بحران محیط زیست: اوضاع خراب­‌تر هم می‌شود

ابتدا

جنبش اعتراضی وال استریت حق نشر عکس Reuters
Image caption تصور می‌شد فقط ساکنان اردوگاه 'داداب' در حال لمس آثار قهقرای توان زادآوری زمین هستند، اما این اثرات در قلب وال‌استریت هم فریاد زده می‌شود.

فرق نمی‌کند؛ منهتن، لیسبون، لندن، آتن یا مادرید. حالا انگار کارد به استخوان غربی‌ها هم رسیده است. همه دریافته‌اند ماجرا فراتر از فشار یک گروه یا طبقه برای ممانعت از حتی اندکی تقلیل در خوش‌باشی موجود است.

در اردوگاه شمال نیز روز به روز بر تعداد نگران‌ها، آنها که مطمئن نیستند هفته آینده، ماه آینده، یا سال آینده روزگار رو به سامانی خواهند داشت یا نه، افزوده می‌شود. تا همین اواخر، گمان می‌شد موضوع ناشی از مشکلات نظام‌های بانکی و مالی است و یا سوء مدیریت این حزب عوامگرا یا آن دولت بی‌کفایت. یک جایی که هیچ کس انتظارش را نداشته، نکته‌ای خلاف انتظار رخ داده و چیزی کم آمده است. کدام نکته و کدام چیز؟

بعد

یک لطیفه این بود که می‌گفتند این همه تنعم و بهره‌مندی و رفاه و خوشبختی از قوه دماغی خدادادی انگلوساکسون‌ها و ژرمن‌ها و اسلاوها و غیره ناشی می‌شود و بس. اما جدی‌تر این که حتی از نیمه قرن پیش هم این انگاره وجود داشت که این پول استعمار است که تفاوت شمال و جنوب را رقم می‌زند؛ پولی که در قرون هجده و نوزده، از حوزه جنوب غارت شده و در قرن بیستم در قالب سرمایه، به صنعت و فناوری و زیرساخت و غیره تبدیل شده است. ترکیب پول استعمار و زادآوری زیستی غنی و پرمایه در محدوده خط همدمای ۲۱ درجه، اروپا و آمریکای شمالی و جنوب استرالیا و نیوزیلند را به چنان تنعم رشک‌برانگیزی رسانده است.

اما به هر حال هر مایه زادآوری محیطی هم حدی دارد و هر سرمایه‌ای نیز روزگاری مستهلک می‌شود و دیگر آنقدر سود نمی‌رساند که پیشتر می‌رساند. منابع زیستی زمین، از آب و خاک گرفته تا هوا، دیگر تکافوی این نیاز فزاینده جمعیت هفت میلیاردی را نمی‌کند.

کره زمین با حدود یک میلیارد انسان گرسنه، بزرگ‌ترین قحطی تاریخ را از سر می‌گذراند. برای مثال، این نکته قابل توجه است که روند افزایش تولید غلات دست‌کم بیست سال است که از روند رشد جمعیت کره زمین عقب افتاده است. تصور می‌شد فقط ساکنان اردوگاه "داداب" در حال لمس آثار قهقرای توان زادآوری زمین هستند، اما اکنون ثابت شده است که این اثرات در قلب وال‌استریت هم فریاد زده می‌شود.

مشکل اردوگاه شمال این است که سبک زندگی آنها بر مبنای همان خوش‌باشی بنا نهاده بر خوش‌باوری بی‌حد و حصر متکی به انگاره "پایان‌ناپذیر بودن" سرمایه استعمار و بی‌انتها بودن زادآوری زمین شکل گرفته است. عادت کرده‌اند که از بدو تولد، دولت حتی بیاید لگن زیر آنها بگیرد و از درآمد عمومی، نصف شب کسی برای‌شان لالایی بخواند و پای گور هم دولت برای‌شان گریه‌کن و جامه‌دران بفرستد.

حالا دولت‌ها کم آورده‌اند. التماس می‌کنند به مردم که کمی، خیلی کم، بگذارید کمربندها را سفت‌تر ببندیم. نکته این است که مردم نگران‌اند دولت‌ها قدم به قدم جلوتر بیایند و به این "خیلی کم" اکتفا نکنند؛ نگرانی هوشمندانه و درستی است.

سرانجام

حق نشر عکس Getty
Image caption کره زمین با حدود یک میلیارد انسان گرسنه، بزرگ‌ترین قحطی تاریخ را از سر می‌گذراند.

چند سالی است که سال‌ها دیگر نه عنوان علمی و فرهنگی بلکه عمدتاً عناوینی پیدا می‌کنند مرتبط با بحران‌های فزاینده زیست محیطی؛ مثل امسال که سال "انرژی پایدار برای همه" نامیده شده و تأکیدی بر ناپایداری دامن‌گستر و ویرانگری که یکی از نمایه های آن، شکاف عظیم در میزان بهره‌مندی از انرژی قابل دسترس از یک سو و مخاطرات ناشی از استفاده از انرژی‌های زیانبار و مخرب از سوی دیگر است.

حتی در این زمینه هم بشر چندان به جلو نرفته است. هنوز انرژی‌های پاک بسیار گران و کم در دسترس هستند و هنوز گسل یک طرفه انرژی از جنوب به شمال یکی از مهم‌ترین دلایل ناپایداری سیاسی و بروز بحران‌های امنیتی در جهان است.

نه؛ برای اردوگاه شمال، این برندگان مطلق همه کشاکش‌های سیاسی کره زمین در دو قرن اخیر، اوضاع هرگز به وضع سابق بر نخواهد گشت. ماجرا فقط زنگ هشدار دزدان دریایی خلیج عدن نیست که نمی‌خواهند دیگر به این راحتی‌ها محموله‌ای از جنوب به شمال برود.

یک کودک آمریکایی به طور متوسط هفتاد برابر یک کودک چینی یا هندی انرژی مصرف کرده و صد برابر او زباله تولید می‌کند. وقت آن است که این نازپرودگان تنعم‌ها قدری پستان خشکیده مام زمین را رها کنند و به او استراحتی بدهند. بله؛ برای اردوگاه شمال، اوضاع هرگز به وضع سابق برنخواهد گشت؛ بلکه خراب‌تر هم خواهد شد.

به دنبال نام‌گذاری سال ۲۰۱۲ به عنوان "سال انرژی پایدار برای همه" توسط سازمان ملل متحد، وب‌سایت فارسی بی‌بی‌سی مجموعه مطالب و یادداشت‌هایی را در این زمینه منتشر می‌کند.