روی خط پاریس؛ سران جهان رودرروی پنج چالش پیچیده اقلیمی

حق نشر عکس Reuters

هم زمان با آغاز اجلاس سران جهان در کنفرانس اقلیمی پاریس، اکنون این سوال بسیار پرسیده می شود که در این اجلاس چقدر شانس دستیابی به یک توافق جامع و کارا برای کنترل گرمایش فزاینده کره زمین وجود دارد؟ به نظر می رسد همه خوشبین باشند.

نتایج کنفرانس پاریس دست کم در مقایسه با "شکست کپنهاگ" (۲۰۰۹) مثبت و در خور توجه خواهد بود. لااقل اینکه در پاریس همه آمده اند و هیچ کدام از عاملان اصلی گرمایش جهانی غایب نیستند، و دیگر اینکه همه بر ضرورت تلاش هماهنگ و مشترک برای کنترل اثرات تغییر اقلیم توافق دارند. با این وجود چالش های موثر و مهمی وجود دارد که باعث می شود گمان کنیم در پاریس هم امکان دستیابی به یک برنامه اجرایی جامع دشوار و شاید هم ناممکن است. برخی از این چالش ها را در پی مرور می‌کنیم:

دشواری تقسیم مسئولیت‌ها

اگر چه مکررا گفته می شود تغییر اقلیم درد مشترک همه کشورهای جهان است، اما واقعیت این است که عاملان و قربانیان این درد متفاوتند. یا دست کم اینکه همه کشورها به صورت همگونی در درد و رنج این پدیده سهیم نیستند.

کشورهای حوزه شمال می گویند (شمال در اینجا اگر چه اشاره جغرافیایی دارد، اما متضمن همان مفهموم توسعه یافته ها هم هست) اینکه کشورهای جنوب در برابر تغییر اقلیم بسیار آسیب پذیر هستند ناشی از زیرساخت های نامناسب اقتصادی و اجتماعی این کشورهاست و مشارکت در طرح های کنترل گرمایش جهانی راهی است برای بهبود این ساختارها. ما سخاوتمندانه در این راه به آنها کمک می کنیم اما خودشان هم باید خیلی بیشتر در این باره هزینه کنند.

در مقابل کشورهای حوزه جنوب هم می گویند عمده گازهای گلخانه‌ای موجود در جو و یا انباشت شده در ژرفای اقیانوس ها توسط کشورهای صنعتی منتشر شده اند و به همین خاطر هزینه های کنترل گرمایش جهانی را هم باید همان‌ها بپردازند.

چشم انداز دهه‌های دور

هر تصمیمی که در این اجلاس در پاریس برای کاهش گرمایش جهانی اتخاذ شود، نتایج آن تقریبا از پانزده سال دیگر یعنی سال ۲۰۳۰ آشکار خواهد شد. و این تازه شامل برنامه های کوتاه مدت می شود. غالب برنامه ها برای ۲۰۵۰ به بعد و تا سال ۲۱۰۰ طراحی شده اند.

به عبارت دیگر به عنوان رهبر یک کشور شما باید هم اکنون، بر ملت ( و در کشورهای دموکراتیک، رای دهندگان عجول خود) سخت بگیرید و هزینه های زیادی به آنها تحمیل کنید، برای مشکلاتی که در حال حاضر چندان با آن درگیر نیستند و نتایج مثبت آن بیشتر نصیب ننسل های آینده خواهد شد. بدیهی است که خیلی از سیاستمداران و رهبران، چندان هم مشتاق به تن دادن به چنین طرح های بلندمدتی نباشند.

حق نشر عکس AFP

عدم قطعیت‌های علمی

البته نسبت به زمانی که کنفرانس های کیوتو و کپنهاگ برگزار می شد الان اجماع علمی بیشتری نسبت به موضوع تغییر اقلیم و گرمایش جهانی وجود دارد. با این وجود بسیاری عدم قطعیت های علمی می تواند انگیزه و اراده اتخاذ تصمیمات پرهزینه را کاهش دهد. برای مثال می توان به پدیده ال نینیو اشاره کرد.

هر دو سالی که به عنوان گرمترین سال های تاریخ زمین ثبت شده اند، ۱۹۹۸ و ۲۰۱۵، همچنین سالهای وقوع شدیدترین ال نینیوهای تاریخ هستند. پیش بینی ال نینیو برای شش ماه آینده هم دشوار است اما در عین حال نتایج برخی مدل ها نشان می دهند که ممکن است ال نینیوهایی شدیدتر در آینده همه الگوهای کنونی اقلیم را تغییر دهند.

دانشمندان نمی دانند چرا ال نینیو ناگهان از پنج هزار سال پیش پیدا شد و چرا از نیمه قرن گذشته شدت یاد گرفت. ال نینیو هم اکنون تقریبا موتور محرک غالب توفان ها و هواسختی ها (Climate Extremes) در کره زمین است و هر بار وقوع آن تقریبا یک درجه جهان را گرم تر می کند. اما همچنانکه گفته شد سازوکار آن هنوز برای دانشمندان ناشناخته است. ال نینیو از آن دست مولفه های اقلیمی بزرگی است که می تواند همه یافته های کنونی دانش اقلیم شناسی را در آینده حتی نه چندان دور تغییر دهد.

تقابل با نظام سرمایه داری

همین سال گذشته دولتها و شرکت های نفتی در حوزه انرژی های فسیلی ۲۶۰۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری کرده اند. میزان سرمایه گذاری برای سوخت های پاک در این سال فقط ۵۰ میلیارد دلار بوده است. یعنی کمتر از دو درصد سرمایه گذاری در سوخت های آلاینده و مخرب.

اقتصاد جهانی و نظام سرمایه داری سازوکار خود را دارد و تطبیق این سازوکار با شرایط زیست محیطی کره زمین نه فقط از عهده رهبران کنونی جهان بر نمی آید، بلکه شاید تا دهه های دور هم ناممکن باشد. واقعیت این است که هنوز نفع نظام سرمایه داری در بهره برداری بیشتر از سوخت های فسیلی است و بعید است در پاریس تصمیم خیلی حادی رودرروی این نفع گرفته شود.

حق نشر عکس EPA

گذرگاه سخت معنویت و اخلاق

برای کنترل گرمایش جهانی همه تصمیمات لزوما اقتصادی و سیاسی نیستند. بخش زیادی از ماجرا در ساحت اخلاق و معنویت رخ می دهد. در نهایت لازم است که بیشتر مردم جهان الگوی ذهنی خود از رفاه را تغییر داده و سبک زندگی متفاوت و تازه ای را انتخاب کنند.

سبکی مبتنی بر مصرف کمتر و مصرف هوشمندانه تر و مصرف بومی تر و یک جور زندگی که در آن کار بیشتری انجام می شود و مواد و ابزار کمتری مورد مصرف قرار می گیرد. یعنی درست در نقطه مقابل آنچه که اکنون شیوه زندگی و آمال و آرزوی اغلب مردم جهان است.

موضوع پیچیده تر از استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی به جای خودرو شخصی یا بستن شیر آب هنگام مسواک زدن است. مثلا اینکه توقع می رود مردم جهان بیشتر گیاه خوار و کمتر گوشت خوار باشند. عمدتا از مواد غذایی و محصولات تولید شده در جغرافیای سکونت شان استفاده کنند.

مصرف کمتر اساسا فضیلت اخلاقی غالب باشد و حتی الگوهای ارتباط جنسی نیز تغییر کند. اینها مواردی هستند در ساحت اخلاق و معنویت. ممکن است تا حدودی در قالب سیاست های اقتصادی و مالیاتی قابل پیگیری باشند اما نه لزوما همه آنها. واقعیت این است که بخش بزرگتر موضوع حفاظت محیط زیست در ساحت معنویت رخ می دهد و نه اقتصاد.

از دیرباز گفته شده به همین خاطر اساسا تمدن کنونی بشر نیاز به یک نوع بازسازی مابعد طبیعی دارد. و البته این بازسازی کاری نیست که این رهبران جهان در پاریس از عهده آن بربیایند.