روی خط پاریس؛ هفت تفاوت اجلاس پاریس و کپنهاگ

حق نشر عکس AFP

اجلاس جهانی تغییرات اقلیمی از ۳۰ نوامبر در پاریس آغاز به کار می‌کند. مشارکت ۱۹۵ کشورو حضور رهبران ۱۳۵ کشور در این اجلاس موجب می شود در ده روز آینده پاریس کانون توجه رسانه های جهان باشد.

در این اجلاس انتظار می‌رود رهبران جهان بتوانند برای دستیابی به اهداف کمی طرح‌های کنترل گرمایش جهانی دست کم برای اجرای رئوس برنامه‌های اجرایی اصلی به ویژه در زمینه کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی به توافق برسند. اجلاس مشابه قبلی سال ۲۰۰۹ در کپنهاگ برگزار شد که به خاطر عدم دستیابی به یک برنامه اجرایی مدون بعضا حتی از آن به عنوان شکست کپنهاگ یاد شد.

آیا می توان امیدوار بود که اجلاس پاریس نتایجی ملموستر و موثرتر از کپنهاگ داشته باشد؟ طی شش سال گذشته در حوزه تغییر اقلیم تحولاتی در جهان رخ داده که می تواند چشم انداز پاریس را امید بخش تر جلوه دهد. از کپنهاگ تا پاریس از جمله می توان به این هفت تفاوت اشاره کرد:

اجماع علمی

به نطر می رسد که شش سال پیش دانشمندان منکر تغییر اقلیم پرشمارتر بودند. هنوز در باره منشا گرمایش جهانی برخی اختلاف نظرها وجود دارد، اما روند این گرمایش و اثر آن غیر قابل انکار شده است. در کپنهاگ روسیه و عربستان حتی با اشاره به دیدگاه‌های انتقادی نسبت به پارادایم علمی موضوع تغییر اقلیم عملا کشورهای نفتی را به تن ندادن به توافقات اجلاس تشویق کردند. در پاریس اما از این خبرها نخواهد بود.

نومیدی نسبت به فناوری‌ها و انرژی‌های نو

در کپنهاگ خوشبینی بیشتری نسبت به توسعه فناوری‌ها و انرژی‌های پاک وجود داشت. واقعیت این است که گسترش اینگونه فناوری‌ها خیلی کمتر از حد انتظار بوده است. انتظار می‌رفت خیلی زودتر سهم انرژی پاک از سوخت‌های فسیلی در مصرف جهانی انرژی فزونی بگیرد، اما اکنون ثابت شده که حتی تا سال ۲۰۵۰ این سهم حداکثر ۱۵ درصد خواهد بود. پس، کماکان محور مذاکرات در پاریس کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی خواهد بود.

تاثیر مولفه امنیت جهانی

در کپنهاگ به ندرت اشاره شد که کنترل گرمایش جهانی همچنین می تواند راهی باشد برای تامین صلح جهانی و کاهش بحران تروریسم بین الملل. اما متعاقب بهار عربی اکنون بسیار بیشتر این فرض مطرح است که بخش قابل توجهی از بنیادگرایی، خشونت گستری و تروریسم خاورمیانه و شمال آفریقا ناشی از تغییر اقلیمی، خشکسالی بلندمدت و بحران آب در این منطقه است. انفجارهای ماه جاری در پاریس نیز عامل دیگری بوده برای توجه افزونتر به این مولفه.

گسترش واقع بینی

حتی در مجامع آکادمیک نیز ده سال پیش توجه به موضوع تغییر اقلیم در جایی از دو سر یک طیف طولانی قرار می گرفت: تندروهایی که تغییر اقلیم را یک جور آخرالزمان محتمل و قریب الوقوع توصیف می کردند و منکرانی که اساسا وقوع این پدیده را نمی پذیرفتند و یا اینکه دست کم معتقد بودند این یک بحث مطلقا فناورانه است و به زودی راه حل موثر علمی برای آن پیدا خواهد شد. الان واقع بینی‌ها در این باره بیشتر شده است. می توان گفت اجماع جهانی اکنون در جایی از میانه طیف فرضی مذکور قرار می گیرد. گرمایش جهانی احتمالا باعث از دست رفتن بیست درصد تولید ناخالص جهانی خواهد شد. و این البته به معنای آخرالزمان نیست. طبیعت و تنوع زیستی زمین البته فقیرتر خواهد شد، همچنین طیف پرشماری از مردمان جهان، اما نابودی و آخرالزمانی درکار نیست. از سوی دیگر همچنانکه گفته شد ثابت شده برای ممانعت از وقوع چنان زیان وسیعی هیچ راه حل ارزان و در دسترسی وجود ندارد و همه راه حل‌ها متناسب با تاثیرشان پرهزینه و دشوار هستند. و البته نه مطلقا دور از دسترس.

پارادایم سازگاری

در کپنهاگ طرح ها و بحث ها بیشتر متمرکز بر موضوع تعدیل (Mitigation) بود. اینکه بشر چکار کند تا تغییر اقلیم اصلا رخ ندهد. الان پذیرفته شده که دست کم ۳ درجه افزایش دما اجتناب ناپذیر است و پا به پای فعالیت برای کنترل گرمایش جهانی باید به دنبال سازگاری (Adaptation)با آن نیز بود. طرح‌های سازگاری پیچیده تر از طرح‌های تعدیل هستند و بعضا حوزه های پرمناقشه‌ای همچون جامعه شناسی و فرهنگ و نیز تغییر الگوهای معیشتی و سبک زندگی را در بر می گیرند، اما عمدتا از نظر فنی و اقتصادی در دسترس تر از طرح‌های تعدیل هستند.

حضور چین

حق نشر عکس Getty Images

چین بزرگترین نگرانی در حوزه تغییر اقلیم است. این کشور به سرعت رکوردهای انتشار دی اکسید کربن را جابجا می کند. هم اکنون میزان رشد ماهانه انتشار دی اکسید کربن توسط چین از کل انتشار سالانه دی اکسید کربن توسط کشور صنعتی و مرفهی مثل نیوزیلند بیشتر است. (توجه کنید که رشد انتشار دی اکسید کربن، آن هم در بازه یک ماهه، نه مجموع انتشار ماهانه آن).

چین هر چهار روز یک نیروگاه با سوخت ذغال سنگ جدید راه اندازی می کند. تداوم رشد اقتصادی عمدتا دو رقمی این کشور یک میلیارد و دویست میلیون نفری، و گسترش متوسط رفاه اجتماعی در این کشور باعث شده است که چین به کابوس دلمشغولان موضوع گرمایش جهانی تبدیل شود. در کپنهاگ چین بدبینانه با موضوع تغییر اقلیم برخورد می کرد و با هیاتی نه چندان سطح بالا هم در اجلاس حضور یافته بود.

اما در پاریس چین در بالاترین سطح حضور دارد و البته گزارشی که ماه پیش این کشور در باره برنامه هایش برای پیوستن به اجماع جهانی برای کنترل گرمایش زمانی منتشر کرده امیدوارکننده بوده است. باید توجه داشت که فقط بیست کشور، که مهمترین آنها چین و آمریکا و هند هستند، بیشتر از هشتاد درصد دی اکسید کربن جو زمین را منتشر می کنند و عملا حضور ۱۵۰ کشور جهان در توافقات مرتبط چندان مهم نیست. مهم همین بیست کشور هستند و مهمتر از همه چین، که قول داده است بالاترین سطح مشارکت ممکن را با مصوبات اجلاس پاریس داشته باشد.

بروز دوگانه های جدید

سی سال بعد از فروخفت جنگ سرد اردوگاه های شرق و غرب، گرمایش جهانی جهان را با دوگانه های تازه ای روبرو کرده است.

مهمترین این دوگانه ها عبارتند از: الف) چالش پیش رفته ها و پیش روندگان: کشورهای در حال توسعه قبلا با سوخت های فسیلی راه خود را رفته و اکنون به اینجا رسیده اند که هستند. و حالا به کشورهای توسعه نیافته می گویند لطفا برای کنترل تغییر اقلیم روند توسعه خود را کند کنید تا کمتر قادر به مصرف سوخت های فسیلی باشید. به خصوص این چالشی است که چین و هند در یک سو و همه کشورهای صنعتی غربی در سوی دیگر آن قرار دارند.

ب) چالش جدید جنوب و شمال: به رغم کابوس ذوب یخ های قطبی واقع این است که قربانیان اصلی تغییر اقلیم در جنوب واقعند و کشورهای عرض های شمالی آسیب کمتری می بینند. همین حالا هم جنوبی ها فقیرتر و توسعه نیافته تر هستند.

ج) دوگانه عاملان و قربانیان: کشورهای بسیاری فقط قربانی تغییر اقلیم هستند و نه عامل آن. مثل همه کشورهای جزیره ای اقیانوسیه و اقیانوس هند. بر عکس اغلب کشورهای صنعتی که عامل اصلی تغییر اقلیم هستند یا چندان در معرض تهدیدات آن قرار ندارند و یا اینکه از ابزار و توانایی اقتصادی برای کنترل اثرات آن برخوردارند.

د) دوگانه دو سوی اطلس: این همان اختلاف نظر موثر آمریکا و اروپا در زمینه برخی وجوه مهم طرح های کنترل تغییر اقلیم است. از همه مهمتر اینکه اروپایی‌ها رادیکال تر و جدی تر خواهان کنترل گرمایش جهانی هستند اما دولت آمریکا تاکید دارد نمی تواند به طرح هایی تن بدهد که مغایر با منافع روزمره مردم آمریکاست. آیا این دوگانه ها می توانند به شکل گیری گونه تازه ای از جهان دوقطبی و جنگ سرد جدید منجر شوند؟ به نظر می رسد که می توان خوشبین بود و به این سوال پاسخ منفی داد. اما در نهایت پاسخ قطعی منوط می شود به آنچه که در پاریس رهبران جهان فرصت دارند در باره آن به توافق برسند.