کاش رهنمودهای اختاپوس را دنبال می‌کردیم

Image caption در میانه مسابقات همه صحبت ها از پیشرفت فوتبال در قاره آمریکا و عقب ماندن اروپایی ها بود

این جام جهانی آخری خیلی از "کارشناسان" فوتبال را بور کرد. هرچه گفتند و هرچه پیش بینی کردند غلط از آب درآمد. البته برای خودشان زیاد فرقی نمی کند چون چند روزی اشتباهات آنها یاد مردم می ماند و بعد فراموش می شود اما آن بیچاره هایی که به حرف اینها گوش دادند و پول و مالشان را در شرط بندی به خطر انداختند، هرگز این افاضات را فراموش نخواهند کرد.

قبلا توضیح بدهم که فوتبال دو نوع کارشناس اصلی دارد. یکی کسانی که کارشان فوتبال و تفسیر فوتبال است و از این راه نان می خورند، مثل فوتبالیست های سرشناس بازنشسته، مربیان بزرگ و روزنامه نگاران ورزشی.

گروه دیگر کسانی هستند مثل بنده که چون فوتبال را دوست دارند خودشان فکر می کنند از آن سررشته هم دارند. گروه دومی ها هرکدام بنا به عللی یک تیم را به عنوان بهترین تیم جهان انتخاب و معرفی می کنند. یکی چون عاشق شراب بوردو است پس طرفدار تیم فرانسه می شود، دیگری چون قهوه کاپوچینو دوست دارد طرفدار ایتالیا. اما به عرضتان برسانم که اشتباهات لپی این جام مربوط به هر دو گروه بود، چه کارشناسان پروانه دار و چه متخصصان خودخوانده.

یک نمونه کاملش این که پس از تمام شدن مرحله گروهی همه صحبت ها از پیشرفت فوتبال در قاره آمریکا و عقب ماندن اروپایی ها بود.

من خودم در یادداشتی از ویمبلدون با اشاره به سلطه اروپایی ها بر تنیس جهان، آن را با سلطه آمریکایی ها بر فوتبال جهان مقایسه کردم. می گفتیم که فوتبال در اروپا آنقدر عقب مانده که از هشت تیم مرحله یک چهارم نهایی فقط سه تیم اروپایی هستند. اما دیدیم که همان سه تیم به نیمه نهایی هم رسیدند و در آخر کار سه تیم اول جهان شدند.

Image caption در روزهای جام جهانی کار و بار بنگاه های شرط بندی حسابی سکه بود

انگلیسی ها که تکلیفشان از اول روشن بود. قبل از آغاز جام بیشتر پیش بینی ها در این کشور قهرمانی انگلستان یا دست کم رسیدنش به فینال و آقای گل شدن وین رونی بود.

حالا چرا، معلوم نیست. انگار جام های جهانی یا مسابقات ملت های اروپای قبلی را فراموش کرده بودند. بعد که انگلستان از همیشه ضعیفتر ظاهر شد، حتی به الجزایر هم نتوانست گل بزند و تیمی که معمولا تا یک چهارم نهایی می رفت، در یک هشتم نهایی حذف شد، و وین رونی هم در چهار مسابقه عاطل و باطل بود، بادی به غبغب انداختند و گفتند از اول معلوم بود که این تیم مالی نمی شود و رونی هم بیخودی در باره اش سروصدا می کنند، بازیکن نمی شود.

یا بلایی که سر تیم فرانسه آمد. همه تعجب کردند. مگر بار اول بود که فرانسه این چنین می کرد؟ هیچکس یادش نبود که هشت سال پیش در اولین جام جهانی آسیا هم عین همین اتفاق افتاد و فرانسه از گروه خودش بالا نیامد.

تازه آن موقع از مقام قهرمانی جهان دفاع می کرد که در جام 98 در خاک خودش به دست آورده بود. این بار که به عنوان فینالیست جام قبل در مسابقات شرکت کرده بود.

بعد بازی های تهاجمی و پیروزی های آرژانتین در مرحله گروهی و بعد در برابر مکزیک همه را ذوق‌زده کرد. می گفتند به به این مارادونا عجب مربی ای از کار درآمده و چقدر خوب توانسته یک تیم یکپارچه و منسجم و باانگیزه درست کند. وقتی آرژانتین چهار گل از آلمان خورد به یک باره مارادونا تبدیل شد به بی تجربه و ناوارد و خل و چل و دلقک و خیلی چیزهای دیگر که ادب اجازه نمی دهد در اینجا تکرارشان کنم.

هیچکس اهمیت نمی داد که هلند هم مثل آرژانتین تمام مسابقاتش را برده است و بیچاره هلندی ها هم ممکن است به فینال برسند یا حتی جام را ببرند. اما آلمان چون چهار گل به انگلستان و چهار گل به آرژانتین زده بود تبدیل شد به قدرت اصلی جام و به به و چه چه ها شروع شد که این مربی جوان چقدر خوب کار کرده و تیم آلمان را عجب تیمی کرده. بعد آلمان هم باخت و ماندند اسپانیا و هلند که دیگر پیش بینی و گمانه زنی پنجاه پنجاه شد و غیرقابل ایراد.

من خودم قبل از شروع مسابقات فکر می کردم آرژانتین بخت بسیار خوبی برای قهرمانی دارد و رویش شرط بستم. بعد که آرژانتین حذف شد و پول من هم رفت، گول خوردم و فکر کردم که بخت آلمان و اوروگوئه بیش از اسپانیا و آلمان است. باز هم شرط بستم و باختم. بعد از آن چون در یک قرعه کشی در اداره، تیم اسپانیا به من افتاده بود بالاجبار طرفدار اسپانیا شدم که خوشبختانه اسپانیایی های غیور آبرویم را در آخرین لحظات خریدند.

این وسط بنگاه های شرط بندی از همان اول اسپانیا را بخت اول قهرمانی یا فینالیست شدن یا در کنار برزیل یکی از دو بخت اصلی می دانستند و حتی بعد از شکست اسپانیا در بازی اولش در برابر سوئیس عقیده خود را عوض نکردند. خوب این ها از این راه پول در می آورند و اگر اشتباه کنند سرمایه شان از بین می رود. پس بهتر است اشتباه نکنند. اما همین ها هم زیاد روی هلند حساب نمی کردند که به فینال برسد.

اختاپوس هم نشدیم

اما تنها موجود زنده ای که بدون هیچ ادعایی و بدون این که در تمام طول عمرش یک مسابقه فوتبال دیده باشد، نتیجه هشت مسابقه را پیش بینی کردکه هر هشت تایش هم درست از آب درآمد اختاپوس یا هشت پایی در آکواریومی در آلمان بود به نام پل که می گویند در بریتانیا به دنیا آمده و بعد به آلمان مهاجرت کرده و بهمین جهت خیلی باهوش است.

او نتیجه هر هفت مسابقه آلمان را درست پیش بینی کرد حتی شکستش را در برابر صربستان. بدین ترتیب که جعبه هایی منقش به پرچم دو کشوری که مسابقه داشتند به داخل آکواریوم او می انداختند که توی جعبه ها هرکدام یک صدف دوکپه با حلزونی خوشمزه در داخلش بود.

او پس از مدتی تفکر و تعقل در یکی از جعبه ها را باز می کرد و غذایش را نوش جان می کرد که هر دفعه همان جعبه تیم برنده بود. پل برای فینال اسپانیا را انتخاب کرد که آن هم درست از آب درآمد.

فکرش را بکنید که اگر عقل این جناب پل را من یا امثال من داشتیم یا حداقل آنقدر عقل داشتیم که رهنمودهایش را دنبال کنیم چقدر، دست کم از نظر مالی، جلو بودیم و آبرویمان هم پیش سر و همسر نمی رفت.

مطالب مرتبط