افتتاحیه المپیک؛ سفری در دل تاریخ بریتانیا

حق نشر عکس Getty

«متفاوت ترین مراسم افتتاحیه ای که تا کنون برای المپیک ساخته شده»: این جمله ای است که مدام از زبان هر کسی می توان آن را شنید و یا در فضاهای مجازی آن را خواند.

همه فکر می کردند بعد از مراسم افتتاحیه پر زرق و برق المپیک پکن با آن همه هنرهای نمایشی و رقص و رژه، دیگر برای افتتاحیه یک المپیک چه مراسمی می توان تدارک دید.

تا لحظه شروع مراسم افتتاحیه المپیک لندن هم کسی چیزی از جزئیات آن نمی دانست و همین رازآلوده بودن، توقع ها را هم بالا برده بود.

مشخص بود دنی بویل کارگردان این مراسم است اما اینکه چه اتفاقی قرار است بیفتد و چه کسانی قرار است بازیگران این مراسم باشند را کسی نمی دانست.

ساعاتی قبل از مراسم هم تنها شایعاتی به بیرون درز کرد مبنی بر اینکه مراسم با الهام از نمایشنامه های شکسپیر اجرا خواهد شد. همین و همین.

همه چیز با انقلاب صنعتی شروع شد. زمین سبز و زیبایی که کارگران و سرمایه داران وجب به وجب آن را آلوده به تولیدات صنعتی کردند و در کمتر از نیم ساعت نمایش به جز دودکش های کارخانه و چرخه های صنعتی که در حال چرخیدن بود چیزی باقی نماند و در آخر هم این چرخه صنعت حلقه های المپیک را تولید کرد و به احترامش همگی کلاه از سربرداشتند.

حق نشر عکس Getty

در این میان البته کارگردان اشاره های کوتاهی هم به اتفاقات تاریخی کرد از جمله جنبش حق رأی برای زنان بریتانیا.

بعد از آن تصاویری در مکانی دیگر جیمز باند را نشان دادند. شاید آن لحظه بسیاری منتظر دیدن یک تبلیغ تلویزیونی بودند، اما جیمزباند وارد اتاقی شد که زنی با موهای سفید در حال نوشتن بود. جیمز باند مودبانه ایستاد و با سرفه‌ کوتاهی حضور خود را اعلام کرد. وقتی سر زن به سمت دوربین برگشت کسی نبود به جز ملکه بریتانیا، الیزابت دوم و طنز ماجرا وقتی اتفاق افتاد که جیمز باند و ملکه تصمیم گرفتند از داخل هلی کوپتر و با چتر نجات به داخل ورزشگاه المپیک بپرند. پرواز و حتی فرود بازسازی شده‌ ملکه در محل برگزاری مراسم از شوخی‌های شیطنت آمیز دنی بویل با همه چیز بود.

بعد کودکانی پیژامه به تن روی تختخواب ها بالا و پایین می پریدند و پرستارانی با رقص و حرکات موزون از راه رسیدند تا بچه ها را بخوابانند و از آنها مراقبت کنند. اشاره مستقیم دنی بویل به نظام بهداشت و درمان دولتی بریتانیا که در این یکی دو سال گذشته از تیغ کاهش بودجه در امان نمانده است.

حق نشر عکس Getty
Image caption پرواز و حتی فرود بازسازی شده‌ ملکه در محل برگزاری مراسم از شوخی‌های شیطنت آمیز دنی بویل با همه چیز بود.

هرچند این بخش از نمایش درد دل ساکنان بریتانیا بود و دیگر اهالی دنیا سر از آن در نمی آوردند اما بسیاری گفتند دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا که از میهمانان مراسم هم بود پس از این دیگر به راحتی نمی تواند از هزینه های درمانی بکاهد.

به این ترتیب دنی بویل هم به دست‌آوردهای اجتماعی بریتانیا در دوران معاصر اشاره کرد و هم مشکلات جامعه امروز را یادآوری کرد و توانست در کنار جشن و پایکوبی المپیک، مجالی هم برای وصل کردن این رویداد به زندگی واقعی و روزمره مردم پیدا کند.

پس از آن مراسم پر شد از معرفی چهره های فرهنگی و هنری بریتانیا. از قصه خوانی جی کی رولینگ نویسنده کتاب هری پاتر برای بچه های پیژامه پوش، تا از آسمان فرود آمدن مری پاپینز شخصیت دوست داشتنی برای کودکان و حتی بزرگسالانی که کودکی شان پر بوده از قصه های این بانوی اعجاب انگیز.

حق نشر عکس Getty

پس از آن ادا و اطوارهای مستربین در بین نوازندگان ارکستر سمفونی مراسم هم، خالی از لطف نبود و قهقهه های خنده را به دنبال داشت.

شایعات زیادی در لندن در هفته های گذشته شنیده می شد که بالاخره چه کسی مشعل المپیک لندن را روشن می کند. برخی از این شایعات پر از طنز و کنایه بود از جمله اینکه ملکه مشعل را روشن می کند و شاید هم پرنس چارلز. اما مثل هر چیز دیگری تا لحظه آخر کسی نمی دانست مشعل المپیک لندن را چه کسی روشن می کند.

ابتدا دیوید بکهام شناخته شده ترین چهره ورزشی بریتانیا از دل رودخانه و با قایقی مشعل را به محل مراسم آورد و بعد آن را به دست سر استیون ردگریو پرافتخارترین ورزشکار آن کشور در بازی‌های المپیک سپرد و او مشعل را وارد محوطه کرد و بعد مشعل به دست هفت دختر و پسر نوجوان که نسل بعدی ورزشکاران المپیک خوانده شدند سپرده شد.

هنوز همه منتظر شخصیت موعود بودند که قرار است مشعل را روشن کند. هفت نفر با هفت مشعل به میدانی رسیدند و با مشعل هایشان به جمعیت تعظیم کرده و بعد همه با هم به مشعل بزرگ المپیک تعظیم کرده و آتش مشعل هایشان را وارد مشعل بزرگ کردند و صحنه اعجاب آمیز خلق شد و مشعل با وقار و شکوهی بی نظیر روشن شد. خبری هم از شخصیت و چهره معروف نشد که نشد. انگار قرار بود کارگردان بگوید مشعل فردا را همین آدم‌های معمولی و جوان‌ها و نوجوان‌های امروزی روشن خواهند کرد.

حق نشر عکس Getty

دنی بویل در این نمایش چند ساعته از هر قوم و ملت و مذهبی بازیگرانی را به صحنه آورد، از سیاه و سفید و شرقی و غربی. حتی در بین بچه ها دخترکی مقنعه پوش نیز دیده می شد، و در بین بازیگران یک سیک هندی با عمامه که همگی نشانه هایی از چند فرهنگی بودن لندن به عنوان میزبان بازی ها بود.

موسیقی و رقص های دسته جمعی پاپ ادای دینی به این نوع موسیقی بود که به نوعی می‌توان گفت بریتانیا از مهمترین مراکز تولید و اشاعه این سبک موسیقی در دنیا بوده و هست.

دنی بویل این مراسم را تنها برای تماشاچیان داخل محوطه نساخت بلکه با آوردن پیام هایی روی صفحه تلویزیون از جمله اس ام اس دو نفر از بازیگران صحنه هایی را هم به بینندگان تلویزیونی اش اختصاص داد که شانس بودن در این مراسم را نداشتند.

در آخر هم تیم برنرزلی، خالق وب را به صحنه آورد و ادای دین به مردی کرد که امروز همگی ما گشت زدن در اینترنت و دنیای کامپیوتر را مدیون او هستیم.

حق نشر عکس Getty
Image caption همه چیز با انقلاب صنعتی شروع شد. زمین سبز و زیبایی که کارگران و سرمایه داران وجب به وجب آن را آلوده به تولیدات صنعتی کردند

در لحظات آخر هم پل مک کارتنی خواننده و آهنگساز راک و از اعضای گروه افسانه ای بیتل‌ها ها برای تماشاچیان آهنگی را اجرا کرد که هر چند اجرای درخشانی از این خواننده نبود.

تا جایی که صحنه و امکانات صحنه به دنی بویل اجازه داد یادی از بزرگان بریتانیا کرد و هر چه این مملکت در چنته فرهنگ و هنر داشت را، به خصوص در عرصه فرهنگ و هنر مردمی، به دنیا دوباره نشان داد.

شاید بتوان گفت تدارک دیدن مراسم افتتاحیه المپیک به این سبک و سیاق و این‌گونه ساختارشکنانه بزرگترین خطری بود که دنی بویل توانست در طول زندگی حرفه ایش انجام دهد. مراسمی که بسیاری آن را زیاد از حد «انگلیسی» توصیف می کنند و به مذاق کسانی که به دنبال زرق و برق و جلال و شکوه و رقص و همچنین تعاریف متداول از مراسم افتتاحیه هستند خوش نیامد. ولی بسیاری هم این ساختارشکنی را دوست داشتند و به دنی بویل آفرین گفتند و این نوآوری او را ستودند. مراسمی که زندگی ساده و روزمره مردم را به تصویر کشید و سفری چند ساعته از دل تاریخ و فرهنگ بریتانیا به دنیای امروز کرد.

مطالب مرتبط