ایران و فوتبال جام ملت‌های آسیا؛ قهرمانی؟ هرگز!

تیم ملی فوتبال ایران
Image caption تیم ملی فوتبال ایران در بازی های جام آسیایی در قطر

خیلی‌ها باور دارند که " تیم ملی‌ایران جزء برترین‌های قاره آسیا نیست" و این باور دیگر "رازی‌پوشیده" نیست و فاش گفتنش به هیچ یک از هواداران ایرانی بر نمی‌‌خورد، بالاتر از آن، مطمئن باشید اگر در بین این ملت شیفته فوتبال، گروهی خوشبین پیدا شوند، آنها هم توقع ندارند محبوبشان قهرمان آسیا شود.

تکرار این جمله که "این بار طلسم شکسته خواهد شد" نه فقط خیلی تکراری به نظر می رسد که این بار بیشتر شبیه به یک خیال پردازی است.

پس از رقابت‌های سال ۱۹۹۶ در امارات و وقتی که تیم ملی ایران فراتر از انتظار‌ها به مقام سوم آسیا رسید، پیش از هر دوره ای از رقابت‌های جام آسیایی (جام ملت ها) از سر تکرار و عادت این باور به وجود می‌‌آمد که این بار ایران قهرمان جام می‌‌شود، اما در هر سه دوره پیشین دستاورد تیم ملی ایران کمتر از همه این توقعات بوده و ایران هیچگاه نتوانسته است به جام‌های آسیایی که ۳ بار پشت سر هم و در سال‌های ۱۹۶۸، ۱۹۷۲ و ۱۹۷۶ به دست آورده است، جامی دیگر اضافه کند.

اما درست بر خلاف گذشته این بار یک جماعت ایرانی "کم توقع"، بازیکنان را بدرقه کرده اند و کسی از آنها رهاوردی از قطر طلب نکرده است.

برای ایرانی ها، قهرمانی تیم ملی در قطر چیزی دور از دسترس به نظر می‌‌رسد و عبور تیم ملی از مرحله یک چهارم پایانی برایشان دست آوردی بزرگ است و برای خوشنود کردن آنها کافی است.

چرا که نه نمایش‌های اخیر تیم ملی ایران و نه استعداد‌ها و نه ظرفیت‌های آن، باعث نمی شود کسی از این تیم "متوقع" باشد.

لازم نیست خیلی به عقب برگردیم: ایران در راهیابی به جام جهانی ناکام بود، خیلی مقتدرانه به رقابت‌های "۲۰۱۱ قطر" راه پیدا نکرد و در بازی‌های انتخابی آن به اردن باخت و با تایلند مساوی کرد و دست آخر اینکه در بازی پایانی رقابت‌های غرب آسیا با شکست برابر کویت قهرمانی را از دست داد.

بازیکنانی که بزرگ نیستند یا قیافهٔ افشین قطبی؟

اما مرور بر کارنامه تیم ملی ایران در این ۲ سال تنها دلیلی نیست که بسیاری را نسبت به این تیم کم توقع کرده است، هر بار، هر کس نگاهی ‌به فهرست نام‌های بازیکنان کنونی تیم می‌‌اندازد، بیش از پیش نا امید می‌‌شود، زیرا ‌در تیم ملی ایران، به مانند تیم های پیشین "مهره بزرگ" وجود ندارد و باور کلی بر این است که میراث این تیم از نسل به اصطلاح "طلائی" فوتبال ایران، تنها "جواد نکونام"، کاپیتان تیم است.

به این‌ها باید اضافه کرد که خیلی‌ها به توانایی‌ افشین قطبی، سر مربی‌تیم، شک دارند. درست است که هنوز عده‌ای به جادوی او دلبسته اند، جادویی که با آن سه فصل پیش پرسپولیس را در روز آخر قهرمان لیگ ایران کرد، اما روز به روز به تعداد کسانی‌که قول و قرار‌های او را جدی نمی‌‌گیرند و به وعده او‌ برای "شکستن طلسم ۳۵ ساله" بی‌اعتنا هستند، افزوده می‌‌شود.

Image caption افشین قطبی، سرمربی تیم ملی فوتبال ایران

در مورد آن عده صحبت نمی‌‌کنیم که شاید "از قیافه افشین قطبی خوششان نمی آید" و به خاطر رفتار و گفتار بیرون از زمین او‌ که به مذاقشان خوش نمی‌‌آید، به هر بهانه و در هر فرصتی به او می‌‌تازند، صحبت از کسانی است که به سنت قدیم اهالی فوتبال، در آستانه رقابت‌ها بر همه چیز چشم ‌می پوشند تا متهم به حمایت نکردن از تیم نشوند، اما حالا بسیاری از آنها نمی‌‌توانند چشمشان را روی خیلی چیز‌ها ببندد و صدای‌شان در نیاید.

در همین چند روز او اینقدر بهانه دست اهالی فوتبال داد که به جمع منتقدینش اضافه شوند: تیم ملی را، آن هم چند روز مانده به بازی‌ها، از قطر به تهران فرستاد و خودش با تیم بر نگشت؛ نام ابوذر رحیمی، مدافع راه آهن را که با خود به قطر و به اردوی تیم ملی برده بود خط زد و به جای او محسن بنگر، مدافع سپاهان را که در آن روز‌ها در اصفهان استراحت می‌‌کرد به تیم دعوت کرد.

البته اگر کمی به عقب بر گردیم، باز هم منتقدان قطبی دلیلی پیدا می کنند تا برای تیم ملی با این مربی بختی قائل نباشند.

خیلی ها به افشین قطبی و توانایی‌هایش دل خوش نکرده اند، اما از حرف های این مربی به ویژه پس از بازی دوستانه برابر تیم ملی آنگولا به روشنی می‌‌شود حدس زد که او به خودش و شاگردانش سخت باور دارد مطمئن است که تیم ملی می تواند دست کم بهتر از قبل نتیجه بگیرد.

تیم ملی ایران در سال ۲۰۰۷ بدون شکست بود، اما بالاتر از مرحله یک چهارم پایانی نرفت.

با این حال آن تیم بر خلاف تیم کنونی دست کم برای رسیدن به بازی نیمه پایانی یک "مدعی" به شمار می آمد؛ چرا که امیر قلعه نویی، سر مربی وقت تیم، گروهی از بازیکنان بزرگ را در اختیار داشت، ۱۳ نفر از فهرست ۲۳ نفره او بیرون از ایران بازی می‌‌کردند و از این بین ۷ نفر از آن‌ها در لیگ‌ها اروپایی.

نه فقط بازیکنان با تجربه‌ای چون رحمان رضائی، مهدی مهدوی کیا، علی‌کریمی‌، فریدون زندی و وحید هاشمیان در تیم بودند، بلکه جوانانی چون حسین کعبی و مهرزاد معدنچی همه را به موفقیت آن تیم امیدوار می‌‌کردند.

اما قطبی و تیمش چه چیزی دارد که به دستاوردی بهتر از آن تیم می‌‌اندیشد؟

قطبی نسبت به قلعه نویی کمتر "نتیجه گرا" به نظر می‌رسد چرا که او ۳ بازیکن به جام آسیایی برده است که برای تیم امید بازی می‌‌کنند، در حالی‌که تنها ۲۱ ساله در تیم قلعه نویی، حسین کعبی بود که پیش از آن رقابت ها، تجربه بازی در جام جهانی‌را داشت و این بیشتر آدم را وادار می‌‌کند تا بخواهد کشف کند که قطبی ‌و تیمش چه چیزی دارند که او را به موفقیت امیدوار می‌‌کند.

قطبی امروز آن بازیکنان بزرگ را ندارد، اما تیمی کمی با تجربه تر و البته مسن تر دارد، در تیم کنونی ۷ نفر بالای ۵۰ بازی ملی دارند و این یک نفر بیشتر از تیم دور پیش است، قطبی با تیمی به قطر رفته است که میانگین سنی کمی بالاتر هم دارد، میانگین سنی تیم قلعه نویی ۲۶.۴ سال بود و این تیم ۲۷ سال.

اما آیا این تفاوت‌ها به کارش می آید؟ حتما نه!

همه امید ها

شاید قطبی بداند: اینجا تنها "اندیشه"‌های خودش است که او را رستگار می‌‌کند و شاگردانش را نجات می‌‌دهد.

Image caption جواد نکونام، مهره اصلی ایران در خط میانی محسوب می‌شود

این هم فقط برای یاد آوری: در دور پیش، پس از ناکامی تیم ملی در سال ۲۰۰۷، همه به این نتیجه رسیدند که "نام‌های بزرگ" جام نمی‌‌آورند و همه به دنبال مقصر گشتند و کسی‌جز قلعه نویی و چیزی جز اندیشه‌هایش را پیدا نکردند، به مهره چینی و تعویض هایش ایراد گرفتند و البته به روح محافظه کارانه اش.

شاید قطبی به خودش و اندیشه‌های بازی اش باور داشته باشد و ما فقط اگر کمی منصف باشیم به او حق بدهیم. تیم ملی‌ایران در نمایش ۱۲ ماهه گذشته نشان داده نه فقط با بازیکنان تازه چهره‌ای تازه به خود گرفته است، که صاحب هویتی تازه نیز شده است.

لازم ‌است به آمار استناد کنیم: نزدیک به ۷۰ درصد پیروزی، در ۱۳ بازی ۹ بار برده است و غیر از باخت غیر منتظره برابر کویت در بازی پایانی رقبت‌های غرب آسیا، ایران تنها به برزیل باخته است، و البته کافی است که به نمایش بازیکنان تیم دوباره نگاه کنیم، شاید بازی کسانی برجسته تر به نظر نرسد، اما همگی ‌گروهی یک دست می‌‌نمایند.

اما حالا باید دید این تیمی که بازیکنان بزرگ ندارد اما کمی‌ مسن تر است و باتجربه تر، از "اندیشه" بر روی نیمکت بهره‌ای می‌‌برد؟

به نظر می‌رسد روح "جنگندگی" یا البته "همبستگی‌" چیزی است که افشین قطبی برای تیم به ارمغان آورده است، اما در دو بازی آخر دوستانه ایران، برابر قطر و آنگولا روشن بود که این مربی‌ هنوز در "اندیشه هایش" برای بازی سردرگم است، به ویژه برای چیدن ترکیب اصلی‌اش.

همه نگرانی ها

هنوز این ابهام برای قطبی باقی‌است که در جناح راست خط دفاع چه کسی را به کار بگیرد: خسرو حیدری، بازیکن سپاهان، خودش متعجب است که چرا این تصور در باره او وجود دارد که در کارهای دفاعی ضعیف است، اما همگان به توانایی‌های ستاره پیشین استقلال در بازی هجومی باور دارند.

این احتمال جدی است که محمد نصرتی به حیدری ترجیح داده شود، مدافع میانی تراکتور سازی، امروز مدافعی باتجربه است، اما بیش از این که در پستی که خودش دوست دارد بازی کند، در تیم ملی به کناره ‌ها رفته است، همیشه فقر بازیکن در دفاع چپ و یا دفاع راست را با غنای بازی او‌ پر کرده اند.

اما نگران کننده ترین تردید در انتخاب مهاجم نوک تیم است. میلاد میداوودی، ستاره استقلال آسیب دید و افشین قطبی روی خوشی به مهرداد اولادی، مهاجم آماده این روز‌های ملوان، نشان نداد و هادی نوروزی در بازگشت از قطر به ایران از تیم خط خورد.

اکنون رقابت برای این پست به رضا نوروزی، مهاجم فولاد، محمّد غلامی، مهاجم استیل آذین و کریم انصاری فرد، مهاجم سایپا محدود شده است.

قطبی در این دو بازی آخر تیم ملی‌، به محمّد غلامی، دقایق بیشتری فرصت داده است، اما غلامی که در ۲ بازی اول ملی‌ خود ، ۲ بار دروازه حریفان را باز کرد، هر دو بازی را از روی نیمکت آغاز کرد تا قطبی نشان دهد به همان اندازه به انصاری فرد، مهاجم تیم امید ایران و نوروزی، ۲۸ ساله، نیز توجه دارد.

درست که روشن نیست بین این سه نفر کدامیک در ترکیب اصلی قرار می‌‌گیرند، اما آشکار است که هیچکدام از آنها این اطمینان را به وجود نیاورده اند که تیم ملی بازیکن بزرگی را در خط حمله دارد. درست است که دو دور پیش در ۲۰۰۵ چین، علی‌دایی با نمایش نه چندان خوبش صدای همه را در آورد و ۲ سال بعد و در دور پیشین این رقابت ها وحید هاشمیان هم خیره کننده نبود، اما این چند نفر هنوز کسی را امیدوار نکرده اند که می توانند جای خالی این ۲ مهاجم بزرگ پیشین تیم ملی کشور را پر کنند.

اما از طرف دیگر شاید در نگاه اول بازیکنان میانی ایران به سرکردگی جواد نکونام، چیزی باشد که ایران به آن می‌‌نازد، به ویژه وقتی خلاقیت‌های هم تیمی او در اوساسونا، مسعود شجاعی نیز به این جمع اضافه شود؛ شجاعی هر چند که در دور پیشین رقابت‌ها حتا یک دقیقه هم بازی نکرد و در دو بازی گذشته ایران خوش ندرخشید، اما در اسپانیا فصل نسبتا موفقی را داشته است.

بازیکنان میانی تیم ملی‌ایران توان بدنی بالایی دارند و این را در تابستان امسال به رخ همه کشاندند، در آن هنگام بازی درگیرانه و دوندگی زیاد آنها کمک کرد که ایران خارج از خانه برابر ارمنستان، چین و کرهٔ جنوبی پیروز شود.

به ویژه این توانایی آنها در بازی با کرهٔ جنوبی، حریفی که خود به جنگندگی در بازی مشهور است، به چشم آمد. بازیکنان میانی ایران در سئول با این روش از بازی، نه فقط فضا در زمین را از بازیکنان کره دریغ کردند، که اجازه ندادند آنها مالک توپ باشند.

اما علاقه مندی افشین قطبی به استفاده هم زمان از ۳ بازیکن با این ویژگی‌ به جای ۲ بازیکن در جمع ۵ نفره خط میانی در زمان بازی بدون توپ مؤثر باشد، اما ممکن است خلاقیت را در طراحی بازی با توپ از تیم بگیرد.

تمایل جواد نکونام به بازی مستقیم و نداشتن توانایی یا تمایل به حفظ توپ از آندرانیک تیموریان و پژمان نوری و حضور هم زمان هر سه در مرکز زمین، خط میانی‌ای می سازد که کمتر علاقه به گرداندن توپ و ایجاد موقعیت به این شکل دارد.

بنابراین به نظر می رسد که ایران ممکن است برای رسیدن به مرحله دوم برابر عراق، کرهٔ شمالی و امارات متحده عربی مشکلی نداشته باشد، اما در مرحله دوم و در صورت برخورد احتمالی با کرهٔ جنوبی یا استرالیا کار دشواری در پیش خواهد داشت و بنابراین حضور این تیم در جمع ۴ تیم برتر دشوار خواهد بود.

با این حال خیلی‌ها هم هستند که باور دارند ایران می‌‌تواند موفق باشد، چون این عده به "سنت‌های فوتبال آسیایی" باور دارند.

اما اگر بخواهم مانند آنها به سنت‌های بازی‌های آسیایی باور داشته باشم، احتمال سوم شدن ایران بیش از هر چیز است: از سال ۱۹۹۶ تا به حال ایران در هر دوره در مرحله یک چهارم نهایی با کرهٔ جنوبی بازی کرده، یکی درمیان باخته و برده است و این بار پنجم، نوبت برد ایران است، به این ترتیب ایران به نیمه پایانی راه پیدا می‌‌کند و اگر به این اضافه کنیم که پس از قهرمانی ایران در سال ۱۹۷۶، تیم ملی یک دوره در میان سوم شده است، باید باور کنیم که این بار نوبت سوم شدن ایران است!

البته هرچقدر با خودم کلنجار می روم، نمی‌‌توانم به این سنت‌ها اعتقادی داشته باشم.

مطالب مرتبط