سر و صدای شاراپووا کارساز نشد

ماریا شاراپووا
Image caption ماریا شاراپووا از جمله به جیغ هایش در طول بازی مشهور است

اطراف منطقه ای که من در حومه لندن در آن زندگی می کنم و اتفاقا تا ویمبلدون هم ده دقیقه بیشتر فاصله ندارد، پر از پارک طبیعی و جنگل است. به همین جهت تعداد روباه های همسایه ما بیشتر از آدمها است.

این روباه ها شب ها که هوا تاریک می شود از جنگل خارج می شوند و به خیابان ها و محوطه های مسکونی می آیند، احتمالا می خواهند غذای بهتری از آنچه در جنگل نصیبشان می شود پیدا کنند. گاهی اوقات جوانترها یعنی بچه روباه ها لابلای ساختمان ها راه خود را گم می کنند و نمی توانند به جنگل بازگردند.

ماده روباه ها وقتی که متوجه غیبت فرزندشان می شوند برای علامت دادن به او و راهنمائی اش فریادهای غریبی می کشند تا بچه ها بشنوند و با فریاد پاسخ دهند و به همین ترتیب پس از مدتی فریاد کشیدن که گاهی ساعت ها طول می کشد همدیگر را پیدا می کنند.

فریاد این روباه ها برای کسانی که داستان را ندانند وحشتناک است. من خودم بار اولی که آن را شنیدم خیلی ترسیدم چون فکر کردم دارند سر کسی را می برند، بخصوص که دو روز قبلش فیلم بریدن سر یک گروگان آمریکائی در عراق را در اینترنت دیده بودم.

فریاد روباه ها خیلی شبیه فریاد آدمهای بدصدا است چون در هرحال این حیوانات تمرین آوازخوانی نمی کنند و تنها سعی دارند با آخرین زوری که دارند فریاد بزنند. البته حالا که دلیل این فریاد کشیدن ها را می دانم به غیر از گوشخراش بودن، برایم دلخراش هم هستند چون درهرحال فریاد و ناله مادری است که فرزندش را گم کرده.

امروز وقتی در جریان بازی سرینا ویلیامز و ماریا شاراپووا چند لحظه ای فقط صدای مسابقه را در حیاط کنار زمین مرکزی می شنیدم بدون آنکه مسابقه را ببینم، یک آن به فکرم رسید که روباه ها به ویمبلدون آمده اند. البته فورا متوجه شدم که نخیر این صدای بازیکنان، بخصوص شاراپووا است.

همه بازیکنان تنیس وقتی توپ را می زنند برای این که کمکی به خارج شدن هوای بیشتر از ریه شان شود کم و بیش صدائی از حنجره شان خارج می شود. اولین باری که توجه همه به این صدا جلب شد ده دوازده سال پیش بود که یکی از بازیکنان به داور شکایت کرد که صدای حریفش، مونیکا سلش، حواس او را پرت می کند.

حالا از وقتی که تنیس قدرتی تر شده و بازیکنان سعی دارند توپ را محکمتر بزنند این صداها هم بلندتر شده است. همه بازیکنان چه مرد و چه زن از حنجره شان این صدا بیرون می آید و همه به آن عادت کرده اند اما صدائی که شاراپووا از خود در می آورد واقعا گوشخراش است و من واقعا تعجب می کنم که چرا کسی چیزی به او نمی گوید، حریفان فقط اخم می کنند و مردم هم می خندند.

شاید عادلانه نباشد که من فقط به شاراپووا گیر داده ام چون بازیکنان دیگری هم هستند که روباه های محله ما را از رو برده اند از جمله سرینا ویلیامز که امروز او هم کم سروصدا نمی کرد. شاید بد نباشد که صدا خفه کن های مخصوصی، شبیه آنچه که بر سر لوله طپانچه سوار می شود، طراحی کنند و در دهان بازیکنان کار بگذارند تا شاید آرامش زمین تنیس بیشتر شود.

این را هم اضافه کنم که این سروصداها هیچ کمکی به شاراپووا نکرد و سرینا در دو ست او را شکست داد و به یک چهارم نهائی رسید. اما مسابقه این دو فکر کنم دیدنی ترین مسابقه زنان در تورنمنت امسال بود، مسابقه ای که نهایت قدرت قدرتمندترین زنان عرصه تنیس جهان به نمایش گذاشته شد و در نهایت دو ضربه اشتباه شاراپووا نتیجه مسابقه را تعیین کرد.

مطالب مرتبط