افول شوماخر در بازگشت به اتومبیلرانی

سنگاپور شاهد بدترین رانندگی مایکل شوماخر پس از شکست او در مسابقات جایزه بزرگ چین بود.

این دیگر معمول شده که او با اختلاف چند دهم ثانیه پس از نیکو رزبرگ، هم تیمی خود، مسابقه را تمام می کند. اما رقابتی نا هماهنگ، آهسته، و پر از حادثه و اشتباه بر این واقعیت تاکید کرد که رانندگی شوماخر در اولین فصل رقابت ها پس از بازنشستگی اش نه بهتر بلکه بدتر شده.

در نتیجه این سوال پیش می آید که آیا شوماخر در سال 2011 هم در مسابقات شرکت خواهد کرد؟ بعضی ها حتی شایستگی او را در پیروزی های گذشته اش زیر سوال می برند.

تنها نگاهی به دور نهایی مسابقات انتخابی که تیم مرسدس در آن شرکت کرده نشان می دهد که شوماخر با میانگین سه دهم ثانیه بعد از رزبرگ قرار گرفته. این راننده جوان با دوازده برد شوماخر باسابقه را که تنها سه برد دارد زیر سایه خود برده.

در این مسابقات، شوماخر فقط توانست 38% امتیازات رزبرگ را به خود اختصاص دهد.

نکته ای که بیشتر در مورد شوماخر نگران کننده است این است که اختلاف سرعت او با هم تیمی اش بیشتر می شود. در اوایل فصل مسابقات این اختلاف کمتر بود.

شوماخر در هفت مسابقه اول فصل با میانگین 0.136 ثانیه و در هشت مسابقه بعد با میانگین 0.359 بعد از رزبرگ مسابقه را تمام کرد.

او توانست در هفت مسابقه اول 51% و در هشت مسابقه دوم 21% امتیازات رزبرگ را به خود اختصاص دهد.

در سنگاپور او تقریباً 0.4 ثانیه کندتر از رزبرگ مسابقه را تمام کرد و میانگین سرعتش از زمان آغاز مسابقه تا توقف لاستیکش تقریباً 0.9 ثانیه کندتر از هم تیمی اش بود. هر دو اتومبیل با داشتن مشخصات لاستیک یکسان، در اکثر 20 دور مسابقه از هم فاصله داشتند.

اتومبیل شوماخر در اوایل مسابقه، اتومبیل هشتم بود. اما در پیچ پنجم تحت فشار مارک وبر، راننده ردبول، اشتباه کرد و وبر که ماشینش سریعتر بود، از او سبقت گرفت. تاخیر در تعویض لاستیک ها هم باعث شد تا او زمان بیشتری را از دست بدهد.

مدت کوتاهی بعد از آن او ناشیانه سعی کرد از نیک هایدفلد از تیم سابر عبور کند که منجر به تصادف شد.

اگر این سابقه مربوط به یک راننده تازه کار بود، جای تردید داشت که در فصل آینده هم در مسابقات حاضر شود.

البته تردیدی نیست که شوماخر کنار گذاشته نخواهد شد، اما این سوال جدی قاعدتاً مطرح است که چرا او تصمیم گرفته است که به شرکت در مسابقات ادامه دهد.

من در بیش از یک دهه گذشته کم و بیش در هر مسابقه جایزه بزرگ در کنار پیست حضور داشتم و شوماخر را در اوج دیده ام. حالا که بازگشتش را هم می بینم افت مهارت هایش آشکار است.

در سالهایی که او با تیم فراری بود رانندگی اش نشان از استعداد شگفت انگیزی داشت که برای تماشاگر باور آنچه را که می دید دشوار می کرد.

او با سرعت بالا در سرازیری پیش می رفت و وقتی دور می زد اتومبیل می لغزید و نزدیک بود به کنار پیست بخورد. شوماخر که آشکارا سریعتر از همه می راند اینجا دیگر کاری نمی کرد چون کوچکترین تلاشی اتومبیل را از پیست خارج می کرد.

او در همین وضعیت حساس می ماند تا اتومبیلش ثباتش را پیدا کند و بعد با نهایت سرعت مستقیم به پیش می راند.

رسیدن به این تعادل فوق العاده حساس مهارتی بود که رقبایش فاقد آن بودند و اکنون خود او هم.

شوماخر سال 2010 اصلاً شباهتی به آن شخصیت سابق ندارد.

مطمئناً اتومبیل مرسدس در مقایسه با فراری چندان رقابتی نیست. اما فراموش نکنید که او مهارتهای زیادی را در سالهای 1996 و 2005 به نمایش گذاشت.

رانندگی او در خیابانهای سنگاپور شبیه رانندگی اش در طول امسال است.

او هنوز هم مثل سابق می تواند با عزم و انرژی وارد پیچ شود، اما بین ابتدای پیچ و رأس پیچ، دیگر از نبوغ و قدرت پیش بینی همیشگی خبری نیست و او برای کنترل اتومبیل ناچار با آن کلنجار می رود.

تعداد مواردی که او ناچار می شود از استعداد طبیعی اش در کنترل اتومبیل استفاده کند بیشتر شده است؛ دلیلش هم دقیقا این است که او دیگر جلوتر از اتومبیل را در نظر نمی گیرد و مثل سابق شرایط را پیش بینی نمی کند، بلکه تنها به آنچه اتفاق می افتد واکنش نشان می دهد.

این نوع عملکرد شوماخر البته به چشم کسی که به تماشای این مسابقات عادت ندارد، ممکن است خیلی هم چشمگیر به نظر برسد، اما این نوع عملکرد در واقع نشانه ای است از نداشتن احساس درست از موقعیت. درست مانند آنچه در مورد ویتالی پتروف راننده تیم رنو در مقایسه با هم تیمی اش رابرت کوبتیزا گفته می شود. رانندگی پتروف به نظر چشمگیرتر می آید در حالی که کوبیتزا سریع تر است.

شوماخر می گوید کنترل و چسبندگی کم لاستیک های بریجستون به او اجازه نمی دهد به روش همیشگی خود رانندگی کند؛ این حرف می تواند منطقی باشد.

با داشتن گارد محکم جلو، او قبلاً اتومبیل را زودتر به رأس جاده می رساند و وزن اتومبیل را موقع ترمز و دور زدن کنترل می کرد که در نتیجه جهت اتومبیل زودتر عوض می شد و قفل شدن فرمان به حداقل می رسید.

هر چقدر قفل شدن فرمان کمتر باشد لاستیک جلو کمتر ساییده می شود. هر چه زودتر بتوانید اتومبیل را به رأس جاده هدایت کنید زودتر می توانید گاز بدهید و سرعت بگیرید. اما با این لاستیک ها نمی توان به این روش رانندگی کرد.

اما شوماخر در گذشته خود را با اتومبیل هایی که در پیچ ها ضعیف عمل می کنند به خوبی تطبیق داده بود. او سبک خود را بسته به شرایط به هر پیچ و هر بخش از پیست مسابقه تطبیق می داد.

شوماخر مشتاق است که لاستیک های پیرلی 2011 را امتحان کند، مخصوصاً روی اتومبیل سال آینده.

آیا این ترکیب نیاز او را برآورده خواهد کرد؟ آیا جادوی او باز می گردد؟ قطعاً رانندگی اش را بهتر خواهد کرد، اما چه دلیلی دارد که او را به سبک قبلی اش باز گرداند.

سبک او نمایش سطح بالایی از شم رانندگی و حفظ تعادل بود.

مسابقات سال 2010 نشان داد که حساسیت شوماخر کمتر شده و بر خلاف همیشه نمی تواند خود را با شرایط مختلف وفق دهد. او اگر نتواند مانند گذشته در اوج باشد، آیا راضی خواهد بود که همچنان در مسابقات حاضر شود ؟