داستان سه صعود به لیگ برتر فوتبال ایران

فجر سپاسی حق نشر عکس Fajr
Image caption فجر سپاسی

یازدهمین دوره لیگ برتر فوتبال ایران، سه شنبه شب پس از مراسم افطار با انجام ۸ بازی آغاز می شود.

در این فصل از لیگ برتر، سه تیم که از دسته اول صعود کرده اند نیز حضور دارند. داماش گیلان، مس سرچشمه و فجر سپاسی شیراز.

هر آن چه که در لیگ برتر فوتبال ایران وجود دارد، در مقیاسی وسیع تر در لیگ دسته اول نیز موجود است.

حاشیه و جنجال، درگیری روی سکوها، اتهام به داوران، نقش آفرینی واسطه ها، ورزشگاه های نیمه تمام، زمین های نامناسب، و گاهی ابهام در نتایج!

با این تفاوت که لیگ یک، برنامه ۹۰ ندارد و فارغ از ذره بین مطبوعات ورزشی است.

توجه رسانه ها به رقابت هایش هنگامی جلب می شود که رو به پایان باشد و در آستانه معرفی تیم های صعود کننده.

صعودهای حیرت انگیز

تاریخ رقابت های دسته اول ایران مملو از صعودهای پر حاشیه است.

سال ۱۳۸۴ صعود تیم قندی یزد به لیگ برتر مسجل شده و مشخص بود که تیم دوم هم از بین تیم های صنعت نفت و راه آهن انتخاب خواهد شد.

در مرحله حذفی، قندی ۶-۰ به راه‌آهن باخت تا تیم تهرانی به دلیل تفاضل گل بهتر نسبت به صنعت نفت، لیگ برتری شود.

صنعت نفت ابتدا به فدراسیون فوتبال شکایت کرد ولی نتوانست تبانی را اثبات کند. آبادانی ها فصل بعد را در لیگ دسته یک بازی کردند و همچنان پیگیر شکایت شان بودند.

فصل ۸۶-۱۳۸۵ که آغاز شد، صنعت نفت شکایت خود را به دیوان عالی عدالت ارجاع داد و پس از انجام چند بازی در لیگ دسته یک، حکم دیوان عالی به نفع صنعت نفت صادر شد تا فدراسیون موظف شد نفت را به لیگ برتر راه دهد!

فدراسیون فوتبال اعلام کرد که لیگ برتر در حال برگزاری است و نمی‌توان یک تیم را از وسط فصل وارد لیگ کرد و صنعت نفت باید یک فصل منتظر بماند تا به لیگ برتر بیاید.

پس در این مدت لازم نیست که در لیگ دسته یک بازی کند!

به این ترتیب تعداد تیم‌های دسته اول از ۲۴ تیم به ۲۳ تیم کاهش یافت.

اما چطور ممکن بود دو تیم از دسته اول به اضافه صنعت نفت به لیگ برتر صعود کنند، در حالی که قرار است دو تیم از لیگ برتر به لیگ دسته اول سقوط کنند؟ در آن صورت تعداد تیم‌های لیگ برتر ۱۷ تیم می‌شد!

فدراسیون فوتبال بار دیگر تصمیم عجیبی گرفت و با طراحی جدولی پیچیده برای سقوط و صعود تیم ها، تعداد تیم های لیگ برتر را از ۱۶ به ۱۸ افزایش داد.

سقوط، بلافاصله پس از صعود!

اغلب تیم هایی که با اقتدار به لیگ برتر صعود می کنند، فصل بعد را دست از پا درازتر به دسته اول باز می گردند.

حق نشر عکس Damash
Image caption داماش

گاهی نیز سقوط ها و صعودها همزمان هستند! مثل صعود سپاهان نوین در سال ۸۷ که چون با سپاهان اصفهان همنام بود، جواز لیگ برتری اش را به فولاد خوزستان فروخت.

مس سرچشمه نیز در این فصل لیگ برتر تا آستانه واگذاری امتیازش پیش رفت.

پاس همدان متقاضی خرید امتیاز این تیم بود و علی سعیدلو در آخرین روزهای حیات سازمان تربیت بدنی، از این خرید و فروش حمایت کرده بود.

سقوط های پس از صعود، با صنعت نفت آبادان آغاز شد که سال ۸۱ لیگ برتری شده بود اما فصل بعد به خانه قبلی برگشت.

سال ۸۳ شموشک نوشهر که تازه به لیگ برتر آمده بود باید به دسته اول سقوط می‌کرد. اما فدراسیون فوتبال تصمیم گرفت تعداد تیم‌های لیگ برتر را از ۱۴ به ۱۶ افزایش دهد و شموشک هم نجات پیدا کرد. آن ها البته سال بعد سقوط کردند!

سال ۸۵ کابل های قندی یزد نیز که با هزینه های فراوان و گاهی مبهم، به تازگی وارد لیگ برتر شده بود دوباره به لیگ دسته یک بازگشت.

صنعت نفت آبادان که با ماجراهای بسیار در سال ۸۶ صعود کرده بود، سال بعد به دسته پایین تر سقوط کرد.

شیرین فراز کرمانشاه نیز همان سال افتاد. کرمانشاهی ها برای صعود به لیگ برتر، ابتدا امتیاز عقاب را در دسته اول خریدند. سپس در مرحله حذفی لیگ آزادگان با غلبه بر تراکتورسازی به لیگ برتر رسیدند.

جای آن ها البته در انتهای جدول لیگ برتر بود. ۱۴ امتیاز کمتر از تیم بالای سرشان! با گذشت ۳ سال، هنوز هم عده ای پیگیر مطالباتشان از این تیم هستند.

پیام مشهد سال ۸۷ با اقتدار صعود کرد اما سال بعد افتاد.

سرانجام، استیل آذین که سال ۸۸ به لیگ برتر صعود کرده بود و در نهمین دوره پنجم شده بود، امسال به عنوان ضعیف ترین تیم لیگ برتر، به دسته اول سقوط کرد.

لیگ برتری های ۹۰: داماش گیلان

داماش در مسیر لیگ برتر، از حاشیه های سیاسی گرفته تا اقتصادی، فرهنگی و دوپینگ، صعودی پرماجرا داشت.

نام این باشگاه در دهه ۷۰ استقلال رشت بود. سپس امتیازش را به صنایع شیر ایران فروخت و در سال ۱۳۸۰ به پگاه گیلان تغییر نام داد.

نادر دست نشان، حسین عبدی، استانکو پوکله پوویچ، فیروز کریمی، مارکار آقاجانیان، افشین ناظمی، ماریان پوشنیک از صربستان و سرانجام مهدی دینورزاده، هدایت کنندگان داماش در سه سال گذشته بوده اند.

این تیم پارسال هم قصد داشت نام خود را به درفک تغییر دهد که با اعتراض گسترده هوادارانش مجدداً داماش نامیده شد.

داماش در فصل جاری تا رده‌ یازدهم جدول سقوط کرده بود اما با انتصاب مهدی دینورزاده بازیکن سابق تیم ملی ایران به عنوان سرمربی، در صدر جدول ایستاد.

حق نشر عکس Mes Sarcheshme
Image caption مس سرچشمه

دستگیری احسان خرسندی بازیکن این تیم در تظاهرات ضد حکومتی عاشورای ۸۸ فقط یکی از حاشیه هایی بود که پیرامون این تیم اتفاق افتاد.

او در تاریخ ۶ دی در خیابان ولی‌عصر تهران بازداشت و ۱۳ بهمن به قید وثیقه از زندان اوین آزاد شد.

جنجالی ترین از این حاشیه سیاسی، ماجرای فیروز کریمی بود. فصل قبل که او سرمربی تیم بود، این تیم در آستانه راهیابی به لیگ برتر با توقف مقابل شیرین‌فراز کرمانشاه، بخت صعود را از دست داد.

امیر عابدینی رئیس سابق فدراسیون فوتبال ایران و مدیرعامل داماش با اخراج کریمی گفت: "پول هنگفتی در روز بازی با شیرین‌فراز از بانک ملی طاق بستان کرمانشاه به حساب کریمی واریز شده است."

کریمی هم پاسخ داد: " اگر نیروی انتظامی یک کاروان مواد مخدر را ضبط کند و این امر مصادف شود با خارج شدن مبلغی از حساب عابدینی، آیا این دو موضوع به هم ربط دارد؟"

کریمی همچنین از گروهی با نام پلیکان در دهکده ساحلی صحبت کرد و گفت: " در این گروه به دلایل خاص، زمان هوشیاری کمتر است و من متوجه شدم دلیل این پلک زدن‌های طولانی عابدینی چیست!"

امیر عابدینی هم در جواب، کریمی را شعبان بی‌مخی دانست که یا چماق می‌زند یا فحاشی می‌کند.

در همان مقطع وقتی محمد سیاه بازیکن این تیم به خاطر دوپینگ با محرومیت مواجه شد در دفاع از خودش گفت: "فیروز کریمی همیشه در رختکن به ما دارو می داد."

داماش در فصل جدید هم با اتفاقات بی سابقه ای مواجه شد. در هفته بیست و چهارم، بازیکنان تیم پیام مشهد حاضر نشدند برای دیدار با داماش به رشت بروند و در حالی که کارت پرواز را نیز دریافت کرده بودند، از فرودگاه مشهد به خانه های خود بازگشتند!

زمستان ۸۹ وقتی داماشی ها به صدر جدول رسیدند، مدیرعامل این تیم به بازیکنان این تیم نفری یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان پاداش داد.

او برای هر پیروزی خانگی ۴۰۰ هزار، تساوی خارج از خانه ۶۰۰ هزار و پیروزی خارج از خانه یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان پاداش را برای بازیکنانش مقرر کرد.

سرمایه گذاری سودآور و موفقی که منجر به صعود شد.

آن ها با ادامه این سرمایه گذاری و جذب چهره های شاخصی مثل محمد غلامی، میلاد زنیدپور و مهدی مهدوی کیا، قصد سقوط زودهنگام به لیگ دسته اول را ندارند.

مس سرچشمه

اگر داماش با صعودش به ملوان بندرانزلی پیوست تا سهمیه های گیلان در لیگ برتر را به عدد ۲ برساند، مس سرچشمه هم به مس کرمان ملحق شد تا گیلان و کرمان را در فصل یازدهم لیگ برتر نیز به تساوی برساند.

آن ها با شکست دادن صنعت ساری جواز حضور در دسته برتر را گرفتند. اما برخلاف داماش، حاشیه های مسی ها بعد از صعود نیز تداوم داشت!

رئیس سازمان لیگ برتر گفت؛ به دلیل این که دو تیم همنام در لیگ برتر نمی توانند حضور داشته باشند، مس سرچشمه نمی تواند در لیگ یازدهم بازی کند.

او در عین حال، راه متداول دور زدن آیین نامه را نیز بیان کرد: خارج شدن از زیرمجموعه مس و تغییر هیات مدیره.

عزیز محمدی گفت؛ نفت تهران و صنعت نفت آبادان نیز همنام هستند اما تشکیلات یکسانی ندارند.

جالب آن که تشکیلات دو تیم مس کرمان و مس سرچشمه چنان در هم تنیده است که حتی سایتشان هم مشترک است.

کاربران باید وارد سایت صنعت مس شده و از بین گزینه های رفسنجان، سرچشمه و کرمان، یکی را انتخاب کنند.

معدن مس سرچشمه در ناحیه مرکزی رشته کوه زاگرس بزرگ‌ترین تولید کننده مس در ایران است.

اما سرپرست این تیم می گوید؛ حضور تیم مس سرچشمه در لیگ برتر برای مردم این شهر،از تولید مس مهم تر است!

بند بعدی مصاحبه سیدرضا هاشمی نیز خواندنی است. وقتی به او گفتند کنفدراسیون فوتبال آسیا نمی گذارد دو تیم همنام در لیگ برتر بازی کنند پاسخ داد: مگر در انگلیس و اسپانیا چندین تیم با نام های مشابه نداریم، مثل منچستر یونایتد و منچستر سیتی. یا رئال مادرید و رئال سوسیداد!

پس از آن که سرچشمه ای ها در ورزشگاه بندرعباس لیگ برتری شدند، به کرمان برگشته و با استقبال پرشکوهی مواجه شدند.

استاندار کرمان به پیشباز رفت. سرپرست مس سرچشمه در آغوش او نجوا کرد: "حاجی تو را به جان هرکی دوست داری اجازه نده تیم مان را بفروشند."

حذف یکی از دو مس برای فصل آینده، در سایت این مجموعه نیز هواخواه داشت!

در گزارشی در این سایت، حضور همزمان مس کرمان و سرچشمه در لیگ برتر، مخالف با جریان خصوصی سازی و اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی تلقی شده.

نویسنده همچنین پیشنهاد کرده بود تیم مس کرمان که "سالیانه نزدیک به ۱۰ میلیارد تومان بودجه این استان را با مربیان و بازیکنان غیر بومی می بلعد" را منحل کنند.

در این مطلب، به تلاش عوامل دو تیم برای فروخته شدن تیم مقابل اشاره شده اما اولویت فروش را مس کرمان دانسته و تاکید کرده بود که نمایندگان مجلس و امام جمعه، خواستار نفروختن مس سرچشمه شده اند.

اما احمد سنجری که تیمش را لیگ برتری کرده اطمینان داشت مس سرچشمه با اسم و اساسنامه جدید در لیگ یازدهم بازی خواهد کرد.

غیر از این ها، ماجرای شکایت گسترش فولاد تبریز هم می توانست جواز لیگ برتری این تیم را باطل کند. آن ها به دنبال امتیازاتی بودند که در بازی با نساجی مازندران از دست دادند.

زیرا نساجی سه یار خارجی داشت اما برخلاف مقررات، با چهارمین خارجی که دیوید ویلکروم اهل کامرون بود هم قرار داد بست.

تیم تبریزی ضمن شکایت، در بیانیه شدید اللحن خود نوشت: "این باشگاه مصمم است با تمام وجود مقابل کجروی‌ها، بی‌قانونی‌ها و دلالیسم منفی بایستد."

پس گرفتن امتیازها، گسترش فولاد را لیگ برتری می کرد اما با رای کمیته استیناف، پرونده شکایت این تیم بسته شد.

مس سرچشمه از بی سر و صداترین تیم ها در فصل نقل و انتقالات برای حضور در لیگ برتر بود.

مقاومت سپاسی شیراز

سال ۱۳۶۶ عبدالمجید سپاسی که خود فوتبالیست بود، در عملیات والفجر ۱۰ کشته شد.

جعفر جعفری که همچنان مدیر این باشگاه است، به یاد او امتیاز تیم بهزاد در دسته دوم لیگ شیراز را خرید.

وقتی تیم شهید سپاسی (بهزاد سابق) صعود نکرد، امتیاز تیم یکتا در دسته اول خریداری شد و به لیگ استان فارس نیز راه یافتند.

سپس به زیر گروه منطقه جنوب پیوستند و از آن جا به لیگ دسته دوم ایران رسیدند.

در سال ۷۴ با نام فجر و تحت حمایت سپاه پاسداران، با سرمربی گری ابراهیم قاسم پور به لیگ دسته اول رسیدند.

آرارات، بانک ملی و مهمات سازی از رقبای این تیم در راه صعود بودند که امروز دیگر فعالیتی ندارند.

در لیگ آزادگان، محمود یاوری با فجر در آخرین دوره لیگ آزادگان سوم شد.

غلامحسین پیروانی از بهمن ۷۹ به فجر پیوست. شاغلام ۲ ماه دستیار یاوری بود و بعد سرمربی شد تا ۸ سال در این تیم بماند.

این تیم که ۱۴ سال در لیگ آزادگان و برتر دوام آورده بود، پس از پیروانی، با داود مهابادی و سپس محمد احمدزاده به دسته اول سقوط کرد.

شیرازی ها این فصل در لیگ دسته اول با هدایت علی اصغر کلانتری به مرحله حذفی رسیدند تا با غلبه بر آلومینیوم هرمزگان به لیگ برتر بازگردند.

سرمربی ۴۳ ساله سپاسی، هشت سال مربی برق شیراز بوده و در دوران بازیگری هم در تیم های پیمان شیراز، عقاب شیراز، کما شیراز و برق شیراز به زمین رفته است.

شیرازی ها از عدم حمایت استاندار ناراضی هستند. در طول فصل، مدیرعامل این تیم به خبرگزاری فارس گفت: "استاندار فقط برای خودش تبلیغ می‌کند، ۲ متر عکس می‌گیرد و ۲۰ متر شعار می‌دهد!"

او همچنین با اشاره به این که داوران در یاسوج سر تیمش را بریده اند، هشدار داد اگر در حق تیمش ظلم شود، همه را رسوا می کند و چنان فریادی خواهد زد که تا فیفا برسد.

مقاومت در بازی با آلومینیوم هرمزگان بازی رفت را ۲-۰ برد. دیدار برگشت را هم ۴-۰ جلو بود که بازی نیمه تمام ماند!

هواداران دو تیم به زد و خورد و درگیری خونین با یکدیگر پرداختند.

این بازی به جای ورزشگاه ۲۵ هزار نفری خلیج فارس، در ورزشگاه ۵ هزار نفری تختی برگزار شد و با حضور چند برابر هواداران، مشکلات زیادی برای تماشاگران دو تیم ایجاد شد.

بسیاری از آن هایی که بیرون ورزشگاه مانده بودند با سنگ به جان هم افتادند. عده ای مصدوم شدند. شیشه‌های مغازه‌ها، خانه ها و اتومبیل های اطراف ورزشگاه شکسته شد.

صعود کننده ها در تاریخ لیگ دسته اول

سال۸۱: صنعت نفت آبادان و استقلال اهواز

سال ۸۲: پگاه گیلان و شموشک نوشهر

سال ۸۳: ملوان بندرانزلی و صبا باتری تهران

سال ۸۴: شهید قندی یزد و راه آهن تهران

سال ۸۵: مس کرمان و پیکان تهران

سال ۸۶: صنعت نفت آبادان، پگاه گیلان و شیرین فراز کرمانشاه

سال ۸۷: پیام مشهد، فولاد اهواز

سال ۸۸: تراکتورسازی تبریز، شاهین بوشهر، استیل آذین

سال ۹۰: داماش گیلان، مس رفسنجان و مقاومت سپاسی شیراز

مطالب مرتبط