مدال‌آوران ایرانی المپیک؛ جعفر سلماسى

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

سلسله قاجار آخرین نفس‌هایش را می‌کشید که او در کاظمین عراق به دنیا آمد و طی ۸۱ سال زندگی‌اش، حکومت پنج نفر را در دو سلسله پادشاهی و نظام جمهوری اسلامی دید.

محمدجعفر سلماسی از ۱۰ سالگى ورزش را شروع کرد. در انجام حرکات تعادلی و آکروباتیک تبحر داشت. اما نیروی زیاد و توان جسمی‌اش چنان مشهود بود که وقتی مسابقات وزنه برداری قهرمانی کشور برگزار شد، با اطمینان خاطر در دسته پر وزن شرکت کرد.

سلماسی از سال ۱۳۲۴ تا ۱۳۲۷، چهار سال متوالی قهرمان ایران شد. اوج جوانی‌اش همزمان با جنگ جهانی دوم بود. سال ۱۹۴۴ وقتی ۲۶ ساله بود، رقابت های المپیک لغو شد. چهار سال بعد با خاموشی آتش جنگ، میزبانی المپیک برای دومین بار به لندن رسید.

البته در ایران، تعریف المپیک و شناخت ابعاد مختلف آن، قبل از جنگ و بعد از جنگ تفاوتی نداشت. مهم ترین مسابقه ورزشی، انتخاب پهلوان پایتخت بود که شاه مطابق سنتی دیرپا شخصاً بازوبند را دور بازویش می بست.

یال و کوپال پهلوانان پایتخت کجا و زندگی ساده ناظم مدرسه‌ای در بغداد کجا!

سلماسی تصوری از قرن آینده نداشت که او را به عنوان برنده اولین مدال المپیک خواهند ستود.

وقتی به المپیک رفت، فقط هفده سال از ورود نخستین میله هالتر و صفحه وزنه برداری به ایران می گذشت. امانوئل پادگرنی در دانشکده افسری و عبدالله نادری پایه گذاران این ورزش در ایران بودند.

Image caption سلماسی از سال ۱۳۲۴ تا ۱۳۲۷، چهار سال متوالی قهرمان ایران شد

سلماسی در چهارم آبان ۱۳۲۳ در فضای باز امجدیه به صورت غیر رسمی رکورد المپیک برلین را شکست. شاه جوان که در جایگاه ویژه نشسته بود، او را فراخواند. ملکه فوزیه هم آن جا بود. سلماسی با زیر پیراهن بود و هوا سرد. شاه از فتح الله مین‌باشیان خواست برایش گرمکن بیاورند.

عکسی از این گفت و گو به یادگار مانده. سلماسی بعداً گفت که شاه از او درباره وضع ورزش کشور سوال کرده بود.

داستان اولین مدال ایران

زمانی که قرار شد ایران به المپیک لندن برود، حسین صادقی به عنوان اولین رئیس فدراسیون وزنه برداری منصوب شده بود. او تا سال ۱۳۳۲ در این پست ماند و با درخشش سلماسی، سمت معاونت فدراسیون جهانی را نیز کسب کرد.

مقایسه رکوردها نشان می‌دهد رکورد سلماسی در سال ۱۳۲۶ برای کسب مدال نقره مسابقات جهانی ۱۹۴۷ فیلادلفیا کفایت می کرد. اما ایران مانند سایر تیم‌های آسیایی در آن رقابت‌ها حضور نداشت.

حضور سلماسی در تیم اعزامی به المپیک، تا حدی اتفاقی بود. ناظم ۳۰ ساله ایرانى مقیم بغداد، با پایان سال تحصیلى به وطن برگشته بود تا دور از گرمای طاقت فرسای عراق، تعطیلات تابستانى را در تهران بگذراند.

او در باشگاه نیرو و راستى تمرین می‌کرد که موسسش منوچهر مهران بود و همسرش منیر مهران مدیر آن بود. وزنه بردارانی که برای المپیک انتخاب شده بودند هم به این باشگاه می‌آمدند. آنها سال قبل با حضور در فنلاند، رقابت با خارجى‌ها را هم تجربه کرده بودند.

سلماسى آن روز در حرکت پرس، وزنه ۱۰۰ کیلوگرمى را مهار کرد و ملی‌پوشان را مبهوت کرد. مسؤلان او را به تیم ملى دعوت کردند.

کمال سلماسى پسر سوم جعفر سلماسى می‌گوید: "تابستان تمام شد و پدرم به بغداد برگشت. اما مسؤلان دعوت او به اردو را پیگیرى کردند. وزارت امور خارجه در نامه‌اى به آموزش و پرورش خواست تا پدرم را به مرکز برگردانند".

Image caption جعفر سلماسى بعد از پایان دوران قهرمانی، سرمربى تیم ملى وزنه بردارى عراق شد

در روزگاری که علم تغذیه هنوز به ایران وارد نشده بود، همسر سلماسی علاوه بر نگهداری از سه فرزندشان، برای فراغت بیشتر جعفر و تمرکز او روی تمرینات، مسئولیت تغذیه‌اش را هم بر عهده گرفت تا او مهیای شرکت در المپیک شود.

سلماسى در لندن، در حرکت پرس با مهار ۱۰۰ کیلوگرم، رکورد آنتونى ترلاتسو از آمریکا را شکست و از بقیه پیش افتاد. ترلاتسو قهرمان المپیک قبلی بود که سال ۱۹۳۶ پیش از آغاز جنگ در برلین برگزار شده بود.

سلماسی در حرکت یک ضرب با رکورد ۹۷.۵ کیلو به کار خود پایان داد. اما محمود فیاد از مصر با بالا بردن وزنه ۱۰۵ کیلوگرمی و در ادامه با ثبت بهترین رکورد در دو ضرب، قهرمان المپیک شد.

رادنی ویلکز از ترینیداد دوم شد و ملى پوش ایرانی روى سکوی سوم ایستاد. جالب این که ویلکز هم مثل سلماسى اولین مدال المپیک را برای کشورش به ارمغان برد. ترینیداد مانند ایران برای نخستین بار وارد المپیک شده بود.

جالب آن که سلماسی غیر از مشارکت در اولین حضور ایران در المپیک و کسب اولین مدال المپیکی این کشور، در اولین دوره بازی‌هاى آسیایى نیز عضو تیم ملی بود و آن جا صاحب مدال طلا شد.

در بازی های آسیایی ۱۹۵۱ دهلی، عضو همان کاروانی بود که وقتی به ایران برمی گشتند، برای سبک‌تر شدن بار هواپیمایی که ناگهان با خطر سقوط مواجه شده بود، چمدان هایشان را در آسمان رها کردند.

او در آن رقابت ها بالاتر از رودریگو دل روزاریو از فیلیپین و یوکیو ایگوچی از ژاپن، مدال طلا را به گردن انداخت.

تختی پرچم را به سلماسی داد

در المپیک ۱۹۶۰ رم، پرچمدار کاروان ایران غلامرضا تختی بود که یک طلا و یک نقره از دو المپیک قبلی داشت. تختی اما گفت که در کاروان ایران پیشکسوتانی هستند که لیاقت بیشتری برای حمل پرچم ایران دارند. سپس به سمت جعفر سلماسی از همراهان تیم ملی وزنه برداری رفت، پرچم را به او داد و گفت؛ شما اولین مدال‌آور ایران در المپیک هستی و اینجا هم باید پرچمدار باشی: "هرچقدر خواهش کردم، تختی قبول نکرد که خودش پرچمدار باشد و به ناچار من پرچمدار ایران در المپیک رم شدم".

جعفر سلماسى بعد از پایان دوران قهرمانی، سرمربى تیم ملى وزنه بردارى عراق شد و همزمان در دانشکده تربیت بدنى بغداد نیز تدریس مى‌کرد.

Image caption سلماسی سه سال بعد از المپیک 1948 لندن، در اولین بازی‌های آسیایی مدال طلا گرفت

سلماسی بعدا که بازنشسته شد و به ایران برگشت، مدتی در فدراسیون مشغول کار بود.

صادق سلماسی فرزند ارشد او با ضبط صدای پدرش و پیاده کردن متن، در کتابی ۱۴۴ صفحه‌ای، زندگی و خاطرات او را منتشر کرده است.

جعفر سلماسی درباره بازگشت از عراق به ایران در سال ۱۹۷۰ و صاحب خانه شدنش می گوید: "شاه دستور داد خانه‌ای در نارمک به من واگذار شود. دو خانه نیز در همان کوچه به فیلابی و نصیری‌ داده شد که فاقد آب و برق بود. پیغام دادم تا به این خانه‌ها آب و برق داده نشود، به آن نقل مکان نخواهم کرد. بلافاصله به امر شاه تمام کوچه را آب و برق داده و برای من تلفن هم وصل کردند."

در سال‌های آخر زندگی‌اش، مسئولین ورزشی سراغی از او نمی گرفتند که این موضوع باعث آزردگی خاطرش شده بود.

سلماسى که از سال ۱۳۷۳ ساکن قم بود، روز دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۷۸ در اثر ابتلا به بیماری دیابت در بیمارستان باهنر تهران درگذشت. پیکر نخستین مدال آور ایران در بازی‌های المپیک را در قطعه ۲۲ بهشت زهرا کنار هم تیمی و دوست قهرمانش محمود نامجو به خاک سپردند.

سال ۱۳۸۵هفتمین سالگرد درگذشتش با حضور مسئولین فدراسیون وزنه برداری و کمیته ملی المپیک برگزار شد. میر رسول رئیسی و سرهنگ حسن عرب شاهی از قهرمانان سابق این رشته نیز خاطراتشان از سلماسی را بازگو کردند.

سال ۸۶ با حضور محمد نصیری، عبدالله موحد و پرویز جلایر، مراسم بزرگداشت سلماسی و محمود نامجو همزمان برگزار شد؛ دوازدهمین سالگرد درگذشت سلماسی و بیست و دومین سالگرد درگذشت نامجو. رویه ای که تا امسال ادامه داشته است.