فوتبال عراق را در سایه خود متحد می‌کند؟

Image caption هیچ چیزی، نه طوفان شن و نه خشونت و انفجار، نمی تواند از عشق عراقی ها به فوتبال بکاهد

شکست 1-0 چه زمانی یک پیروزی است؟ وقتی عراق با اسپانیا بازی می کند.

در مرحله مقدماتی جام کنفدراسیون ها که در ماه ژوئن در آفریقای جنوبی برگزار شد اسپانیا مقابل عراق تنها گل بازی را به ثمر رساند. اما طرفداران عراق لبخند به لب داشتند.

حتی در شهر های ژوهانسبورگ و بلومفونتین آفریقای جنوبی هم تیم ملی عراق لشکر طرفداران پرشور خود را به همراه داشت.

اکثر آنها عراقی های ساکن خارج این کشور بودند؛ پدران و مادران و پسران و دخترانی با نام های عراقی که در آمریکا، کانادا و دیگر کشورهای خلیج فارس ساکن بودند.

Image caption بسیاری از طرفداران عراق در مسابقات بین المللی حتی به عراق سفر نکرده اند

برخی جوان ترها حتی به کشوری که والدینشان در آن متولد شده بودند سفر نکرده بودند اما "عراق! عراق!" فریاد می زدند و پرچم سرخ و سفید و سیاه با نقش عبارت "الله اکبر" را تکان می دادند.

در زمان حکومت صدام حسین، که پسرش عدی وزارت ورزش را بعهده داشت، فوتبالیست های عراقی پس از شکست تحقیر و شکنجه می شدند.

اما اکنون تیم ملی عراق متحول شده و از وقتی موفق شد در جام ملت ها آسیا در سال 2007 به مقام قهرمانی دست پیدا کند مورد توجه جهان قرار گرفته است.

خاطرات خوب

فوتبال در عراق مایه شور ملی است. در طی جام جهانی 2006، تا آنجا که قطع برق اجازه می داد، تلویزیون ها درحال نشان دادن فوتبال بودند.

یک روز به کافه Arabia رفتم. البته با داشتن یک میز اسنوکر و پینگ پنگ، و با تصویر رونالدینیو بر دیوار با لباس باشگاه بارسلونا، بیشتر به یک باشگاه جوانان شباهت داشت تا یک کافه.

در میانه مسابقه پرتغال و مکزیک تلویزیون خاموش شد. نتیجتا فرصت شد که چند نفر را به خط کنم و بپرسم که کدام تیم را دوست دارند: فرانسه، آرژانتین، برزیل، برزیل، انگلستان، آرژانتین، انگلستان، برزیل، برزیل، برزیل، برزیل!

Image caption هیو سایکس و طرفداران عراقی فوتبال در کافه Arabia

در همان دوره در بغداد یک کارمند دولت را هم دیدم به نام علا که طرفدار لیورپول بود.

او به من گفت: "انگلستان دو فوق ستاره دارد، دیوید بکهام و استون جرارد. اما شکست دادن برزیل برای انگلستان دشوار است چون آمادگی بدنی کافی ندارند."

در بغداد در اوج خشونت ها در سال 2007، در یک زمین خاکی کنار رود دجله فینال یک دوره مسابقه محلی برگزار شد.

این مسابقه حدود 50 تماشاچی داشت که اکثرشان کودکان بودند. از آنها درباره زندگیشان پرسیدم.

گفتند: "خسته هستیم و بی رمق. ما با دوچرخه به اینجا می آییم و همیشه نگرانیم که در میانه راه انفجاری رخ دهد."

نماد ملی

آیا انفجاری هم دیده بودند؟ بله.

پسری به من گفت: "بمبی درست کنار خانه ما منفجر شد. ده یا یازده نفر کشته شدند. دیدم که پدرم اجساد را از محل انفجار به جای دیگری منتقل می کرد."

Image caption نشاط اکرم: "ما فقط برای مردم بازی می کنیم، برای عراق"

در آفریقای جنوبی، تیم عراق نتوانست به نیمه نهایی جام کنفدراسیون ها راه یابد.

نشاط اکرم، کاپیتان تیم ملی عراق به من گفت: "فوتبال همینه."

او افزود: "اما امیدوارم طرفداران من در عراق خوشحال بشوند چون این اولین باری است که ما در جام کنفدراسیون ها بازی کرده ایم، که سطح بالایی دارد."

"امیدوارم در آینده خوب نتیجه بگیریم و به مردممان کمک کنیم. ما فقط برای مردم بازی می کنیم، برای عراق."

تیم ملی عراق به عنوان نماد اتحاد ملی اهمیت بسیار زیادی دارد.

حیدر عبدالی، یک گزارشگر عراقی اخبار ورزشی، به من گفت شرایط در عراق به گونه ای است که گویا همه امیدهای کشورش در امید به موفقیت تیم فوتبال این کشور متجلی می شود.

او گفت: "در گذشته و الان، اختلافی بین عراقی ها وجود نداشته و ندارد، چون عراقی ها یکدیگر را دوست دارند و با هم زندگی می کنند و مدتهاست که اینطور بوده."

"در نتیجه الان، و در آینده، این تیم تصویری از تمام عراق است زیرا این تیم از کل عراقی ها تشکیل شده. اختلافی بین ما نیست."

"خارجی ها آمدند و این شرایط را ایجاد کردند تا ما را از هم جدا کنند و موفق هم شدند، اما اکنون عراقی ها بیدار شده اند، سر زندگی هایشان بازگشته اند و به یکدیگر عشق می ورزند."

در ماه ژانویه سال 2005، در قرار گاه پلیس "بغداد نوین" ماموران پلیس با لباس فرم، هنگام ظهر به بازی فوتبال مشغول شدند.

وقتی توپ از زمینشان خارج می شد، یک دختر کوچک به نام ربا آن را می آورد و گاهی هم قبل از پرتاب توپ برای آنها، گل را از روی توپ پاک می کرد.

ربا هفت سال بیشتر نداشت و پدرش مامور پلیس در همان قرارگاه بود.

اما در آن ظهر زمستانی پدرش مشغول بازی نبود. او سه روز پیشتر، به ضرب گلوله یک شورشی کشته شده بود.

مطالب مرتبط