'كشتى‌گيران آمريكايى هم از انقلاب مى‌پرسيدند'

Image caption محمد حسین محبی از ورزشکارانی بود که انقلاب و جنگ با زمان اوج فعالیت ورزشی آنها همزمان شده بود

محمدحسين محبى يكى از شاخص ترين كشتى گيران ايران در اواخر دهه ۷۰ ميلادى و اوايل دهه ۸۰ ميلادى محسوب مى شود.

وى موفق شد در سال ۱۹۷۸ در مسابقات جهانى مكزيكو سيتى در وزن ۷۴ كيلو گرم براى ايران يك مدال نقره كسب كند و اين اميدوارى وجود داشت كه با توجه به آمادگى آن روزهاى اين كشتى گير كرمانشاهى، او بتواند در سالهاى بعدى در مسابقات جهانى و المپيك به موفقيت هاى ديگرى دست پيداد كند.

انقلاب و در پى آن جنگ با عراق باعث شد تا محمد حسين محبى از حضور در بسيارى از مسابقات معتبر بازبماند و مدال هاى جهانى اش همان يك نقره اى باشد كه در سال ۱۹۷۸ در مكزيك كسب كرد.

او يكى از برجسته ترين ورزشكاران ايران در دوران انقلاب و جنگ بود.

آقاى محبى انقلاب و در پى آن جنگ باعث شد كه شما در چند مسابقه معتبر شركت نكنيد؟

در همان سال انقلاب بازى هاى آسيايى بانكوك بود كه ما شركت نكرديم و در ادامه ما المپيك هاى ۱۹۸۰ مسكو و ۱۹۸۴ را ما تحريم كرديم. به غير از اين دو المپيك كشتى ايران در چهار دوره مسابقات جهانى شركت نكرد كه بر مى گردد به مسابقات ۱۹۷۹، ۱۹۸۲، ۱۹۸۳ و ۱۹۸۷. در مجموع من در دو المپيك و چهار دوره مسابقات جهانى غيبت كردم.

با توجه به آمادگى آن سالهاى شما پيش بينى مى شد كه بتوانيد در بعضى از مسابقات جهانى مثل همان سال ۱۹۷۸ مدال بگيريد ، آيا خودتان هم چنين تصورى داريد؟

بله ،من در سال ۱۹۷۸ در مسابقات جهانى مكزيك در ۲۳ سالگى نقره گرفتم و فكر كنم از آن به بعد مى توانستم روى غلتك بيفتم، اما در مسابقات شركت نكرديم.

در المپيك چطور ؟ آيا شانس مدال داشتيد؟ با توجه به اينكه در هر دو المپيك يك سرى از كشورها شركت نكرده بودند ، المپيك ۱۹۸۰ را غربى ها تحريم كرده بودند و المپيك ۱۹۸۴ را شرقى ها ،شما اگر اعزام مى شديد مدال مى گرفتيد؟

من در سالهاى بعدى در مسابقات مختلف با نفرات اول تا چهارم المپيك مسكو كشتى گرفتم و نتايج خوبى برابر آنها به دست آوردم و با آنها راحت كشتى گرفتم. فكر كنم از شانس خوبى براى كسب مدال در المپيك مسكو برخوردار بودم.

سال ۱۳۵۷ و انقلاب چقدر روى كار ورزشى شما تاثير گذاشت؟

ما چون در كرمانشاه بوديم مثل مركز در جريان قرار نمى گرفتيم، با اين حال در آن روز ها سعى مى كرديم ورزش مان هم ترك نكنيم. اما در سالهاى جنگ شرايط فرق كرد؛ ما يك استان مرزى بوديم واكثر مواقع خارج از شهر زندگى مى كرديم، با اين حال در آن شرايط سخت از تمرين مان غافل نمى شديم.

كوه مى رفتيم و به همراه برادرم هم تمرين كشتى مى كرديم، تشك هم كه نداشتيم و مى رفتيم در زمين هاى كه شخم زده بودند تمرينات كشتى انجام مى داديم.

حتما وجود برادرتان محمد حسن هم در حفظ آمادگى تان خيلى نقش داشت؟

بله ، واقعا همين طور بود و ما مرتب با هم تمرين مى كرديم. خوشبختانه وزن هايمان طورى بود كه مى توانستيم با هم تمرين كشتى كنيم، اين طور نبود كه يكى مان ۹۰ كيلو باشد و ديگرى ۵۷ كيلو گرم. شايد اگر دوتا نبوديم نمى توانستيم به خوبى تمرين كنيم.

چرا به تهران نمى رفتيد و در اردو هاى پايتخت شركت نمى كرديد؟

اين طورى راحت تر بوديم. در تهران و در اردوى تيم ملى نمى توانستيم آن طور كه دلمان مى خواست تمرين كنيم.

ما عادت داشتيم روزى چهار جلسه تمرين كنيم؛ از ۶ صبح تا ۸ شب تمرين مى كرديم اما در اردوى تيم ملى تمرينات كمتر بود و اگر من و برادرم مى خواستيم بيشتر تمرين كنيم، مربيانمان ناراحت مى شدند.

Image caption محمد حسین محبی در روزهایی که به امکانات کشتی دسترسی نداشت در زمین های تازه شخم زده شده تمرین می کرد

بعد از انقلاب تيم ملى چه حال و هوايى داشت ؟

به هر حال ما دوست داشتيم در مسابقات برون مرزى پرچم ايران را بالا ببريم و سرود نواخته شود. فكركنم در سالا ۱۹۷۹ در مسابقات آسيايى هندوستان موفق شدم اين كار را انجام بدهم و خيلى خوشحال شدم.

يادتان مى آيد اولين تورنمتى كه بعد از انقلاب رفتيد چه بود؟

بله، جام تفليس بود در شوروى سابق كه من رفتم و سوم شدم.

آيا كشتى گيران كشورهاى ديگر نمى آمدند از شما درباره انقلاب و جنگ بپرسند؟

چرا حتى كشتى گيران آمريكايى هم سراغ مان مى آمدند.

در طی جنگ محرومیت هم به مشکلات شما اضافه شد...

اوايل جنگ بود در مسابقات آسيايى لاهور پاكستان من و دو تا ديگر از بچه ها در فينال رسيديم به سه كشتى گير عراقى.

ما گفتيم مى رويم روى تشك ولى كشتى نمى گيريم. قبل از دو نفر ديگر هم ابتدا فينال من بود؛ رفتم روى تشك كه ديدم كشتى گير عراقى هم نمى خواهد كشتى بگيرد.

آن سه فينال برگزار نشد و كنفدراسيون كشتى آسيا محروميت هايى براى مان در نظر گرفت.

آقاى محبى به نظر مى رسد با توجه به زحماتى كه شما در آن سال ها مى كشيديد اگر از امكانات الان برخوردار بوديد و مى توانستيد در مسابقات جهانى به صورت مرتب شركت كنيد به مدال هاى زيادى مى رسيديد؟

نمى توان اين قضيه را پيش بينى كرد. كشتى در دوره ما با كشتى الان خيلى فرق كرده آن موقع كشتى در سه وقت سه دقيقه اى برگزار مى شد و اين باعث مى شد كه هر كسى كه بيشتر زحمت كشيده باشد و به اصطلاح پهلوان تر باشد بيايد و حريفش را ببرد.

من خودم يادم مى آيد در سال ۱۹۷۹ در هندوستان با داته از ژاپن كشتى داشتم. داته در فينال المپيك ۱۹۷۶ منصور برزگر را شكست داده بود و قهرمان شده بود.

وقت اول را ۷ بر ۲ داته برد وقت دوم هم ۱۰ بر ۷ به نفع او تمام شد اما در نهايت من ۱۲ بر ۱۰ برنده شدم. اما الان كشتى شده اتفاق و شانس؛ شايد يكى حسابى زحمت بكشد اما به حقش نرسد.

بعد از سال ۱۹۷۸ به بعد در چند مسابقه جهانى شركت كرديد ، اما مدال نگرفتيد...

كمى از سال هاى اوجم فاصله گرفته بودم و از همه مهم تر اين بود كه قوانين عوض شده بود كشتى از سه وقت سه دقيقه شده بود دو وقت پنج دقيقه اى و براى ما كه كمتر در مسابقات بين المللى شركت كرده بوديم سخت بود تا خودمان را با قوانين جديد وقف دهيم.

كلا حسرت نمى خورديد كه چرا سال هاى اوج تان در آن سالها بود؟

نه، به هر حال خواست خدا بود كه ما در چند مسابقه شركت نكنيم. اما همين كه در كنار مردم بوديم و ورزش مان را هم ادامه مى داديم راضى بوديم.

من كشتى آن موقع را از الان بيشتر دوست دارم؛ آن موقع پهلوانى هم وجود داشت.