برانکو ایوانکوویچ کیست و در فوتبال ایران چه کرده؟

برانکو حق نشر عکس Getty Images

نخستین قرارداد برانکو ایوانکوویچ با فوتبال ایران، به بهمن ۱۳۷۹ برمی‌گردد. محسن صفایی فراهانی، رییس وقت فدراسیون فوتبال ایران در یک نشست خبری اعلام کرد سرمربی تیم ملی فوتبال کرواسی در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه به همراه دستیارانش هدایت تیم ملی ایران را برعهده خواهند گرفت.

برانکو ایوانکوویچ مهم‌ترین دستیار و به عبارتی مغز متفکر میروسلاو بلاژویچ، سرمربی پیشین تیم ملی فوتبال ایران, بود. آقای بلاژویچ بارها او را "پروفسور" ‌نامید و حتی بخشی از موفقیت تیم ملی کرواسی به عنوان پدیده جام جهانی فرانسه را مدیون سیستم‌های درست و تمرینات منظم این دستیارش می‌دانست.

برانکو ایوانکوویچ ساکت، آرام و بسیار کم‌حرف به نظر می‌رسید. ‌آن‌چه در سوابق دوران بازیگری‌اش دیده می‌شد، بیش از ۲۶۰ بازی برای تیم "وارتکس واراژدین" کرواسی و تحصیلات عالی در دانشگاه ورزش کرواسی بود. میروسلاو بلاژویچ وفاداری او را به دلیل حضور بی‌وقفه ۱۲ ساله در این باشگاه، می‌ستود.

اما حضور برانکو ایوانکوویچ در فوتبال ملی ایران از اردیبهشت سال ۱۳۸۱ رنگ و بوی جدی گرفت. ناکامی آقای بلاژویچ در رسیدن به جام جهانی ۲۰۰۲ مقدمات خروج این مربی از ایران را فراهم کرد.

نهال درخت کریسمس در فوتبال ایران

حق نشر عکس Getty Images
Image caption میرسلاو بلاژویچ، سرمربی سابق تیم ملی فوتبال ایران

پس از کنار رفتن مسالمت‌آمیز میروسلاو بلاژویچ از ایران، محسن صفایی فراهانی، برانکو ایوانکوویچ را جایگزین او کرد. اردیبهشت ۸۱ برانکو ایوانکوویچ در کمپ تیم‌های ملی کنار آقای صفایی فراهانی نشست و به عنوان سرمربی جدید تیم ملی ایران معرفی شد.

اما کمتر از دو هفته بعد و در حالی که سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک ایران تلاش می‌کردند محمد مایلی‌کهن را به عنوان سرمربی تیم فوتبال المپیک ایران به فدراسیون فوتبال تحمیل کنند، محسن صفایی فراهانی تصمیم گرفت از برانکو ایوانکوویچ هم‌زمان در تیم‌های ملی و امید ایران استفاده کند.

آقای صفایی فراهانی در توجیه تصمیم خود به روزنامه خبرورزشی گفته بود: "تیم ملی ایران فعلا تورنمنت مهمی در پیش ندارد و بهتر است آقای ایوانکوویچ سرمربی تیم ایران در رقابت‌های آسیایی بوسان باشد." بازی‌های آسیایی بوسان از هفت مهر همان سال به میزبانی کره جنوبی برگزار می‌شد.

نخستین اقدام برانکو، عملی کردن ایده‌ای بود که از زمان حضورش به عنوان کمک مربی میروسلاو بلاژویچ در آن ناکام مانده بود. او در بدو ورود به ایران خواستار اصلاح ساختار دفاعی و تغییر آرایش از بازی با سه دفاع متمرکز به چیدمان ۴ نفره در خط دفاعی بود اما میروسلاو بلاژویچ این تغییر تاکتیک را "خودکشی" و قدم گذاشتن در مسیر حرکت تومیسلا ایویچ می‌دانست.

سه سال پیش از این هم تومیسلاو ایویچ با اصرار به تغییر فاز دفاعی تیم ملی ایران از ۲-۵-۳ به آرایش ۲-۴-۴ ریسکی بزرگ کرد که با شکست سنگین مقابل باشگاه رم ایتالیا در دیدار دوستانه، به اخراجش از تیم ملی منجر شد.

برانکو ایوانکوویچ اما تغییرات ساختاری را از سال ۸۱ و در تیم امید ایران آغاز کرد. او نخستین مربی تاریخ فوتبال ایران شد که از سیستم ۱-۳-۲-۴ در فوتبال ایران استفاده کرد. سیستمی که آن زمان بسان کودکی نوپا بود و نخستین بار در ذهن گاس هیدینک مربی نامدار هلندی متولد شد.

برانکو نام سیستم جدید تیم ملی را "درخت کریسمس" گذاشت. با همین "درخت" به بازی‌های آسیایی بوسان رفت. در مرحله گروهی با همین سیستم نتایجی متزلزل مقابل افغانستان، لبنان و قطر گرفت و بلافاصله تیمش را به همان آرایش ۲-۵-۳ برگرداند. در مرحله حذفی کویت را شکست داد تا به نیمه‌نهایی مسابقات برسد. در نیمه‌نهایی مقابل کره جنوبی در ضربات پنالتی پیروز شد.

بازی ایران مقابل کره‌جنوبی یکی از نقاط عطف مربی‌گری برانکو ایوانکوویچ در فوتبال ایران بود. تیم المپیک کره در ترکیب ۱۱ نفره ابتدایی خود ۸ بازیکنی را در اختیار داشت که در جام جهانی ۲۰۰۲ به مقام سوم جهان رسیده بودند. آرایش دفاعی و ۹۰ دقیقه فوتبال تدافعی منظم تیم برانکو در کنار تک گلی که روی ضد حمله به ثمر رسید و به اشتباه از سوی داور مردود شد، ستایش منتقدان او را هم به همراه داشت.

پیروزی در ضربات پنالتی مقابل کره‌جنوبی و پیروزی دو بر صفر در فینال بازی‌های آسیایی، قهرمانی بوسان را برای ایران به همراه آورد. این آخرین قهرمانی یک تیم فوتبال ایرانی در رقابت‌های آسیایی تاکنون است.

نسل نو در فوتبال پیر

حق نشر عکس Getty Images
Image caption ایران با هدایت برانکو ایوانکوویچ قهرمان بازی‌های آسیایی بوسان شد

این قهرمانی البته تمام ردپای برانکو ایوانکوویچ در فوتبال ایران نبود. او سعی کرد تیمی را شکل دهد که برگرفته از بازیکنان جوان فولاد خوزستان بودند.

ابراهیم میرزاپور، حسین کعبی، جلال کاملی مفرد، علی بداوی و ایمان مبعلی از فولاد خوزستان کنار علیرضا نیکبخت واحدی، سیاوش اکبرپور، محمد نصرتی، مهدی رحمتی، محرم نویدکیا و جواد کاظمیان بخشی از نوگرایی‌های تیم برانکو ایوانکوویچ بودند که آینده تیم ملی فوتبال ایران را هم ساختند.

پس از آن قهرمانی برانکو ایوانکوویچ از ایران رفت. همایون شاهرخی با تصمیم محمد دادکان، رییس فدراسیون فوتبال ایران جای او نشست. ولی بهار سال ۸۲ و در پی ناکامی تیم ملی مقابل اردن در بازی‌های انتخابی جام ملت‌های آسیا بار دیگر برانکو ایوانکوویچ به تهران بازگشت و سرمربی تیم ملی ایران شد.

آقای دادکان سال‌ها بعد بازگشت برانکو ایوانکوویچ را نتیجه فشار محسن مهرعلیزاده رییس وقت سازمان تربیت بدنی عنوان کرد.

بازگشت برانکو باز هم معنی بازگشت به سیستم درخت کریسمس را داشت. او در نخستین جلسه فنی با بازیکنان تیم ملی گفته بود: "به ۱-۳-۲-۴ عزیز سلام کنید."

برانکو ایوانکوویچ برای این سیستم محبوبش استدلال‌های مشخصی داشت. مثلا زمستان سال ۸۲ در گفتگو با اردشیر لارودی سردبیر روزنامه جهان فوتبال این آرایش را بهترین روش برای پوشش دادن تمامی نقاط میانه زمین دانست.

او از تعبیر "مین‌گذاری برای حریف" در زمان مالکیت توپ استفاده کرد و گفت: "وقتی شما توپ را می‌دهید و زمین را می‌گیرید، باید تمام منافذ مرکز زمین و عمق دفاعی‌تان را ببندید."

مفهوم مین‌گذاری برای حریفان تیم ملی ایران در جام ملت‌های آسیا ۲۰۰۴ عینیت پیدا کرد. آری‌هان سرمربی وقت تیم ملی چین پیش از بازی نیمه‌نهایی مقابل ایران به مثلث حسین کعبی - مهدی مهدوی‌کیا - علی کریمی، لقب "مثلث برمودای ایران" را داد.

مثلثی که در خط میانی ایران تقریبا نبض بازی را در دست می‌گرفت. حمله می‌کرد، در دفاع مشارکت کامل داشت، ضدحملات را پایه می‌گذاشت و گل می‌زد. با این حال سرمربی وقت تیم ملی البته پایه‌های استدلال فنی‌اش را روی توانایی‌های جواد نکونام هم قرار داده بود.

این تعریف او پس از جام ملت‌های آسیا دقیقا تعریف کاملی از همان مین‌گذاری بود: "وقتی شما بازیکنی مانند جواد نکونام را دارید، باید تمام تمرکز حریف را روی نقطه قوت خودتان ببرید. درست وقتی همه نگران مهدوی‌کیا، کریمی و کعبی هستند و در یک منطقه از زمین متمرکز شده‌اند، باید توپ را سریع به نکونام برسانید و او منطقه بازی را برای سمتی دیگر عوض کند. جایی که نیکبخت واحدی یا هاشمیان قرار دارند."

در جام ملت‌های آسیا هم البته سیستم ۱-۳-۲-۴ برانکو ایوانکوویچ پایدار نماند. پس از محرومیت محمد نصرتی، علی بداوی و رحمان رضایی از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا، سرمربی تیم ملی مجبور به بازگشت به سیستم ناخوشایند قدیمی‌ فوتبال ایران شد؛ سلام دوباره به ۲-۵-۳.

پیروزی مقابل تایلند، تساوی برابر عمان و ژاپن، پیروزی تاریخی ۴ بر ۳ مقابل کره‌جنوبی با هت‌تریک علی کریمی و شکست "ناعادلانه" روبروی چین، ایران را به بازی رده‌بندی کشاند. شکست دادن بحرین برای ایستادن روی سکوی سوم آسیا خوشایند بود.

تیمی ناهمگون ولی جهانی

حق نشر عکس Getty Images

برانکو ایوانکوویچ چه پیش از جام ملت‌های آسیا و چه پس از آن و در راه صعود به جام جهانی فوتبال، در ترکیب و انتخاب نفراتش به شدت سرسخت به نظر می‌رسید.

بازی گرفتن از محمد نصرتی و ستار زارع در دفاع چپ، مهم‌ترین نقد به ساختار تیم ملی ایران بود. برانکو ایوانکوویچ سال‌ها بعد و پس از رفتن از ایران در گفت‌وگو با روزنامه گل، اصرارش برای بازی گرفتن از این دو مدافع راست‌پا در سمت چپ خط دفاعی ایران را این‌گونه توجیه کرد: "شما کدام مدافع چپ پای استاندارد را در لیگ داشتید که من دعوت نکردم؟"

آقای ایوانکوویچ البته در بازه‌ای از زمان روی نیمکت تیم ملی ایران نشست که ساختار فوتبال ایران موزون نبود. ستاره‌هایی مانند علی کریمی، مهدی مهدوی‌کیا، علیرضا نیکبخت واحدی، وحید هاشمیان، حسین کعبی، جواد نکونام یا یحیی گل‌محمدی و رحمان رضایی در تیم ملی حضور داشتند، اما در سایر پست‌ها نفرات همگونی وجود نداشت.

ضعف درون دروازه، فقر دفاع چپ کلاسیک، نداشتن جانشین برای هر یک از مهره‌های کلیدی در صورت محرومیت یا مصدومیت احتمالی آنها، از جمله بداقبالی‌های آقای ایوانکوویچ بود.

هرچند که نمی‌توان چشم بر پافشاری‌های لجوجانه‌اش هم بست. بازی دادن مصرانه به علی دایی در سال‌هایی که از نظر فنی به شدت افت کرده بود و همین‌طور نگرانی از جابجایی‌های مکرر در ترکیب تیمش، شاید نقطه ضعف‌های آشکارش در زمان مربی‌گری او در تیم ملی ایران باشد.

شاید آن‌چه روی کاغذ از برانکو ایوانکوویچ در راه جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان باقی مانده، صعود بی‌دردسر در گروهی دشوار است. او مقابل ژاپن، بحرین و کره شمالی تیم ایران را بدون نیاز به بازی آخر به جام جهانی رساند. این بار بدون دست بردن در آرایش ۱-۳-۲-۴ مورد علاقه‌اش.

ولی بزرگترین دستاوردهای او بازگرداندن وحید هاشمیان به تیم ملی، دعوت از فریدون زندی به عنوان نخستین بازیکن دورگه‌ای که پایش به تیم ملی ایران باز می‌شد و سپس اردوی آماده‌سازی کیش در زمستان سال ۸۴ بود.

اردوی آماده‌سازی کیش در فاصله نیم فصل لیگ ۸۵-۸۴ در کیش برگزار شد. به جز ابراهیم میرزاپور، یحیی گل‌محمدی و علی دایی، تمامی بازیکنانی که به این اردو فراخوانده شدند، از بازیکنان جوان و مستعدی بودند که هرگز فرصت حضور در تیم ملی را پیدا نمی‌کردند.

از دل همین اردو، برای نخستین بار آندرانیک تیموریان به چشم‌های برانکو ایوانکوویچ نشست. او آندرانیک تیموریان را با خود به جام جهانی برد و در سه بازی از او به صورت ثابت استفاده کرد. آندرانیک تیموریان در پایان این مسابقات بالاترین امتیاز را میان بازیکنان تیم ملی از کمیته فنی برگزاری مسابقات گرفت.

بازگشت متفاوت‌ترین برانکو به ایران

حق نشر عکس Getty Images

حد فاصل تیرماه ۸۵ تا فروردین ۹۴ برانکو ایوانکوویچ امضایش را در تیم‌های دینامو زاگرب کرواسی، شاندونگ چین، الاتفاق عربستان و الوحده امارات زد. پرسپولیس او را برای مذاکرات به ترکیه و سپس برای عقد قرارداد به تهران آورد.

برانکو ایوانکوویچ تیمی را از حمید درخشان تحویل گرفت که در آستانه سقوط به لیگ یک قرار داشت. تصویری از محمد نوری کاپیتان وقت پرسپولیس که پس از بقای تیمش روی زمین سجده کرده است، گویای حقیقتی است که برانکو در پرسپولیس می‌دید. همان زمان با بلندپروازی، تیمش را مدعی قهرمانی دانست.

او با نفرت از سیستم سه دفاعی و دور مانده از یادگار محبوب گاس هیدینک، این بار پرسپولیس را با ترکیب ۲-۴-۴ آرایش کرد. تفاوت مردی که به پرسپولیس آمد با برانکویی که سال‌ها در تیم ملی دیده بودیم در نوع انتخاب بازیکنان بود.

پیروی تاکتیکی برانکو ایوانکوویچ از فوتبال نوین، برداشتی بود از شیوه مربیانی مانند پپ گواردیولا و دیگو سیمئونه. انتخاب سیستم جدید از یک سو و گرایش متفاوتش به بازیکنان تکنیکی، سرعتی و حتی کوتاه قامت از سویی دیگر، از پرسپولیس چهره‌ای متفاوت ساخت.

در چهار سال گذشته، بازیکنان ایده‌آلش در خط میانی، هجومی و حتی دفاعی، بازیکنانی بودند مانند مرحوم هادی نوروزی، احمد نورالهی، امید عالیشاه، سروش رفیعی، علی علیپور، محسن مسلمان، صادق محرمی، مهدی شیری یا فرشاد احمدزاده.

جنس سلیقه برانکو ایوانکوویچ از بازیکنان تنومند، قدرتی و گاهی حتی کند مانند محمد نصرتی، آندرانیک تیموریان، فریدون زندی، یحیی گل‌محمدی یا علی دایی طی ۹ سال تغییر کرده بود.

تغییر در تفکر، تاکتیک، انتخاب و اجرا

حق نشر عکس Getty Images
Image caption برانکو ایوانکوویچ همراه با گو اویوا (راست)، سرمربی کاشیما آنتلرز در فینال لیگ قهرمانان آسیا ۲۰۱۸

از او جمله‌ای در مصاحبه با روزنامه جهان فوتبال در سال ۸۴ در یاد مانده است: "توپ را می‌دهیم، زمین ولی برای ماست."

این رویه اما با حضور مجددش در پرسپولیس به صورت کامل تغییر کرد. پرسپولیس برانکو توپ و زمین را با هم می‌گرفت. بازی مالکانه‌اش در سال اول دیر نتیجه داد و تیمش با تفاضل گل نایب قهرمان شد. سه سال پیاپی اما با همین روش قهرمان شد.

اصلاحات برانکو ایوانکوویچ در پرسپولیس از خودش آغاز شد. او درست در بزنگاهی که حس می‌کرد مچش برای حریفان باز شده و تدبیر تاکتیکی‌اش را شناخته‌اند، آن را تغییر می‌داد. حتی در ماه‌های پایانی فصل اخیر به آخرین روشی که در تیم ملی اجرا می‌کرد رسید و چشم به ضربات ایستگاهی داشت.

تیم‌های آقای ایوانکوویچ در ایران صاحب دو خصیصه ویژه بوده و هستند: ساختار دفاعی منظم و استفاده بهینه از ضربات ایستگاهی.

با این‌حال مهم‌ترین تغییر رفتاری که او در بازگشت مجدد به ایران داشت، در مواجهه با بازیکنانش بروز کرد. تصمیمات سخت‌‌گیرانه برانکو ایوانکوویچ در قبال رامین رضاییان، محسن مسلمان یا حتی امید عالیشاه و گادوین منشا نشان داد که او از آخرین روزهای حضورش در تیم ملی ایران و سکوت در قبال دو دستگی‌های میان بازیکنان به میزان کافی درس گرفته است.

آخرین قهرمانی ایران در آسیا با تیم امید به رهبری برانکو ایوانکوویچ ثبت شد. آخرین حضور روی سکو هم با مربی‌گری او در جام ملت‌های آسیا بود. شاید پس از رفتن برانکو ایوانکوویچ از پرسپولیس، هم آن سکوی نایب قهرمانی آسیا و هم این قهرمانی‌های مکرر جزیی از خاطرات هوادارانی شود که همیشه گوشه‌ای از قلبشان در اختیار "پروفسور" است.

موضوعات مرتبط