ویمبلدون بدون نادال صفا ندارد

Image caption نبودن نادال برای ویمبلدون ضایعه بزرگی است

باز هم آخرین هفته ژوئن شد و فصل ویمبلدون رسید. ظاهر امر مثل همیشه است اما امسال با سال‌های قبل دو اختلاف عمده دارد.

اولی این است که امسال زمین مرکزی ویمبلدون سقف دارد. سقفی که ساختنش چهار سال طول کشید تا در صورت بارندگی، دست کم بشود در یک زمین از 19 زمین تنیس ویمبلدون مسابقات را ادامه داد.

این را هم بگویم که این سقف متحرک که در واقع یک غول سنگین آهنی است بسیار زشت است و چه باز باشد چه بسته، زمین مرکزی را که یک ساختمان زیبا و با کلاس است، تبدیل به سالن کارخانه‌های پیش‌ساخته می‌کند. اما از حق نباید گذشت که با در نظر گرفتن هوای غیرقابل پیش‌بینی لندن، وجودش خیلی لازم است. البته اگر وقتی باران آمد، درست کار کند و از درزهایش آب به سر و صورت بازیکنان و تماشاچیان نریزد.

و اما دومین تفاوت که، دست‌کم برای من، خیلی غمبار است، این است که تنها اثری که از مدافع عنوان قهرمانی دیده می‌شود، عکس‌هائی است که به در و دیوار چسبانده‌اند. رافائل نادال که سال گذشته در طولانی‌ترین فینال ویمبلدون، راجر فدرر سوئیسی را که 5 سال پشت هم قهرمان شده بود، شکست داد، امسال به سبب آسیب دیدگی هر دو زانو غایب است.

قهرمان اسپانیایی به سبب همین آسیب دیدگی ماه پیش برای اولین بار در جام آزاد فرانسه پس از چهار سال قهرمانی شکست خورد و فدرر را به آرزویش که قهرمانی رولان گاروس بود رساند.

نبودن نادال برای ویمبلدون ضایعه بزرگی است. حضور او، بازی پرهیجان و پر انرژی‌اش، جذابیتش، نجابت و اخلاق خوبش به ویمبلدون صفا می‌داد. حالا از ته دل می‌گویم که ویمبلدون امسال صفای سه سال گذشته را ندارد که نادال هر سال به فینال رسید و پس از دو بار شکست از فدرر بالاخره پارسال او را از عرش به زیر کشید. امسال هم همه انتظار داشتند که مثل سه سال گذشته شاهد زیباترین تنیس جهان در فینال بین فدرر و نادال باشند، اما از این خبرها نیست.

Image caption اندی ماری اسکاتلندی در غیاب نادال شانس بالایی برای رسیدن به فینال دارد

اما این تمام داستان نیست. نبودن نادال نتیجه مسابقات امسال را خیلی قابل پیش‌بینی‌تر از گذشته کرده است. منظورم این است که در هر پنج گران اسلم قبلی، فدرر در فینال حضور داشت اما فقط در دو فینال، جام آزاد آمریکا و فرانسه، که نادال در مقابلش نبود قهرمان شد.

در سه فینال دیگر، جام آزاد فرانسه پارسال، ویمبلدون و استرالیا، به نادال باخت. یعنی فدرر همچنان بهترین بازیکن تنیس جهان در میان مردان است، اگر نادال نباشد. حالا فدرر از اول خیالش از شر نادال راحت است و بهمین جهت بیشترین بخت را برای قهرمان شدن دارد و در مسابقه اولش هم بی‌نوائی از چین تایپه به اسم ین سون لو را له کرد و رفت.

حالا باید ببینیم تکلیف امثال من چی هست. نمی‌توانیم نجابت به خرج بدهیم و از حالا راضی به قهرمانی فدرر بشویم چون، راجع به خودم می‌گویم، نجابت در ذاتم نیست. پس باید یکی را پیدا کنیم و برایش کف بزنیم.

متأسفانه گزینه‌های زیادی پیش‌رو نداریم به غیر از دو نفر که شانسشان از بقیه بیشتر است البته به پای فدرر نمی‌رسد. یکی اندی ماری اسکاتلندی، نفر سوم رده بندی جهانی است که حمایت مردم بریتانیا را پشت سرش دارد و بعد از پیروزی در مسابقات کوئینز کلاب لندن که در واقع مسابقات دست‌گرمی برای ویمبلدون است، رسانه‌ها خیلی سر و صدا برایش راه انداخته‌اند.

دیگری نوواک جوکوویچ نفر چهارم جهان از صربستان است که بر خلاف ماری بدون اینکه سروصدائی در اطرافش باشد، کارش را می‌کند. البته غیبت نادال بیشتر به نفع ماری تمام شده چون با هم در نیمه بالای جدول مسابقات بودند و قرار بود اگر زودتر نبازند در نیمه نهائی با هم روبرو شوند. حالا که نادال نیست راه ماری برای رسیدن به فینال هموارتر شده است.

اما جوکوویچ در نیمه پائین جدول همراه فدرر است و اگر هر دو بالا بروند در نیمه نهائی دیدار می‌کنند.

برای این که خدای ناکرده سوء تفاهم نشود، اضافه کنم که من اصلا مخالف قهرمان شدن فدرر نیستم چون او را در غیاب نادال بهترین بازیکن دنیا می‌دانم، منتهی دلم می‌خواهد که رقابت واقعی باشد و قهرمان شدن کمی مشکل‌تر از آب خوردن. هرحال فعلا بیشترین احتمال این است که فدرر قهرمان شود و در نتیجه بار دیگر، ولو به صورت موقت، نفر اول رده بندی جهانی شود اما زیبائی ورزش در آن است که همه چیز در آن امکان دارد.

مگر کسی می‌توانست فکر کند که رافائل نادال در فرانسه به سودرلینگ بازیکن گمنام سوئدی ببازد.

**************

فکر می‌کنم من یک توضیح به خوانندگان بدهکارم، البته اگر این پراکنده گوئی‌ها خواننده‌ای هم داشته باشد. من 17 سال پیش که در بی بی سی کارم را شروع کردم، اسم امیرزاده را برای خودم انتخاب کردم. خودم هم نمی‌دانم چرا. شاید فکر می‌کردم اسم شیکی است، جدا از این که زیاد هم بی معنی نبود و یک جورهائی به من ربط پیدا می‌کرد. در این چند سال امیرزاده دیگر اسم مستعار من نبود و کم کم من، حتی در میان بعضی از دوستان،تبدیل به آقای امیرزاده شده بودم.

اما با آمدن تلویزیون که یکی دو باری هم من را جلوی دوربین بردند، دیگر خوب نبود که با اسم الکی کار کنم. بله خلاصه، اگر تابحال نمی‌دانستید، اسم واقعی من افشین مبصر (با تشدید روی ص) است که فکر نمی‌کنم زیاد هم برای شما فرقی داشته باشد.

مطالب مرتبط