فراز و نشیب یک سردبیر در موسسه کیهان

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption مواضع تند جعفر محتشمی در دهه ۶۰، خریداران بسیار داشت

جعفر محتشمی، سردبیر سابق مجله کیهان ورزشی به دليل بیماری سرطان و سکته مغزی در سن ۵۹ سالگی درگذشت. مرگ او در بیمارستان فیروزگر تهران مصادف شد با روزهای تظاهرات هواداران حکومت در ۲۲ بهمن و تظاهرات سه روز بعد مخالفان. سر و صدای هر دو گروه مانع از شنیدن خبر درگذشت او شد.

روزنامه کیهان نیز با تیتر استقبال ۵۰ میلیونی مردم از راهپیمایی ۲۲ بهمن، حتی در روزهای بعد هم فرصتی نیافت برای پوشش خبری درگذشت مردی که سابقه اش در کیهان، از حسین شریعتمداری، مدیر مسئول این موسسه هم بیشتر بود.

آغاز ورزشی نویسی جعفر محتشمی با تولد انقلاب اسلامی شکل گرفت و از اتفاق، پایان این دوران ۳۲ ساله نیز همزمان با سالگرد پیروزی این انقلاب بود.

انقلاب و طرح پاکسازی

با پیروزی انقلاب اسلامی، طرح پاکسازی ضربتی موسسه کیهان فقط مختص روزنامه نبود و سایر نشریات این موسسه را نیز در بر می گرفت.

کیهان ورزشی که دو دهه متمادی بهترین نشریه ورزشی در آسیا بود، از تصفیه پرشتاب اعضای تحریریه این موسسه بی نصیب نماند.

در رشته ورزشی کشتی، با خروج منوچهر لطیف از مجله و باز کردن دکان کوچکی در ورودی کوی نویسندگان برای امرار معاش، جعفر محتشمی از معتقدان و وفاداران سرسخت انقلاب اسلامی، کشتی نویس کیهان ورزشی شد.

مواضع تند محتشمی در دهه ۶۰، خریداران بسیار پیدا کرد. صراحت بی قید و شرطی در یادداشت هایش داشت. "عرق خورها و نماز نخوان ها" سوژه دائمی او بود.

تماشاگران دهه ۶۰ رقابت های ورزشی در سالن هفتم تیر تهران واقع در پارکشهر، یادشان هست که او در جایگاه خبرنگاران نمی نشست. هر کجای سالن که صلاح می دانست بنشیند، همان جا می شد جایگاه خبرنگاران. استکان های چای، برگه های جدول و اسامی تیم ها و فهرست داوران را مرتب به آن جا می بردند و به او تقدیم می کردند.

وقتی در مسابقات جهانی ۱۹۸۵ بوداپست، ملی پوشان از رفتار ولی الله خانلری، سرپرست تیم گله مند شدند، جعفر صمیمی سردبیر دنیای ورزش به پوشش کامل اعتراضات از زبان مجید ترکان و دیگر ملی پوشان پرداخت.

اما محتشمی صلاح نمی دانست از سرپرستی که چهره و رفتارش با معیارهای او مطابق است انتقاد شود. یکی از ستاره های تیم ملی که الان در بستر بیماری است، به دنیای ورزش گفت: "انقلاب کردیم که سرپرست تیم ملی، تن ماهی ها را توی ساکش قایم نکند."

از سردبیری تا ستون فضولباشی

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption انتشار روزنامه کیهان ورزشی که حدود 17 سال منتشر شد، سال گذشته متوقف شد

با ریزش روز افزون نیروهای موسسه کیهان، جعفر محتمشی، سردبیر کیهان ورزشی شد که رکود کیهان ورزشی در میانه های دهه ۶۰ را در پی داشت. افزایش صفحات حدیث و روضه خوانی و ممنوعیت چاپ عکس برخی چهره های ورزشی به صلاحدید او، تیراژ این رسانه فراگیر را هفته به هفته کاهش می داد.

تا این که محمد سعید مدنی جایگزین محتشمی شد؛ بلکه کیهان ورزشی، ورزشی تر از دوران سردبیر معزول شود.

در امتداد سال ها، فریدون شیبانی، حسین خوانساری، هوشنگ فتحی و ابراهیم افشار نیز از مجله جدا شدند. بزرگ ترهایی مثل د. اسداللهی هم توی تحریریه نمی نشستند. مطلب را می فرستادند و گاهی هم تُک پایی می آمدند و برمی گشتند.

وقتی منوچهر لطیف از سال ۱۳۷۳ به مطبوعات برگشت و به اتفاق حسین حصاری، عطا بهمنش و چند کشتی نویس دیگر، انجمن کشتی نویسان را تشکیل دادند، محتشمی در یادداشتی که به گمان خودش طنز بود، گردهمایی "عرق خورها و نماز نخوان ها" را به جامعه ورزشی تسلیت گفت.

او به این یادداشت ها بسنده نکرد و به اتفاق پروازی مقدم، عضو شورای سردبیری روزنامه رسالت که با سقوط از ساختمان پلاسکو واقع در چهار راه استانبول درگذشت، با همراهی صادق رضایی از مسئولان ورزشی در بنیاد شهید، "انجمن کشتی نویسان مسلمان" را پایه گذاری کردند.

انجمنی که کار به زیر یک خم و دو خم نداشت و به تشخیص خودش، سره را از ناسره یعنی "عرق خورها" را از "عرق نخورها" جدا می کرد.

نقطه مشترک این جمع، حمایت از امیررضا خادم بود و مقابله با منتقدانی که عملکرد خادم در دوران مدیریتش را نمی پسندیدند.

نیمه دوم دهه ۷۰ اما با چرخش سیاسی جامعه، دوران افول محتشمی در کیهان ورزشی نیز آغاز شد. مبارزه با "نماز نخوان ها" که ۱۰ سال پیش تر شعاری طنین انداز در تحریریه بود، حالا فقط در ستونی جمع و جور، با فونت ریز به نام "فضولباشی" جریان داشت.

سال ۱۳۸۲ که در کیهان ورزشی مشغول به کار شدم، محتشمی حضوری بی سر و صدا در تحریریه داشت. کیهان ورزشی دیگر آن مجله ای نبود که فوتبالیست های مشهور و رئیس فدراسیون ها برای ملاقات نویسندگانش وقت قبلی می گرفتند.

ستون فضولباشی همچنان برقرار بود، با تلفن ها و اعتراضات "بی نمازهایی" که می گفتند بهشان توهین شده است. اما افول محتشمی و جایگاهش در موسسه آغاز شده بود. فضا با نیمه اول دهه ۶۰ فرق می کرد و کیهان به "محتشمی" هایی به روز شده و متناسب با دوران بعد از دوم خرداد نیاز داشت.

ظهرها که حسین شریعتمداری برای ملاحظه و تایید جلد روزنامه به صفحه بندی می رفت، هیچ وقت پیش نیامد که در امتداد راهروی باریک، نیم نگاهی به تحریریه کیهان ورزشی بیاندازد و سلامی کند به پیرمردهایی مثل بیژن رویین پور و جعفر محتشمی که پیش از انتصاب او به مدیریت کیهان، ستون های پر تیراژ ترین نشریه این موسسه بودند.

محتشمی یک سال قبل از مرگش، مرگ روزنامه کیهان ورزشی را دید و آن قدر زنده ماند تا زوال مجله ۵۰ ساله کیهان ورزشی را هم ببیند.

قلم فروش نبود

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption عیادت بهرام افشارزاده، دبیر کمیته ملی المپیک از جعفر محتشمی

محتشمی تالیفاتی هم در زمینه های (ارزشی-ورزشی) دارد که هرگز با استقبال مواجه نشد و امروز از کتاب های او، شاید فقط در کتابخانه موسسه کیهان بتوان چند نسخه ای پیدا کرد.

آخرین بار که او را دیدم، جلسه کمیته تخصصی مطبوعات ورزشی بود. بدون توجه به موضوع مورد بحث، ساعتی درباره فساد اخلاقی، مالی، سقوط و فلاکت و حقارت فضای ورزش ایران صحبت کرد و نا امیدانه گفت که با این وضعیت، نجات ورزش ایران از چنگ "عرق خورها و بی نمازها" غیر ممکن است.

نارضایتی هایش قابل درک بود اما دقیقاً مشخص نشد از چه کسی انتقاد می کرد. زیرا معتقد به ولایت فقیه بود و دولت را نیز رئیس جمهور محبوبش (محمود احمدی نژاد) اداره می کرد. ضمناً در موسسه ای بازنشسته شده بود که هیچ وقت محدودیتی برای بیان مواضعش نداشت. پس چه کسی متولی این حجم از فساد و ابتذال در ورزش است که محتشمی را تا آخر عمرش برافروخته نگه داشت؟

ورزشی نویس های جوان امروز ایران و نسل های آینده ورزشی نویس اگر بخواهند گوشه ای قابل ستایش در عملکرد محتشمی بیابند، می توانند نقدهای او از عملکرد رئیس سابق فدراسیون شنا و مجری اسبق شبکه دوم صداوسیما را بخوانند.

او بیش از دهسال و به طرزی خستگی ناپذیر، درباره تخلفات و ناکارآمدی فدراسیون شنا نوشت. طرف مقابل هم در جواب، میدان ندادن به پسر محتشمی در مربیگری را دلیل انتقادات "فضولباشی" می دانست. واکنش قانع کننده ای نبود، زیرا محتشمی هرچه که بود، باجگیر و اهل زد و بند نبود.

او همچنین، میانه ای با دعواهای رقت انگیز برخی خبرنگارها برای اعزام به سفرهای خارجی نداشت و از مسافرت ورزشی شانه خالی می کرد.

محتشمی با مناعت طبع، دعوت فدراسیون ها برای سفر خارجی را رد می کرد. گرچه انصراف از این واپسین سفر غیر ممکن بود.