BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 17:05 گرينويچ - شنبه 30 دی 1385 , شنبه 20 ژانويه 2007
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
شهرنوش پارسی پور
 

 
 
شهرنوش پارسی پور، نويسنده ايرانی ای که بيشتر او را با کتاب "طوبی ومعنای شب" به ياد می آورند، ماه آوريل راهی اروپا خواهد شد تا درمراسم سخنرانی که به مناسبت ترجمه اين کتاب به زبان انگليسی توسط ناشر انگليسی وی ترتيب داده شده، شرکت کند.

شهرنوش پارسی پور
شهرنوش پارسی پور

پارسی پورکه تا کنون بيش از ده کتاب وپنج ترجمه از وی منشتر شده، همچنين به مدت سه ماه ميهمان خانه هاينريش بل درآلمان خواهد بود تا کتاب نيمه کاره ای را که دردست دارد به اتمام برساند. ناشر کتاب شهرنوش (Feminist Press)، کتاب اين نويسنده ايرانی را در نود کشور جهان توزيع خواهد کرد. پارسی پور در آستانه شصت ودوسالگی ممکن است برای بازی درفيلم شيرين نشاط هم راهی مراکش شود.

تا اين لحظه قرار است او درفيلم اين هنرمند ايرانی ايفای نقش کند، اگر البته بتواند درزمان مقرر خود را به اين کشور آفريقايی برساند وگرنه نشاط فرد ديگری را جايگزين او خواهد کرد.شهرنوش که بعد از دوازده سال زندگی درآمريکا هنوز با پاسپورت ايرانی سفر می کند، بايد برای هرکشوری ويزا بگيرد که هميشه هم آنچنان آسان نيست.

پارسی ازجمله معدود نويسندگانی است که هنوز هم قلمرو های جديدی را تجربه می کند. اينترنت اگر بلای جان اداره ارشاد شده که بايد دائم درفکر فيلترکردن وآيين نامه باشد، برای نويسندگان خارج ازکشور، نعمت است. شهرنوش پارسی پور نويسنده ای که بيش از ده کتاب نوشته وپنج ترجمه درکارنامه خود دارد، درآغاز دهه شصت زندگی خود کار کردن با نرم افزارهای صدا را فراگرفته تا برنامه های صوتی خود را از کاليفرنيای آمريکا واز طريق "راديو زمانه" به گوش هموطنان فارسی زبان برساند.

درحالی که عملا جای بسياری ازنويسندگان وشعرای ايرانی درراديو وتلويزيون دولتی خالی است، پارسی پوردر برنامه های خود به تازه ادبيات ايران، معرفی کارهای ترجمه شده و زندگی خود می پردازد. شهرنوش به بی بی سی می گويد: "برنامه های راديويی ام را خودم می نويسم و اجرا می کنم زير عنوان به روايت شهرنوش پارسی پور که بعضی اوقات نقدوبررسی و کتاب های تاريخی وجغرافيايی ودرکل هرچه ايرانی ها برايم بفرستنداست. برنامه ديگری که اجرا می کنم به نام گزارش زندگی است که بيوگرافی وشرح احوال خودم است."

اما چرا درمورد خودت حرف می زنی؟ "چون من نويسنده هستم وخوب است مردم بدانند با چه کسی طرف هستند، من سياستمدار نيستم که پنهان کاری کنم. بهتر است مردم بدانند که اين نويسنده که اين کارها را عرضه کرده چگونه زندگی می کند. وقتی شما زندگی فردی را بررسی می کنيد درحقيقت گوشه ای ازتاريخ را هم بررسی می کنيد."

شهرنوش پارسی پور

کتاب نيمه کاره ای که پارسی پور تلاش می کند زودتر به چاپ برساند، داستان يک زن روستايی است که از شخصيت بسيار استواری برخوردار است وبرای تغيير در زندگی خود تلاش می کند ودوران رضا شاه تا انقلاب اسلامی را دربر می گيرد: "از اين طريق می خواهم زندگی زنان روستانی را بررسی کنم که قسمتی ازآن واقعی است وقسمتی از آن داستان سوار می شود. اين خانم رو من می شناختم، اسمش صديقه خانم بود،فوق العاد بود وکمتر زنی به اين شخصيت ديده ام. نمی دانم فيلم کافه ترانزيت را ديده ايد وشخصيت آن زن يادتان است يانه ؟ اين صديقه خانم خيلی شبيه آن است. شخصيت های درستکاروراستگويی که ما به صورت انگاره های آرمانی می خوانيم. من هميشه دربرابر اين زن متحير می شدم...نيمی از اين کتاب نوشته شده اما من راضی نيستيم، گذاشتم ازاول بنويسم.

مزه کتاب چاپ کردن درايران بيشتر است يا خارج ازايران؟

دلم می خواهم درايران چاپ کنم چون يک قرار دادی با يک ناشر دارم که سالها پيش بستم تا رمانی برايش بنويسم وتخطی کردم ومی خواهم برای آنها بفرستم.

چاپ کتابهايتان درايران بی مشکل است؟

فکر نمی کنم حکومت درايران مخالف کتاب های من باشد. دو کتاب من که به صورت قطع مجوز دارد وبعضی ديگر هم اجازه دارد اما دوکار عجيب درمورد کارهای من انجام شده. يکی ازاز ناشر ها ، مثلا "ماجراهای ساده وکوچک روح درخت"، را چاپ کرده به نام" مردان برابرزنان" ودوفصل آن را زده، آبجو را کرده ماالشعير، اما عرق سرجايش است. متن را هم دست زده .... مثلا جمله" دوشنبه به خانه شمسی برگشتم وپيش ازناهار با هم خوابيدم" را اينطوری تغييرداده: "دوشنبه به خانه برگشتم با هم به محضر رفته صيغه کرديم وپيش ازناهار با هم خوابيديم." می بينيد که تحول زيادی است وکتاب من رو دوباره نوشته اسم کتاب رو عوض کرده وهرکاری خواسته کرده است.

خوب، نمی شد شکايت کنيد يا ناشرتون رو عوض کنيد؟

اين ناشر جوان متاسفانه درحمام خفه شده ومرده ... داشتم شکايت می کردم که فوت کرد ونمی دانستم بايد چه کنم.

کتاب های ديگرتان چطور؟

کتاب های ديگر مثل "خاطرات زندان" به قول نشريه "شهروند" کانادادرايران جزو پرفروشترين هابوده است. اخيرا کسی که رفته از يک دست فروش بخرد گفته ۲۵۰۰۰ تومان می فروشم. اما نمی دانم قيمت کتاب چهارصد وپنجاه صفحه ای اينقدر بايد باشد؟ دليلش اين است که ظاهرا ممنوع است وبدين ترتيب فروشنده های کتاب، مردم را سرکيسه می کنند. خانمی که رفته کتاب را بخرد گفته شهرنوش پارسی پور ازکتاب هايش پول درنمی آورد واين درست نيست. فروشنده که درمشهد بوده گفته است اگر خانم پارسی پور بيايد مشهد می برمش ومجانی می گردانمش درشهر(باخنده)

"سگ و زمستان بلند" و"طوبای معنای شب" که ازکتاب های معروف شما به شمار می روند چطور؟

سگ وزمستان بلند وطوبا ومعنای شب رسما اجازه دارند اما ناشر ادعا می کند که کتاب های شما فروش ندارد. زنگ که می زنم می گويد من هزار وصد تا ازاين درانبار دارم يکی بيايد اين را ببرد، تو فراموش شدی. سه سال بعد زنگ می زنم می گويد خانم من الان ۲۵۰۰ تا دارم. حالا که داريم کتاب را می گيريم به ناشر ديگر بدهيم، هی دبه درمی آورد. خلاصه مشکلات ما تمامی ندارد.

درحال حاضر که به معرفی وبررسی کتاب می پردازيد، رابطه تان با نويسندگان داخل کشور چطور است؟

بعضی ازنويسندگان داخل کشور کتاب هايشان را برايم می فرستند. بعضی ها لطف می کنند علاوه برکتاب های خودشان کتاب های ديگران را می فرستند، اما خيلی ازکتاب ها هم منشتر می شوند که به دست من نمی رسد. من همين جا ازنويسندگان ايرانی می خواهم که کتاب های خود را برايم بفرستند. بعضی ها ها معروف هستند ومی گويند خودتان برويد بخريد. پاسخ من اين است که من درشهری زندگی می کنم که کتابفروشی ايرانی ندارد وبودجه زندگی من خيلی محدوداست.

نويسنده ای که سرمايه اش زبان است در غربت چگونه قوه خلاقه اش را به کار می اندازد؟

از نظر ما ايرانی ها آمريکا ته دنبا است ، همين جايی که هستم ۱۱ ساعت ونيم با تهران فاصله دارد آدم که می خواهد از يک مجموعه فرهنگی در برود از اينجا دورتر نمی تواند برود مگر اينکه برود وسط اقيانوش آرام وخودش را خفه کند اما اين به معنی قطع رابطه با ايران نيست آمريکا وايران بيشترين رابطه فرهنگی را دارند. اما من کمبودم مردم را به شدت حس می کنم، کمبود تماس خلاق.

خوب برای اين تماس خلاق نمی خواهيد ايران برويد؟

تا دوسال پيش خيلی شديد برنامه داشتم به ايران برگردم واعلام کرده بودم که به ايران برمی گردم. اما چند نکته من را بازداشت. يکی فوت بردارم وديگری درگذشت مادرم. درواقع من جايی ندارم که بروم. پسرم با پدرش زندگی می کند واگر به ايران بروم بايد بروم هتل وهتل گران است واين باعث می شود من زمان کوتاهی آنجا باشم، خانه بخواهم بگيرم، پولش را ندارم، درعين حال وابسته به دارو هستم، داروافسرودگی درايران گران است وضمنا مطلقا ديگرتحمل خواهران زينت وبرداران امام حسين را ندارم که درخيابان من را بگيرند وبه من تذکر بدهند.

با ايران درتماس هستيد؟ با مردمی که دوستان وآشنايان هستند؟

درتماس هايی که با تهران می گيرم گاهی دچار وحشت می شوم. کار نيست، بيکاری بيداد می کند و کسی را می شناسم که ۴۰۰ هزار تومان همه حقوقش را می دهد اجاره خانه و توان پرداخت ديگر هزينه هايش را ندارد. مردم ايران به ريال پول درمی آورند وبه دلار خرج می کنند واين خيلی وحشتناکه. حالا فکر می کنم بروم خودم را به اين مجموعه اضافه کنم جز اينکه تا گلو درلجن بروم واطرافيانم راتا گلو درلجن ببرم اتفاق ديگری نمی افتد، اما به قول داريوش عاشوری وقتی شما نويسنده وشاعر هستيد فرقی نمی کند کجا زندگی می کنيد شما بايد پيام خود را بفرستيد. نويسنده با کارگر کارخانه وکشاورز که بايد درجای مشخصی باشند متفاوت است.

ازکتاب هايی که اخيرا خونديد کتاب جذابی رو به خاطر داريد؟

کتابی خواندم به نام بازی آخر بانو، خانم بلقيس سليمانی نوشته، خيلی خوشم آمد، از مقطع کمی قبل ازانقلاب است. يک خانواده روستايی که به صورت اتفاقی با يک جريان چريکی روبرمی شوند وشخصيت زن داستان با سه مردم مختلف روبرومی شود يکی عشقی، سنتی ، يکی ماجرای عشق با يک معلم است که واقعا عشق است وسوم مردی آمده ومی خواهد اين دختر را بخرد و در جوار اين سه ماجرا اين دختر رشد می کند...

شهرنوش پارسی پور

وب لاگ می خوانيد؟

گاهی که پای اينترنت هستم می خوانم. بعضی وب لاگ نويسان مطالبشان رابرايم می فرستند که آنها را هم می خوانم...می دانم به صورت کلی روی چه موضوعاتی بحث می کنند.

مثلا اگرقرار باشد پنج مساله عمده زنان ايرانی را نام ببريد، چه می گوييد؟

رفتار جنسی، حق آزادی بيان، حق انتخاب شغل، حق طلاق حق سفرمستقل وحق نگهداری ازبچه ها

شب يلدا بين وب لاگ نويسان يک ماجرايی بود که بچه ها پنج راززندگی شون ويا چيزهايی که بقيه نمی دونستند رو با دوستاشون مطرح می کردند؟ اگر شما توی اين بازی وبلاگی بوديد چی می گفتيد؟

من همه رازهای زندگی ام را برملا کرده ام. مثلا درمورد خود ارضایی درمصاحبه ای با خانم سهيلا بنا نوشتم، وخيلی هم جنجال به پا کرد، درهمين وب لاگ ها، راجع به زندگی خودم درگزارش زندگی "راديو زمانه" برنامه درست می کنم.

عجيب ترين خاطره شهرنوش پارسی پور که همواره با اوست، چيست؟

دو تجربه کردم که خيلی برايم ماندگار بوده وذهنم را می سازد. يکی اينکه درسال ۵۶ فرانسه بودم ، صبحی ازخواب بلند شدم، مسواکی زدم وآبی خوردم، بعد آمدم ديدم نمی خواهم صبحانه بخورم، روی مبل نشتسم وروبروی مبل پنجره هتل روبرو معلوم بود، خود پنجره پيدا بود، بعد به آفتاب نگاه کردم که به نظرم زيبا بود، يک جايی بود که آفتاب به اتاق وارد می شد وبه کف اتاق می رسيد وشد عصر وکم کم شب و سحر و صبح شد وبعد نگاه کردم ديدم بيست و چهار ساعت نشست واين کمتر از پنج دقيقه طول نکشيد وبه راستی به اندازه چند دقيقه. فکر می کنم به دليل اينکه فکری در مغزم نبود. تجربه عجيبی بودعين اين حادثه وقتی که کتاب "عقل آبی" را می نوشتم دررامسر اتقاق افتاد من عجله داشتم وشتاب که بنويسم وبه تهران برگردم. دوتخم مرغ برداشتم ونيم رو کردم.

تخم مرغ را گذاشتم روی ميز وجلوی آن نشستم، طرف غروب بود بعد ديدم در می زنند سرم را بلند کردم ديدم که تخم مرغ ها ماسيده و وقتی پنجره را نگاه کرد ديدم عصر است ودرحالی که وقتی درست کردم غروب بود، در را بازکزذم خانم همسايه گفت برويم شام بخوريم ، وقتی پرسيدم چه روزی است گفتن شنبه درحالی که موقعی که تخم مرع ها را درست کرده بود جمعه بود. احتمالا خانم همسايه ديده بود که من نشستم روی صندلی مدام فکر کرده بود که مرده ام....خليی تجربه جالبی بود که مغز می تواند از يک فاصله زمانی بزرگ باشتاب عبورکند.....

ازديگر کتاب های پارسی پور که به زبان انگليسی ترجمه شده يکی هم کتاب "زنان بدون مردان" است که درسال ۱۹۹۵ منتشرشده است وديگری داستان کوتاهی ازوی دريک مجموعه داستانی ازنويسندگان ايرانی.

 
 
پرسيس کريمگفتگو با پرسيس کريم
مولف کتاب "بگذار به تو بگويم کجا بوده ام"
 
 
ایرانیانمرکز ایرانیان
در برکلی
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران