http://www.bbcpersian.com

16:32 گرينويچ - دوشنبه 24 مهر 1385 , دوشنبه 16 اکتبر 2006

بهزاد بلور
عکسها از وحید تهرانی

"میراث ایران" هم زيرزمينی شد

چهارشنبه شب برای اولین بار بود که رسما نماینده ای از گروه های زیرزمینی ایرانی تو لندن رفتن روی صحنه. گروه آبجیز که راک انتقادی-اجتماعی می زنن و نیما بهنود که خطاطی و مهرقدیمی رو تی شرتها چاپ می کنه و گروه زدبازی که رپشون رفته اونور خط قرمز!

ببينيدآبجيز و زد بازی را ببينيد و بشنويد

دو سال پیش بود که بنیاد میراث ایران "Iran Heritage" شنید که ما حسابی رفتیم تو نخ فرهنگ جوونای حاشیه نشین ایرانی. فرهاد حکیم زاده و روزبه پیروز کمر به معرفی این فرهنگ در لندن بستن و منم کمرو محکمتر کردم.

چهارشنبه شب چی شد؟

تو سالنی که از لحاظ جغرافیائی جوری بود که حتی تاکسی ها هم اشتباهی می رفتن و مهمونا تو پیاده روها جیباشونو محکم می گرفتن! خلاصه جا از اینجا خلافتر نمی شد. اونجا یه کلوپ مردونه قدیمی کارگری سه طبقه بود که شیکش کرده بودن. بیشتر اعضای بنیاد آمده بودن و یه کمی هم جوونای لندنی .

بچه ها (ملودی و صفورا و برادرشون صوفی) از اولین گروه های زیرزمینی پاپ راک ایرانی خارج از کشور هستن.

بچه ها ده سالیه که گروه رو ساختن و از کافه های توی اسپانیا تا سوئد (محل اقامتشون) برای خارجی ها آهنگهای ایرانی خوندن! برای اولین بار بود که می اومدن لندن و آهنگهای شاد "بوق" (درباره ترافیک و ایرانی ها)، "خواستگاری" ( پسرها عاشق ماشینشونن و دخترا عاشق گربه شون) و " دموکراسی"، (... نوبرشو آوردی ... دیکتاتوری رو بردی...) رو اجرا کردن و آهنگ "گریه مرد" (...مرد که گریه نمی کنه...) از آهنگهای باحالشون بود.

صوفی : آلبوم جدید گروه آبجیز تا سه هفته دیگه میاد بیرون و در ضبط آهنگهاش نهایت دقت شده و وقتی شنیدین خودتون حال می کنین. ده تا آهنگ داره".

گروه زدبازی

بچه ها سهراب و سامان و مهراد (سیاوش همراهشون نبود ( آخه فرانسه است ) برای جمعیتی که شاید برای اولین بار آهنگهاشون رو می شنیدن خوندن.

بچه ها سه چهار سالیه که رپ ضبط می کنن. از مدرسه با هم آشنا شدن و همونجوری که بین خودشون حرف می زنن، می خونن. فحش تو حرفهاشون هست و جو پارتی های بالا شهر تهران و فرار ...!

تماشاچیای چهارشنبه شب هاج و واج به حرفهای بچه ها گوش می دادن و اولین باری بود که رپ فارسی رو زنده می شنیدن. وقتی که بچه ها به کلمات رکيک شعرها می رسیدن معلوم بود که با شرم و نگرانی کلمات رو می خونن. ولی اجراشون حرف نداشت و دو آهنگ رو متفاوت اجرا کردن ( پارتی، بریم فضا، عروسک که چسبوندن به آهنگ مال هم بودیم، بی حس (این آخری رو دوبارخوندن). و منم خودم خیلی نگران بودم که نکنه سن بالاها شکایت کنن که نکردن!


مهراد: حس صحنه خوب بود، نگرانی هم موقع فحش نداشتیم، اعتماد بنفسمون بالاتر بود.خیلی رو صحنه خوب بود. ممکنه عید بريم دوبی.

نیما بهنود

با شلوار جین و لباسهای دسته دوم وارداتی تو ایران کار می کرده و عوض بدلشون می کرده که جالب بشه.

نیما: یه دفه به سرم زد و سوار وانت با جیب خالی از سانفرانسیسکو راه افتادم و رفتم نیویورک.

بچه های ایرانی و خارجی از زیبائی این نقشها لذت می برن و بعد که پرس و جو می کنن که چیه، خود بخود کشیده می شن تو تاریخ ایران. اینجوری یه چیزی هم یاد می گیرن.


نیما اینجا چند تا مانکن لباس ایرانی ( پسرهای تو عکس) پیدا کرد. یکیشون آیدین (دو رگه ایرانی اسپانیائی) بود که قد بلندی داشت و تو هنگ کنگ جزو مدلهای معروف لباسه.

نیما یه شوی ویدیوئی داشت و حدود نصف تی شرتهاشو سردست فروخت.

میراث ایران

فرهاد حکیم زاده رئیس و موسس بنیاد: ما فکر کردیم که وقتشه این حرکت رو جدی تر بگیریم. با معرفیشون به مردم و چاپ مطلب در مطبوعات خارجی و ایرانی در باره اين حرکت ( موسیقی و فرهنگ زیرزمینی)، بچه های دیگه تشویق می شن که خودشون رو جدی بگیرن و شروع به کار کنن. چه در زمینه موسیقی چه نقاشی و چه مد.