به روز شده:  17:30 گرينويچ - شنبه 11 دسامبر 2010 - 20 آذر 1389

گفت و گو با جوزف الی‌یزر، نویسنده و روان درمانگر کانادایی

مدیا پلیر

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

پخش با "ریل پلیر" یا "ویندوز میدیا پلیر"

جوزف الی‌یزر (Joseph Eliezer) روان درمانگر کانادایی است که نخستین کتاب خود درباره روان درمانی شهودی - اشراقی (دل آگاهی مدار) را به تازگی منتشر کرده است.

او که سالهاست در ونکوور کانادا به مشاوره در زمینه اعتیاد به مواد و الکل و همچنین روان درمانی فردی می پردازد، در این کتاب (Simply Spirit) جملاتی را در هر صفحه بیان می کند که به گفته خودش به او "الهام" شده است.

سبک روان درمانی که آقای الی‌یزر از آن برای کمک به مراجعانش استفاده می کند، بسیار متاثر از مکاتب شرقی نظیر عرفان، تصوف و بودیسم است.

با آقای الیزر گفتگویی انجام داده ام که شما می توانید علاوه بر گوش دادن به فایل صوتی این مصاحبه، متن کامل آنرا در زیر بخوانید.

روان درمانی شهودی (اشراقی) چیست؟

روان درمانی شهودی- اشراقی یا روان درمانی دل آگاهی مدار نوعی از روانشناسی عمیق است که در آن دل آگاهی درمانگر و مراجع در ترکیبی با روش‌های کلاسیک روان درمانی مورد استفاده قرار می گیرد.

روانشناسی عمیق هم به آن نوع روانشناسی اطلاق می شود که متاثر از روانکاوی سبک فرویدی، در آن به موضوع ناخودآگاه فردی توجه زیادی می شود.

در این نوع از روانشناسی، ناخودآگاه به عنوان بخشی از شخصیت که ممکن است با بعضی از مشکلات روحی روانی ما مرتبط باشد، مورد کنکاش قرار می‌گیرد؛ ناملایماتی نظیر اضطراب، ناراحتی اعصاب و حتی ناملایماتی که ریشه در دنیای پیرامونی ما دارند نظیر آنچه در یافتن شغل جدید یا سازگاری با محیط کار جدید با آن مواجه می شویم یا دلهره هایی که برای برقراری یک رابطه بین فردی احساس می کنیم.

در این نوع روان درمانی، عنصر شهود، مورد توجه دقیق هر دو سوی درمان یعنی درمانگر و مراجعه کننده قرار می گیرد.

مراجعه کننده تشویق می شود که بر تمامی جنبه های احساسی، روحانی و جسمی خود تمرکز کند و کوچکترین نشانه یا دل آگاهی، موضوع بحث و کنکاش میان درمانگر و مراجع قرار می گیرد.

همزمان روان درمانگر توانایی های ارتقاء یافته خود در زمینه شهود را به جلسه درمان می آورد و تلاش می کند که به یاری آن به مراجع در رهایی از گرفتاری هایش کمک کند.

درمانگر تلاش می کند که با استفاده از این مهارت برای پرسش های بدون راه حل مراجع پاسخی پیدا کند.

بدین ترتیب در یک همکاری نزدیک، مراجع به شناخت جدیدی از مشکلات خود نایل می شود و با بینشی نوین به آنها می نگرد و با خود آگاهی بیشتر برای حل آنها اقدام می کند. مراجع با ایجاد ظرفیت های جدید در خود از بحران عبور می کند.

لطفا کمی از تاریخچه و تئوری های مربوط به این نوع روان درمانی بگویید؟

بسیاری از روان درمانگران به احساس های درونی مراجع کننده توجه می کنند، اما برخی از آنها نیز اصلا چنین چیزی را ضروری نمی دانند. به هر صورت روان درمانی دل آگاهی مدار، این موضوع را در کانون توجه خود قرار می دهد

جوزف الی‌یزر

پیش از هر چیز باید در نظر داشته باشیم که تاریخچه روان درمانی نوین تنها به یکصد سال گذشته باز می گردد و توجه به موضوع دل آگاهی و شهود در روان درمانی، تنها قدمتی به عمر پنجاه سال دارد.

بنابراین می بینید که پژوهش ها در این زمینه بسیار جوان هستند.

نخستین بار در دهه هفتاد میلادی بود که ویلفرد بی یان (Wilfred Ruprecht Bion)، روان درمانگر برجسته بریتانیایی که سابقه خاخامی هم داشت، نظریه جنجالی خود را عنوان کرد و گفت که فارغ از نوع روان درمانی که بکار گرفته می شود، چنانچه عنصر دل آگاهی و دریافت و شهود در جریان روان درمانی نادیده گرفته شود، فرآیند درمان ناقص خواهد بود.

همانطور که شما اشاره کردید این نوع روان درمانی متاثر از یافته های علم روانشناسی و بعضی از تعالیم و توصیه های است که ریشه در مذهب دارند، بدین ترتیب، لطفا بگویید که روان درمانی دل آگاهی مدار چگونه از دیگر انواع روان درمانی ها متمایز می شود؟

تا آنجا که دانشم به من اجازه می دهد، باید بگویم که روان درمانی شهودی، تنها سبک روان درمانی است که در آن هم درمانگر و هم مراجع به موضوع کشف و شهود و حتی اشراق و آنچه احساس و درون ما به ما می گوید، بسیار توجه می کند.

تا آنجا که من می دانم، هیچ کدام از انواع دیگر روان درمانی تا به این حد بر موضوع شهود و نیاز شناخت و توجه به آن در فرآیند روان درمانی تاکید نمی کنند.

بسیاری از روان درمانگران به احساس های درونی مراجع کننده توجه می کنند، اما برخی از آنها نیز اصلا چنین چیزی را ضروری نمی دانند. اما به هر صورت روان درمانی شهودی، این موضوع را در کانون توجه خود قرار می دهد.

من شخصا تلاش می کنم که علاوه بر توجه به موضوع شهود، یک گام فراتر بروم و بگویم که این موضوع در جریان درمان بی نهایت مهم است و تلاش می‌کنم که به مراجعانم هم بیاموزم که به دل آگاهی خود اعتماد کنند و با استفاده از آن انتخاب های بهتری در زندگی خود داشته باشند؛ خود را استوارتر کنند و به نتایج بهتری هم دست یابند.

در نخستین کتاب شما، سیمپلی اسپیریت (Simply Spirit)، شما توضیح داده اید که چطور سه تجربه ماورایی به شکل گیری آنچه امروز ادعا می کنید، کمک کرده است. از جمله، شما به رویایی اشاره می کنید که در آن با نیروی خالق یا خداوند مواجه شده اید و همچنین رویای شفافی که طی آن حضرت مریم را ملاقات کرده اید. آیا برای تمامی کسانی که می خواهند به دل آگهی خود اعتماد کنند ظهور چنین نشانه هایی ضروری است؟

نه به هیچ وجه! اجازه دهید کمی به عقب برگردیم. کتاب من "سیمپلی اسپیریت" تجربه بسیار شخصی من و راهی که تا به امروز پیموده ام را بیان می کند.

در این کتاب، من آنچه به دل من راه پیدا کرد و از آن بسیار آموختم، در فصول متفاوت طبقه بندی کرده ام. فصولی نظیر: دل آگهی، روحانیت، رابطه میان فردی، پول و موفقیت، درمان هیجانی و در مجموع هفت فصل مختلف.

در یکی از صفحات این کتاب که جملات بینشی من به طور کوتاه و خلاصه عنوان شده، می خوانیم که آب، عشق و دل آگاهی سه عنصر اصلی وجود هستند که با آنها به دنیا آمده ایم.

برای همین است که من فکر می کنم کودکان بسیار بیشتر از بزرگسالان به دل آگاهی خود توجه می کنند و ما در طول سفر زندگی خود هر یک به دلیلی متفاوت از دل آگاهی فاصله می گیریم و از آن دور می شویم.

به نظر من این فاصله افتادن میان ما و دل آگاهی‌هایمان است که موجب بر هم خوردن توازن و کمبود خلوص در ما می شود.

روان درمانی شهودی تلاش می کند که ما را به آن خلوص باز گرداند و به عبارت دیگر ما را به اصل خود فراخواند.

آنطور که من متوجه شدم، شما هم دروس مربوط به روان درمانی علمی را مطالعه می کنید و هم علاقمند به تصوف هستید. همانطور که می دانید موضوع علم و فلسفه از یکسو و دل آگاهی و تصوف و مذهب از سوی دیگر بسیار مناقشه بر انگیزند. لطفا بگویید که شما چطور هر دوی اینها را با هم ترکیب می کنید؟

در کتاب های بودایی عبارت و آموزه ای هست که من آن را عینا در پاسخ شما نقل می کنم و آن اینست: "آب تمامی اقیانوس های جهان یک طعم دارد و آن شوری است."

با استناد به این آموزه باید بگویم که از نظر من تمامی مذاهب و ادیان دنیا یک طعم دارند و آن طعم آزادگی و رهایی انسان است.

روان درمانی دل آگاهی مدار بیشتر یافته های خود را مدیون شرق است

جوزف الی‌یزر

وقتی به هدف غایی روان درمانی هم توجه می کنم، می بینم که تمامی تلاش ما رسیدن و یا کشف احساس آزادی و چشیدن طعم رهایی است.

از این جهت تصور می کنم که تصوف و روان درمانی آیینه یکدیگرند و من تفاوت میان این دو را بسیار بسیار جزئی می بینم.

همانطور که می دانید، در کشورهای شرقی نظیر ایران، هندوستان و چین، سالهاست که مردم تصوف و عرفان را تمرین می کنند و در آنچه "طی طریق" می نامند، به دل آگاهی و کشف و شهود دست پیدا می کنند. آیا روش شما در روان درمانی دل آگاهی مدار، متاثر از این مکاتب شرقی است و اگر چنین است، مراجعان شما در غرب چطور از یافته های شما سود می برند؟

من معتقدم که فرهنگ شرق نکات برجسته و آموزه های بسیاری برای فرهنگ غربی دارد.

شعری از مولانا را به یاد دارم که می گوید: "از کفر و ز اسلام برون صحرایی ست ... ما را به میان آن فضا سودایی ست،" در روان درمانی هم این موضوع بسیار اهمیت دارد که هیچ گاه "خوب و بد" به معنای کلاسیک آن مطرح نیست و هر چه هست، همان است که هست.

در روان درمانی شهودی هم تاکید بیشتر روی مساله خودشناسی است و اینکه چگونه می توان از خودشناسی به خداشناسی رسید و به همین خاطر است که من هم معتقدم روان درمانی شهودی بیشتر یافته های خود را مدیون شرق است.

همانطور که می دانید نظریات مختلفی در روانشناسی و خارج از آن تلاش کرده اند که دل آگاهی را تعریف کنند. نظریه ناخود آگاه که توسط زیگموند فروید مطرح شد و همچنین نظریه سوپرایگو یا وجدان که آن هم توسط فرویدی ها مطرح شده است. نظریه دیگری که توسط کارل گوستاو یونگ، روانکاو مشهور مطرح شد و آن وجود نقش های باستانگونه و وجدان جمعی آدمیان را به صورت نوعی ژن‌های فرهنگی در وجود ما تعریف می کند و بالاخره مکاتبی شرقی نظیر تصوف و عرفان شرقی که دل آگاهی را برقراری رابطه میان انسان و آفریدگار او تعریف می کنند. با توجه به این تعاریف، می توانید به ما بگویید که چه میزان از روان درمانی دل آگاهی مدار، علم است و چه میزان از آن مذهب است؟

نکته جالبی را مطرح کردید. من ماه ها برای پیدا کردن پاسخی به این پرسش با خود کلنجار رفتم و اکنون با تعریف سه نوع دل آگاهی، فکر می کنم که پاسخی برای این سوال داشته باشم.

جوزف الی‌یزر

معتقدم که این سبک از روان درمانی برای کسانی که با ناراحتی های ناشی از سوگ عزیزان، روابط زناشویی، تلاش برای رشد و شکوفایی فردی یا کسانی که با مشکلات مربوط به باورهای مذهبی خود کلنجار می روند و یا آنهایی که با اعتیاد دست و پنجه نرم می کنند، می تواند مفید واقع شود

همانطور که گفتید یک نوع از تعریف شهود بسیار تحت تاثیرنظریات فروید است.

مطابق این تعریف، شهود (دل آگاهی) تکانه هایی است که از ناخودآگاه سرچشمه می گیرد و به ما نهیب می زند که فلان کار را بکن یا نکن.

نوع دوم، شهود را حاصل ارسال مستقیم پیام از منبعی بیرونی می داند که ما آن را دریافت می کنیم حال چه این آگاهی و شهود با مظاهر مذهبی و روحانی همراه باشد و چه این دریافت حسی و جسمی باشد.

یا اینکه شهود احساسی است که حامل پیام یا اطلاعی نسیت اما ما وجود آن را احساس می کنیم و اصطلاحا دلمان گواهی آن را می دهد که در برابر این رویداد یا آن تصمیم حس خاصی داریم که قابل توصیف نسیت.

اما نوع سومی هم از تعریف شهود هست که شاید دقیقا آن را توصیف نکند، اما من نامش را شهود می گذارم چرا که هنوز نام مناسب دیگری برایش ندارم.

این تعریف دلالت می کند بر نوعی فعل و انفعال در مغز ما که وقتی اطلاع یا آگاهی از بیرون به آن می رسد طی یک سلسله فعل و انفعالات، مغز ما آنرا ترجمان مفهومی می داند که برایش قابل تشخیص است.

بنابر آنچه شما گفتید، آیا می توان چنین برداشت کرد که روان درمانی دل آگاهی مدار، بیشتر تلاشی است برای تعریف یافته های روانکاوی به زبان قرن بیست و یکم تا استفاده دوباره از یافته های کهن مکاتب شرقی؟

بله همین طور است. من هم تصور می کنم که این سبک جدید در روان درمانی، تلاش می کند که با افزودن عنصر شهود به روش های موجود روان درمانی، این علم را به ویژگی های دنیای امروز نزدیک تر کند.

اگرچه معتقدم که این سبک از روان درمانی برای همگان سودبخش نیست و مثلا کسانی که از اسکیزوفرنیا و یا انواع دیگر بیماریهای شخصیتی رنج می برند، ممکن است این سبک روان درمانی را مفید نیابند.

اما معتقدم که این سبک از روان درمانی برای کسانی که با ناراحتی های ناشی از سوگ عزیزان، روابط زناشویی، تلاش برای رشد و شکوفایی فردی یا کسانی که با مشکلات مربوط به باورهای مذهبی خود کلنجار می روند و یا آنهایی که با اعتیاد دست و پنجه نرم می کنند، می تواند مفید واقع شود.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.