سایه سیاست بر المپیک

حق نشر عکس Reuters
Image caption حلقه‌های المپیک گاه و بیگاه زیر چرخ‌های سیاست رفته‌اند

نزدیک دو ماه پیش بود که محمود احمدی‌نژاد، رییس‌جمهوری ایران گفت که "دوست دارم به المپیک لندن بروم، اما با حضور من مشکل دارند."

آقای احمدی‌نژاد در حالی این حرف را زده است که کمتر از دو سال قبل از آن محمد علی‌آبادی، رییس کمیته ملی المپیک ایران و از چهره‌های نزدیک به آقای احمدی‌نژاد، در نامه‌ای به کمیته بین‌المللی المپیک به نشان بازی‌های المپیک ۲۰۱۲ لندن اعتراض کرده و آن را "صهیونیستی" دانسته بود.

مقامات ایرانی تهدید کرده بودند که در صورت عدم تغییر نشان بازی‌ها، المپیک را تحریم خواهند کرد.

دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا هم در واکنشی تند گفته بود که "جای ایران در المپیک لندن خالی نخواهد بود."

بریتانیایی‌ها به سوریه هم روی خوش نشان نداده‌اند؛ آنها گفته‌اند که لندن پذیرای ژنرال موفق جمعه، رییس کمیته ملی المپیک سوریه نخواهد بود. آقای جمعه از چهره‌های نزدیک به بشار اسد است و بریتانیا می‌گوید دولت اسد در حال جنایت علیه مردم سوریه است.

غیرسیاسی، ولی سیاسی

تنش درباره حضور مقامات ایرانی و سوری در المپیک لندن اولین، و احتمالا آخرین، باری نیست که پای سیاست به این میدان ورزشی باز می‌شود.

از سال ۱۹۲۴، که برندگان جنگ جهانی اول آلمان شکست‌خورده را به بازی‌ها دعوت نکردند، تا حتی المپیک زمستانی ۲۰۱۴ در سوچی روسیه که هنوز نیامده، گرجستان تحریمش کرده، این رقابت‌ ورزشی گاه و بیگاه با جدال سیاسی همراه شده‌ است.

در منشور المپیک تاکید شده است که این بازی‌ها باید از هر نوع تبلیغات سیاسی دور بمانند و کمیته بین‌المللی المپیک هم مسئول این است که مانع از سواستفاده‌های سیاسی از المپیک شود.

با این حال هر قدر هم المپیک بخواهد خود را از سیاست کنار بکشد، سیاست ول‌کن المپیک نیست و این بازی‌ها بارها و بارها صحنه تحریم، تظاهرات، اعتراض و حتی حمله مسلحانه بوده است.

حق نشر عکس AP
Image caption با وقوع جنگ‌های جهانی، مدال‌هایی از این دست جای مدال‌های المپیک را گرفتند

گاهی ترکش‌ جنگ‌ به بازی‌ها برخورد کرده و گاهی پای مسائل نژادی به زمین باز شده است.

میدان ورزش-میدان جنگ

جنگ جهانی اول، که از سال ۱۹۱۴ آغاز شده و تا سال ۱۹۱۸ ادامه داشت، فرصتی برای ورزش و بازی باقی نگذاشته بود. به این ترتیب المپیک ۱۹۱۶ که بنا بود در برلین برگزار شود، لغو شد.

این اتفاق دو بار دیگر هم افتاد؛ در سال‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۴۴ هم جنگ جهانی دوم، مرگبارترین رویارویی نظامی تاریخ که بیش از ۶۰ میلیون نفر را به کام مرگ کشاند، مجالی برای برگزاری المپیک باقی نگذاشت.

یک بار هم در سال ۱۹۲۰ کمیته بین‌المللی المپیک، محل برگزاری بازی‌ها را از بوداپست مجارستان به آنتورپ در بلژیک منتقل کرد. مجارستان در جنگ جهانی اول جزو دول محور بود و متفقین پس از پایان جنگ آنان را به عنوان آغازکنندگان جنگ تحریم کرده بودند.

جنگ حتی تا درون مسابقات نیز کشیده شده است.

در بازی‌های سال ۱۹۵۶ درگیری میان بازیکنان واترپلوی مجارستان و شوروی چنان بالا گرفت که به واقعه "حمام خون" ملبورن مشهور شد.

در سال ۱۹۵۶ یک تظاهرات دانشجویی در بوداپست به انقلابی سراسری بدل شد که به سقوط دولت طرفدار شوروی در مجارستان انجامید.

حق نشر عکس Getty
Image caption مجارها، که انقلابشان توسط قوای شوروی در هم کوبیده شده بود، در استخر واترپلو به جنگ شوروی‌ها رفتند

ظرف دو هفته قوای نظامی شوروی با اشغال بوداپست به سرکوب انقلاب دست زدند. هرچند بعضی از انقلابیون مجار مسلح شده بودند و قصد دفاع داشتند، اما نیروهای شوروی با کشتن بیش از ۲۵۰۰ نفر موفق به سرکوب انقلاب شدند.

یک ماه بعد تیم‌های واترپلوی شوروی و مجارستان در نیمه‌نهایی بازی‌های المپیک ملبورن به هم برخوردند.

بازیکنان دو تیم که از وقایع یک ماه پیش از هم نفرت داشتند، با یکدیگر درگیر شدند. بازی به دلیل آن که آنان در استخر به کتک زدن هم پرداختند ناتمام ماند و مجارستان برنده مسابقه اعلام شد.

جاری شدن خون از چشم اروین زادور باعث شد که روزنامه‌ها اسم حمام خون روی این بازی بگذارند.

البته این خونبارترین واقعه المپیک نبوده است.

در سال ۱۹۷۲ سازمان سپتامبر سیاه، شاخه‌ای از سازمان آزادیبخش فلسطین، با به گروگان گرفتن ۱۱ ورزشکار اسرائیلی خواستار آزادی زندانیان فلسطینی از زندان‌های اسرائیل، و همچنین رهبران فراکسیون ارتش سرخ، گروه چپ‌گرای چریکی آلمان، از زندان‌های آلمان شدند.

اسرائیل بلافاصله گفت حاضر به مذاکره نیست.

گروگانگیری با کشته شدن ۱۱ ورزشکار اسرائیلی، یک افسر پلیس آلمانی و ۵ تن از گروگانگیران پایان گرفت.

حق نشر عکس Getty
Image caption هیتلر امیدوار بود برتری نژاد آریایی را در المپیک برلین ثابت کند

اسرائیل بعدها با عملیاتی مخفیانه به عنوان "خشم خدا" اقدام به قتل کسانی کرد که مشکوک به دست داشتن آنان در واقعه گروگانگیری بود.

'هنر با نژادست و با گوهرست'

دعوا و رقابت همیشه هم با خون و خونریزی همراه نیست.

همه کشورها دوست دارند با کسب پیروزی در المپیک برتری خود را به رخ بقیه بکشند. آدولف هیتلر هم استثنا نبود و می‌خواست در المپیک ۱۹۳۶ برلین نشان دهد که آلمان نازی شایسته‌تر از کشورهای دیگر است.

البته او، به همراه دیگر اعضای حزب و حکومت نازی، به برتری ذاتی نژاد آریایی معتقد بود. نازی‌ها خصوصا سیاهان را نژادی پست قلمداد می‌کردند.

اما جس اوونز، دونده سیاهپوست آمریکایی با کسب چهار مدال طلا این معادلات نژادپرستانه را به هم ریخت.

آن طور که از قول اطرافیان هیتلر نقل شده است او شدیدا از این پیروزی اوونز برآشفته بود.

البته خود اوونز بیش از نژادپرستی آلمانی‌ها، از تبعیض نژادی در کشور خود، آمریکا، آشفته بود. او به طعنه گفت که هیتلر برای من دست تکان داد، اما روزولت حتی یک تلگراف هم برایم نفرستاد.

اگرچه جس اوونز در پیروزی خود آنقدرها رنگ پوستش را برجسته نکرد، اخلاف او ۳۲ سال بعد سکوی پیروزی المپیک را به تریبونی برای اعتراض علیه تبعیض نژادی بدل کردند.

حق نشر عکس AP
Image caption سلام قدرت سیاه هم زمان با جنبش حقوق مدنی در آمریکا بود

تامی اسمیت و جان کارلوس، برندگان طلا و برنز دوی ۲۰۰ متر در المپیک ۱۹۶۸ مکزیکوسیتی، وقتی روی سکو رفتند مشت‌های خود را برای اعتراض علیه تبعیض‌نژادی در ایالات متحده برافراشتند.

این حرکت به "سلام قدرت سیاه" مشهور بود.

با حمله شوروی به چکسلواکی، شورش‌های دانشجویی در اروپا، جنبش ضدجنگ ویتنام و همچنین جنبش حقوق مدنی سیاهان آمریکا ۱۹۶۸ سال ناآرامی بود. و این ناآرامی با مشت‌های گره کرده اسمیت و کارلوس بر سکوی افتخار المپیک هم رفت.

المپیک‌های موازی

گاه تنش‌های سیاسی آن قدر بالا بوده‌اند که بعضی از شرکت در مسابقات المپیک خودداری کرده‌اند.

در سال ۱۹۳۶ که المپیک در آلمان نازی برگزار می‌شد، "جبهه مردمی" حاکم بر اسپانیا که ائتلافی از گروه‌های چپ‌گرا و آنارشیست بود، ضمن تحریم بازی‌ها سعی کرد رقابت‌هایی با عنوان "المپیاد مردم" را سازمان دهد.

هزاران ورزشکار از ۲۲ کشور مختلف قصد شرکت در این بازی‌ها را داشتند. البته آنان نه از سوی مراجع رسمی ورزشی، بلکه از طرف اتحادیه‌های کارگری و احزاب دست چپی به بازی‌ها اعزام شده بودند.

البته وقوع جنگ داخلی اسپانیا مانع از برگزاری بازی‌ها شد.

حق نشر عکس AP
Image caption کسانی که در گروگانگیری ورزشکاران اسرائیلی نقش داشتند بعدها توسط ماموران اسرائیلی کشته شدند

با این حال چند نفر از ورزشکاران که موفق شده بودند خود را به بارسلونا برسانند، آنجا ماندند و به جای ورزش جنگیدند.

در سال ۱۹۶۲ نیز اندونزیایی‌ها در مخالفت با کمیته بین‌المللی المپیک، که بر جدایی المپیک از سیاست اصرار داشت، مسابقاتی را با عنوان "بازی‌های قدرت‌های نوظهور" برگزار کردند. در دور اول این مسابقات حدود ۵۰کشور شرکت کردند که از جمله می‌توان به مصر، فلسطین، برزیل، بولیوی، یوگوسلاوی و ژاپن اشاره کرد.

شوروی نیز برای نشان دادن همبستگی در این بازی‌ها شرکت کرده بود. البته برای این که جایگاهش در کمیته بین‌المللی المپیک تضعیف نشود، ورزشکاران تراز اولش را به این بازی‌ها نفرستاده بود.

در سال ۱۹۸۰ نیز ۲۹ کشوری که بازی‌های المپیک مسکو را به درخواست آمریکا تحریم کرده بودند با شرکت در بازی‌هایی در دانشگاه پنسیلوانیا، در ایالت فیلادلفیای آمریکا، مسابقات "ناقوس رهایی" را ترتیب دادند.

مطالب مرتبط