12:11 گرينويچ - جمعه 30 ژانويه 2009 - 11 بهمن 1387

'استاد' درگذشت

د-اسدالهی از نویسندگان سرشناس فوتبال بود

مهدى اسداللهى يا همان د. اسداللهى يكى از چهره هاى تاثير گذار فوتبال ايران در دهه هاى سى، چهل و پنجاه شمسى محسوب مى شود.

او که سال هاى سال با مربى گرى و نوشته هاى خود بر فوتبال ايران تاثير گذاشت، روز چهارشنبه ۹ بهمن ماه ۱۳۸۷ در سن ۷۸ سالگى در گذشت و ظهر جمعه یازدهم بهمن در قطعه نام آوران بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.

اسداللهى در دهم دى ماه ۱۳۱۰ در محلات به دنيا آمد. او از همان كودكى در محيطى رشد پيدا كرد كه به ورزش، فرهنگ و ادب علاقه مند شد.

ابتدا قصد داشت به سمت پزشكى و هنر برود اما سرانجام شهربانى را انتخاب كرد و وارد دانشكده پليس شد.

پس از آشنايى با فوتبال بلافاصله جذب اين رشته شد و از آنجا كه فردى پژوهشگر و اهل تفكر بود به مربى گرى هم روى آورد.

اسداللهى در دوران جوانى هم بازيكن بود و مربى و در دهه ۳۰ در تيم سپه علاوه بربازى هدايت اين تيم را هم برعهده داشت؛ سپه يكى از تيم هاى وابسته به باشگاه تاج بود.

وى در همان سالها و در شرايطى كه به ۲۵ سالگى هم نرسيده بود به شدت مصدوم شد و براى مداواى پاى مصدوم خود روانه فرانسه شد. حضور چندماهه در فرانسه تاثير قابل توجه اى در حرفه و زندگى اسداللهى گذاشت و نگاه اورا به فوتبال تغییر داد.

او از چند ماه حضور در فرانسه به خوبى استفاده كرد؛ زبان فرانسه ياد گرفت و تا مى توانست در زمينه هاى مختلف به ويژه فوتبال مطالعه كرد. پس از بهبود نسبى سرى هم به باشگاه هاى آن كشور زد تا از نزديك فوتبال اروپا را ببيند و لمس كند.

مهدی اسدالهی (راست) در دهه 30 خورشیدی در تیم سپه بازی می کرد

از آن به بعد نگاه اين مربى ، كارشناس و نويسنده ايرانى تحت تاثير فوتبال فرانسه قرار گرفت.

اسداللهى به علت همان آسيب ديدگى ديگر نتوانست به فوتبال ادامه بدهد ، ولى همچنان در عرصه مربى گرى يكى از چهره هاى برجسته فوتبال ابران در آن سالها بود؛ او در اوايل دهه ۴۰ به همراه سرهنگ فريدون صادقى باشگاه پاس را راه اندازى كرد و تاچندين سال هدايت آن تيم را برعهده داشت تا اينكه نوبت به محمد رنجبر و حسن حبيبى رسيد تا به جاى اسداللهى مربى پاس باشند.

پاس در آن سالها از قدرت هاى فوتبال ايران بود و ملى پوشان بزرگى چون رنجبر، حبيبى، مهاجرانى، ياورى، شرفى، مناجاتى و ميرزا حسن در آن زير نظر اسداللهى توپ مى زدند.

درباره روش مربيگرى اسدالهى و تاثير او روى فوتبال ايران اردشير لارودى، نويسنده ورزشى و مربى قديمى فوتبال ايران مى گويد:"در آن دوره فوتبال ايران به صورت خود به خودى بود، در آن شرايط آقاى اسداللهى با توجه به شناختى كه از فوتبال جهان داشت سعى مى كرد تمرينات و بازى تيمش روش مند باشد و آن حالت خود به خودى را نداشته باشد."

"اولين كلاس مربيگرى فوتبال در ايران را رايكوف در سال ۱۳۴۸ برگزار كرد و در كنار اين دوره نوشته هاى آقاى اسداللهى خودش يك نوع آموزش مربيگرى براى ديگران بود. ايشان سعى مى كرد مطالبش را به سمتى ببرد كه با اصول مربى گرى كه در فرانسه ياد گرفته بود قاطى شود و نكاتى را مطرح كند كه تا آن موقع مطرح نشده بود."

"به قلم د-اسداللهى"

همان طوركه اردشير لارودى اشاره كرد يك بعد زندگى اسداللهى به نوشتن اختصاص داشت. او از کودکی به واسطه مادرش كاملا با ادبيات خو گرفته بود و در ۱۰ سالگى شاهنامه را حفظ بود.

در طول سالها اشراف او به ادبيات بيشتر هم شد. همسر مرحوم اسداللهى از شاگردان بديع الزمان فروزانفر بود و او در كلاس هاى ادبيات هم شركت مى كرد و از حدود ۳۰ سالگى به طور جدى روزنامه نگارى ورزشى را شروع كرد.

خوانندگان هفته نامه كيهان ورزشى از اوايل دهه ۴۰ تا اوسط دهه ۸۰ مطالب زيادى در اين مجله با امضاى د.اسداللهى يا د- اسداللهى خوانده اند. اما چرا د- اسداللهى؟

بر خلاف آنچه تصور مى شود نام مرحوم اسداللهى ،داريوش نبود. مهدى اسداللهى از پرسنل شهربانى بود و به همين علت ترجيح مى داد در هنگام نوشتن از اسم كامل خود استفاده نكند تا بتواند به صورت آزادانه به نقد بپردازد.

به ويژه در دهه پنجاه و شصت شمسى نوشته هاى د-اسداللهى كاملا بر فوتبال ايران تاثير مى گذاشت و او حتى اگر سمتى رسمى هم نداشت به طورغير مستقيم در اتفاقات فوتبال ايران نقش آفرين بود.

"دور و نزديك" ، "قلب ورزش" و "آيين جوانمردى" از صفحات ثابت اسداللهى در كيهان ورزشى به شمار مى رفت. وى تا حدود پنج سال پيش همچنان در كيهان ورزشى قلم مى زد و بعد از قطع همكارى با اين نشريه قديمى، در مقاطعى هم در روزنامه هایى چون "خبرورزشى" و "گل" مطالبى از او به چاپ رسيد.

اسداللهى در چند سال گذشته به علت كهولت سن ديگر قادر به نوشتن نبود؛ او نزديك به دو سال از آلزايمر رنج مى برد و در نهايت ۹ بهمن ماه ۱۳۸۷ شمسى پس از چند ماه بسترى بودن در بيمارستان خانواده ارتش در تهران درگذشت.

"کلنل اسد"

"زندگى نامه پله" و "تاريخ فوتبال" كتاب هايى است كه از اسداللهى به چاپ رسيده است. البته او قصد داشت كتابى به نام "آيين جوانمردى " كه درباره ورزش پهلوانى بود هم منتشر كند كه اين اتفاق رخ نداد.

مهدی اسدالهی از اولین مفسران فوتبال در تلویزیون ایران بود

با توجه به تسلط فوق العده اسداللهى به ادبيات، مطالب او صرفا ورزشى نبود و در لابه لاى مطالبش حتى از اشعارى از سعدى، مولوى و فردوسى هم استفاده مى كرد.

از طرفى از آنجا كه به زبان فرانسوى هم آشنايى داشت مى توانست با دنياى خارج از ايران هم به راحتى ارتباط برقرار كند.

او اكثر جام جهانى هاى بين ۱۹۵۸ تا ۱۹۹۰ ميلادى را از نزديك تماشا كرد و با توجه به آشنایی با زبان مى توانست با ورزشكاران و نويسندگان ديگر كشورها ارتباط داشته باشد.

به گفته اردشير لارودى، اسداللهى در جام جهانى ۱۹۷۰ از سوى فيفا به عنوان يكى از ۱۰ نويسنده برتر معرفى شد؛ بسيارى از بزرگان فوتبال در آن سالها مثل بابى چارلتون و حتى سپ بلاتر او را مى شناختند و حتى عده اى سرهنگ اسداللهى را "كلنل اسد" صدا مى زدند.

در اوايل دهه ۷۰ شمسى هنگامى كه استفاده از كارشناس فوتبال در هنگام پخش بازى ها در تلويريون ايران باب شد اسداللهى براى تفسير مسابقات درتلويزيون حاضر شد به ويژه در مسابقات يورو ۱۹۹۶ مردم كاملا با چهره اين مفسر فوتبال آشنا شدند.

معلم اخلاق گرا

اكثر بازيكنان پاس در دهه ۴۰ از شاگردان اسداللهى اند. آنها متفق القول تاكيد مى كنند كه "استاد" يك مربى و معلم اخلاق گرا بود و در پاكيزكى در رفتار بسيار تاكيد داشت و بيشتر از اينكه به دنبال كارهاى فنى باشد براى آموزش مسائل ذهنى و اخلاقى تلاش مى كرد.

حسن حبيبى، فرامرز ظلى و پرويز ميرزاحسن از جمله شاگردان اسداللهى بودند كه تا زمان درگذشت او همچنان با او رابطه داشتند.

فرامرز ظلى، دروازه بان پاس در زمان مربى گرى اسداللهى ضمن تحسين شخصيت و آقامنشى مربى سابقش مى گويد: "هميشه يك خاطره از ايشان به ياد دارم؛ آن زمان پاس با بزرگانى همچون حبيبى، مهاجرانى، ياورى، مناجاتى، شرفى، شاهرخى، ميرزاحسن وچند ملى پوش ديگر تيم بزرگى بود."

"يك روز با يك تيم از شوروى بازى داشتيم تمامى بزرگان تيم مى دانستند كه تا وقتى مربى اسم آنها را نخوانده نبايد لباس عوض كنند. يك بار يكى از دوستان قبل از اينكه تركيب تيم اعلام شود لباسش را عوض كرد. آقاى اسداللهى وقتى تركيب را خواند اثرى از اسم ايشان نبود و او از روى سكوها بازى را تماشا كرد تا متوجه شويم كه تصميم گيرنده اصلى مربى است."

"جالب اينكه هيچ كس هم از اين رفتارهاى مربى دلخور نمى شد و به خود اجازه نمى داد كه واكنش نشان دهد. وى بيشتر به دنبال اين بود كه به ما اخلاق درس بدهد و بعد فوتبال"

كوروش اسداللهى نيز پدرش را اينگونه توصيف مى كند:"خيلى مثبت و وطن پرست بود و هميشه اعتقاد داشت كه همه بايد براى پاك بودن ايران بجنگيم. دوست داشت همه جا خوبى و پاكى باشد. تلاشش اين بود كه خودش آيين جوانمردى را رعايت كند و به ديگران هم ياد دهد."

"مهم ترين هدفش در زندگى همين بود و براى رسيدن به اين هدف مسائل ديگر را فدا مى كرد."

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.