آرژانتین ۲۰۱۰؛ شیوه تهاجمی، بدون اندیشه دفاعی

Image caption مسی آن بازیکنی نبود که در بارسلونا چشمان همه را خیره می کرد

پیروزی آلمان در مقابل آرژانتین در مرحله یک چهارم نهایی بار دیگر مانع صعود آرژانتین به نیمه نهایی جام جهانی شد.

چهارسال پیش هم آرژانتین مثل امسال به عنوان تیم اول گروه خود صعود کرد. در گروه خود با هشت گل زده در کنار آلمان و اسپانیا در مرحله گروهی بهترین خط حمله را داشت. در یک هشتم نهایی باز هم مانند امسال مکزیک را از سر راه برداشت در یک چهارم نهایی برابر آلمان قرار گرفت. با این تفاوت که برخلاف این بار مقابل حریفش دست و پا بسته نبود و پس از شکست در ضربات پنالتی از دور بازیها خارج شد.

اما آرژانتین با شکست چهار بر صفر در مقابل آلمان یکی از بدترین نتایج تاریخ فوتبالش را رقم زد. پیشتر سنگین ترین شکست این تیم تاریخ در جام جهانی 1958 برابر چکسلواکی بود که 6 بر یک باختند.

در این مسابقه هر چه آلمان سر فرصت و با آرامش کار خود را پیش برد، آرژانتین شتاب زده بازی کرد که البته بخشی از آن به علت گل زودهنگام آلمان بود.

آرژانتینی ها پس از گل اول آلمان، فرصت زیادی برای جبران داشتند، اما از همان ابتدا عصبی بازی کردند و نتوانستد حریف را بجز دقایقی در نیمه اول در لاک دفاعی فرو ببرند.

تمام بازی آرژانتین در این خلاصه شد که توپ را با زحمت به پشت محوطه هجده قدم برسانند و آنجا انگار وقتی برای جبران نمانده، هر کسی ضربه ای بی ثمر و کم قدرت را راهی دروازه کند. همه مهاجمان به خصوص ته‌وز هر بار در نزدیک دروازه آلمان پا به توپ می شدند، این فرصت ها را از دست می دادند.

اما بیشترین مشکل آرژانتین در میانه میدان بود جایی که فاصله بین ماچرانو، هافبک دفاعی و مسی، هافبک نفوذی به زحمت پر می شد و فقط گاهی ماکسی رودریگز وظیفه انتقال توپ بین این دو خط را بر عهده داشت.

آرژانتین هیچگاه نتوانست به دلیل اینکه بازیکنی سرعتی در میانه نداشت، دست به ضد حمله ای خطرساز بزند و در مقابل همیشه آلمانی ها حضور پر تعدادی در میانه داشتند و با استفاده از کم تعداد بودن آرژانتینی ها در میانه میدان، بارها توانستند بر روی دروازه آرژانتین خطرآفرین شوند.

شیوه تهاجمی بدون بازی‌ساز

Image caption مارادونا به شیوه های تهاجمی خود اعتقاد داشت

اما مارادونا به شیوه های تهاجمی خود اعتقاد داشت و هنوز هم پس از شکست تیمش معتقد است که اگر کسی جایگزین او شود باید همین شیوه را ادامه دهد.

او قبول نداشت که نیاز به مردانی دارد که علاوه بر اینکه ویژگی بازیسازی دارند، بتوانند به خط دفاعی هم کمک کنند. شاید به همین دلیل از دعوت خاویر زانتی و استبان کامبیاسو، دو بازیکن تاثیر گذار در موفقیت های سالهای اخیر اینتر میلان چشم پوشید.

او مسی را در پشت دو مهاجم، بین خط حمله و میانی قرار داد و مسی مجبور بود مدام بین دو خط در تردد باشد، توپ را از میانه زمین بگیرد و به پشت محوطه جریمه برساند و از آنجا که طبیعتا یواخیم لوو بیشترین توجهش را برای مهار بهترین بازیکن جهان از نظر فیفا گذاشته بود، مسی در بیشتر مواقع برای انجام وظیفه اش ناکام ماند و نشانی از آن بازیکن چموش بارسلونا در او دیده نمی شد.

بجز یکی دو مورد که آنخل دی ماریا بر روی دروازه آلمان سانتر کرد، تقریبا هیچ توپ خطرسازی از کنار زمین بر روی دروازه آلمان فرستاده نشد. شاید حتی به طرفداران هم ثابت کرد داشتن جمعی از بهترین مهاجمان جهان مانند ته‌وز، ئیگوائین و آگوئرو کافی نیست و این مدافعان باید با توپ هایی که هافبک ها برایشان آماده می کنند، تغذیه شوند.

آرژانتین در خط دفاع هم نفوذ پذیر بود؛ آلمانی هر بار خواستند به راحتی به خصوص از جناح چپ نفوذ کردند. هر چهار گل به خاطر تعلل دفاع آرژانتین در جناح راست و ضعف دمیچلیس، مدافع میانی اش، به دست آمد.

گل اول که بر روی ضربه ای کاشته به دست آمد به خاطر ضعف یارگیری بود. توماس مولر به راحتی وارد شش قدم شد در حالیکه اوتامندی او را دنبال می کرد و دمیچلیس به عنوان دفاع آخر فقط نظاره گر صحنه گل بود.

Image caption کلوزه یکی از بهترین گلزنان جهان که راهی تا شکستن رکورد رونالدوی برزیلی از نظر تعداد گل زده در جام جهانی ندارد

کلوزه یکی از بهترین گلزنان جهان که راهی تا شکستن رکورد رونالدوی برزیلی از نظر تعداد گل زده در جام جهانی ندارد، به راحتی وارد شش قدم آرژانتین می شد بدون اینکه کسی او را مهار کند.

در گل دوم باز هم آلمان از چپ نفوذ کرد و باز هم دمیچلیس در از دست دادن توپ مقصر بود.

مدافعان آرژانتین در هر چهار گل پشت سر بازیکنان آلمان قرار داشتند و شاید اگر مهاجمان آلمانی بیشتر دقت می کردند تعداد گل های آلمان از چهار هم بیشتر می شد.

در مجموع آرژانتین امسال تیمی بود که در یک خط (خط حمله) یکی از بهترین های جهان بود و در جایی دیگر (خط دفاع) مانند تیم هایی بود که از همان ابتدا هم امیدی نداشتند.

مارادونا در خط میانی هر چه داشت به زمین می فرستاد. در حالیکه او بجز ورون هافبک دیگری نداشت که در اندازه یک تیم مدعی قهرمانی باشد، بر روی نیمکت همیشه چند مهاجم آماده داشت.

سالهاست که طرفداران آرژانتین و کلا فوتبال دوستان پیش از آغاز بازی ها راه راه پوشان آمریکای جنوبی را بخت مسلم قهرمانی جام جهانی دانسته اند. دلیل آن هم کاملا مشخص است، حضور گروهی از بهترین بازیکنان جهان که هر کدام شان در تیم باشگاهی خود مهره ای موثر هستند.

اما همواره در بیست سال گذشته با وجود داشتن بازیکنانی چون باتیستیوتا، آیالا، ریکلمه، ردندو، سیمونه، ته‌وز، مسی، ئیگواین و میلیتو ناکام بوده اند.

شاید فقط داشتن چندین بازیکن برجسته کافی نباشد و آن چیزی که آرژانتین و تیم های دیگر پرستاره موفق می کند روحیه تیمی باشد. عاملی که در فوتبال امروز حرف اول را می زند.

مطالب مرتبط