BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 16:52 گرينويچ - جمعه 30 تیر 1385 , جمعه 21 ژوئيه 2006
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
زیر خاک
 

 
 
به آلمان که رفته بودم، یک سری به گروه خاک زدم. همین چند وقت پیش آلبوم جدیدشون به اسم "بن بست اندیشه" به بازار اومد. در زیر زمین یک خونه (استودیو ضبطشون) گفتگویی باهاشون انجام دادم:


با شهريار خاتم و افشين طهماسبی از گروه "خاک" هستيم. خوب هستين؟

مخلص.

چند ساله افشين رو ميشناسی؟

۱۷ سالی ميشه.

از همون اول گروه "خاک" رو تشکيل دادين؟

نه. اول با يه گروه به اسم "Integral Zero" در سالهای ۱۹۸۹-۱۹۹۰ شروع کرديم و آهنگ های انگليسی ميخونديم.

برای کی ميزدين؟ دل خودتون؟ چون آلمانی ها که انگليسی نميفهمن و شما هم ايرانی هستين! جريان چيه؟

اون موقع مد بود که آلمانی ها فقط راک انگليسی ميزدن. گفتيم اگر بخوام کار کنيم، بهتره راک انگليسی باشه.


کجا اجرا داشتین؟

همه جا. حتی با "فرخ زاد" به عنوان پيش گروه آهنگ اجرا کرديم. جلوی ايرانی ها هم ميخونديم.

آهنگ های خودتون بود يا خواننده های ديگه؟

همه آهنگ های خودمون بود. تا سال ۱۹۹۳ با اين گروه ادامه داديم.

حالا بيايم ۱۷ سال جلوتر و آلبوم "بن بست انديشه" و يکی از آهنگ های اون به اسم "درويش". مثل اينکه يک شرکت موسيقی خارجی هم از اين آهنگ راک فارسی خوشش اومده، درسته؟

آره. شرکت "کلوپ استار" اين آهنگ رو خريده و قراره با خواننده های بزرگ ايرانی مثل ابی به فروش برسه.


خوب حالا تعريف کنين که چطور از گروه "مشتق صفر" به "خاک" رسيدين؟

ما با خواننده های زيادی مثل ابی، معين و شهرام شب پره برنامه داشتيم، البته به صورت پيش گروه اجرا داشتيم. بعد از يک مدت گفتيم ما که ميتونيم کار راک انجام بديم، چرا اون سبک رو توی موسيقی ايرانی نياريم! که بعد با افشين صحبت کردم و ديديم که در توانمون هست و اين کار رو انجام داديم.

پس از اون موقع ساختن تک آهنگ ها شروع شد؟

آره. ما قبل از اينکه آلبوم بيرون بديم خيلی تک آهنگ اجرا کرديم.

چرا "خاک" ؟

اون موقع فکر کرديم اسمی بزاريم که زياد سيلاب نداشته باشه و چند تا کلمه نباشه! اولش هم به تفاهم نمی رسيديم ولی بالاخره اسم "خاک" رو انتخاب کرديم.


درباره آهنگ "خاک ايران" توی آلبوم جديدتون "بن بست انديشه" صحبت کنيم که خيلی آهنگ جالبيه. شعر معروفی هم داره.

البته من زياد به فکر شعر "ايران، مرز پر گهر" نبودم. اين آهنگ رو اول ساختم و بعد ديدم که دوست دارم شعرش مختصر باشه و بيشتر آهنگ داشته باشه. بعد به فکر "ايران، مرز پرگهر" افتادم و يک تکه از اون رو برداشتم.

آلبوم اولی شما "عاشقم باش" هم آهنگ های موفقی داشت، مثل آهنگ "سبزی فروش" و "عاشقم باش".

درسته، آهنگ "عاشقم باش" از لحاظ موسيقی و تکنيک به نظر من اثر خوبيه.

حالا آخر سر انقدر گفتی "عاشقم باش"، خودش عاشقی؟

آره. عاشقم! عاشقه موسيقی. با موسيقی ميخوابم و بلند ميشم.

درسته. چون من هم شنيدم که تو از اونهايی هستی که عاشق موسيقی هستی و وقتی اعصابت خورده، ميای توی زيرزمين خونه ات و زير نور شمع، گيتار ميزنی و راحت ميشی.

آره. وقتی اعصابت خورده، گيتار که می زنی همون ۱۰ دقيقه اول آرامش درونی پيدا می کنی.



راستی يه خاطره جالب از آهنگ "سبزی فروش" داری، برامون تعريف می کنی؟

آره. بچه که بودم در تهران و مدرسه دکتر فاطمی تحصيل می کردم. يه روز با دوستام از مدرسه در رفتيم. ناظم مدرسه اومد دنبالمون. بچه ها هم توی کوچه قايم شده بودن. بعد يه سبزی فروش داشت رد ميشد، ناظم ما بلندگوی اين سبزی فروش رو گرفت و داد می زد که "بياين بيرون، من از پشت ماشين می بينمتون!"

حالا بريم سر آلبوم "بن بست انديشه" و خاطرات اون.

شعرهای اين آلبوم زياد به خاطراتم ربطی نداره. اما اسم اون چرا! چند سال پيش پدرم فوت کرد و من رفته بودم ايران. از کنار خيابان "انديشه" رد می شديم و کنارش يک بن بست هم بود. خودم هم بن بست مغزی گرفته بودم و گفتم اين همون اسميه که برای آلبومم ميخوام، "بن بست انديشه". فوت پدرم روی شعرها خيلی تاثير داشت. مثلاً آهنگ "غروب تنهايی" رو در اصل برای پدرم گفتم.



فکر می کنی چرا راک ايرانی نتونست همه گير بشه، مخصوصاً موسيقی شما؟

مسئله اينه که ما مهاجر و در اقليت هستيم. ما توی اروپا بازار خاصی نداريم که حمايتمون کنه. کاری که ما انجام ميديم ادامه راه کسانيه که حتی پايه های اين نوع سبک موسيقی رو سالهای پيش ريختن. بنابراين پيشرفت و همه گير شدن اين سبک يک مقدار سخته.

راک چه چيزی رو ميتونه بگه که توی موسيقی پاپ نيست؟

حرفی رو که ميخواد ميزنه و از اين نظر بازتره.

آهنگی داريد که اين حالت رو داشته باشه؟

بله. آهنگ "فرياد" از آلبوم "بن بست انديشه"



توی اين آلبوم آهنگ های خارجی هم داريد. يکی از اونها رو هم با يک خواننده زن خونديد، درسته؟

بله. متخصصی که صدای آلبوم رو ضبط کرد، بعد از يک ماه پيش من اومد و گفت "شهريار، به من گفتند که روی اين آهنگ کار کن چون امکانش هست که در آلمان، اين آهنگ خيلی بگيره." و در نهايت اين آهنگ رو با هم خونديم.

شعرش درباره چيه؟

اين شعر راجع به خودمونه. قسمتی که اين خانم ميخونه جلوی آينه هست و ميبينه که خودش رو در آينه نمی بينه! بعد به آينه ميگه که جريان چيه؟ آينه که من هستم جواب ميدم "من تو هستم، اما طرز زندگيت و وابستگی هايی که داری، اين فاصله رو به وجود آورده." بهش ميگم اين فاصله رو رها کن تا دوباره خودت رو در آينه ببينی.

 
 
سايت های مرتبط
بی بی سی مسئول محتوای سايت های ديگر نيست
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران