چرا فوتبال انگلستان در سطح ملی ناموفق است؟

تیم ملی انگلستان
Image caption تیم ملی انگلستان با شکست سنگین 1-4 برابر آلمان، از جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی حذف شد

فوتبال را انگلیسیها به جهانیان معرفی‌ نمودند اما با اینکه این ورزش به سرعت در چهار گوشه جهان گسترش پیدا کرد، آنها از ابتدا خود را از سایرین برتر می‌پنداشتند و نیازی به رقابت با سایرین احساس نمی‌کردند.

سه دوره نخست جام جهانی‌ در غیاب مبدع فوتبال برگزار شد. در عمل، فدراسیون فوتبال انگلستان، نخستین سرمربی‌ تمام وقت تیم ملی‌ این کشور را در سال ۱۹۴۶ استخدام کرد؛ تقریبا ۷۴ سال بعد از نخستین دیدار رسمی‌ تیم ملی‌ انگلستان. این امر از اهمیت فوتبال باشگاهی و نفوذ این باشگاه‌ها در این کشور نشأت می‌گرفت.

اولین سرمربی تمام وقت انگلستان - والتر وینترباتم - ۱۶ سال در سمت خود باقی‌ ماند. جام جهانی‌ ۱۹۵۰ برزیل اولین حضور انگلستان در صحنه بین‌المللی بود. دو شکست یک - هیچ مقابل آمریکا و اسپانیا نشان داد که دوری از میادین بین المللی چه ضربه هولناکی به فوتبال این کشور وارد آورده بود.

۳ سال بعد، انگلستان در دیداری دوستانه و این بار در حضور تماشاگران خودی مقهور شعبده‌بازی گروهی فوتبالیست ناشناس – برای انگلیسیها – شد. پوشکاش و یارانش با نمایشی خیره کننده انگلستان را در ورزشگاه ویمبلی ۶-۳ در هم کوبیدند.

الف رمزی در آن روز در ترکیب انگلستان بود و تجربه آن دیدار و درسی که مجار‌ها به او و همبازیهایش دادند تجربه‌ای گرانبها شد تا بعدها بعنوان سرمربی انگلستان به کار او آید، و تنها افتخار فوتبال انگلستان را با تصاحب جام جهانی‌ ۱۹۶۶ بدست آورد.

Image caption تنها افتخار بین‌المللی انگلستان، قهرمانی در جام جهانی 1966 است که به میزبانی خودشان برگزار شد

علیرغم حضور تیم ملی‌ بزرگسالان انگلستان در مسابقات مقدماتی و نهایی رقابت‌های جام ملتهای اروپا و جهانی‌ در ۶۲ سال گذشته، حضور پراکنده تیمهای جوانان و نوجوانان این کشور در رقابتهای جهانی‌ حاصل قدرت و نفوذ زیاد باشگاه‌های انگلستان است.

انگلستان تنها در ۲ دوره از ۱۴ دوره جام جهانی‌ نوجوانان، و در ۹ دوره از ۱۸ دوره جام جهانی‌ جوانان شرکت داشته، و فقط ۲ بار موفق به حضور در جمع ۴ تیم مرحله نیمه نهایی داشته است.

برخلاف کشورهای صاحب فوتبال دیگر همچون برزیل، آرژانتین، آلمان و اسپانیا، در انگلستان به ندرت بازیکنان صاحب نامی‌ همچون وین رونی یا مایکل اوون در آغاز دوران بازیگری خود اجازه پیوستن به تیمهای جوانان یا نوجوان ملی‌ را داشته اند، مسابقاتی که می‌تواند تجربه بازی در مقابل فوتبالیستهایی با فرهنگهای متفاوت را برای آنها به ارمغان آورد.

در خارج از زمین فوتبال و در سطح جهانی‌، فدراسیون فوتبال انگلستان در طی‌ ۲۰ سال گذشته خود را از همیشه منزوی‌تر کرده است. جام ملتهای اروپای ۱۹۹۶، نخستین دوره این رقابتها بود که با شرکت ۱۶ تیم برگزار شد. فروپاشی بلوک شرق و افزایش تعداد اعضا اتحادیهٔ فوتبال اروپا، یوفا را ترغیب کرد تا مرحله نهایی این مسابقات را به جای ۸ تیم با ۱۶ تیم برگزار کند.

انگلستان این مسابقات را در هشت ورزشگاه مدرن و زیبا به بهترین نحو برگزار کرد. این موفقیت نوید این را می‌داد که انگلستان برای اولین بار از زمان برکناری استنلی راس - سومین و آخرین رئیس انگلیسی فیفا - در سال ۱۹۷۴، بار دیگر در مجامع بین المللی صاحب اعتبار شود.

میزبانی موفق انگلستان، مقامات فوتبال این کشور را به این فکر فرو برد که آنها می‌توانند خود را نامزد جام جهانی‌ ۲۰۰۶ کنند که احتمالا در اروپا برگزار می‌شد. انگلیسیها در این راه یک مانع بزرگ در سر راه خود داشتند؛ رقیب دیرینه آنها آلمان که از حمایت همه جانبه هشت عضو اروپایی هیئت رئیسه فدراسیون جهانی‌ فوتبال - فیفا - نیز برخوردار بود.

بدون حمایت یک سوم اعضای اروپایی، انگلستان- بعد از حذف مراکش و در مرحله دوم- با کسب تنها ۲ رای، رقابت را به آلمان و آفریقای جنوبی واگذار کرد. نکته‌ای که مقامات فوتبال انگلستان آن را به فراموشی سپرده بودند، توافقی ضمنی‌‌ بود که در میان اعضا اتحادیهٔ فوتبال اروپا به صورت غیر رسمی‌ جا افتاده بود. جام ملتهای ۱۹۹۶ اروپا به شرطی به انگلستان داده شد که، آنها خود را کاندیدای میزبانی جام جهانی‌ ۲۰۰۶ نکنند و راه را برای میزبانی آلمان در جام جهانی‌ ۲۰۰۶ و حمایت یکپارچه اروپا از آلمان باز نگاه دارند.

عدم دوراندیشی مقامات فدراسیون انگلستان و بی‌احترامی به یک توافق نوشته نشده اما جا افتاده، فوتبال این کشور را در اروپا و در سطح بین المللی بار دیگر بی‌اعتبار کرد.

اما در این میان، انگلستان با پرسابقه‌ترین لیگ سراسری و قدیمیترین جام (حذفی) دنیای فوتبال، پرشورترین تماشاگران فوتبال دنیا را دارد. لیگ برتر انگلستان پربیننده‌ترین لیگ فوتبال دنیاست. در طول ۱۶ سال گذشته بزرگترین فوتبالیستهای دنیا عمدتاً تشنه حضور در این لیگ بودند. اما همین لیگ بزرگترین معضل فوتبال ملی‌ این کشور بوده و احتمالا خواهد بود.

لیگ برتر عملا محل رشد بازیکنان و مربیان غیر انگلیسی بوده است. از ۲۰ مربی‌‌ این فصل لیگ برتر، تنها ۳ مربی‌ انگلیسی هستند. در ۱۹ دوره لیگ برتر هیچ مربی‌ انگلیسی‌ موفق به تصاحب عنوان قهرمانی این لیگ نشده و به نظر نمی رسد که حتی "هری ردنپ" هم در این فصل این رکورد را بشکند.

Image caption مایکل اوون و وین رونی در سن پایین وارد تیم ملی شدند، اما در تیمهای نوجوانان و جوانان انگلستان بازی نکردند

در میان ۳ مربی‌ انگلیسی ۲۰ تیم لیگ برتر، تنها "روی هاجسون" بوده که برخلاف جریان آب شنا نموده و پا را از جزیره فراتر گذاشته. او در سوئد، ایتالیا، سویس، دانمارک، امارات و فنلاند ۲۷ سال مربیگری کرد و توانست سویس را بعد از ۲۸ سال به جام جهانی برساند. ۳ سال مربیگری در اینترمیلان نیز از افتخارات او محسوب می‌شود. هاجسون در سال ۲۰۰۲ تا آستانه مربیگری تیم ملی‌ ایران نیز رفت اما در نهایت از امارات سر درآورد. اما این تجربیات بین المللی هم کافی‌ نبود تا هاجسون بتواند در باشگاهی چون لیورپول سربلند شود.

فرهنگ فوتبال در انگلستان را می‌توان فرهنگی‌ محلی دانست. طرفداران فوتبال در این کشور بیشتر نگران تیم محل یا شهر خود هستند تا تیم ملی‌. حتی در مسابقات ملی‌ که تماشاچیان پرچم انگلستان را با خود به ورزشگاه می برند، می‌توان نام شهر یا باشگاه مورد علاقه شان را در میان پرچم ملی به وضوح دید.

حالا بعد از ۲ تجربه ناموفق با مربیان خارجی‌ در راس فوتبال انگلستان، همه از بازیکن تا کارشناس و تماشاگر خواهان حضور "هری ردنپ" انگلیسی روی نیمکت تیم ملی‌ این کشور هستند. اما آیا ردنپ ۶۴ ساله بدون هیچ تجربه بین المللی و حضور در فوتبالی که همچنان خود تافته جدا بافته می داند، و مهمتر از آن مسؤلینی که در مقابل باشگاه‌ها صاحب قدرت نمی‌باشند، می‌تواند طی‌ ۶ سال آینده فرمول موفقیت مقابل آلمان، اسپانیا، فرانسه، هلند، برزیل، آرژانتین و یا حتی اروگوئه را کشف کند؟

مطالب مرتبط