کوپا لیبرتادورس؛ ۳۶ ساعتی که فوتبال آرژانتین را شرمسار کرد

فینال کوپا لیبرتادورس حق نشر عکس Getty Images

بازی شنبه شب (۲۴ نوامبر) بین ریورپلاته و بوکاجونیورز می‌توانست بزرگ‌ترین بازی باشگاهی در تاریخ ۱۲۷ ساله فوتبال آرژانتین باشد؛ مسابقه‌ای که هنوز برگزار نشده است.

پس از مدت‌ها توجه فوتبال‌دوستان جهان به فینال کوپا لیبرتادورس جلب شد، جدال دو تا از بزرگ‌ترین رقیبان فوتبالی دنیا، این بار در فینال مسابقات قاره‌ای بود و دیدار رفت آن با نتیجه ۲-۲ تمام شده بود.

هر طوری که نگاه می‌کردید، ماجرا نمی‌توانست دراماتیک و هیجان‌انگیز نباشد. دو ساعت قبل از سوت آغاز بازی، بلندگو‌های ورزشگاه ریورپلاته آهنگ گروه "بلک ‌آید ‌پیز" را پخش می‌کردند که به ما نوید یک شب خیلی خوب را می‌داد؛ شبی که همه چیز بود جز این.

تمام هفته هواداران دو تیم از بی‌خوابی شب‌ها و ترس از شکست حرف می‌زدند، نشانه این که آن‌ها بیشتر از کابوس شکست می‌هراسند بجای این که در رویای پیروزی غرق باشند.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption شماری از بازیکنان بوکا جونیورز از جمله گونزالو لامارد به دنبال حمله به اتوبوس تیم‌شان مجروح شدند

طبیعی است که بهای بلیت سر به فلک می‌کشید. یک مرد برای به دست آوردن بلیت حاضر شد شغلش را بدهد و گزارش‌هایی از فروش بلیت‌هایی با قیمت شش رقمی منتشر شد.

رودولفو دونوفریو، رئیس باشگاه ریورپلاته مجبور شد عکس پروفایل واتس‌اپش را با یک نوشته عوض کند: "من بلیت ندارم."

او به من گفت: "برگزاری این مسابقه برای من افتخار و مسئولیتی بزرگ است. برای ما هواداران ریورپلاته خیلی مهم هستند چون ما شور و شوق آرژانتینی و حسی را که به فوتبال داریم به دنیا نشان می‌دهیم."

روز مسابقه اضطراب تبدیل به هیجان شد. در راه ورزشگاه، یک گزارشگر رادیویی این مسابقه را "بازی تمام اعصار" نامید.

ماموران امنیتی مثل همیشه بودند و تجهیزاتشان و فواصلی که هواداران را چک می‌کردند، تفاوتی با سایر بازی‌ها نداشت. اما همین که ما سر جایمان نشستیم و با اشتیاق درباره اتفاقی که قرار بود بیفتد صحبت می‌کردیم، خبر حمله به اتوبوس بوکا جونیورز منتشر شد.

ابتدا فقط عکس‌ها و تصاویری در شبکه‌های اجتماعی منتشر ‌شد اما آن‌چه در ادامه آمد، رنگ و لعاب شایعات گوناگون و تئوری توطئه داشت.

اول شایع شد هواداران ریورپلاته با اسپری فلفل به بازیکنان بوکا حمله کرده‌اند؛ اقدامی برای تلافی کردن کاری که هواداران بوکا در کوپا لیبرتادورس ۲۰۱۵ با بازیکنان ریورپلاته کرده بودند.

بعد که معلوم شد اشک‌ بازیکنان را گاز اشک‌آور پلیس درآورده، خبرهایی منتشر شد که خرده‌های لیوانی که به هوا پرتاب شده بود، به چشم پابلو پرس، کاپیتان بوکا رفته؛ در حالی که عده دیگری می‌گفتند که فقط بازوی او خراشیده شده.

داخل ورزشگاه، حال و هوای بازی شکل گرفته بود، اما هر هواداری می‌داند که باید شور و شوق واقعی را برای زمان برگزاری مسابقه ذخیره کند. نوارهای سفید و قرمز برای استقبال از بازیکنان مانند آبشاری روان بودند ولی پای بازیکنان هرگز به زمین بازی نرسید.

سپس این سئوال پیش آمد که چرا ترکیب تیم‌ها منتشر نمی‌شود؟ و این که چرا موسیقی بلندی که در ورزشگاه پخش می‌شد، (البته خوشبختانه) قطع شد؟

حق نشر عکس AFP
Image caption این اولین بار در تاریخ ۵۸ ساله کوپا لیبرتادورس است که این دو تیم در فینال مسابقات مقابل هم قرار گرفته‌اند

در شبکه‌های اجتماعی اخباری مبنی بر تعویق بازی پخش شد. سرود خواندن هواداران متوقف و فضای سنگینی بر ورزشگاه حاکم شد.

یک نفر توییت کرد که بوکا خواهان این شده که نتیجه بازی به نفع آن‌ها ثبت شود؛ اتفاقی که به دنبال استفاده از اسپری فلفل در سال ۲۰۱۵ به نفع ریور پلاته رقم خورد.

اما یک نفر دیگر گفت که جانی اینفانتینو، رئیس فیفا تهدید کرده که اگر بوکا بازی نکند، بازنده اعلام خواهد شد. اما مشکل این بود که تمام این حرف‌های جنجالی را مردم می‌زدند، سخنانی که طبق قاعده باید از دهان خبرنگاران محلی و سازمان‌های معتبر خارج می‌شد؛ اما کدام حرف حقیقت و کدام حرف خیال‌پردازی بود؟

ساعت پنج (به وقت محلی) که قرار بود بازی برگزار شود، آمد و گذشت و ما فقط شنیدیم که پرس برای درمان چشمش به بیمارستان رفته است. در حالی که منتظر خبری در مورد درمان او بودیم، خبر رسید که شاید بازی یک ساعت دیرتر آغاز شود. پخش موسیقی از سر گرفته شد اما جو ورزشگاه برنگشت.

و البته هواداران حق داشتند. ساعت شش بود و اثری از بازیکنان نبود. در حالی که بحث درباره دلیل اصلی به تاخیر افتادن بازی بالا گرفته بود، مربیان بوکا وارد زمین شدند و با خودشان توپ‌ها و وسایل گرم کردن بازیکنان را آوردند. به دنبال آن‌ها داور و کمک‌هایش هم وارد زمین شدند و فریاد طرفداران بلند شد.

امید به برگزاری بازی خیلی زود کم رنگ شد. خبرنگاران باتجربه‌ می‌گفتند در سال ۲۰۱۵ هم خبر لغو بازی به دلیل ترس از واکنش هواداران اعلام نشد در عوض مسئولان روی خستگی تماشاگران حساب کردند تا از خشم و ناامیدی آن‌ها کم شود.

یکبار دیگر کور سوی امیدی پیدا شد. حساب رسمی توییتر بوکاجونیورز، ترکیب را اعلام کرد و در عین تعجب پرس هم در آن قرار داشت.

بازیکنان واقعا کجا بودند؟ آن‌ها در راه بازگشت به هتل بودند. بازی اصلا قرار نبود برگزار شود اما کسی این را به جمعیت نمی‌گفت.

به لطف شبکه‌های اجتماعی اخبار پخش شده بود. مردم شروع به خروج از ورزشگاه کردند و در همان حال تئوری توطئه دوباره قوت می‌گرفت.

یک نفر می‌گفت حمله به اتوبوس کار "بارا براوا"، گروهی از هوادارن قدرتمند و خشن ریور پلاته، بوده و آن‌ها برای انتقام گرفتن از حمله دیروز پلیس به خانه رهبرشان این کار را کرده‌اند.

یک نفر دیگر می‌گفت پلیس به عمد اجازه انجام این کار را داده تا اقتدار دولت آرژانتین را زیر سئوال ببرد.

اما هنوز کسی نمی‌دانست که چه بر سر بزرگ‌ترین بازی فوتبال تاریخ آرژانتین آمده است؟

شایعات اوج می‌گرفت: یکی می‌گفت بوکا خواهان این شده که برنده بازی اعلام شود. دیگر می‌گفت که بازی به ورزشگاه دیگری انتقال داده شده. یکی هم می‌گفت قرار است بازی بدون حضور تماشاگر و پشت درهای بسته برگزار شود.

حرف‌های زیادی زده می‌شد اما تنهای چیزی که هیچ حرف و حدیثی در آن نبود، رقم خوردن شبی خجالت‌آور برای آرژانتین و آمریکای جنوبی بود.

حق نشر عکس Reuters
Image caption قبل از این بازی روز یکشنبه لغو شود، شماری از هوادران اجازه حضور در ورزشگاه را پیدا کردند

آلخاندرو دومینگس، رئیس فوتبال آمریکای جنوبی، نصف شب توئیتی کرد و بدون انتقاد از برگزارکنندگان مسابقه، اتفاقی که افتاده بود را شرم‌آور خواند. او گفت که امیدوار است بازی با ۲۴ ساعت تاخیر در وزرشگاه مملو از جمعیت مانیومنتال برگزار شود.

در این میان یک نفر حرفی ناراحت‌کننده به من زد: "حتی اگر ما برنده شویم، یک ماه دیگر همه این بازی را با اتفاقی که دیروز افتاد به یاد می‌آورند. این بازی نباید امروز انجام شود."

بعد بالاخره خبری آمد که می‌شد رویش حساب کرد. بوکاجونیورز بیانیه‌ای منتشر کرد و گفت چون بازیکنانش در شرایط مساوی نیستند، نمی‌خواهد بازی کند. فقط ده دقیقه پس از آن بود که رئیس کنفدراسیون فوتبال آمریکای جنوبی گفت که بازی لغو شده است. همین و همین.

زیر آفتاب سوزان، یکبار دیگر تماشاگران ریورپلاته به خانه‌هایشان رفتند. در حالی که این بار نه از خشم خبری بود و نه از حس و حال. آخر هفته‌ای شرم‌آور امان آن‌ها را بریده بود. مسابقه‌ای که می‌توانست به چند بازیکن این بخت را بدهد که نامشان را وارد تاریخ فوتبال آرژانتین کنند، لغو شده بود.

بجای یک آخر هفته مهیج و دیوانه‌وار، از این واقعه تا ابد به عنوان یکی از شرمساری‌های آرژانتین یاد خواهد شد.