گردش مالی فوتبال ایران چگونه انجام می شود؟

فوتبال ایران
Image caption در ایران گاه حتی نمی توان در مورد تعداد تماشاگران حاضر در ورزشگاه اطلاع دقیقی به دست آورد

در شرایطی که حتی اعلام دقیق تعداد تماشاگران حاضر در ورزشگاه های ایران میسر نیست، به سختی می توان برآورد دقیقی از مخارج سالیانه فوتبال در این کشور به دست آورد.

"فوتبالی بی حساب و کتاب"، "فوتبالی پر از ریخت و پاش و هزینه های غیر ضروری" روزی نیست که کنایه هایی از این دست در رسانه های ورزشی ایران، به فوتبال ایران نسبت داده نشود. البته، گاهی برخی رسانه ها نیز از همین کنایه ها در امان نیستند.

دولت پول می دهد و باشگاه ها هم هزینه می کنند. سیستم های حسابرسی مدرن و مدونی در اغلب تیم های فوتبال ایران وجود ندارد. بارها پیش آمده وقتی مدیر یک باشگاه دولتی تغییر می کند، تمام یا بخشی از اسناد و مدارک دوران مدیریتش را نیز همراه خود از محل باشگاه خارج می کند.

برخلاف باشگاه های حرفه ای اروپا، آمریکا یا شرق آسیا، در ایران چندان خبری از سود و زیان مالی باشگاه ها در رسانه ها منعکس نمی شود. شاید به این خاطر که دخل و درآمدی وجود ندارد و باشگاه ها صرفاً هزینه می کنند.

رقابت اقتصادی بین باشگاه ها کمرنگ است. حتی باشگاه هایی مثل پرسپولیس و استقلال که میلیون ها هوادار در ایران دارند نیز هزینه های خود را از محل منابع و اعتبارات دولتی می پردازند.

صفایی فراهانی رئیس سابق فدراسیون فوتبال ایران، در همایش خصوصی سازی باشگاه های فوتبال که آذر ۱۳۸۷ برگزار شد گفته بود: "مدیریت حرفه ای یعنی مدیریت تولید، هزینه و درآمد. اما در فوتبال ایران فقط با مدیریت هزینه مواجه هستیم".

ظهور، واگذاری و تعطیلی ناگهانی باشگاه ها

جذب بازیکنان مستعد از رده های سنی پایه به منظور پرورش آن ها برای درآمدزایی در سال های بعد، در فوتبال ایران جایی ندارد. همچنین انعقاد قراردادهای طولانی مدت بین باشگاه های ورزشی و بازیکنان، در فوتبال ایران چندان رایج نیست.

فعالیت حرفه ای بسیاری از باشگاه ها نیز دوام پیدا نمی کند. به این ترتیب مجالی برای آینده نگری و برنامه ریزی برای کسی درآمد نیست. به طور مثال امتیاز باشگاهی مانند پاس که از قدیمی ترین تیم های پایتخت بود، ناگهان به استان دیگری واگذار شد. یا باشگاهی مثل شهید قندی یزد با هزینه های هنگفت، در لیگ برتر حاضر شد، اما ناگهان از صحنه فوتبال ایران کنار رفت.

کشاورز و بانک تجارت نیز از جمله باشگاه هایی بودند که ناگهان با هیاهوی بسیار وارد فوتبال شدند و به همان سرعت نیز ناپدید شدند. همان طور که کسی متوجه نشد شاهین، آرارات، تهرانجوان، عقاب، اکباتان، وحدت، بوتان، دارایی، بانک ملی و ... چگونه از چرخه فوتبال تهران و ایران خارج شدند.

انعقاد قرارداد باشگاه ها با حامیان مالی نیز وابستگی شدیدی به روابط مدیران وقت باشگاه ها با شرکت های مورد نظر دارد. به همین خاطر با تغییر مدیران باشگاه، آن تیم در فصل بعدی با حامی مالی تازه ای قرارداد می بندد.

مبالغی که مفقود می شوند!

فدراسیون فوتبال ایران حداقل هزینه اداره تیم‌ های ملی فوتبال، فوتسال و فوتبال ساحلی در سال ۱۳۸۰ را هشت میلیارد و ۸۷۰ میلیون تومان برآورد کرده بود. محمد علی ‌آبادی رئیس پیشین سازمان ورزش ایران نیز میزان کمک سالیانه دولت به تیم های لیگ برتری را سالانه ۲۰۰ میلیارد تومان عنوان کرد.

اما هجدهم اسفند ۱۳۸۷، یعنی حدود یک سال پیش، سایت تابناک نوشت: "سالانه در فوتبال ایران ۳۰۰ میلیارد تومان پول رد و بدل می شود که فقط ۱۰۰ میلیارد آن دیده می شود، تکلیف این ۲۰۰ میلیارد چه می شود؟"

تابناک، مستنداتی هم برای صحت رقمی که اعلام کرده است ذکر کرد و در ادامه نوشت: "چرا باید فوتبال آن قدر آلوده باشد که دو سوم بودجه اش در حوزه ای غیر از فوتبال رد و بدل شود؟"

محمد دادکان، رئیس سابق فدراسیون فوتبال ایران، رقم دقیق هزینه های فوتبال ایران را حتی از این هم بالاتر می داند. او روز ۱۴ دی در برنامه تلویزینی ۹۰ که از شبکه سوم تلویزیون ایران پخش می شود، گفت: "فوتبالی که سالانه در آن ۴۰۰ میلیارد تومان هزینه می شود هیچ خروجی ای ندارد. این پول بیت‌المال است و پول آن منطقه‌ محروم در سیستان و بلوچستان است که گرفته می شود و بدون هدف و برنامه در فوتبال تزریق می شود".

آقای دادکان، انتقاداتی هم به ضعف مدیریت در امور مالی فوتبال ایران کرد: "وقتی من از فدراسیون رفتم، در حساب فدراسیون یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان پول به انضمام چهار میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان جایزه فیفا برای صعود به جام جهانی بود و در واقع فدراسیون را با ۶ میلیارد تومان دارایی نقد تحویل دادیم. آیا این سیستمی که الان هست، خوب است که ۱۰ میلیارد بدهکاریم؟!"

البته منتقدان می گویند که در دوران مدیریت آقای دادکان نیز شفافیت کاملی بر روند هزینه ها وجود نداشته است. به طور مثال، در جام جهانی فوتبال ۲۰۰۶ در آلمان، یک خبرنگار ایرانی از معاون فرهنگی فدراسیون فوتبال در مورد بودجه اختصاص داده شده به مسائل فرهنگی در آلمان سئوال کرد، اما نه تنها پاسخی دریافت نکرد، بلکه با او برخورد شد.

مطالب مرتبط