دو دهه پس از 'ریو'؛ حکایت همچنان باقی است

سخنرانی جرج بوش پدر، اجلاس ریو، 1992 حق نشر عکس AP
Image caption پيام 'همايش زمين' در سال ۱۹۹۲، اين بود که هيچ چيز جز تغيير در منش انسانی و رفتار اجتماعی ساکنان زمين نمی‌تواند ضامن تغيیرات مورد نياز برای توسعه پايدار باشد.

چگونه ممکن است خانواده‌ای در حاشیه جنگل زندگی کند و در سرمای زمستان از سوزاندن چوب‌های جنگلی صرف‌نظر کند؟ همین سوال به ظاهر ساده، هسته اصلی "همایش زمین" در سال ۱۹۹۲ بود؛ همایشی که شهر ریودوژانیرو در برزیل نام خود را بر آن نهاد.

سوال فنی "همایش ریو" این بود که توسعه پایدار چگونه رخ می‌دهد و آیا می‌توان از همه ساکنان سیاره زمین به نسبت مساوی انتظار داشت برای پایدار ماندن روند توسعه ملی در کشورشان، به مبانی مشترک جهانی پایبند باشند؟ حالا ۲۰ سال پس از همایش زمین در ریو، تصویر دقیق‌تری از روند توسعه پایدار به دست آمده است.

پیام همایش زمین این بود که هیچ چیز به جز تغییر در منش انسانی و رفتار اجتماعی ساکنان زمین نمی‌تواند تضمین کننده تغییرات مورد نیاز برای توسعه پایدار باشد. اما عمل به این پیام، حتی در کشورهایی با تاریخ مختصر نیز آسان نیست، زیرا چگونگی مدیریت سرزمین و نحوه استفاده از منابع آن، برای بسیاری از ملت‌ها موضوعی خانوادگی، طایفه‌ای و قبیله‌ای و از اساس غیرملی است.

به عنوان مثال، برداشت آب از منابع سطحی و زیرزمینی در کشورهای باستانی و در حال توسعه، بر اساس الگوهای محلی صورت می‌گیرد و تغییر در نحوه حصول و کاربری آن، منجر به رویارویی‌های محلی و فرامرزی می‌شود. علاوه بر این، نگاه روحانی به آب در میان پیروان ادیان مختلف، مدیریت ملی این ماده را از دست دولت‌ها خارج می‌کند. بنابراین، هر تغییر بنیادین در رفتار اجتماعی برای پایداری روند توسعه، می‌تواند حتی به دین‌ستیزی برنامه‌ریزان توسعه تعبیر شود.

عمران توسعه‌ستیز

تعبیر دین‌ستیزانه از توسعه پایدار نه تنها در بین پیروان ادیان، طرفداران پر و پا قرصی دارد و آن‌ها را از مشارکت جهانی برای توسعه پایدار دور می‌کند، بلکه در بسیاری موارد، حکومت‌های مذهبی را نیز تشویق می‌کند تا برای کسب آرای بیشتر مردم، برنامه‌های عمرانی را با رویکردهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی توسعه‌ستیز دنبال کنند.

نکته قابل توجه در چنین شکلی از ضدیت با توسعه، این است که سرفصل‌های آموزش و پرورش عمومی و دانشگاهی نیز بر پایه عدم مشارکت در برنامه‌های جهانی تدوین می‌شوند. یکی از بهترین نمونه‌های چنین وضعیتی، در ایران رخ داده که با تجدید نظر عمیق در برنامه‌های آموزشی علوم اجتماعی و علوم انسانی دانشگاه‌ها، برداشت‌های طایفه‌ای و قبیله‌ای در برخورد با موضوع جهانی توسعه پایدار تشویق می‌شوند.

جدا از مشوق‌های حکومتی برای برنامه‌های ضد توسعه در گروهی از کشورهای جهان سوم، در آن دسته از کشورهای در حال توسعه که مایل به مشارکت جهانی هستند، مواد آموزشی برای تشویق مردم به همکاری‌های جهانی هنوز در دسترس نیست.

به عنوان مثال میلس زناوی، نخست وزیر اتیوپی، در نظرخواهی "ریو+۲۰" برنامه محیط زیست ملل متحد گفته است که کشورهای پیشرفته به دولت اتیوپی پیشنهاد کرده‌اند که بیشترین سرمایه‌گذاری را برای ساخت مدارس انجام دهند، اما وقتی همان کشورها در ایجاد صنایع و زیرساخت‌های توسعه‌ای به ما کمک نمی‌کنند، مردم هم چیزی درباره فن‌آوری‌های سازگار با محیط زیست در مدارس یاد نمی‌گیرند، چون این فن‌آوری‌ها را نمی‌بینند و نتیجه این می‌شود که هیچ تمایلی برای مشارکت جهانی پیدا نخواهند کرد.

راهکار محلی برای معضل جهانی

حق نشر عکس AFP
Image caption اکنون دو دهه پس از اجلاس 'ریو'، چشم‌اندازهای تازه‌ای در زمينه چگونگی پيشبرد برنامه‌های توسعه‌ای نظير استفاده از انرژی‌های تجديدپذير در جهان ايجاد شده است.

اکنون بعد از ۲۰ سال که از "همایش زمین" در ریودوژانیرو گذشته، چشم‌اندازهای تازه‌ای در زمینه چگونگی پیشبرد برنامه‌های توسعه‌ای نظیر استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر در کشورهای جهان ایجاد شده است. یکی از جذاب‌ترین این چشم‌اندازها در آموزش دست‌اندرکاران رسانه‌ها برای تولید محتوای رسانه‌ای برای مردم در زمینه انرژی‌های نو است.

بگذارید مثالی از تجربه ۱۲ سال گذشته‌‌ام بگویم. از ۲۰ سال پیش، برنامه محیط زیست ملل متحد هر ساله گروه بزرگی از روزنامه‌نگاران و برنامه‌سازان رادیو و تلویزیون در کشورهای در حال توسعه را برای آموزش تولید محتوا و برنامه در زمینه توسعه پایدار به کارگاه‌های آموزشی منطقه‌ای و جهانی دعوت می‌کند.

من در ۱۲ سال گذشته، تعدادی از روزنامه‌نگاران آفریقایی را آموزش داده‌ام. گروهی از آن‌ها در کشورهای‌شان انجمن‌های روزنامه‌نگاران علمی و محیط زیستی را تشکیل داده‌اند و حالا به عنوان کارشناسان بومی در حوزه علوم و محیط زیست به تولید محتوا برای رسانه‌ها و برنامه‌های آموزشی مرتبط با توسعه پایدار در مدارس کمک می‌کنند.

این کار بخشی از تلاش جهانی برای پاسخ دادن به سوالی‌ست که "همایش زمین" در سال ۱۹۹۲ برای آن تشکیل شد. این که چطور می‌توان در حاشیه جنگل زندگی کرد و در سرمای زمستان از سوزاندن چوب درختان چشم پوشید. چه جانشینی برای آن داریم؟ این که اگر درختی را قطع می‌کنید، نهالی در ازای آن بکارید، فرقی نمی‌کند در جنگل‌های آمازون هستید یا در سی‌سنگان. این همان چیزی‌ است که به آن می‌گویند "جهانی فکر کنید و محلی عمل کنید".