مدال‌آوران ایرانی المپیک؛ ابوطالب طالبی

ابوطالب طالبی
Image caption ابوطالب طالبی در المپیک 1968 مکزیکوسیتی، بدون شکست سوم شد و برنز گرفت

با کشتی، در مراسم عروسی‌های روستای گرگر (از توابع مرند) آشنا شد. رسم بود که پس از حنابندان و پیش از شام، دو نفر از خویشاوندان عروس و داماد در حضور مهمانان و با نوای ساز بالابان با هم کشتی بگیرند.

ابوطالب پس از هر عروسی با بی صبری منتظر عروسی بعدی بود که یک کشتی دیگر را در حاشیه جشن تماشا کند. بچه های دیگر محو ساز و آواز "عاشیق ها" و چین های گلدار لباس عروس می شدند. اما او غیر از پلو یا آبگوشت عروسی، فقط زورآزمایی کشتی گیرانش را دوست داشت.

خانواده ای ۹ نفره بودند که چهار نفرشان در سنین خردسالی فوت کردند. ابوطالب سه ساله بود که پدرش درگذشت. مادرش با کشاورزی و اداره دکان کوچک به جامانده از پدر، امورات خانواده را به سختی می‌گذراند.

در سال ۱۳۳۷ ابوطالب سیزده سالش بود که به تهران و محله جوادیه کوچ کردند. سیر کردن شکم چند سر نانخور در تهران بی آن که پدری بالای سرشان باشد سخت‌تر از روستا بود. ابوطالب بلافاصله به عنوان شاگرد سیمان کار مشغول به کار شد.

مدتی بعد شاگرد رفوگری فرش در کارگاه اوستا سید کریم موسوی شد. مرد مهربانی بود و اجازه داد شاگردش که رویای کشتی را از گرگر به تهران آورده بود، ساعتی از وقت کار را برای تمرین در باشگاه جعفری بگذارد.

رموز رفو را از اوستا سیدکریم و فنون کشتی را از استاد حسینقلی یاد گرفت.

بیست ساله شده بود که تیم ملی شوروی برای مسابقه دوستانه به ایران آمد.

در شب سوم رقابت این دو تیم، طالبی مقابل علی علی یف مبارزه‌ای جسورانه برگزار کرد و فقط با یک امتیاز به قهرمان جهان باخت.

در مسابقات قهرمانی سال ۱۳۴۴ کشور که در تهران برگزار شد با پیروزی بر شمس‌الدین سیدعباسی و احمد کوه‌دره ای(کرمانشاه) روی سکوی قهرمانی ایستاد تا برای مسابقات جهانی تولیدو انتخاب شود.

طالبی جایگزین محمدعلی فرخیان کشتی گیر شیرازی شده بود. عجیب آن که فرخیان هم مثل طالبی برای رسیدن به وزن قانونی، ناگزیر بود ۱۲ تا ۱۵ کیلوگرم از وزن بدنش را بکاهد.

عضو ۵۷ کیلوگرمی تیم ملی ایران در تیمی حضور داشت که تختی هم برای آخرین سال، دوبنده تیم ملی را پوشید. طالبی در آمریکا مقابل لیپانن از فنلاند، هاینریش تروتزباخر از اتریش و کارل دودری مونت آلمانی به پیروزی رسید.

سپس برای دومین بار به مصاف علی علی یف روسی رفت که این مبارزه به تساوی انجامید. در آخرین مبارزه به حسن سوینچ از ترکیه باخت و سوم شد.

یک سال بعد در مسابقات جهانی هندوستان بار دیگر به مدال برنز جهان رسید. به تادامیشی تاناکا از ژاپن باخت اما هورست مایر از آلمان شرقی را ضربه فنی کرد. ریچارد سوفمان آمریکایی را شکست داد و بعد، انتقام شکست سال قبل را از حسن سوینچ گرفت.

در ادامه با تساوی مقابل بیشامبر سینگ از هندوستان و شکست مقابل علی یف مجدداً روی سکوی سوم جهان ایستاد.

ماجرای مدال المپیک

در انتخابی‌های المپیک ۱۹۶۸ مکزیکوسیتی بر احمد کوه‌دره ای، رمضان خدر و جهانگیر عبدالباقر غلبه کرد. اما کدورتی بین عطا بهمنش دبیر وقت فدراسیون کشتی با او ایجاد شده بود. این تهدید که "نمی گذارم به المپیک بروی"، باعث شد واپسین تمریناتش برای المپیک با حاشیه و نگرانی گره بخورد.

در توضیح علت اختلافش با بهمنش می گفت: "او از من متنفر بود. با تمام وجود دلش می خواست سر به تن من نباشد."

در تمام مصاحبه‌هایش می گفت او را در سونا حبس کردند و در سونا را به روی او بستند تا سر وزن برسد. ماجرای با سر به شیشه دو جداره سونا کوبیدن او را کمتر کسی از پیشکسوتان دهه ۶۰ میلادی است که نداند.

در خانواده کشتی ایران، او را رکورد دار کاهش وزن در تاریخ این رشته ورزشی می دانند.

طالبی در المپیک مکزیکوسیتی، در دور اول با خاویر راکسون از گواتمالا کشتی داشت. نمی‌دانست حریف از کجای جهان آمده اما تا موقعی که وقت مسابقه اجازه داد از او امتیاز گرفت.

احمدجان از افغانستان را هم ۳-۰ برد. پیروزی مقابل محمد سردار از پاکستان و دونالد بهم از آمریکا، طالبی را به مصاف رقیب سنتی اش علی علی یف از شوروی فرستاد.

او سرانجام در استادیوم سانترال مکزیکوسیتی طلسم شکست ناپذیری علی یف را شکست و ۳-۰ بر او غلبه کرد. موحد اولین نفری بود که دوید روی تشک تا ابوطالب را در آغوش بگیرد.

ساعتی بعد اما اعتراض روس‌ها به جواب مثبت رسید و نتیجه کشتی را مساوی اعلام کردند.

باز با این وجود بخت قهرمانی برایش وجود داشت و باید یوجیرو اوتاکه ژاپنی را شکست می داد. اما کشتی ۳-۰ برده را با خاک و باراندازی که شد به ۳-۳ تبدیل کرد.

اوتاکه نیز مثل طالبی دومین تساوی اش را رقم زد اما به مدد دو پیروزی ضربه فنی مقابل اکوادور و آلمان شرقی، روی سکوی قهرمانی ایستاد.

دونالد بهم آمریکایی که به طالبی باخته بود دوم شد و خود طالبی بدون شکست روی سکوی سوم قرار گرفت.

سال ها بعد می گفت: "هر وقت عکس سکوی مکزیکوسیتی را می بینم جگرم آتش می گیرد."

پس از آن مسابقات، علی علی یف رقیب و رفیق سال‌های دور او در جراحی تخصص گرفت و وقتی سال‌ها بعد به ایران آمد و حال نزار دوستش را دید، برای انجام تمام مراحل درمان او، اعلام آمادگی کرد.

گرچه مرام و روحیه علی یف ستودنی بود اما منتقدین ورزش گفتند باعث سرافکندگی است که کشوری نفت و گاز خیز و چنین ثروتمند، از درمان مفاخر ملی‌اش هم عاجز است.

سال های غم انگیز بیماری

در مسابقات جهانی ۱۹۶۹ ماردل پلاتا که آخرین حضور طالبی در تیم ملی بود، با شکست در آخرین مبارزه مقابل دونالد بهم آمریکایی چهارمین مدال برنز متوالی‌اش را دریافت کرد.

نکته جالب و عجیب این جاست که اگر طالبی طی چهار سال حضور در مسابقات جهانی و المپیک به ژاپنی‌ها نمی باخت یا با آن ها مساوی نمی کرد، سه برنز از چهار برنز او طلایی رنگ می شد.

Image caption طالبی به دلیل وزن کم کردن‌های زیاد در مسابقات، در سال‌های بعد دچار بیماری‌های متعددی شد که تا پایان عمر آزارش داد

پس از کسب برنزهای چهارگانه، طالبی دوبنده تیم ملی در این وزن را به جهانگیر عبدالباقر داد و خودش به ۶۲ کیلوگرم صعود کرد و مدال طلای مسابقات ارتش های جهان را هم به گردن آویخت.

طالبی در سال ۱۳۵۱ در سن ۲۷ سالگی کشتی را کنار گذاشت و مدتی بعد، دوران طولانی بیماری‌اش آغاز شد. درد، یکی دو تا نبود. آرتروز گردن محصول سال های رفوگری فرش بود و عارضه‌های عضلانی، یادگار سال‌های مبارزه بر روی تشک بود.

طالبی این دردها را تحمل می کرد اما دردهای عصبی امانش را بریده بود. مدام بیقرار می‌شد. این بیماری بغرنج، ناشی از وزن کم کردن های غیر علمی در دوران قهرمانی بود.

طالبی در تمرینات با کشتی گیران ۶۸ کیلوگرم سرشاخ می شد اما برای مسابقات، هر بار ۱۲ کیلوگرم از بدنش را در سونا می‌تراشید.

این پرسش همیشه بی پاسخ بود که چرا در دوران اوج او، مربیان وقت تیم ملی و مسئولین فدراسیون کشتی اجازه می‌دادند او این گونه سلامتی‌اش را به مخاطره بیاندازد.

شب های وزن کشی را تا صبح در سونا به سر می‌برد. در محل رقابت‌ها به مسئول سونا می‌گفت در را قفل کن و برو. من تا صبح اینجا هستم. سپس مقابل درگاهی سونا دراز می کشید. به نحوی که سرش بیرون بماند و بدنش داخل. خوابش می گرفت و تا صبح، چندکیلوگرم از وزن بدنش کم می‌شد.

این تازه اول ماجرا بود. زیرا پس از وزن کشی باید با نمایندگان روسیه و ترکیه سرشاخ می‌شد. بدترین قسمت ماجرا آن جا بود که به دلیل فقر علمی مربیان تیم ملی، از نوشیدن مایعات پس از وزن کشی جلوگیری می‌شد. با این توجیه که باعث باد کردن بدن می شود و کشتی گیری که وزن کم کرده، بهتر است کباب و پلو بخورد تا تقویت شود.

وقتی شمس‌الدین سیدعباسی از دنیا رفت، طالبی به دوربین صداوسیما گفت: "خوش به حال سیدعباسی که مرد و راحت شد. اما زندگی من هر روز مرگ است، بس که درد می کشم. دعا کنید که این چند سال آخر عمرم را با شکنجه کمتری سپری کنم."

اما دردهای روحی و جسمی او کاهش پیدا نکرد. مسئولین ورزش نیز خود را موظف به تقبل هزینه‌های درمانی او نمی دانستند.

ابوطالب طالبی روز سی و یکم تیر ۱۳۸۷ در سن ۶۳ سالگی چشم از جهان فرو بست. او را در قطعه نام آوران بهشت زهرا به خاک سپردند.

محمد علی آبادی که شاید از بی اعتنایی سازمان تحت امرش به بیماری ابوطالبی بی اطلاع بود، با صدور پیامی گفت: "بی شک نام قهرمانان و افتخار آفرینان ورزش همیشه در خاطره‌ها جاوید و زنده است."

سه روز قبل از فوت طالبی، خسرو شکیبایی هنرمند محبوب سینمای ایران نیز درگذشت و مرداد همان سال، مراسم مشترکی برای گرامیداشت آن ها با حضور خانواده هایشان در کنار پیشکسوتان سینما و کشتی در تالار اریکه ایرانیان برگزار شد.

همدوره ای های طالبی می گفتند اگر چنین مراسمی در دوران حیات او برگزار می شد، بی گمان بخشی از آلام او را تسکین می‌داد.

مطالب مرتبط