تحریم‌‌ علمی؛ مرکز فیزیک نظری عبدالسلام از ایران به ترکیه رفت

حق نشر عکس FARS

موسسه آموزشی آنلاین کورسرا، پنج ماه پس از محدود کردن دسترسی دانشجویان ایرانی به منابع درسی این شبکه، دوباره امکان دسترسی ایرانیان را به بخش عمده‌ای از مطالب آموزشی خود را فراهم کرد.

هم محدودیت دسترسی و هم این آزادی نسبی هر دو بر اساس مقرارت تحریم ایران و چند کشور دیگر است که به وسیله وزارت خزانه داری آمریکا تنظیم شده است.

اگرچه این تحریم و موارد مشابه آن، بطور کلی و با توجه به استفاده گسترده ایرانیان از فیلتر شکن‌ها و وی پی ان‌ها، در عمل ناکار‌آمد و غیر قابل اجراست، ولی با این حال تاثیر روانی چنین خبرهایی را نمی‌توان نادیده گرفت. با نگاهی گذرا به فضای وب و شبکه‌های اجتماعی می‌توان اثر خبرهایی از این دست را دید و واکنش متفاوت گروه‌های مختلف را شاهد بود.

با این وجود برخلاف مورد کورسرا، موارد دیگری از تحریم‌ها هستند که پیشرفت علمی در ایران را نشانه گرفته‌اند و متاسفانه تاثیر گذار هم هستند. این محدودیت‌ها و تحریم‌ها مشکلات جدی‌ای را برای جامعه دانشگاهی ایران بوجود آورده‌اند، از دانشجو گرفته تا نهادهای پژوهشی. تحریم‌هایی که نه با گذشت چند ماه در وضعیت آنها تغییر مثبتی ایجاد شده است و نه می‌توان آنها را با یک فیلتر شکن ساده بی اثر کرد.

این محدودیت‌ها را می‌توان به دو دسته اصلی مستقیم و غیر مستقیم تقسیم کرد. در تحریم‌های مستقیم هدف جلوگیری از دسترسی ایرانیان به شاخه‌هایی از علم و فناوری پیشرفته است که می‌توان در توسعه ساختار اتمی کشور یا تجهیزات نظامی و دفاعی از آنها استفاده کرد. این کار بطور عمده با عدم پذیرش دانشجو و محقق در دانشگاه‌ها و جلوگیری از شرکت دانش‌پژوهان ایرانی در همایش‌ها و دوره‌های آموزشی و مواردی مانند آن محقق می‌شود.

ممانعت از تحصیل و همکاری‌های علمی

این بخش از تحریم‌های علمی ایران بیش از بخش‌های دیگر به چشم آمده‌است و رسانه‌ها به آن توجه کرده‌اند. تازه‌ترین آن خبر ممانعت از تحصیل ۶۴ دانشجوی ایرانی در نروژ بود که حتی اعتراض جامعه دانشگاهی آن کشور را نیز در پی داشت. البته اینگونه از ممانعت‌ها بی سابقه نیستند و کشورهای مختلف با روش‌های مختلف آن را اجرا می‌کردند و می‌کنند، از عدم بررسی درخواست داوطلبان ادامه تحصیل گرفته تا اجبار دانشجو به تغییر رشته.

ولی چیزی که خبر دانشگاه‌های نروژ را متمایز کرده‌است اطلاعیه‌ای است که از طرف سفارت نروژ به متقاضیان ویزای دانشجویی ارائه می‌شود و در آن هشدار داده شده که اگر در پی تحصیل در برخی از رشته‌ها باشند ممکن است موفق به اخذ ویزای تحصیلی نشوند. این رشته ها عبارتند از زیست فناوری، زیست شیمی، شیمی محض، فیزیک هسته ای، اطلاعات و ارتباطات و امنیت اطلاعات، مهندسی الکترونیک، هوانوردی و مهندسی هوا و فضا، مهندسی مکانیک، مهندسی مواد، و علوم سایبرنتیک.

با اینکه به نظر می‌رسد چنین فهرستی فراتر از سطح تحریم‌ها باشد ولی با این حال می‌توان برای هرکدام از این رشته‌ها کاربردهای دوگانه‌ای که مرتبط با صنایع دفاعی باشد را نیز متصور بود. این برعهده مسئولان و سیاستمداران هر کشور است که تفسیر خود را از کاربرد دوگانه علوم را چگونه اجرایی کنند. برای مثال هستند کشورهایی که مهندسی نفت نیز را شامل محدودیت‌های تحصیلی کرده‌اند.

ممانعت از تحصیل تنها مانع راه دانش‌پژوهان ایرانی نیست. استادان دانشگاه‌های ایران نیز برای بدست آوردن فرصت‌های مطالعاتی با موانع مختلفی روبرو هستند. فرصت‌های مطالعاتی، بازه‌های زمانی مشخصی هستند که هر استاد می‌تواند از آن برای به روزرسانی دانش خود یا یک کار پژوهشی به دانشگاهی در کشور دیگر رفته و فارغ از وظایف مختلف در ایران، به مطالعه و پژوهش بپردازد. این روزها علاوه بر مسایل اقتصادی پیدا کردن یک دانشگاه مناسب برای کار تحقیقاتی در برخی از رشته‌ها به تقریب غیر ممکن شده است.

از تحصیل و تحقیق گذشته، امکان شرکت دانش پژوهان ایرانی در برخی از همایش‌های علمی نیز وجود ندارد. پژوهشگران و استادان برخی از رشته‌ها از دانشگاه‌های غربی هم اجازه شرکت در همایش‌هایی که در ایران برگزار می‌شوند را ندارند.

علاوه بر این‌ها امکان همکاری مشترک علمی پژوهشگران ایرانی و همتایان غربی‌شان در برخی از رشته‌ها هم ممکن نیست. در کنار همه این محدودیت‌ها عدم اجازه دسترسی ایرانیان به برخی از امکانات آزمایشگاهی بین المللی در برخی از کشورها را نیز باید در نظر گرفت. البته موارد کم اهمیت‌تر دیگری از قبیل عدم اجازه نشر مقاله برای برخی از دانشگاه‌های ایرانی در برخی از نشریات علمی بین المللی نیز وجود دارند که تاثیرشان مانند موارد پیشین چندان زیاد نیست.

همه این موارد را می‌توان جزو تحریم‌های مستقیم علمی ایران به حساب آورد، امااین فقط تحریم‌های مستقیم نیستند که به پیشرفت علم در کشور آسیب می‌زنند. تحریم‌های مالی ایران نیز را می‌توان تحریم غیر مستقیم علم در ایران دانست. در تحریم‌های غیر مستقیم، هدف اصلی سیتم آموزش عالی کشور نیست بلکه تاثیر دیگر تحریم‌ها مانند دشواری نقل و انتقالات مالی است که مانع از دسترسی دانشگاهیان به برخی از امکانات می‌شود.

تحریم بانکی و دانشگاه‌ها

علاوه بر اینکه خرید و انتقال بسیاری از اقلام دقیق و پیشرفته آزمایشگاه‌های علمی به ایران شامل تحریم‌های سخت و جدی است، تجهیزات و موادی که حساسیتی در باره آنها وجود ندارد را نیز نمی‌توان به سادگی تهیه و به کشور وارد کرد. درست مانند دارو که شامل تحریم‌ها نیست ولی نقل و انتقال پول برای خرید آن مشکل است، این اقلام نیز با چنین مشکلی روبرو هستند و نمی‌توان بسادگی آنها را خریداری کرد.

حق نشر عکس cern
Image caption مشکل پرداخت حق عضویت کم کم باعث حذف ایران از پروژه‌های بزرگ علمی بین المللی مانند پروژه سرن یا پروژه سزامی خواهد شد.

تجهیزات و مواد آزمایشگاهی تنها مواردی که با مشکل نقل و انتقال ارز روبرو هستند، نیستند. دانشگاه‌ها برای دسترسی به منابع مطالعاتی و انتشار یافته‌های پژوهشی خود هم مشکل جدی دارند. بانک‌های اطلاعاتی علمی بسیار گرانند و چاپ یافته‌های پژوهشی و ثبت اختراعات علمی پرهزینه.

مشکل ارتباطات بانکی سبب شده است که دانشگاه‌ها نتوانند هزینه خرید یا انتشار مقاله‌ها را با انتشارات معتبر بین المللی تسویه کنند و همین امر موجب قطع همکاری این اتنشارات با ایران شده‌است.

وحید احمدی دبیر شورای عالی عتف (علوم، تحقیقات و فناوری) اعلام کرده است که پایگاه‌های اطلاعات علمی بین المللی طی یکی دو سال اخیر به دلیل بدهی های ایران، خدمات رسانی به پژوهشگران ایرانی را متوقف کرده بودند که اکنون با پرداخت بخشی از این بدهی‌ها بزودی دسترسی پژوهشگران به این منابع ممکن می‌شود. وی میزان بدهی های فعلی ایران به پایگاه های اطلاعات علمی بین المللی را بین ۴۰ تا ۴۵ میلیون دلار اعلام کرد.

پرداخت حق عضویت‌های ایران به انجمن‌ها موسسه‌ها و پروژه‌های بین المللی نیز همچون موارد بالا اگر چه شامل تحریم مستقیم نمی‌شود، ولی در عمل، ممکن هم نیست.

این مسئله کم کم باعث حذف ایران از پروژه‌های بزرگ علمی بین المللی مانند پروژه سرن یا پروژه سزامی خواهد شد.

تازه‌ترین آسیبی که این تحریم غیر مستقیم برای ایران داشته، تاسیس شعبه مرکز بین المللی فیزیک نظری عبدالسلام در ترکیه به جای ایران بوده است. ایران که نقش مهمی در تداوم حیات این مرکز که وابسته به آکادمی علوم جهان سوم است داشته، به خاطر عدم توانایی در پرداخت حق عضویت خود، شانس داشتن شعبه‌ای از این مرکز مهم علمی را از دست داده است. برای درک اهمیت این مرکز می‌توان پا گرفتن دوره دکترا در ایران در دهه شصت را مثال زد که بدون کمک‌های این مرکز ممکن نبود.

مطالب مرتبط