است، زیرا بر خلاف شکارچیان تجربه وایرد که همگی افرادی غیردولتی بودند، دولت به اطلاعات ثبت شده در سرویس دهنده های اینترنت (ISP) دسترسی دارد.

این کارشناس متذکر می شود که گرچه از دید کاربر خارجی (شکارچی، در مورد وایرد) کاربر دیگر می تواند خود را ساکن کشور دیگر نشان دهد، اما سرویس دهنده اینترنت نه تنها از موقعیت واقعی کاربر "مخفی شده" آگاه است، بلکه بطور بالقوه به محتویات کلیه اطلاعات ارسال/دریافت شده توسط او نیز دسترسی دارد.

اینجاست که مشخص می شود چرا برخی از روزنامه نگاران ایرانی گریخته از کشور، پس از هر تماس اینترنتی برای اطلاع رسانی - که از جمله به برملا شدن گورهای بی نام بهشت زهرای تهران منجر شد، تنها به ماندن در خفا رضایت ندادند و ده ها بار موقعیت مکانی خود را تغییر دادند.

در مقایسه با نتیجه پروژه "گریز" نشریه وایرد، دلیل موفقیت افرادی که با موفقیت از سیطره نظام های حکومتی گریخته اند را می توان مسئله ای دانست که در خاطرات اوان رتلیف هم منعکس می شود. او می نویسد: "دروغ گفتن درباره هویت، چیزی است بیشتر از عبور از خطوط قرمز انتزاعی که درباره فریب دادن دیگران وجود دارد؛ مسئله غلبه کردن بر عاداتی است که در طی یک عمر شکل گرفته است."

او اذعان می کند که تلاش برای مخفی نگه داشتن عادات و آنچه به فرد به نوعی هویت می دهد، نه باعث تنهایی، که باعث انزوایی می شود که در آن "مشخص کردن مرز میان احتیاط و توهم آمیخته به ترس" به کاری طاقت فرسا بدل خواهد شد.