از جمع کردن زباله تا شومینه‎ای همیشه خاموش؛ مارسلو بیلسا در لیدز چه می‏کند؟

مارچلو بیلسا حق نشر عکس Getty Images

وقتی مارسلو بیلسا روی نیمکت لیدزیونایتد نشست، کم‎تری کسی او را به چشم گزینه‎ای متعارف و مطمئن نگاه می‏کرد . نشانه‎ها اما می‎گویند شاید این مربی آرژانتینی بتواند تیمی که زمانی یکی از غول‏های فوتبال انگلیس بوده را بعد از ۱۵ سال دوباره به اوج بازگرداند.

برای ساخت مستندی چهار روز در دنیای بیلسا در لیدز زندگی کردم . درهای باشگاه به روی من و تیمم باز بود و می‎توانستیم با بازیکنان، هواداران و کارکنان باشگاه صحبت کنیم. ما همچنین این امکان را داشتیم که تمرینات تیم را از نزدیک ببینیم و با خود بیلسا حرف بزنیم.

اولین مورد غیرعادی شومینه باشگاه است؛ بازیکنان و کادر فنی کنار این شومینه جمع می‎شوند، استراحت می‏کنند و مدت‎های طولانی صحبت می‎کنند. اهمیت واقعی این شومینه احتمالا زمانی مشخص خواهد شد که یک نفر پیدا شود و واقعا از پس روشن کردنش برآید. کار روی این پروژه در حال حاضر همچنان ادامه دارد، درست مثل بسیاری پروژه‎های کنونی دیگر.

در باشگاه همه‎ از ذهن پیچیده و وسواس فکری کم‌نظیر مربی آرژانتینی تیم حرف می‎زنند. این طور که پیداست برای اولین بار این شعار هواداران که می‎گویند: "یک مارسلو بیلسا وجود دارد، فقط یک مارسلو بیلسا" عین واقعیت است.

ویکتور اورتا، مدیر ورزشی باشگاه، تابستان امسال به سراغ بیلسا رفت. او و آندرآ رادریاتزانی، مالک باشگاه یک بار در طول گفتگوی خود در یک تاکسی بر سر این موضوع به توافق رسیده بودند و بعد از آن هم اورتا با پیغامی که روی پیام‎گیر بیلسا گذاشت، مهم‎ترین قدم را در این مسیر برداشت.

کمی بعد آن‎ها در خانه بیلسا در بوئنوس آیرس با هم ملاقات کردند. مربی آرژانتینی قبل از رسیدن آن‎ها طی ۲۴ ساعت ۵ بازی لیدز را تماشا کرده بود. وقتی اورتا برای دومین بار با آنگوس کینیر، مدیر اجرایی لیدز ملاقات کرد، هیچ‌یک نمی‎توانستند باور کنند بیلسا تا چه اندازه خودش را درگیر لیدز کرده.

مربی ۶۳ ساله پیشنهادهایی از سوانزی و وستهم داشت و به او توصیه شده بود برای آشنایی با مربیگری در انگلیس، به این کشور سفر کند. لیدز این فرصت را به او می‎داد تا خودش همه چیز را از نزدیک تجربه کند.

بیلسا به لیدز رفت چون با پیشینه باشگاه آشنایی داشت، چون این باشگاه در انگلیس بود، سرزمینی که همیشه می‏خواست توانایی‎های خودش را در آن محک بزند و مهم‎تر از همه چون رادریتزانی، اورتا و کینیر به او اطمینان داده بودند لیدز به هر قولی که بدهد، عمل می‌کند.

این مهم‎ترین نکته بود، آن هم بعد از این که لیل و لاتزیو که مدت کوتاهی با آن‎ها همکاری داشت بارها زیر قول‎هایشان زده بودند.

نکته‌ای که حقایق زیادی در خودش دارد: برای بیلسا هیچ چیز به اندازه رابطه شخصی و اعتماد دو طرفه اهمیت ندارد.

گفته می‎شود وقتی بیلسا قراردادش با لیدز را امضا کرد، تک تک بازی‏های فصل گذشته این تیم را تماشا کرده بود. یک کاربر به شوخی در توییتر نوشت: "مرد بیچاره، چه کار کرده که مستحق چنین چیزی است؟"

تغییر فرهنگ لیدز

حق نشر عکس Getty Images
Image caption ماجرای وادار کردن بازیکنان به جمع‌آوری آشغال‎های کنار زمین، به یکی از خبرهای داغ مربوط به بیلسا تبدیل شد

وقتی معلوم شد بیلسا به جلسات تمرین رقبای لیدز جاسوس می‎فرستاده تا از آن‎ها جلو بیفتد ، توجه عموم مردم، حتی کسانی که هوادار تیم نبودند هم به او جلب شد.

اما این بیلسا است؛ مردی که کارها را به روشی متفاوت انجام می‎دهد. روش کاری او پرداختن به همه جزئیات مربوط به بازی است و این ویژگی او را منحصر به فرد کرده.

دستیارهای بیلسا به طور مرتب از طریق واتس‌اپ برای بازیکنان تیم ویدئوی بازی‎هایشان را می‌فرستند و همین‎طور بخش‎هایی از بازی حریف بعدی. بیلسا که ترجیح می‎دهد دستیارانش بیشتر از خود او با بازیکنان در تماس باشند، نسبت به تیم‎های حریف وسواس فکری دارد.

جدا از مسائل تاکتیکی، بیلسا رسانه‌ها را از سایر امور مربوط به تیمش دور نگه می‎دارد و از این موضوع کاملا راضی است. او البته حواسش به خبرنگاران هست و وقتی ادم پوپ، خبرنگار بی‌بی‌ سی در لیدز که پای ثابت کنفرانس‌های خبری است در سالن حاضر نمی‎شود، سراغش را از جیمز مونی، مدیر رسانه‌ای باشگاه می‎گیرد.

ماجرای وادار کردن بازیکنان به جمع‌آوری آشغال‎های کنار زمین، به یکی از خبرهای داغ مربوط به بیلسا تبدیل شد. او این کار را کرد تا شاگردانش متوجه شوند جهان فقط جای افراد ثروتمند و برگزیدگانی که در حباب خود زندگی می‎کنند نیست و در واقع از آدم‎هایی معمولی تشکیل شده که باید عرق بریزند و گاهی اوقات تن به کارهایی بدهند که دوست ندارند.

هدف اصلی بیلسا از این کار نهادینه کردن استانداردهای بالا در لیدز است، استانداردهایی که سال‌ها بعد از رفتنش هم باقی بمانند. او فرهنگ این باشگاه را برای همیشه تغییر داده است.

بیلسا مسافت شش و نیم کیلومتری از خانه تا زمین تمرین را پیاده می‎رود. قدم‎زدن‎های تند او در کنار زمین در طول بازی‎ها و نحوه دو زانو نشستن‌اش روی چیزی که به یک سطل پلاستیکی شباهت دارد، روش خاص این مربی برای مقابله با کمردری است که از دوران بازی‎ رهایش نکرده.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption سطل‎هایی شبیه به سطل بیلسا در فروشگاه‎های باشگاه به فروش گذاشته شده

بیلسا علاوه بر این برای بازیکنان در زمین تمرین مکان‎هایی را در نظر گرفته که هر وقت بخواهد باید در آن باشند.

کاملا واضح است که این مربی به جزئیات اهمیت زیادی می‎دهد. به درخواست بیلسا لامپ‎های مخصوص مطالعه در اتاق‎ها نصب شده و حتی جای پریز آن‎ها را هم تغییر داده‎اند چون به اعتقاد او کاملا صاف روی دیوار قرار نگرفته بودند. شومینه هم یکی دیگر از این تغییرات است و به این منظور نصب شده که حس خانه را ایجاد کند.

تمرین‎های تیم شدید و به همان اندازه پر از ریزه‎کاری هستند. برنامه چهارشنبه‎ها بازی یازده به یازده بین تیم اصلی و ذخیره‎هاست. گاهی اوقات یکی از ذخیره‎ها در این تمرین می‎درخشد و در ترکیب اصلی تیم جای می‎گیرد.

تمرین پنج‌شنبه‎ها مفصل‎تر است و روی تکرار حرکات تمرکز دارد. سپس به بازیکنان توضیح داده می‎شود که بعد از آن باید چه کار کنند و دوباره نوبت به تکرار حرکات می‎رسد.

بیلسا این کار را می‏کند چون می‎داند در زمین بازی تصمیم‎ها توسط خود بازیکنان گرفته می‎شود، بنابراین باید حد مشخصی از استقلال را داشته باشند و این زاده غریزه و استعداد ذاتی آن‎هاست. اما با دیکته کردن این تصمیمات در طول زمان مربی می‎تواند آن‎ها را به بخشی از ژن بازیکنان تبدیل کند.

همه کارکنان لیدز یونایتد، از شاغلین بخش اداری گرفته تا تأسیسات، می‎خواهند در آنچه در حال روی دادن است سهیم باشند. موجی از هیجان در باشگاه وجود دارد و همه حس می‎کنند بخشی از یک اتفاق بسیار خاص هستند.

بیلسا دل همه را بدست خواهد آورد؟

حق نشر عکس Getty Images
Image caption بیلسا همین الان هم در میان هواداران لیدز به شدت محبوب است

وقتی بیلسا به انگلیس آمد، این شک وجود داشت که آیا بازیکنان چمپیون‌شیپ ( دسته دوم فوتبال انگلیس)، متدها و روش کاری او را درک خواهند کرد.

هنوز خیلی زود است که اعضای باشگاه بیلسا را درست بشناسند و بفهمند فلسفه‌ او نه فقط از فوتبال که از نوع نگاهش به زندگی سرچشمه گرفته. نمی‌دانم آن‌هایی که بیلسا تلاش می‎کند رویشان اثر بگذارد و بهشان کمک کند به این نتیجه رسیده‎اند یا نه اما این اتفاق خواهد افتاد.

به معنای ساده، او هم مثل همه مربیان درجه یک، به بهتر شدن بازیکنان کمک می‏کند.

از او پرسیدم آیا بدست آوردن دل بازیکنان انگلیسی برایش سخت بوده، در پاسخ گفت: "نه، کاملا بر عکس. آن‎ها با تمام وجود توانایی پاسخ دادن به محرک‎های احساسی را دارند."

پپ گواردیولا، مربی منچسترسیتی یک بار به آرژانتین رفت و کیلومترها رانندگی کرد فقط برای این که بیلسا را ببیند و با او در مورد فوتبال حرف بزند: "بازیکنان و تیم‎هایی که زیر دست او باشند، بهتر می‎شوند. این او را به یک مربی خاص و انسانی استثنایی تبدیل کرده. تعداد مربیانی که مثل او بازی را می‎شناسند و درک می‎کنند در جهان انگشت‎شمار است."

بیلسا احتمالا پیشرفته‎ترین روش‎ مربیگری را ندارد اما برای ریزه‎کاری‎ها اهمیت زیادی قائل است. ماجرای جاسوسی از تمرین‎های تیم‎های رقیب هم در واقع ریشه در همین وسواس شدید او دارد.

او یک بار در مورد خودش گفت: "واقعیت این است که من پر از شور و هیجانم و این تنها در فوتبال خلاصه نمی‏شود. اگر همین فردا دیگر نتوانم این شور و هیجان را در فوتبال به کار بگیرم، در جای دیگری از آن استفاده خواهم کرد."

این مربی با حرف‎هایی که در مورد نوع نگاه رمانتیکش به فوتبال و زندگی می‎زند، خیلی‎ها را شیفته خود کرده؛ چه آن‎هایی که کنارش کار کرده‎اند و چه کسانی که زیر دستش فوتبال یاد گرفته‌اند. از جمله این افراد می‌تون به ادواردو بریتزو، که به تازگی هدایت تیم ملی پاراگوئه را در دست گرفته و تاتا مارتینو، مربی سابق بارسلونا و تیم ملی آرژانتین اشاره کرد.

درست مثل گواردیولا، مائوریتسیو پوچتینو، مربی تاتنهام هم همیشه بیلسا را ستایش کرده. جالب این که درک این دو مربی از فوتبال کاملا با بیلسا متفاوت است. بزرگ‏ترین تفاوت‏شان این است که نوع بازی تیم‏های پوچتینو و گواردیولا بر اساس نحوه عملکرد تیم‎های رقیب چندان تغییر نمی‎کند و حال آن‎ که این یکی از اصول بنیادی در تاکتیک‎های بیلساست.

فلسفه بیلسا چیست؟

حق نشر عکس Getty Images
Image caption تیم بیلسا با باخت یک بر صفر مقابل کوئینز پارک ‎رنجرز شانس صدرنشینی درچمپیونشیپ را از دست داد

در لیدز انتظارات بسیار بالاست، همه می‏خواهند باشگاه دوباره به روزهای اوجش بازگردد.

صعود به لیگ برتر دستاورد بسیار بزرگی خواهد بود. نباید فراموش کرد بخش اعظم این تیم را بازیکنانی تشکیل داده‎اند که فصل گذشته سیزدهم شدند. اما تفاوت داستان اینجاست که همه آن‌ها حالا بازیکنان بهتری شده‏اند.

بیلسا یک گروه تک نفره نیست. دور و برش پر است از دستیارانی که مثل او فکر می‏کنند و کارآموزانی که از سراسر دنیا آمده‎اند تا یاد بگیرد و برای نزدیک شدن به او با هم رقابت کنند.

بیلسا در عین حال دیدی غیرواقعی نسبت به وظیفه‎‎اش در لیدز یونایتد ندارد و مثل همیشه با فلسفه خاص خودش در جهت رسیدن به آن قدم برمی‎دارد. وقتی مربی تیم ملی شیلی بود حرف‏هایی زد که در مورد لیدز هم می‏توان به آن استناد کرد: "بیشتر وقت‎ها به یک مسأله گیر می‎دهم، دوباره آن را بررسی می‎کنم، باز آن را مرور می‏کنم، بعد یک بار دیگر به آن نگاهی می‎‎اندازم و با خودم می‏گویم: شاید بهتر است به سینما بروم تا مسائل را از زاویه‎ای دیگر ببینم. گاهی اوقات برای حل یک مشکل بهتر است سرمان را به کار دیگری مشغول کنیم تا این که به شکلی وسواسی همه حواس خود را روی آن متمرکز کنیم."

بیلسا خوب می‎داند فقط در صورتی می‏تواند آنچه می‎خواهد را از بازیکنانش بدست آورد که به آن‎ها عشق بورزد. هیچ راه دیگری نتیجه نخواهد داد. وقتی مربی شیلی بود گفت: "کسی که دوست داشته شود، بیشتر احساس امنیت و قدرت می‏کند و وقتی مبارزه‎ای در کار باشد خود را بالاتر می‏بیند. باید به کسانی که رهبر‎شان هستی، صادقانه عشق بورزی و اگر این حس به طور طبیعی در تو نیست باید آن را بیاموزی."

ائوژنیو تیرونی، جامعه‎شناس اهل شیلی شاید بهترین توصیف را از بیلسا ارائه داده :"بیلسا یک مرجع و الگوی عالی برای جوانان است چون به واسطه نظم و پشتکار و مهم‎تر از همه شور و احساساتش به نتیجه می‎رسد. او شبیه شخصیت‎های رمان‏هاست، کسی که به دنیا از دریچه یک بازی نگاه می‏کند و همه فکر و ذکرش رسیدن به کمال است."

موضوعات مرتبط