شش نکته درباره فرنگی­‌کار طلایی ایران

حق نشر عکس AP
Image caption حمید سوریان پس از چهل سال در کشتی فرنگی قهرمان شد.

۱- سال ۱۹۹۵ مقابل بیست هزار تماشاچی در ورزشگاه آزادی، فرنگی­‌کار اهل شهر ری موفق شد ایران را صاحب مدال طلای امیدهای جهان کند که در تاریخ کشتی فرنگی ایران، اتفاق تازه ای محسوب می شد.

پسرکی دهساله گرمکن او را به تن کرده بود که خیلی برایش گشاد می نمود اما با ذوق، آن فرنگی کار طلایی را تشویق می کرد. پاداش خاصی تعلق نگرفت به فرنگی­کار قهرمان که محسن سوریان نام داشت. به زودی دچار مصدومیت های شدید و بیماری های ناشی از کاهش وزن شد. ورزش را گذاشت کنار. خانواده اش دلزده بودند از کشتی فرنگی.

پسرک دهساله اما راه بی سرانجام برادر را در پیش گرفت. اسمش حمید بود. تر و فرز، با راکتوری از انرژی که نه در کوچه های شهر ری ته می گرفت و نه در باشگاه. استاد عبدالله زارع پدر کشتی خطه ری، می گفت حمید از محسن هم بهتر خواهد شد.

۲- اردوی تیم ملی کشتی آزاد بزرگسالان برای مسابقات جهانی تهران ۲۰۰۲، مدتی همزمان شد با اردوی نوجوانان فرنگی کار. حمید را پس از داد و هوار سال ۱۹۹۵ برای برادرش با آن گرمکن گشاد، مجدداً دیدم. این بار در قامت ملی پوش نوجوانان، با گرمکنی که متعلق به خودش بود.

حمید ۱۶ ساله، هم مودب بود و هم کمی پر رو. بستگی داشت چگونه با او صحبت کنی! وزن اول بود اما وزن آخری ها هم می دانستند که نباید سر به سرش بگذارند. احوال برادرش را پرسیدم. زیر لب چیزی گفت و اخم کرد. بعداً فهمیدم از این دلخور شده که یک خبرنگار، سوابق برادرش را به موقعیت فعلی او ترجیح داده!

حمید از شانزده سالگی تا بیست سالگی، با سرعت سرسام آوری پیشرفت کرد. دیگر حتی در خود شهرستان ری هم اگر کسی محسن را می دید، اول حال حمید را می پرسید و بعد جویای احوال خودش می شد!

۳- با محمد بنا به دو طلای جهانی رسیده بود. سال ۲۰۰۷ اما فدراسیون یزدانی خرم، بنا را کنار گذاشت و کادر جدید آمد. در اردوی شمال، سوریان معترض شد به بی نظمی تمرینات. او را از اردو اخراج کردند. یاسین بهرامی پور را به عنوان ملی پوش، معرفی کردند به فدراسیون جهانی.

یزدانی خرم تاکید کرد که چون انضباط باید در اولویت باشد، پس تصمیم مربیان را می پذیرد.

به رییس فدراسیون کشتی گفتم کنار گذاشتن حمید سوریان، بزرگترین اشتباه دوران مدیریت او خواهد بود. مسعود هاشم زاده از فرنگی کاران تیم ملی، در حمایت از هم تیمی اش مصاحبه کرد. حسن رنگرز هم جانب سوریان را گرفت.

یکی از خبرنگاران که موقع دعوا در اردو حاضر بود، شهادت داد سوریان نه مقصر بود و نه آغازگر درگیری. سرانجام، یزدانی خرم تصمیم مربیان را وتو کرد و حمید برای سومین بار راهی مسابقات جهانی شد تا طلای سوم را بگیرد.

۴- ماجراهای ۲۰۰۷ در المپیک پکن هم تکرار شد. سوریان از نظم اردو و نحوه تمرینات، رضایت نداشت. سوریان که بخت اول قهرمانی بود، مثل بقیه اعضای این تیم، دست خالی ماند.

حق نشر عکس AP

تنش های دائمی اردو به جایی رسید که هنگام بازگشت کاروان ناکام به تهران و در فرودگاه پکن، یکی از فرنگی کارهای اوزان میانی که از جانب هم تیمی ها متهم شده بود به سازش با مسئولین تیم ، سرپرست را صدا زد و با لحنی بسیار آرام، ناسزای بسیار درشتی را به زبان آورد.

یزدانی خرم اما این بار به خاطر نتایج ضعیف پکن، حق را به اعضای تیم داد و با برکناری همه اعضای کادر فنی و سرپرستی کشتی فرنگی، محمد بنا را مجدداً دعوت به همکاری کرد.

۵- وقتی چهارمین طلا را در دانمارک گرفت و به ایران بازگشت، فقط سه ماه از انتخابات پر حادثه خرداد ۸۸ می­گذشت و معترضین همچنان در خیابان بودند. آن ها از تلویزیون، تصویر اهدای مدال به رییس جمهور را دیدند.

دو سال بعد در جریان مسابقات جهانی استانبول، ناگفته های آن ماجرا را از زبان دو نفر از همراهان تیم ملی شنیدم که ذیلاً نقل می کنم.

به محض بازگشت و مطابق معمول، مدال آوران را نزد مسئولین مختلف می برند. به سوریان می گویند کت و شلوار بپوش که جای مهمی قرار است برویم. اتومبیل تشریفات آمده دنبالت.

وارد سالنی می شود که دو تا صندلی هست و دوربین فیلمبرداری. از مسئولین و مربیان کشتی، هیچ کس اینجا نیست. او را روی یکی از صندلی ها می نشانند. کاغذی به دستش می دهند. می گویند زود حفظ کن الان آقای دکتر میاد.

سوریان می گوید نمی توانم حفظ کنم. پاسخ می دهند که عیبی ندارد از رو بخوان.

همزمان محمود احمدی نژاد وارد می شود. از حیث جلب حمایت رهبری و ارگان های نظامی، سیاسی و رسانه ای، در بهترین روزهای دوران ریاست جمهوری اش قرار دارد. با سوریان دست می دهد، به او تبریک می گوید و می نشیند روی صندلی مقابل. سوریان بی آنکه چشم از روی کاغذ بردارد، آنچه نوشته شده بود را رو خوانی می کند.

یکی از مسئولان تیم ملی می گفت: "آن ها که معترض اند و در خیابان یا اینترنت به حمید فحش می دهند، اگر خودشان روزی قهرمان جهان شدند و در چنین موقعیتی قرار گرفتند، این اختیار را دارند که متن را پاره کنند!"

۶- روزهای آخر سال ۲۰۱۰ و کل سال ۲۰۱۱ ، بدترین دوران ورزشی سوریان بود. در بازی های آسیایی باخت و سپس با انصراف از حضور در اردو، دوبنده تیم ملی و مسابقات جهانی را از دست داد. زیرا در ۶۰ کیلو زورش به رقبا نمی رسید و برای ۵۵ کیلو هم باید ۱۰ کیلو از وزن بدنش را می کاست.

سال ۲۰۱۲ اما خودش را حبس کرد در اردوی تیم ملی واقع در خانه کشتی ایران. جایی در مجموعه ورزشی آزادی، منتهی الیه غربی تهران و کاملاً بیرون از شهر. خودش می گوید جنبنده ای نیست مگر عبور و مرور کامیون ها.

از این تیم در مسابقات جهانی ۲۰۱۱ استانبول، امید نوروزی و سعید عبدولی قهرمان جهان شده بودند اما او یکسال را پشت خط تیم ملی مانده بود. تمریناتش که آغازی نا امید کننده داشت، به سرعت روی غلتک افتاد و بدون مصاحبه و بی هیچ حاشیه ای، خودش را رساند به سکوی شماره یک المپیک. روشن بایراموف که فینال را در حضور رییس جمهور کشورش به سوریان باخت، از رده سنی جوانان حریف او بوده و اگرچه دو بار حمید را برده، اما هیچ وقت در مسابقات مهم، حریفش نشده.

هیچ کس در هیچ دوره ای از مسابقات جهانی حریف سوریان نشده. پس از ناکامی در المپیک پکن هم مثل بقیه اعضای تیم معتقد بود که ما در تهران به خودمان باختیم، بعد سوار هواپیما شدیم تا برویم پکن و نظاره گر اعلان رسمی ناکامی مان باشیم!

سوریان اما برای لندن، ابتدا کار سترگ یعنی چیره شدن بر جو سنگین و فضای ملتهب المپیک را به فرجام رساند و سپس کار ساده تر را. یعنی عبور از سد حریفانی که یارای مقاومت در برابر نبوغ تاکتیکی او را نداشتند.